ادامه مطلب...

همزیستی نیوز - همه امیدواریم کریمی برگردد و روز افتتاحیه کنار دانش‌آموزان این مدرسه باشد؛ پسرانی که حتما از تماشای آقای شماره هشت لذت خواهند برد. او که یکی از چراغ‌های روشن این سرزمین است.

«این روزها به دو دلیل بار دیگر نام علی کریمی بر سر زبان‌ها افتاده است. دلیل اول، خبر غیر رسمی مسافرت او به کشور کانادا است که در کنار انتشار یک پست مشکوک در صفحه شخصی کریمی، شایعه مهاجرت همیشگی آقای شماره هشت را به دنبال آورده است. علت دوم مطرح شدن نام کریمی هم این است که او پیشنهاد سرمربیگری شهرخودرو را رد کرده. مالک باشگاه مشهدی بعد از جدایی غیر منتظره مجتبی سرآسیابی به علی کریمی پیشنهاد داده بود و در شرایطی که به نظر می‌رسید این یک انتخاب وسوسه‌کننده برای برای جادوگر باشد، او حاضر به نشستن روی نیمکت شهرخودرو نشد. بنابراین حالا همه‌جا حرف از کریمی است؛ ستاره درخشان فوتبال ایران در دهه‌های هفتاد و هشتاد که اگر از مربیگری کنار برود، خیلی اتفاق مهمی رخ نداده، اما اگر از ایران برود، این یک خلأ و خسران بزرگ خواهد بود. بی‌تعارف کریمی شاید مربی مهم و موفقی نباشد یا نشود اما او یک آدم کم‌نظیر، یک هموطن دوست‌داشتنی و دغدغه‌مند است؛ از آنها که حضورشان غنیمت و غیبت‌شان مایه حسرت است. خوشبختانه اخیرا مهاجرت دائمی کریمی تکذیب شده و یک رسانه حتی مدعی شده او همین حالا هم در ایران است. در این شرایط شاید مرور چهار پرده از زندگی کریمی خالی از لطف نباشد؛ دو پرده که ثابت می‌کند او چرا برای مربی بزرگ شدن کار دشواری دارد و دو پرده دیگر که به رازهای محبوبیت و مقبولیت او مربوط می‌شود.

مردی که زود جوش می‌آورد

علی کریمی مربیگری را با دستیاری کنار کارلوس کی‌روش، اندکی پیش از جام ملت‌های آسیا در سال ۲۰۱۵ آغاز کرد. او آن زمان به تازگی کفش‌هایش را آویخته بود و رابطه خیلی خوبی هم با سرمربی وقت تیم ملی داشت. به نظر می‌رسید به شکلی معجزه‌آسا راه برای تغییر حرفه جادوگر و مهارت‌آموزی او باز شده، اما کریمی طبق معمول غیر قابل پیش‌بینی بود. کمتر از ۱۰۰ روز بعد از آغاز همکاری با کی‌روش و درست روزی که تیم ملی عازم استرالیا بود، کریمی ناگهان با انتشار یک پیام کوتاه در صفحه شخصی‌اش غیب شد: «اگر نمی‌توانی خدمت کنی، برو تا خیانت نکرده باشی.» این که در آن ۱۰۰ روز بین کریمی و کی‌روش چه گذشت روشن نیست، اما بعد از این قطع همکاری غیر منتظره، جادوگر به سرسخت‌ترین منتقد مربی پرتغالی تبدیل شد. این نمره منفی اول و نخستین نشانه ناامیدکننده بود؛ برای تبدیل شدن به یک مربی موفق، قطعا آستانه تحمل آدم‌ها باید خیلی بیشتر از این باشد.

مربیگری و دل‌رحمی؟ هرگز!

برگردیم به مهرماه ۹۷؛ به روزی که در بازی رفت پرسپولیس و سپیدرود رشت، علی کریمی و تیم جوانش به ورزشگاه آزادی آمده‌اند تا رودرروی مدعی شماره یک قهرمانی قرار بگیرند. مقاومت سپیدرود کاملا غیر منتظره است؛ آنها بازی را تا دقیقه ۹۰ و درست چند ثانیه مانده به سوت پایان مسابقه با نتیجه بدون گل اداره می‌کنند. در این شرایط کورش ملکی، دروازه‌بان جوان سپیدرود خودش را روی زمین می‌اندازد تا بلکه آخرین ثانیه‌ها را هم تلف کند و تیمش یک امتیاز ارزشمند به رشت ببرد. علی کریمی اما از لب خط بر سر او فریاد می‌کشد: «بلند شو، لازم نکرده وقت بکشی!» بعد هم توپ آخر روی گل سپیدرود می‌آید و شوت استثنایی آدام همتی به تور دروازه می‌چسبد. نه؛ مربیگری مخصوصا در فوتبال ایران دل بی‌رحم می‌خواهد. انگار علی کریمی برای موفق شدن در این حرفه، بیش از حد «تمیز» است، بیش از حد جنتلمن است.

چهره ملی؛ بالاتر از رنگ‌ها

بهمن ۹۶ علی کریمی در مناظره با محمدرضا ساکت در برنامه نود، دبیرکل فدراسیون را گوشه رینگ برد و انتقاداتش از مدیران فوتبال ایران را بی‌پروا مطرح کرد. صبح روز بعد از مناظره، ساکت خسته و بی‌خواب راهی فرودگاه امام خمینی شد تا از کاروان تیم ملی فوتسال استقبال کند. اتفاق جالب اما زمانی رخ داد که دوربین تلویزیون برای مصاحبه به سمت ساکت رفت؛ در این لحظات گروهی از مسافران عادی که در حال استفاده از پله‌برقی فرودگاه بودند یکصدا نام علی کریمی را فریاد زدند و مصاحبه آقای دبیرکل را خراب کردند! کریمی در تمام طول این سال‌ها، مقبولیتش را از همین مردم گرفته است. قطعا او هم اشتباهاتی داشته، اما رفتارش هرگز به منفعت‌طلبی آلوده نشده است. بی‌دلیل نیست که درست همان روزها، در پایان بازی استقلال و سپیدرود در ورزشگاه آزادی، هواداران استقلال به شدت علی کریمی را تشویق کردند. او مدتهاست که بالاتر از رنگ‌ها تبدیل به یک چهره ملی شده است.

بچه‌های مدرسه منتظرند

نمی‌شود از علی کریمی حرف زد و سوگیری‌های اجتماعی یا کنش‌های خیرخواهانه او را از یاد برد. کریمی در تمام طول سال‌های شهرتش، کم یا زیاد دغدغه «مردم» را داشته و اگر کاری از دستش برمی‌آمده، برای آنها انجام داده است. در همین اسفند و فروردین گذشته که کرونا به شکل هولناکی در گیلان تاخت‌وتاز می‌کرد، کریمی دو محموله پزشکی برای بیمارستان‌های این استان فرستاد؛ آنچه شاید انرژی و دلگرمی پشتش، به مراتب مفیدتر از بار محموله بود. آخرین خبری هم که پیش از این داستان‌ها از جادوگر داشتیم، مربوط به تقبل هزینه‌های ساخت یک مدرسه متوسطه در روستایی از توابع سیستان و بلوچستان از سوی او می‌شد. کسی نمی‌داند ساخت مدرسه الان در چه مرحله‌ای است اما همه امیدواریم کریمی برگردد و روز افتتاحیه کنار دانش‌آموزان این مدرسه باشد؛ پسرانی که حتما از تماشای آقای شماره هشت لذت خواهند برد. او که یکی از چراغ‌های روشن این سرزمین است.»

منبع: دنیای اقتصاد

ادامه مطلب...

همزیستی نیوز - بوسیدن کودکان یکی از راه های انتقال ویروس کرونا به این قشر از جامعه است که امروزه مشخص شده در مصونیت از ویروس کرونا قرار ندارند.

به گزارش جی پلاس، برخلاف باور عمومی و حتی علمی در روزهای نخستین شیوع این بیماری، این روزها کودکان و نوزادان به شدت در معرض کرونا قرار گرفته‌اند و باید مراقبت‌های لازم از آنان در مقابل این بیماری صورت بگیرد.

موج دوم کرونا گویا از موج اول آن نیز خطرناک‌تر است و آمار همه‌گیری این ویروس و همچنین میزان بستری‌شدگان موید این مطلب است.

 از سوی دیگر در برخی استان‌ها مانند خراسان رضوی حدود دو هفته است که وضعیت قرمز حاکم بوده و تغییر چندانی در وضعیت صورت نگرفته است.

آمار بستری‌ها، مبتلایان و فوت‌شدگان کرونا در استان خراسان‌رضوی همگی افزایش پیدا کرده و تمام این‌ها موارد نگران‌کننده‌ای است که در این روزها شاهد آن هستیم.

علاوه بر این، برخلاف باور عمومی و حتی علمی در روزهای نخستین شیوع این بیماری، این روزها کودکان و نوزادان نیز به شدت در معرض این بیماری قرار گرفته‌اند و باید مراقبت‌های لازم از آنان در مقابل این بیماری صورت بگیرد.

پزشکان توصیه اکید دارند که کودکان نیز مانند بزرگسالان از ماسک استفاده کنید و دقیقا مشابه سایر اقشار جامعه از حضور در تجمعات ممانعت به عمل آید.

یکی از پزشکان مشهدی که در زمینه درمان بیماران کودک مبتلا به کرونا فعال است در پستی اینستاگرامی از والدین و مادربزرگ و پدربزرگ‌ها خواسته است اکیدا از بوسیدن نوزادان خودداری کنند.

 

ادامه مطلب...

همزیستی نیوز - کارشناسان اجتماعی و فرهنگی تاکید دارند، در نظام جمهوری اسلامی آگاهی‌رسانی و اطلاع‌رسانی از فعالیت‌های مسئولان به مردم و شهروندان از اهم تکالیف و وظایف آنهاست، اما متأسفانه این مساله که با تصویب لایحه شفافیت، مسیر خود را به خوبی پیدا خواهد کرد،‌ اکنون در مجلس زمین‌گیر شده است.

شفاف بودن در بسیاری از مسائل به‌عنوان عامل بازدارنده از شکل‌گیری مشکلات شناخته می‌شود. در روابط اجتماعی و حتی خانوادگی، شفاف بودن است که مسائل را برای افراد قابل حل می‌کند. به همین دلیل است که مردم خواستار مشخص شدن سازوکار و عملکرد مسئولانی هستند که وظیفه سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی کشور را برعهده دارند.

به همین منظور، تیرماه ۹۷ حسام‌الدین آشنا در صفحه شخصی توئیتر خود نوشت: «مرکز بررسی‌های استراتژیک پیش‌نویس لایحه شفافیت را در اختیار هیأت دولت قرار داده است. بنا به دستور معاون اول، بررسی این پیش‌نویس به‌زودی در یک کمیسیون ویژه آغاز می‌شود. درمان بسیاری دردهای فعلی از مسیر شفافیت عبور می‌کند.»

لایحه شفافیت در چهار بخش کلیات، الزامات عام شفافیت، الزامات شفافیت در حوزه‌های خاص و شورای عالی شفافیت تنظیم شده است. شفافیت سازمانی، شفافیت اطلاعاتی، شفافیت تماس‌ها و سفارش‌های خارج از روال عادی، شفافیت مسافرت‌های خارجی، گزارشگری فساد، شفافیت سیاسی، شفافیت اقتصادی، شفافیت اجتماعی، شفافیت اداری، شفافیت قضایی و انتظامی، شفافیت تقنینی و شفافیت امنیتی- اطلاعاتی فصول مختلف این بخش‌ها را تشکیل می‌دهند.

تدوین‌کنندگان در پیش‌نویس این لایحه، ذیل هر یک از فصول، راهکارها و ضرورت‌های دستیابی به شفافیت را احصا کرده‌اند؛ راهکارهایی که بیش از هر چیز بر این واقعیت تکیه دارد که «باید در دسترس عموم قرار بگیرد.» این عبارت تکرارشونده در پایان اغلب عبارت‌های این پیش‌نویس، تضمین کننده همان گزاره معروف «محرمانه نداریم» خواهد بود.

در مقدمه این پیش‌نویس تأکید شده که این لایحه، نواقص و کاستی‌های تقنینی و اجرایی قانون ارتقای سلامت نظام اداری و مقابله با فساد مصوب سال ۱۳۹۰ و قانون انتشار و آزادی دسترسی آزاد به اطلاعات مصوب ۱۳۸۷ را جبران خواهد کرد و در موارد بسیاری تکمیل‌کننده این قوانین نیز خواهد بود.

چتر لایحه شفافیت بر حوزه‌های امور عمومی
هیأت وزیران اواخر اردیبهشت ۹۸ با بررسی مواد دیگری از لایحه شفافیت، کار بررسی و تصویب این لایحه را به پایان رساند. پس از آن در تیر ۹۸ رئیس‌جمهوری لایحه شفافیت را که در جلسه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ هیأت وزیران با هدف ارتقای سطح شفافیت و تحقق اقتصاد سالم و پویا به تصویب رسیده بود، برای انجام مراحل قانونی به مجلس شورای اسلامی ارسال کرد.

براساس این لایحه، اطلاعات، صلاحیت‌ها، رفتارها و عملکردهای مؤسسه‌های مشمول در زمان مناسب و با کیفیت مناسب در معرض دسترسی و استفاده اشخاص ذی‌نفع یا عموم مردم یا مراجع نظارتی قرار می‌‏گیرد.
این لایحه بیشتر حوزه‌های امور عمومی اعم از اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی را به‌صورت یکپارچه در برمی‌گیرد. این لایحه پس از سیر مراحل بررسی در کمیسیون خاص شفافیت و معاونت اقتصادی رئیس‌جمهوری در ۳۶ ماده در جلسه ۲۵ اردیبهشت هیأت وزیران به تصویب رسید.
در ادامه روند بررسی لایحه شفافیت، آبان ۹۸، علی ساری، عضو سابق هیأت رئیسه کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی، از انتخاب حسن لطفی، احمد بیگدلی، محمدرضا بادامچی، علی کرد و روح‌الله بابایی صالح برای عضویت در کمیسیون مشترک لایحه شفافیت خبر داد.

پیامدهای عدم شفاف‌سازی
اما چرا برخی از لوایح سال‌ها در مجلس سرگردان می‌مانند و اجرایی شدن آنها تا به این اندازه زمان‌بر است؟ برای تسریع روند تصویب و اجرایی شدن آنها چه کارهای باید انجام شود؟

پیمان حاج‌محمودعطار، وکیل دادگستری در پاسخ به این پرسش خبرنگار ایرناپلاس گفت: یکی از اهداف و انگیزه‌های مردم ایران در سرنگونی رژیم گذشته، عدم شفاف بودن آن در فعالیت‌های اقتصادی، سیاسی و بازرگانی بود. مردم اطلاع دقیقی از عملکرد مقام‌های مسئول، نخست‌وزیر، سناتورها و مسئولان کشور نداشتند و عدم شفاف‌سازی رژیم گذشته از دلایل برانگیخته شدن مردم، اعتراض و در نهایت انقلاب اسلامی و دگرگونی نظام سیاسی کشور شد.

به گفته این وکیل دادگستری، یکی از مهم‌ترین دستاوردها پس از انقلاب جمهوری اسلامی گذاشتن یک اصل در قانون اساسی است که بر این اصل همه مسئولان از عالی‌ترین مقام تا کارمندان ساده دولتی و سایر قوای سه گانه موظف‌اند صورت اموال و دارایی‌های خود را پیش از اکتساب و اشتغال به آن سمت دولتی یا غیردولتی و همچنین پس از آن به مقام‌های قضایی و نظارتی اعلام کنند.

او توضیح داد: متأسفانه با وجود آنکه این اصل قانون اساسی از اصول الزام‌آور برای همه مسئولان کشور است در طول ۴۱ سال گذشته تاکنون اقدام شفافی در این خصوص به عمل نیامده. در حال حاضر شاهد داشتن اموال بسیاری متعلق به کسانی هستیم که به نام خود، یا برای فرار از این مقررات به نام اشخاص مورد اعتماد خود کرده‌اند و تاکنون اراده جدی برای شفاف‌سازی اموال و دارایی‌ها به دست آمده در دوران تصدی مسئولیتشان وجود نداشته است.

حاج‌محمودعطار با بیان اینکه لایحه شفاف‌سازی در راستای اصلی که در سال ۱۳۵۸ خورشیدی پس از پیروزی انقلاب اسلامی لزوم شفافیت را به همه مسئولان تکلیف کرده‌ بود، توسط قوه قضائیه به هیأت وزیران و مجلس داده شد، تأکید کرد: شاهدیم که این لایحه نیز مانند برخی از لوایح بنا به دلایل نامعلوم مورد استقبال نمایندگان مردم قرار نگرفته است. در دوره قبلی مجلس شورای اسلامی اقدام اساسی و لازم برای جامعه، دولت و حاکمیت به عمل نیامد، اما امیدواریم در دوره جدید مجلس شورای اسلامی این لایحه در اولویت‌های اصلی مجلس قانون‌گذاری قرار گیرد.

نباید ضرر و زیان ادامه پیدا کند
برخی از لوایح در شرایطی سال‌ها در انتظار تصویب در مجلس باقی می‌مانند که می‌توانند تأثیر مهمی بر سرنوشت جامعه و کشور بگذارند و از طرفی، مردم از وجود آنها بی‌خبرند.
حاج‌محمودعطار درباره لزوم اطلاع‌رسانی درباره لوایح و مواردی که در مجلس مورد بررسی قرار می‌گیرد، بیان کرد: رسانه‌های گروهی از جمله رسانه ملی، صداوسیما و سایر رسانه‌های کاغذی مانند روزنامه‌ها و مجلات و رسانه‌های مجازی، وظیفه و مسئولیت دارند هرگونه لایحه، طرح و تصمیم‌های مهم و کلان کشور که در قوه مقننه، مجریه و قضاییه  مورد بررسی قرار می‌گیرد، به اطلاع شهروندان برسانند. در همین راستا تأکید شده جلسه‌های علنی مجلس باید به‌صورت زنده از طریق رادیو به سمع مردم برسد.

او افزود: دیدگاهی که به آن اشاره شد، حکایت از این دارد که در نظام جمهوری اسلامی آگاهی‌رسانی و اطلاع‌رسانی اقدام‌های کارگزاران و مسئولان به مردم و شهروندان از اهم تکالیف و وظایف آنهاست. اما متأسفانه در برخی موارد مسئولان به این وظایف قانونی عمل نمی‌کنند و مردم از این اقدام‌های مسئولان بی‌اطلاع‌اند؛ اما یک نکته مهم در اینجا آن است که، چه مردم درباره یک سیاست، طرح، لایحه و مصوبه قانونی، بخش‌نامه، تصویب‌نامه و ... اطلاع‌رسانی شوند یا نه، مسئولان به‌ویژه قوه مقننه وظیفه دارند در جایی که احساس می‌کنند قانونی باید در قالب طرح یا لایحه به تصویب برسد، آن را عملی کنند.
این وکیل دادگستری ادامه داد: نمایندگان نباید با دست‌اندازی یا پشت گوش انداختن موجب معطل ماندن لایحه یا طرح پیشنهادی شوند و ضرر و زیانی که به علت تعلل در تصویب این لایحه به دولت و جامعه وارد می‌شود، ادامه پیدا نکند.

ادامه مطلب...

همزیستی نیوز - ضربان سریع قلب می تواند یکی از نشانه های بارداری باشد، البته از نشانه های اولیه معمول این شرایط نیست.
 تسریع ضربان قلب ممکن است این شرایط موجب تعجب شما شود، اما دلایل مختلفی می توانند موجب افزایش سرعت ضربان قلب شده و البته بسیاری از آنها جدی و نگران کننده نیستند. همچنین، اگر افزایش ضربان قلب با علائمی مانند احساس درد در فک، گردن، پشت، دست ها یا شانه، ناراحتی یا درد در سینه، تنگی نفس، خستگی، حالت تهوع و استفراغ همراهی نمی شود، به احتمال زیاد با یک سکته قلبی مواجه نشده اید.

 به گزارش گروه سلامت عصر ایران به نقل از "سلف"، قلب با پمپاژ دائمی خون به سراسر بدن وظیفه ارسال اکسیژن و مواد مغذی به بخش های مختلف بدن را بر عهده دارد و از این طریق ما را زنده نگه می دارد. در حالت عادی، قلب انسان در هر دقیقه 60 تا 100 تپش را تجربه می کند که چیزی بین 86,400 تا 144,000 تپش در روز می شود. ضربان قلب بیش از 100 بار در دقیقه به عنوان تاکی‌کاردی یا تندتپشی قلب شناخته می شود. این شرایط ممکن است جدی به نظر برسد، اما بعید است که نشانه ای از یک حمله قلبی باشد. در ادامه با برخی دلایل ضربان سریع قلب بیشتر آشنا می شویم.

استرس زیاد

زمانی که با مساله ای استرس‌زا مواجه می شوید، سیستم عصبی سمپاتیک و غدد آدرنال ترشح نوراپی‌نفرین که به نام آدرنالین نیز شناخته می شود را افزایش می دهند. گیرنده هایی در قلب به این محرک ها واکنش نشان داده و ضربان قلب شما می تواند افزایش یابد.

اگر نمی توانید در مدت زمانی کوتاه آنچه که موجب استرس شما شده است را برطرف کنید، تکنیک های تنفس عمیق حداقل به کسب احساس بهتر در لحظه کمک می کنند. شما می توانید عمل دم را از طریق بینی برای سه تا پنج شمارش انجام داده به طوری که احساس کنید شکم، و نه سینه، بالا می آید و سپس عمل بازدم را انجام دهید. روی تنفس عمیق و بالا و پایین رفتن شکم خود تمرکز کنید.

کافئین

مصرف بیش از حد کافئین می تواند موجب تسریع ضربان قلب شود. البته این امکان وجود دارد که در صورت ابتلا به حساسیت به کافئین با مصرف مقدار کمی از این ماده نیز افزایش ضربان قلب را تجربه کنید.

به گفته کلینیک مایو، مصرف تا 400 میلی گرم کافئین در روز یا حدود چهار فنجان قهوه، 10 قوطی نوشابه، یا دو نوشیدنی انرژی‌زا (محتوای کافئین می تواند بر اساس نوع نوشیدنی متفاوت باشد) برای بزرگسالان بی خطر است. مصرف کافئین را به تدریج کاهش داده و بررسی کنید آیا ضربان سریع قلب شما کاهش می یابد یا خیر. اگر این اتفاق رخ نداد برای بررسی دقیق شرایط به پزشک مراجعه کنید.

سرماخوردگی یا تب

اگر ضربان سریع قلب با نشانه های معمول سرماخوردگی یا تب مانند افزایش دمای بدن، سرفه و عطسه همراهی می شود، این بیماری احتمالا دلیل تسریع ضربان قلب است. مبارزه با عفونت بدن را مجبور می کند تا سخت تر از حد معمول فعالیت کند و این شامل ضربان سریع‌تر قلب برای مبارزه با هومئوستازی (اغلب شرایطی پایدار است) و غلبه بر عفونت می شود.

خواب ناکافی

زمانی که خواب هستید، بدن فعالیت چندانی انجام نمی دهد، از این رو قلب با سرعت کمتری می تپد. خواب فرصت استراحت را در اختیار بدن قرار می دهد. اگر به میزان کافی نخوابید، سطوح آدرنالین در طول روز می تواند بیشتر باشد. آدرنالین اضافه در بدن می تواند به ضربان سریع‌تر قلب منجر شود. بنیاد ملی خواب آمریکا هفت تا نه ساعت خواب شبانه را برای بزرگسالان توصیه کرده است. اگر در به خواب رفتن یا خواب باقی ماندن با دشواری مواجه هستید باید دلیل این شرایط را مشخص کرده و آن را برطرف کنید.

برخی داروها

اگر فهرست عوارض جانبی داروها را مطالعه کرده باشید، احتمالا می دانید که بسیاری از آنها می توانند موجب افزایش ضربان قلب شوند. داروهای بسیاری می توانند میزان ترشح آدرنالین را افزایش داده و ضربان قلب را تسریع کنند. بر همین اساس، زمانی که موضوع ضربان سریع قلب را با پزشک خود مطرح می کنید، یکی از نخستین پرسش های وی درباره داروهایی مصرفی شما است. با توجه به سابقه پزشکی و دارویی شما، ضربان سریع قلب می تواند یکی از نشانه های نیاز به تغییر دارو یا میزان دوز مصرفی آن باشد. پزشک می توانید تصمیم نهایی را در این زمینه بگیرد.

بارداری

ضربان سریع قلب می تواند یکی از نشانه های بارداری باشد، البته از نشانه های اولیه معمول این شرایط نیست. اگر باردار هستید، همانگونه که بدن به مرور زمان خود را با این شرایط سازگار می کند، ممکن است متوجه افزایش ضربان قلب خود شوید. برای پشتیبانی از رشد جنین، حجم خون زن باردار افزایش می یابد و قلب برای پمپاژ خون اضافه باید سخت‌تر کار کند که این می تواند به تسریع ضربان قلب منجر شود. این شرایطی عادی است اما اگر موجب نگرانی شما شده است می توانید برای حصول اطمینان از عادی بودن شرایط به پزشک مراجعه کنید.

اختلال اضطراب

نگرانی پایدار و اضافه ممکن است یکی از نشانه های اختلالات اضطراب مانند اختلال اضطراب فراگیر، اختلال اضطراب اجتماعی، اختلال هراس، یا اختلال اضطراب جدایی باشد. در شرایطی که هر یک از این اختلالات می توانند به روش های مختلفی خود را نشان دهند، دارای برخی علائم مهم و مشترک از جمله ضربان سریع قلب هستند. با پزشک یا تراپیست خود برای انتخاب بهترین گزینه درمان که می تواند به شما کمک کند، صحبت کنید.

مشکلات تیروئید

غده تیروئید هورمون های مختلفی مانند تیروکسین و تریودوتیرونین تولید می کند که بر بخش های مختلف بدن تاثیرگذار هستند. اگر به پرکاری تیروئید مبتلا باشید، غده تیروئید بیش از حد تیروکسین تولید می کند که می تواند متابولیسم بدن را بیش از حد تسریع کند. این می تواند به ضربان قلب سریع یا نامنظم همراه با علائم دیگر از جمله افزایش اشتها و کاهش وزن ناگهانی منجر شود. داروهای مختلفی برای درمان پرکاری تیروئید وجود دارند که از آن جمله می توان به مسدودکننده های بتا که به کنترل ضربان سریع قلب کمک می کنند، اشاره کرد.  

کم خونی

کم خونی یا آنمی زمانی رخ می دهد که اکسیژن خون برای تامین نیازهای بدن کافی نیست. این می تواند به واسطه تعداد ناکافی گلبول های قرمز خون یا میزان ناکافی هموگلوبین، پروتئینی که اکسیژن را از ریه ها به دیگر بخش های بدن انتقال می دهد، رخ دهد. در هر صورت، قلب باید سخت‌تر کار کند تا خون به بخش های مختلف بدن ارسال شود، از این رو، امکان تجربه ضربان سریع قلب وجود دارد. ضربان سریع قلب تنها نشانه کم خونی نیست و از دیگر علائم آن می توان به خستگی، سرگیجه، سردرد و پوست رنگ پریده اشاره کرد.

آریتمی قلبی

آریتمی قلبی زمانی رخ می دهد که نوعی نقص عملکرد الکتریکی در قلب وجود دارد که می تواند موجب ضربان نامنظم آن شود. اشکال زیاد و دلایل مختلفی برای بروز آریتمی قلبی وجود دارند اما اغلب با تسریع ضربان قلب احساس می شوند. آریتمی قلبی همواره مساله ای جدی نیست. بسیاری از موارد آریتمی قلبی زندگی فرد را در معرض خطر قرار نمی دهند و اغلب قابل درمان هستند. آریتمی قلب اغلب با بروز عوارض جانبی مانند سرگیجه، حالت تهوع، غش کردن، سینه درد، و تنگی نفس همراه است.

ادامه مطلب...

همزیستی نیوز - مکان‌هایی که احتمال ابتلا به کرونا در آنجا، بالا باشد مکان‌های پرخطر شناخته می‌شوند و توصیه می‌شود تا حد امکان با رعایت پروتکل‌های بهداشتی به آن مکان‌ها برویم یا اینکه از رفتن امتناع کنیم.

بعد از به سر آمدن دوران قرنطینه خانگی و خانه‌نشینی، همه اصناف به تدریج به عرصه کسب و کار خود بازگشتند و پس از گذشت چند ماه، ما با پیک دوم این بیماری رو به رو شدیم. شدت ابتلایان و جان باختگان به طرز باور نکردنیی بالا رفت. رعایت نکردن پروتکل‌های بهداشتی از جمله بهداشت تنفسی، مهم‌ترین عامل این رخداد ناخوشایند بودند. در ادامه «ایرنا زندگی» با معرفی ۵ مکانی که نرخ بیشتری از شیوع و انتشار کرونا را نشان دادند، شما را همراهی می‌کند.

۱. دورهمی‌های فامیلی

اعضای یک خانواده با سبک زندگی مشابه برای یکدیگر قابل اعتماد هستند؛ ولی سبک زندگی دیگر خانواده‌های فامیل نباید برای شما قابل اعتماد باشد. دورهمی‌های فامیلی دقیقا بستری برای انتشار این ویروس مهلک به وجود می‌آورد. اگر افراد بیشتری در این مهمانی حضور داشته باشند احتمال انتقال کرونا و نرخ ابتلایان نیز بیشتر می‌شود.

۲. رستوران‌ و کافه

رستوران و کافه‌ها به این دلیل جزو مکان‌های پر خطر هستند که اغلب فاصله‌ اجتماعی  و استفاده از ماسک رعایت نمی‌شود. می‌توانید با کلیک بر اینجا، مطالعه گزارشی در این‌باره به نکاتی که باید در رستوران و کافه توجه کنید دقت بیشتری بفرمایید.

ادامه مطلب...

۳. ساحل

تصورات اشتباهی درباره کرونا وجود دارد یکی از آنها این است که مکان‌های باز مانند سواحل دریا، از کرونا ایمن هستند؛ متاسفانه این تصور افراد بسیاری را به کرونا مبتلا کرده و به کام مرگ کشانده است. وسایلی که ما در سواحل لمس می‌کنیم، فاصله اجتماعی که رعایت نمی‌شود و نکاتی دیگر از جمله علت شیوع کرونا در این مکان هستند.

۴. باشگاه‌های ورزشی

اغلب باشگاه‌ها در این فصل گرم به سیستم خنک‌کننده مجهز هستند. در حالی که برای مقابله با کرونا، سیستم تهویه هوا مهم است نه خنک‌کننده. موضوع اصلی، گردش همه ساعته هوا است به طوری که ویروس در هوا پخش نشود. دانشمند ثابت کردند که انتقال کرونا از طریق هوای آلوده امکان‌پذیر است.تنها با تنفس یک فرد ناقل یا بیمار به کرونا، در یک محیط بدون تهویه هوا، کافی است تا افراد همه اتاق را به این بیماری مبتلا کند. با کلیک بر اینجا در این‌باره بیشتر بخوانید.

۵. خانه سالمندان

سالمندان افرادی هستند که سیستم ایمنی بدن‌شان پایین است و اگر که در برخی از افراد به این صورت نباشد باید مراقب‌شان باشیم. در این شرایط رفتن به خانه‌های سالمندان علاوه بر اینکه ممکن است برای خود ما ضرر داشته باشد، بیشتر ممکن است به آنها آسیب برسانیم. بدن ما به دلیل داشتن سیستم ایمنی قوی‌تر ممکن است ناقل ویروس کرونا باشد ولی کالبدی که هدف این ویروس قرار می‌گیرد، بدن عزیزانی باشد که کهولت سن دارند.

منبع: ریدرز دایجست

نقل از ایرنا

ادامه مطلب...

همزیستی نیوز - دو مشکل بزرگ وجود دارد، تابستان است و کودکان طاقت ماندن بیش از حد در خانه را ندارد، کرونا در شدیدترین مرحله از همه‌گیری قرار دارد. با این مشکلات چه کنیم؟

زمین‌های بازی چقدر خطرناک هستند؟

کودکان در فصل گرم سال، عاشق بازی در فضاهای عمومی مانند پارک‌ها و مجموعه‌های بازی هستند، اما همه‌گیری ویروس کرونا شرایط را بسیار سخت و استرس‌زا کرده است. هاروی کارپ، پزشک متخصص اطفال توضیح می‌دهد که دو روش عمده انتشار کووید ۱۹ در جوامع از طریق قطرات یا ذرات تنفسی موجود در هوا و از راه تماس با سطوح آلوده است. از آنجا که نور خورشید و رطوبت در خنثی کردن ذرات ویروسی SARS-CoV-۲ نقشی مهم ایفا می‌کند، ویروس در فضاهای بیرونی شکننده‌تر است، دکتر کارپ می‌گوید: زمین‌های بازی سرپوشیده به مراتب بدتر از زمین‌های بازی در فضای باز  هستند.

فضاهای شلوغ بازی خطرناکند

اگر زمین بازی یا پارک شلوغ باشد، احتمال زیادی وجود دارد که کودک شما مجبور شود فضاهای محدود مانند پله‌های بازی را با کودکان دیگر به اشتراک بگذارد. هرچه فرزندان در یک زمین بازی بیشتر باشند، احتمال اینکه آنها ذرات آلوده در هوا را نفس بکشند، بیشتر است. به همین دلیل است که بسیاری از کشورها از والدین و فرزندان درخواست می‌کنند در محیط تفریحی عمومی، حتی در زمان بازی، حتما ماسک بپوشند.

اسباب بازی‌های مشترک آلودگی دارند

زمین بازی از پلاستیک، فولاد یا سایر سطوح غیر متخلخل ساخته شده‌اند. تحقیقات جدید منتشر شده در مجله لنسرت نشان می‌دهد که ذرات ویروسی می‌توانند روی شیشه، چوب، کاغذ، پلاستیک و استیل ضد زنگ زندگی کنند و بیش از ۲۴ ساعت (در بعضی موارد تا یک هفته) باقی بمانند. اگرچه این تحقیق در یک آزمایشگاه انجام شده است و ممکن است ذرات ویروسی در فضاهای باز، اقبال کمتری برای ماندگاری داشته باشند، اما دکتر کارپ می‌گوید این احتمال وجود دارد که ذرات ویروس عفونی در تمام سطحی که کودکان شما در طول زمان بازی، آن را لمس می‌کنند، زندگی کند. به خصوص که باید در نظر داشته باشید وسایلی مانند طناب‌های چوبی یا ماسه شبیه سطوح سخت قابل ضد عفونی کردن نیستند، چیزی که باید نسبت به آن هوشیارتر باشید.

توپ‌ها، عروسک‌ها و تجهیزات ورزشی نیز وسایلی جذاب برای کودکان هستند و بسیاری از آنها تمایل دارند از این وسایل در جریان بازی استفاده کنند. اغلب این اسباب‌بازی‌ها سطوحی ایده آل برای زندگی ویروس‌ها به مدت طولانی هستند، خطر آنها را جدی بگیرید.

وقتی والدین منبع خطر می‌شوند

داده‌ها و تحقیقات موجود نشان می‌دهد که بزرگسالان در این مرحله بسیار بیشتر از کودکان در معرض کووید ۱۹ هستند. به این معنی که ممکن است والدین تهدید بزرگتری برای ایمنی بچه‌ها در زمین‌های بازی باشند تا بچه‌های دیگر.

آیا کودکان باید در زمین بازی ماسک بپوشد؟

پاسخ کوتاه است بله، کودک شما باید تحمل کند و ماسک خود را بپوشد. طبق اعلام مراکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌، کودکان زیر ۲ سال نباید ماسک بپوشند، اما این به این دلیل نیست که انجام این کار برای آنها مضر است، بلکه بیشتر به این دلیل است که کودکان کوچک به طور کلی با پوشیدن ماسک مشکل دارند. دکتر کارپ توضیح می‌دهد: برای یک کودک ۲ ساله بسیار سخت‌تر است که بتواند ماسک بزند و آن را مدیریت کند، به خصوص در زمین بازی. البته این مشکل برای بچه‌ها در هر سنی صادق است، اینکه جسمی به طور مداوم صورت آنها را لمس کند، آنها را اذیت می‌کند. والدین باید درک کنند که مقاومت کودکان برای امتناع از نپوشیدن ماسک، ممکن است کاملا غیرارادی باشد.

با کودکی که ماسک نمی‌پوشد، چه کنیم؟

امیلی ادلیون، دکترای روانشناسی بالینی می‌گوید: به طور حتم زمانی پیش خواهد آمد که وقتی شما کودک خود را به فضای بازی می‌برید، او از پوشیدن ماسک امتناع کند یا در جریان بازی ماسک بیفتد و آلوده شود. ادلیون تاکید دارد که حتی زمانی که کودک شما قوانین را نادیده می‌گیرد باید صبور باشید و با آرام مشکل را حل کنید. او توصیه می‌کند که در راستای صورت کودک قرار بگیرید تا ارتباط چشمی بین شما برقرار شود، از او با آرامش بخواهید که ماسک را دوباره بپوشاید یا زمین بازی را ترک کند. در نظر داشته باشید که پاسخ عاطفی ما، واکنش عاطفی آنها را به همراه دارد که در این صورت رسیدن به شرایط مطلوب چندان راحت نیست. اگر تصور می‌کنید که در کنترل اضطراب خود در محیط بازی، ضعیف هستید، پیش از دادن قول رفتن به فضای بازی به کودک، در مورد آن خوب فکر کنید و بعد تصمیم بگیرید.

منبع: good house keeping

نقل از ایرنا

ادامه مطلب...

همزیستی نیوز - طبق اعلام وزارت بهداشت، ویروس کرونا تا ظهر پنجشنبه (۱۹ تیر ۹۹) ۲۵۰ هزار و۴۵۸ نفر را به طور قطعی مبتلا کرده و در مجموع تا این روز ۱۲ هزار و ۳۰۵ نفر را در ایران به کام مرگ کشانده است.

به گزلرش ایسنا از سوی دیگر، ۲۱۲ هزار و ۱۷۶ نفر در ایران تاکنون بهبود یافته‌اند. بررسی آمارهای وزارت بهداشت نشان می‌دهد که طی ۱۰ روز اخیر (۱۰ تا ۱۹ تیر) به طور متوسط در هر ساعت ۱۰۵ نفر در ایران مبتلا و حدود هفت نفر قربانی این ویروس شده‌اند. البته در هر ساعت نیز ۱۰۸ نفر بهبود یافته‌اند. در این اینفوگرافیک، روند شیوع کرونا در ایران طی یک ماه اخیر (از ۱۹ خرداد تا ۱۹ تیر) را مشاهده می‌کنید.

گرافیک: پدرام آقایی

منبع داده‌ها: آمارهای اعلام‌شده از سوی وزارت بهداشت

ادامه مطلب...

همزیستی نیوز - چای پس از آب دومین نوشیدنی شناخته شده در جهان است و در میان انواع مختلف چای، مصرف چای سبز به دلیل فوائدی که برای سلامت دارد اغلب توصیه می‌شود.

به گزارش ایسنا، چای سبز سرشار از آنتی اکسیدان‌ها، فاقد کالری و حاوی میزان پایینی از کافئین است. این ویژگی‌ها چای سبز را به نوشیدنی مناسبی برای حفظ سلامتی تبدیل کرده است.

یکی از خواص چای سبز کمک به افزایش طول عمر است. آنتی اکسیدان‌های موجود در این نوشیدنی کمک می‌کند تا از اثر استرس اکسیداتیو کاسته و بروز نشانه‌های فرسودگی کند شوند.

وجود نوعی آنتی اکسیدان موسوم به EGCG در چای سبز به تسکین ناراحتی پوستی کمک می‌کند. چای سبز برای درمان آکنه، پسوریازیس و شوره سر گزینه مناسبی است.

همچنین چای سبز فاقد کالری است. علاوه بر این، آنتی اکسیدان‌های موجود در این نوشیدنی به بهبود سوخت و ساز در بدن و کافئینِ آن به کاهش وزن کمک می‌کند.

به گزارش مدیکال دیلی، مصرف چای سبز می‌تواند به بهبود عملکرد شناختی و کاهش خطر بروز سکته مغزی کمک کند.

ادامه مطلب...

همزیستی نیوز - جمعی از هنرمندان هنرهای نمایشی استان هرمزگان با انتشار نامه ای خطاب به رئیس جمهور، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، استاندار هرمزگان و مجمع نمایندگان هرمزگان در مجلس خواستار اعمال تصمیمات قاطع تر در جهت کاهش شیوع کرونا در استان هرمزگان شدند.

در متن این نامه که در اختیار خبرگزاری ایسنا قرار گرفته، آمده است:

"روزها و شب‌های سیاه هرمزگان پی‌درپی می‌گذرند و ما هر روز عزیزان بیشتری را از دست می‌دهیم و به آغوش خاک می‌سپاریم آن‌هم در آئین سکوت و تنهایی و بدون همراهی و حتی هق‌هق‌های بلند. انسان‌هایی که می‌توانستند برای عزیزانشان، برای خانواده‌هایشان و برای جامعه‌شان قدم بردارند اینک در کنار ما نیستند. در روزهایی که در برابر بحران همه‌گیری کرونا بیش از هر چیزی شفافیت و ارائه اطلاعات و آمارهای دقیق می‌تواند راه گشا باشد مردم را در بحران بی‌خبری گذاشته‌اید و امکان هر نوع اقدام مشترک مبتنی بر گزارش‌های صحیح را از گروه‌های اجتماعی گرفته‌اید. ما امروز به دنبال مقصر نیستیم و همان‌قدر که نا آگاهی بخشی از شهروندان را یکی از علت‌های این وضعیت فراتر از قرمز می‌دانیم، بی‌شک فقر اقتصادی بخش‌های بزرگی از جامعه و سوء مدیریت مسئولین اجرایی را علت‌های دیگر می‌دانیم که باید پاسخگویی برای آن‌ها باشد.

هیچ‌کس نمی‌تواند منکر تأثیر کمپین‌های اطلاع‌رسانی هنرمندان کشور و نقش آن‌ها در کنترل شیوع بیماری در روزهای آغازین باشد و امروز هم هنرمندان استان هرمزگان با تمام بضاعت خویش برای عبور از این بحران بی‌سابقه در کنار مردم و در کنار همه خادمان و دلسوزان خواهند بود. امروز که صدای کادر بهداشت و درمان و پزشکان و پرستاران و بهورزان خسته و اندوهگین هرمزگان را در ویدئوها و بیانیه‌ها و نامه‌هایشان می‌شنویم که دیگر توانی برایشان نمانده نمی‌توانیم سکوت کنیم. وقتی‌که مسئولین بهداشتی استان بارها و بارها خواهش کرده‌اند که اقتصاد را بر جان مردم ارجح ندانید سکوت جایز نیست. وقتی‌که این واقعیت را می‌بینیم که این بیماری همچون همه سنگ‌های دیگر برای پای کم‌توان خانواده‌های فقیرتر است نمی‌توان سکوت کرد. بدین‌وسیله از شما که امور اجرایی مردم را به دست دارید و هر حرکت و تصمیمتان می‌تواند به قیمت جان‌های ارزشمند مردم تمام شود.

پیش از آنکه کوچه به کوچه عزیزانمان را به خاک بسپاریم چاره‌ای بیاندیشید. بجای مقصر دانستن مردم، به جای نطق‌های سیاسی و بجای تصمیم‌گیری‌های محرمانه شفاف با مردم سخن بگوئید، مشارکت و حمایت همه گروه‌های مردمی را جلب کنید، وحدت و همکاری گروه‌های فقیر و غنی را تقویت کنید، برای معیشت خانواده‌های آسیب‌دیده از بحران کرونا چاره‌ای بیاندیشید، برای آن کسانی که هزینه ماسک و دستکش و مواد ضدعفونی‌کننده یک ماه خانواده‌شان نیمی از درآمدشان می‌شود و باید از سفره روزانه‌شان بزنند تا اقلام بهداشتی تهیه کنند چاره‌ای بیاندیشید و باز یادآوری می‌کنیم که ارزش هر تصمیم شما جان‌هایی خواهد بود که از دست می‌روند یا جان‌هایی که برای عزیزانشان حفظ می‌شوند."

ادامه مطلب...

همه ما آنان را که به آرامی در گوشه و کنار خیابان‌ها و میادین شهر در حال کسب درآمد هستند، می‌بینیم و این‌چنین جملاتی برای‌مان آشنا است. «لطفا از این آدامس‌ها بخرید»، «اجازه بدهید شیشه ماشین‌تان را تمیز کنم». برخی دیگر از ما نیز گاهی وزن شکم سیر خود را با ترازوهای گرسنگی آنان سنجیده‌ و یا نقش آینده خود را در کاغذهای کوچک فال آنان ترسیم کرده‌ایم.

پشت چراغ قرمز ایستاده‌ام و چشم انتظار سبز شدن آن تا خود را به مقصدی که چندین هفته طول کشیده است، برسانم تا بتوانم به آنجا بروم و نادیده‌ها را ببینم و غرق در لحظات مبهمی که پیش‌رو دارم، صدای کودکانه‌ای برای خرید یک بسته ماسک و آدامس مرا از خیال خودم خارج می‌کند؛ قلبم تیر می‌کشد. پسری که هم‌سن برادرم است؛ اما این کجا و آن کجا؟ اسمش را می‌پرسم، جالب اینکه اسم او نیز محمدرضاست. ولی محمدرضای کودک کار در این دوران وانفسای کرونا، ماسکی سفید رنگ که حالا بیشتر رنگش به خاکستری می‌زند و دستکش پلاستیکی که یکی از انگشتانش نیز از آن بیرون زده و انگار به کرونا در حال دهن‌کجی است، در تقاطع‌ها برای فرار از نداشته‌هایش ترس را به فراموشی سپرده و از میان خودروهایی که شتابان در حال طی کردن مسیر هستند، عبور می‌کند تا شاید بتواند شب با دستانی پر به خانه برگردد؛ شاید به‌خاطر سن کودکانه‌اش درکی درست از مرگ و صدمه دیدن جسم نحیفش ندارد.

آن لحظه آرزو کردم ایکاش می‌توانستم همه آنچه که در دستان کوچک و بی‌رمق محمدرضا هست را می‌خریدم تا آن‌ روز با خیالی آسوده و لبی خندان به خانه‌اش برگردد شاید بتواند مرهمی بر روی زخم‌های دل مادر و خواهرش باشد و آن شب بدون کتک خوردن از پدر معتادش سر بر بالین بگذارد. خنده‌ای تلخ بر لبانم بست و آرام گفتم: آفرین پسر خوب که تو این دوران کرونایی داری به مردم ماسک می‌فروشی تا حداقل فراموش نکنن که بیماری هست. خنده‌ای کرد و گفت: پس شما ماسک می‌خواهید. گفتم: درسته. یه بسته بهم بده. خوشحال شد و بسته را به من داد و پولش را گرفت و صدای ممتد بوق خودروهای پشت سر، فرصت را از من گرفت. کلافه‌تر از لحظات قبل و با قلبی فشرده از غم و اندوه که چرا؟ چراهایی که تاکنون پاسخی برای آن پیدا نکرده‌ام، به مسیرم ادامه دادم در حالی که چشم به خیابان دوخته بودم و فکرم هزار جا بود. با طی کردن خیابان‌های شلوغ و کوچه‌های تنگ، باریک و تاریک منطقه، به مقصد رسیدم.

ادامه مطلب...

ممنوعیت کودکی برای کودکان کار

به مقصد که می‌رسم، اتومبیل را پارک کرده و از پیرمردی که جلوی درب خانه‌ای نشسته است آدرس کارگاه فرشبافی حاج شعبان فرش‌فروش را می‌پرسم. او با نگاهی پرسشگر مرا به انتهای کوچه بن‌بستی هدایت می‌کند، به سمت درب نیمه‌باز پارکینگ خانه‌ای نیمه مخروبه. به میانه کوچه که می‌رسم کم‌کم صدای دفتین و قلاب زدن و آواز نقشه‌خوان «رج اول، یه گل قرمزی رو دوتا سبز و ....» نزدیک در شده، آرام کنار در را باز کرده و وارد پارکینگ می‌شوم؛ محیطی تاریک که پر شده از بوی نم و نخ. با ورودم، سرها به سمت در می‌چرخد و همه با چشمانی کنجکاو از دلیل آمدن فردی متفاوت به مجموعه می‌پرسند.

چشمانم که به تاریکی محیط عادت می‌کند، سراغ مراد استادکار کارگاه را می‌گیرم. یکی از فرشبافان که زنی میانسال است، می‌گوید: بیرون رفته، ده دقیقه‌ای برمی‌گردد. کنار دستش و بر روی تخت چوبی بزرگی که بافنده‌ها نشسته بودند، می‌نشینم تا بتوانم پیش از آمدن استادکار کمی دوستانه‌تر با آنان هم کلام شوم.

به تخت پای دار قالی که نگاه می‌اندازم، انگار همه غصه‌های دنیا در دلم جا باز کردند. کودکانی را می‌بینم که در آن جای نمور با صدای قلاب‌ها و ضربه‌های دفتین با هم رقابت می‌کردند و آن‌را برای خود افتخار می‌دانند، به دور از تعلقات دوران کودکی‌شان، جورکش ندانم‌کاری بزرگترها شده و از دنیای کودکی خود محروم شده‌اند.

شاید «زینب» بیش از ۲۵ سال ندارد ولی فراز و نشیب‌های زندگی، از او زنی جاافتاده با چهره‌ای افسرده و دستانی که هزاران داستان ناگفته از روزهای گذشته صاحبش دارد، ساخته است؛ با صدایی آرام و محزون هم‌کلامم می‌شود. از او می‌پرسم: اینجا چند نفر کار می‌کنند؟ می‌گوید: در مجموع ۲۵ نفر بافنده داریم که بیشتر آنها دختر و پسرهای خردسال هستند. سرم را که به اطراف می‌چرخانم کودکانی را می‌بینم که شاید سن‌بالاترین آنها، ۱۴ سال دارد و با گردنی خمیده در حال گره زدن بر تارهای فرش و هستند و با ضربه‌های شانه با هم رقابت می‌کنند، بی‌آن‌که از رنگ و لعاب دوران کودکی خود خبر داشته باشند. می‌پرسم: مدت زمان کاری‌تان چند ساعت است؟ زینب در حالی که با سرعت با دفتین بر پود فرش ضربه می‌زند، ادامه می‌دهد: از ساعت ۸ صبح تا ۸ شب. بعضی روزها هم که بافت یکی از فرش‌ها در حال تمام شدن است تا صبح پای دار قالی هستیم. باور کردنی نیست؛ کودکانی که بچگی کردن و شیطنت را برای خود ممنوع کرده و از سر اجبار و نیاز مادی خانواده‌های‌شان قید همه کودکی خود را زده‌اند. در چهره تک تک آنها غمی نهفته است که تنها خود و دوستان‌شان از آن خبر دارند.

ادامه مطلب...

تار و پودهایی از خون انگشتان دست

در حال پیدا کردن سوالی جدید از زینب هستم که صدای بلند آخ و گریه کودکی، توجه همه را به خود جلب می‌کند. زینب هراسان از پشت دار بلند شده و به سمت صدا می‌رود؛ من نیز به دنبالش. بالای سر دختر بچه ۱۰ ساله‌ای می‌رسیم که انگار با قلاب فرش انگشت اشاره دست چپش را بریده و خون از آن جاری است و خودش از ترس همچنان گریه می‌کند. زینب، بلافاصله با تکه پارچه‌ای که به‌دستش داده بودند، انگشت زخمی کودک نالان را می‌بندد. انگار آب بر آتش ریخته باشند. خبری از استانداردهای فیزیکی و روحی محیط‌های کاری نیست.

زینب وقتی چشمان نگران و مضطرب من را می‌بیند، با خونسردی می‌گوید: از این اتفاقات در اینجا خیلی رخ می‌دهد؛ چند روز پیش یک دار روی پای پسری افتاده و استخوان پایش زیر تیغ جراحی رفت. نفس کشیدن برایم تنگ‌تر می‌شود. چه بر سر کودکان و آینده‌سازان کشورمان می‌آوریم؟ با دستان خود چاله‌هایی در جسم و روح کودکان ایجاد می‌کنیم که تا پایان عمرشان ماندگار خواهد بود.

زینب آهی کشیده و در حالی‌که انگشت اشاره‌اش را به من نشان می‌دهد و با خنده می‌گوید: آنقدر ضربه قلاب به انگشتم خورده که گوشت اضافه آورده و شکل اصلی اش تغییر کرده است. ما از همان کودکی به شرایط کارگاه‌هایی که دارهای قالی بزرگ، سقف‌های سست، خامه‌ها و پودهای مضر برای تنفس، تهویه نامناسب و شرایط کم نور دارند، عادت کرده‌ایم و درد و خون زخم قلاب روی انگشت دست، در برابر این دردها بسیار ناچیز است.

ادامه مطلب...

شرایط کودکان کار در قانون ایران

قانون مدنی در تبصره یک ماده ۱۲۱۰، سن بلوغ در پسران را ۱۵ سال تمام قمری و در دختران ۹ سال تمام قمری عنوان کرده است؛ بنابراین از نظر قانون مدنی، دختری که ۹ سال قمری و پسری که ۱۵ سال تمام قمری دارد، بالغ محسوب می‌شود. مبحث پنجم از فصل سوم قانون کار جمهوری اسلامی به کار کودک اختصاص داده شده است؛ در ماده ۷۹ این قانون آمده که: به‌ کار گماردن افراد کمتر از ۱۵ سال تمام و به‌کارگیری نوجوانان ۱۵ تا ۱۸ سال نیز در شغل‌های سخت و زیان‌آور ممنوع است.

بر اساس این قانون، اگر یک کارفرما کودک زیر ۱۵ سال را به کار بگیرد، متخلف خواهد بود و برای نخستین‌بار به مجازات نقدی و برای بار دوم به مجازات نقدی و حبس محکوم می‌شود و در مرتبه سوم علاوه بر این موارد، کارخانه یا کارگاه پلمب و پروانه کار فرد متخلف ابطال خواهد شد.

افرادی که زیر ۱۸ سال به کار کردن می‌پردازند جزو کودکان کار محسوب می‌شوند. پدیده کودکان کار نه تنها بخش درخور توجهی از کودکان و نوجوانان که سرمایه‌های آینده جامعه هستند را در معرض انواع آسیب‌ها قرار می‌دهد، بلکه خانواده و جامعه را نیز با زیان‌های متعددی مواجه می‌سازد.

ادامه مطلب...

کار اجباری کودک، ممنوع است

منشور حقوق شهروندی در آذرماه ۱۳۹۵ با حضور رئیس‌جمهور در همایش قانون اساسی و حقوق ملت رونمایی شد. مبنا و شالوده‌ اصلی این منشور، ارتقا و استیفای‌ حقوق شهروندی بود که بر مبنای قانون، نظام حکومتی، قوانین داخلی کشور و آراء و تصمیماتی که هیئت دولت در حوزه‌های مختلف با توجه به سازمان‌های مختلف داشته است، این منشور پیش‌بینی و تنظیم و تدوین شده است.

از آنجایی که  کودک به نوعی شهروند است و قشری جدا از شهروند نیست، در نتیجه قوانین منشور حقوق شهروندی و مفاد آن یا به‌طور مستقیم مورد توجه است، مانند مطالبی که در ماده‌های ۴، ۳۲، ۵۴، ۵۵ و ... وجود دارد، یا به ‌طور غیرمستقیم، با اصطلاح شهروند می‌توانیم آن را به حقوق کودک تعمیم دهیم.

نکته‌های مهم در این چند ماده، بحث اجتماعی، روانی و سلامت جسمانی کودک است. نکته مهم دوم، مقوله‌ کار کودک است که کار اجباری کودک ممنوع شده است؛ مگر این‌که به حکم قانون باشد. نکته‌ دیگر، بحث داشتن پدر و مادر و سرپرستان دارای صلاحیت است. این عبارت کاملا کلی است و مفهومی وسیع دارد که در قوانین دیگر باید کلیاتش پیگیری شود. مقوله‌ مورد توجه دیگر، آموزش کودکان است که در دوره‌ ابتدایی رایگان پیش‌بینی‌ شده و در دوره‌های دیگر آموزش با شرایط ویژه‌ای باید ادامه داشته باشد.

روز جهانی مبارزه علیه کار کودکان هر سال ۱۲ ژوئن برگزار می‌شود. سازمان بین‌المللی کار روز جهانی مبارزه علیه کار کودکان را در سال ۲۰۰۲ راه‌اندازی کرد تا توجه جهانیان را به این معضل جلب کند.

مدیرکل بهزیستی استان زنجان در رابطه با کودکان کار در این استان، اظهار می‌کند: طبق مصوبه هیئت دولت، علاوه بر مجموعه بهزیستی، ۱۱ ارگان و نهاد متولی ارائه خدمات لازم به کودکان خیابانی و کار هستند که از جمله آن‌ها می‌توان به شهرداری، آموزش و پرورش، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، آموزش فنی و حرفه‌ای و اداره تعاون، کار و رفاه‌اجتماعی اشاره کرد.

محمد محمدی‌قیداری با بیان اینکه تعریف کودک خیابانی با کودک کار متفاوت است، ادامه می‌دهد: در استان زنجان هیچ کودک فاقد خانه و والدین که در خیابان بماند وجود ندارد ولی بر اساس بررسی‌های انجام شده ۱۸۷ کودک کار که دارای خانواده هستند، در استان شناسایی شده است.

وی تصریح  می‌کند: بهزیستی استان برای ساماندهی بهتر، ارائه خدمات به کودکان کار را به یکی از مراکز غیردولتی طرف قرارداد واگذار کرده تا علاوه ‌بر شناسایی گروه‌های هدف، خدماتی را در سطح مطلوب به آنان ارائه دهد و از همه مهم‌تر نسبت به توانمندسازی کودکان و خانواده‌های آنان اقدام کند.

این مسئول یادآور می‌شود: در این راستا مرکز حمایتی آموزشی کودک و خانواده شهر زنجان نسبت به پذیرش کودکان کار  اقدام و سپس آموزش‌های متعددی به آنان با هدف توانمندسازی ارائه می‌دهد. بسیاری از کودکان کار خیابانی پذیرش شده در این مرکز دارای خانواده بوده و شب‌ها نزد والدین خود زندگی می‌کنند و در صورت اعتیاد والدین، با همکاری معاونت امور پیشگیری بهزیستی نسبت به ترک اعتیاد آنان مبادرت می‌شود.

محمدی‌قیداری خاطرنشان می‌کند: علاوه بر ارائه خدمات مختلف نظیر مهارت‌های زندگی به گروه‌های هدف، با همکاری مددکاران اجتماعی ادامه تحصیل کودکان کار نیز از طریق آموزش و پرورش استان فراهم و به عبارتی از ترک تحصیل آنان جلوگیری می‌شود.

ادامه مطلب...

کودکان کار؛ چهره موهوم آینده جامعه

کودک کار یکی از آسیب‌های اجتماعی مهم است که به راحتی می‌تواند برای جامعه مسئله‌ساز شود و دلایل ایجاد این پدیده، ارزان بودن دستمزد این کودکان است که اغلب بی‌سرپرست یا بدسرپرست هستند که توسط افراد سودجو به‌کار گرفته می‌شوند یا دارای والدینی هستند که مشکلات مالی دارند و از کودکان‌شان سوءاستفاده مالی می‌کنند.

علاوه ‌بر این مشکلات این کودکان در معرض بسیاری آسیب‌های اجتماعی، روحی و جسمی قرار دارند که می‌توانند به راحتی در بزرگسالی به مشکل بزرگی برای جامعه به لحاظ جرم و بزه تبدیل شوند و همه این اتفاق‌ها به برخورد جامعه با آنان بستگی دارد.

اگر جامعه بتواند آن‌گونه که شایسته است از این کودکان که مجبور شده‌اند به جای بازی و تحصیل کار کنند، به درستی رفتار کند، تعداد کمی از این کودکان در بزرگسالی به آسیب اجتماعی تبدیل می‌شوند و گرنه این کودکان به دلایل مختلف دوران کودکی خود را از دست داده‌اند، در بزرگسالی نیز روزگار چندان خوبی نخواهند داشت.

ادامه مطلب...

قامتی به بلندای کودکی‌های نکرده

احساس می‌کنم توان حضور در آن محیط و نفس کشیدن در چنین فضایی برایم سخت و مرگ‌بار شده است؛ از زینب می‌پرسم آمدن مراد خیلی طول کشید. شاید روزی دیگر و با شرایط روحی بهتر و محیطی مطلوب‌تر برای این کودکانT بازگردم. با تک تک نان‌آوران کوچک خداحافظی می‌کنم و چشمان کم‌سو و ناامید آنان را که سنگینی‌شان را پشت سر خود احساس می‌کنم را، به خدا سپردم و از کارگاه بیرون می‌آیم.

ولی اوضاع و احوال کار کودکان محدود به این کارگاه و این شهر نیست، هر جایی که یک سوءاستفاده‌کننده فکر کند می‌تواند از هر دست کوچکی کار اضافی و بیش از توانش بخواهد، هر جایی که فکر کند دور از نگاه بازرسان و مأموران است، می‌توانید انتظار حضور بچه‌های قد و نیم قد به یک‌باره بزرگ شده را داشته باشید.

منبع: ایسنا زنجان

پیشخوان

آخرین اخبار