b_300_300_16777215_00_images_025_ed---Copy.jpg

گفت و گو: تاج محمد کاظمی

صاحب جمال رحیمی را من اصلا ندیدم! همانطور که شما عکسش را می بینید من هم عکسش را دیدم! البته صدایش را شنیدم، چند بار تلفنی صحبت کردیم. اولین بار فکر می کنم سال 97 بود که به من زنگ زد. خودش را معرفی کرد و گفت که از راز و جرگلان زنگ می زند. با زبان ترکمنی با هم صحبت کردیم. گرچه زبان مادری ما دو نفر ترکمنی است، اما ما ترکمن های استان گلستان و ترکمن های ساکن استان خراسان شمالی که شهرستان راز و جرگلان از توابع این استان است، با دو لهجه اندک متفاوت صحبت می کنیم. خیلی اصیل و زیبا صحبت می کرد.

گلایه می کرد که از شرکت  و حضور او در کلاس آموزش روزنامه نگاری(گزارش نویسی) که در بجنورد مرکز استان خراسان شمالی برگزار شده و من در آن تدریس کرده بودم، جلوگیری کرده بودند به این علت که لیسانس نداشته است.

البته من خبر نداشتم و اگر از قبل می دانستم، قطعا از مسئولان خانه مطبوعات استان می خواستم که به او اجازه حضور در کلاس را بدهند. گفتم اشکال ندارد و راهنمایی و تشویق کردم که اگر علاقه به کار خبر دارد کارش را ادامه دهد و قول دادم که در حد امکان از طریق فضای مجازی کمکش کنم تا با شیوه های خبرنویسی و گزارش نویسی بیشتر آشنا شود.

حالا امروز بعد از پنج سال خدا را شکر می کنم که صاحب جمال رحیمی برای خودش یک خبرنگار که نه یک فعال مدنی و اجتماعی مشهور در یکی از محروم ترین مناطق کشورمان شده است.

گرچه خودش دوست دارد بیشتر به عنوان یک خبرنگار شناخته شود و خودش را اولین خبرنگار زن ترکمن در خراسان شمالی معرفی کرده است، اما من خیلی موافق نیستم با او به عنوان یک خبرنگار گفت و گو کنم و به همین علت از 21 سئوال که برایش فرستادم، تنها سئوال آخر را به فعالیت رسانه ای اش اختصاص دادم.

حقیقتش صاحب جمال و صاحب جمال ها گرچه با عشق و علاقه ممکن است وارد عرصه خبر در کشورمان شوند و پیشرفت هم بکنند اما چه سود که پس از مدتی با تلی از مطالبات انباشته شده مردم مواجه می شوند و آن وقت نه راه پیش دارند و نه راه پس و چه غریبانه مجبورند یا چشم براین مطالبات ببندند و کارمند خبرنگار بشوند یا تبعات پیگیری این مطالبات را به جان بخرند و یا اینکه کلا عطای خبرنگاری را به لقایش ببخشند و دنبال کار دیگر بروند.

علت اینکه صاحب جمال رحیمی را برای این گفت و گو انتخاب کردم بطور قطع خبرنگار بودن او نبود، بلکه او را انتخاب کردم بخاطر اینکه اولا او یک زن است، مثل میلیون ها زن قهرمان ایرانی که درهمیشه تاریخ، استوار ایستاده و حماسه آفریده و می آفرینند، ثانیا او یک زن ترکمن است! زنی از صحرای ترکمن! زنی از جنس اصالت و شرافت! زنی از جنس متانت و زیبایی! و زنی از جنس مقاومت و پایداری!

ثالثا او در منطقه ای زندگی می کند که به رغم داشتن طبیعت زیبا و ظرفیت های بی بدیل گردشگری، محرومیت در جای جای آن موج می زند، بطوری که شهرستان راز و جرگلان از توابع استان خراسان شمالی در گزارش رسمی پایش فقر سال 1399 در بین 20 شهرستان محروم کشور در رده دوازدهم قرار گرفته است.    

صاحب جمال در خانواده ای بزرگ شده که صراحتا معتقد بودند «دختر نباید به مدرسه برود» ولی او نه تنها تسلیم این اعتقاد نشده بلکه توانسته آن را تغییربدهد و با تمام محدودیت ها و سختی ها درس بخواند، به طوری که امروز به درجه ای از رشد رسیده که از عشق خود به سینما، تئاتر و موسیقی سخن می گوید:

« به عنوان یک زن ترکمن عاشق رفتن به سینما و تماشای فیلم هستم، در زندگی خود یکبار اجرای نمایش تئاتر را داشته ام و متوجه شدم در این عرصه هم می توانم کار کنم. دوست دارم موسیقی گوش کنم و آرزو دارم وقت پیدا کنم و نواختن موسیقی ترکمن را یاد بگیرم.»

این فعال مدنی در جامعه ای که امروز اولویتش معیشت و زنده ماندن است، پذیرفتن مسئولیت اجتماعی را به گفته خودش از خانواده اش شروع کرده است:

« احساس مسولیت من از آن روزی که بخاطر اوضاع بد اقتصادی خانواده، اقدام به ترک تحصیل کردم، شروع شد، ما چون تعداد زیادی فرزند در خانه بودیم، یک شکم سیرغذا نمی خوردیم و همه هم، بچه مدرسه ای بودیم. از آن روز که ترک تحصیل کردم و شروع به بافت قالی و دستمزد قالی بافی را صرف امور زندگی خانوادگی کردم، احساس مسولیت اجتماعی در من شکل گرفت. »

وی بخشی از فعالیت های اجتماعی خود را تشویق افراد بخصوص کودکان و نوجوانان به کتاب‌خوانی، اهمیت دادن و اولویت بخشیدن به حفظ محیط زیست و جذب افراد خیر و گردشگران جهت رونق بخشیدن به اقتصاد ضعیف منطقه خودش می داند و معتقد است که مهم ترین دستاورد فعالیت های فرهنگی و اجتماعی اش، مطالبه گر بودن زنان است، بطوری که بانوان روستایش مطالبه کردن، پیگیر شدن و به دنبال نتیجه رفتن را یاد گرفته اند.

صاحب جمال ترکمن بودن خود را ویژگی و افتخاری برای خودش می داند و می گوید:  ترکمن قومیتی از اقوام ایران است که باعث زیبایی ایران شده است. قومیتی که بیشتر بخاطر قالی، اسب اصیل ترکمن، مختومقلی فراغی شاعرش و البسه های رنگارنگ و سنت های زیبایش شناخته می شود، من افتخار می کنم که ترکمن هستم و همیشه ویژگی بارز من استفاده از پوشش ترکمن است که درهر جلسه و یا برنامه ای چه در روستا و چه درحد کشوری با آن پوشش ترکمنی شرکت می کنم.

گفت و گوی همزیستی با صاحب جمال رحیمی فعال مدنی و اجتماعی منطقه جرگلان شهرستان راز و جرگلان استان خراسان شمالی را با هم می خوانیم:

*****

ضمن معرفی خود، روند زندگی خودتان در دوران کودکی، نوجوانی و جوانی و شرایط خانواده و روستای تان را توصیف کنید!

اولین خبرنگار زن ترکمن در خراسان شمالی هستم که همراه این شغل فعالیت های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی هنری هم انجام می دهم. در شهرستان راز و جرگلان و منطقه جرگلان ساکن هستم و در اینجا به عنوان لیدر محلی و مدیر نمايشگاه صنایع ‌دستی تولیدات بانوان جرگلان هم فعالیت دارم و تاکنون لوح تقدیر و عنوان های بسیاری هم در حوزه فعالیت هایم کسب کردم.

دوران کودکیم  را همیشه چوپانی می کردم و خانواده ام در آن زمان ها اعتقاد داشتند دختر نباید مدرسه برود ولی با صحبت هایی که با پدرم می‌ شود اجازه می دهد من در سن ۹ سالگی به مدرسه بروم و بعد هم تا پنجم تحصیل کرده و مدرسه را ترک می کنم، آن سالها یعنی سنین کودکی و نوجوانی را با بافت قالی گذراندم و امروز بعد از گذشت ۲۰ سال از زمان آغاز بافندگی قالی، من یک بافنده حرفه ای شدم.

علاوه بر این، علاقه زیادی به ارتباط گرفتن با رسانه ها و همچنین کتاب ‌خواندن داشتم، چرا که بعد از ترک تحصیل، احساس کردم همین سواد کمی هم که دارم از بین می رود و من به قبل مدرسه رفتن برمی گردم .به همین دلیل کتاب هایی که داشتم حتی کتاب درسی برادرم که حالا به متوسطه رفته بود را می خواندم، یعنی فقط مدرسه نمی‌ رفتم و آنها را می خواندم. درعین حال به رادیو و تلویزیون علاقه داشتم و این کمک می‌کرد بیشتر به دور و اطرافم و مسائل جامعه توجه کنم.

آن زمان ها از من دعوت شد در رسانه کار کنم با این که میزان تحصیلاتم پایین بود ولی خیلی خانواده رغبتی نشان نمی دادند و من تنها از راه دور همکاری هایی داشتم.

ارتباطم با رسانه ها باعث شد در جرگلان بین مردم از سن نوجوانی شناخته شوم و آن زمان مسائل و مشکلات منطقه را هم از طریق رسانه ها پیگیری می کردم که برخی از آنها به نتایج خوبی هم منجر می شد.

به فرهنگ بومی هم اهمیت زیادی می دادم و برخی از موضوعات مانند جمع آوری مثل ها و داستان ها را انجام می‌دادم تا این ها حفظ شوند و برخی را هم به نشریه ای در استان  گلستان ارسال می کردم تا منتشر بشود، آنها هم مجلات و کتاب های تازه چاپ شده را ارسال می‌کردند تا مطالعه کنم. در آن موقع تنها راه ارتباطی ما رادیو و تلویزیون و تلفن خانگی بود. از موبایل و فضای مجازی خبری نبود .

به عنوان یک بانو جایگاه خود را در میان خانواده، محله، روستا، شهر، کشور و جهان و همچنین دیدگاه، قضاوت و برخورد مردم را نسبت به خود چگونه می بینید؟

جایگاهی که اکنون دارم را مدیون تلاش و پشتکار و حتی مبارزه ای که در زندگیم داشتم، می دانم. در مورد خانواده که خیلی تحت تاثیر حرف های مردم هستند، تلاش کردم تا خودم و توانایی هایم را اثبات کنم تا آنها من را باور کنند و مهم ترین رکن هم همین خانواده است. بعد از اینکه اعتماد و رضایت خانواده را کسب کردم پا را فراتر گذاشته و در بین اهالی محل با ایجاد کتابخانه خانگی و انجام فعالیت فرهنگی و اجتماعی سعی کردم دید آنها را نیز در این منطقه سنتی تغییر بدهم ، آنها متوجه شدند که من قصد بدی از کمک ندارم و حتی به دنبال استفاده از موقعیت خود نیز نیستم، بلکه تنها هدفم باز کردن چشم کودکان است تا دنیای بهتری نسبت به دنیای گذشته اش داشته باشند. بعنوان مثال جذب افراد خیر برای تحصیل بچه ها، مخصوصا دختران و همچنین دعوت به کتابخوانی از جمله فعالیت هایم بوده است.

کم کم این فعالیت فرهنگی و اجتماعی من و همچنین خبرنگار بودنم هم باعث شد در شهر و استان بیشتر شناخته بشوم و حتی برخی دوستان علاقمند به کارهای فرهنگی در حوزه کتاب و کودک با ما ارتباط گرفته و به شهر و دیار ما سفر کنند و ارتباط مستقیم با بچه ها بگیرند.

بنظر من در حد توانم دیدگاه‌ها را حداقل نسبت به خودم تغییر دادم و قضاوت های دیگران بنا به توانایی هایی که کسب کردم در من اثر نکرد و من بدون توجه به آنها راهم را ادامه و به دنبال اهدافم حرکت کردم. معتقدم که نباید به قضاوت ها اهمیت داد.

مهم  ترین خواسته ها و آرزوهای شما به عنوان یک زن از جامعه چیست و به غیر از خودتان از چه افراد یا نهادهایی مانند خانواده، دولت، نهادهای مدنی و ......انتظار دارید که این خواسته های شما را محقق کنند؟ لطفا توضیح بدهید.

مهم ترین آرزو و خواسته ام این است که جامعه، همه را برابر ببیند، اگر به دختران و زنان میدان داده شود آنها هم می‌توانند در هر جامعه فعالیت کنند، خانواده ها دختران را طوری بار بیاورند که آمادگی داشته باشند در اجتماع و در بین مردان، به شایستگی زندگی کنند و این توانایی را خانواده ها به خوبی در وجود آنها پرورش دهند تا بدون نگرانی وارد جامعه شوند.

تربیت صحیح و دادن اطلاعات کافی به دختران برای ورود به جامعه می تواند آنها را بیمه کند، درعین حال که پسران را نیز طوری بار بیاورند که در آینده وقتی وارد جامعه می شوند یاد بگیرند که به دختران آسیب نزنند. وقتی حس امنیت داشتن در جامعه با تربیت ایجاد شود، همه در کشور امنیت خواهند داشت.

اگر دولت و نهادهای مدنی هم در این باره به کمک بیایند و نیازهای دختران در جامعه را که مهم ترین آن دفاع از حقوق آنهاست، برآورده کنند، قطعا دید دختران و زنان که در جامعه کنونی ما بسیار منفی است، بهتر خواهد شد.

به عنوان یک فعال اجتماعی و مدنی از چه زمان و چگونه (با توضیح موضوع و اتفاق) نسبت به مسائل جامعه خود احساس مسئولیت کردید؟ چه عواملی باعث شده که به شما چنین احساسی دست بدهد ومهم تر از آن، این احساس را تبدیل به تعهد و سپس اقدام و عمل کرده اید؟ توضیح دهید.

احساس مسولیت من از آن روزی که اقدام به ترک تحصیل کردم، شروع شد، چرا که یک دلیل ترک تحصیلم اوضاع بد اقتصادی در خانواده ما بود که ما چون تعداد زیادی فرزند در خانه بودیم، یک شکم سیر غذا نمی خوردیم و همه هم، مدرسه ای بودیم از آن روز که ترک تحصیل کردم و شروع به بافت قالی و دستمزد قالی را صرف امور زندگی خانوادگی کردم، احساس مسولیت در من شکل گرفت.

عوامل دیگرهم، دوستان فرهنگی بودند که در مسیر دوران نوجوانی و جوانی آشنا شدم، در واقع دوستان خوب راه را برایم بازتر کردند، رسانه ها در آن زمان کمتر زیر نظر یک قشر بودند و سعی می‌کردند به کلیات جامعه توجه کنند ولی در سال‌های اخیر اوضاع خوبی ندارند. می‌توان گفت رسانه ها هم در باز کردن چشم ما در جامعه نقش خوبی داشتند و اطلاعات مفید را از رسانه می‌گرفتیم و باعث می‌شد که احساس مسئولیت اجتماعی داشته باشیم که از جمله آنها تشویق افراد به کتاب‌خوانی، اهمیت دادن به محیط زیست و حتی جذب افراد خیر و گردشگران جهت رونق بخشیدن به اقتصاد افراد جامعه بود .

قطعا هرآنچه که به نفع خودم، خانواده و جامعه بود را پیگیری می کردم و سعی می‌کردم فقط اهل حرف نباشم، بلکه عمل کنم، چرا که انسان با حرکت و عمل کردن به اهداف خودش می رسد.

تاکنون جهت شناساندن منطقه جرگلان به مردم استان و کشور با صدها مستند ساز و عکاس همکاری کردم و در حوزه گردشگری حتی بسیار شده که رایگان کار کردم تا ایده هایم جا بیافتند و یا همین ایجاد کتابخانه خانگی و بافت قالی که برخی از دختران آن را کسر شان می دانند، کمک کرده تا من به اهدافم و ایده هایم جامه عمل بپوشانم و حتی فعالیت سیاسی هم انجام دادم تا راهی برای جلب توجه دولت به بانوان اهل سنت پیدا کنم.

مهم ترین دستاوردهای خودتان را از فعالیت های مدنی و اجتماعی توضیح دهید.

مهم ترین دستاورد من می‌تواند این باشد که آن شادی و خوشی و توجهی که در کودکی لازم داشتم و برخوردار نشدم  را در دل کودکان روستایم کاشتم، آنان با خواندن کتاب، اطلاعات به دست آوردند، آنان احساس مسولیت داشتن و مطالبه گری را یاد گرفتند و حتی بانوان روستایم هم مطالبه کردن و پیگیر شدن و به دنبال نتیجه رفتن را یاد گرفتند، این را زمانی متوجه شدم  که یک روز از من خواستند به دلیل کمبود آب روستا به بخشداری منطقه رفته و در دفتر بخشدار حاضر شویم. من به خودم و فعالیت هایم افتخار کردم که چشم بانوان روستا باز شده است، یا بانوانی که بواسطه فعالیت سیاسی من جذب ادارات دولتی شدند و در آنجا کار می کنند و یا تاثیرم در استان که گردشگری را با نام زنده یاد دکتر غیادی و سپس با من می‌شناسند و اثری که ما با پیگیری های مان در حوزه های مختلف در اجتماع گذاشتیم که از شمارش خارج است.

اینها همه دستاوردهای ما است که اکثر فعالان مدنی و اجتماعی نیز آن را دنبال می‌کنند، به این امید که  کارهای کوچک فعلی در آینده اثرات بزرگی خواهد داشت.

مهم ترین موانع و مشکلات شما در مسیر این فعالیت ها چیست؟

مهم ترین مشکل ما کمبود نیروی انسانی است، یعنی هنوز افراد بیشتری به این منطقه محروم و مرزی باید اضافه شود، هنوز ما دست تنها هستیم، ما نیازمند تربیت افراد قوی تری هستیم که بتوانند دنبال کننده اهداف ما باشند، گرچه روی این مسله وضعیت اقتصادی هم تاثیر زیادی گذاشته است که اگر از لحاظ مالی این فعالان مدنی یا فرهنگی اجتماعی تامین شوند حتی فعالیت های میدانی خانه به خانه را نیز می‌توانند انجام دهند و من همچنان امید دارم که بتوانم افرادی را در جمع خود اضافه کنیم .

فعالیت میدانی که می گویم مثلا ما به دلیل استفاده بی رویه از آب آشامیدنی درهمه جا با مشکل مواجه هستیم و حتما باید ما روی این موضوع (مصرف بی رویه آب) بیشتر تمرکز کنیم و گرنه با دست خودمان، خودمان را نابود خواهیم کرد. افراد خيرهم حتی به سمت فرهنگ سازی در حوزه آب قدم بردارند، عالی می شود.

اتفاقات خاص تلخ یا شیرین را در این مسیر به عنوان خاطره با ذکر جزئیات لطفا توضیح بدهید.

اتفاقات که بسیار است و به دلیل انجام فعالیت درهرحوزه می‌توان چند اتفاق را تعریف کرد، مثلا در حوزه خبرنگاری، بسیار شده که خبرهای ما پیگیر کننده داشته و ما حتی سر از دادگاه هم در آوردیم، یا چون اهل سنت هستیم  برخی مسائل را نمی‌پذیریم که باعث شده کار ما به جاهای باریک بکشد.

یا در حوزه کتابخوانی پیش آمده که خانواده از دست کارهای ما خسته شده، خواسته اند که فعالیت نکنم یا برخی خانواده ها دوست ندارند خیلی اطلاعات دراختیار فرزندان مخصوصا دخترانشان باشد که سعی می‌کردم با حرف زدن و گفتگو این مسائل را حل و فصل کنم.

در حوزه گردشگری نیز نمایشگاه و فروشگاه صنایع‌ دستی بانوان جرگلان را به یاد زنده یاد دکتر عبدالجلیل غیادی با کمترین سرمایه راه اندازی کرده و همچنان با مسائل مالی روبه رو هستم که مقاومت کرده و تا به نتیجه رسیدن آن رها نخواهم کرد .

به عنوان یک بانو حضور زنان را در عرصه های اجتماعی چگونه می بینید؟

حضور زنان در اجتماع را خیلی خوب و عالی می بینم، گرچه که جلوی فعالیت آنها هم از طرف خانواده ممکن است گرفته شود و هم در اجتماع مسائلی دارند، اما به اندازه ای به درک از حقوق خود رسیده اند و این یعنی اگر قوانینی جدید یا مجوزهایی برای آنها و به نفع آنها صادر شود، زنان در اجتماع موفق عمل خواهند کرد.

- شما در شبکه های اجتماعی حضور دارید، این شبکه ها تا چه حد در پیشبرد فعالیت های مدنی و اجتماعی شما تاثیرگذار بوده است؟

شبکه های اجتماعی قطعا باعث پیشبرد هدف های ما بوده ‌است و گرنه در این منطقه محروم و مرزی چه کسی صدای ما را خواهد شنید؟ چه کسی برای کمک به فعالیت کتابخانه های ما قدم خواهد برداشت؟ چه کسی اینجا را برای گردشگری انتخاب خواهد کرد یا می‌داند که اینجا نیز جاهای دیدنی بسیار دارد؟ یا چه کسانی می دانند اینجا اولین نمایشگاه صنایع ‌دستی بانوان ترکمن استان راه اندازی شده و قصد حمایت از بانوان را دارد؟ من مدیون شبکه های مجازی هستم و از دوستانی که از این طریق دست ما را گرفتند و کمک کردند درهمه این عرصه ها معرفی بشویم و قدم های مان را محکم برداریم، نیز ممنونم. این شبکه ها حتی باعث شد ما با کودکان روستا و بانوان در ارتباط باشیم تا برای مثلا فعالیت فردا برنامه ریزی کنیم و بسیار کارهای دیگر ....

شما به عنوان یک زن در عرصه فعالیت های مدنی و اجتماعی برخورد یا نگاه خاصی را در جامعه نسبت به خود احساس می کنید؟ احساس تان را توصیف کنید.

یک زمانی برخوردهایی شد و نگاه ها به شدت خاص بود. «زن را چه به این کارها!»  یا « باید بشیند در خانه!» را زیاد شنیدم، احساسم این بود که با خودم می گفتم اگر من الان به نظر اینها این چنین هستم، پنج یا ۱۰ سال دیگر، دختر و همسر آنها هم این چنین خواهد شد، چرا که جامعه رو به تغییر است، هیچ چیز سرجایش نمی ماند و من فقط لبخند می زدم و گاهی هم کاری می شد که کارد به استخوانم هم می رساندند که با مشورت با دوستانم آن را حل می کردم و دوباره زندگی ادامه داشت و از هدف دور نمی‌ شدم.

شما به عنوان یک زن معتقد به برابری حقوق زن و مرد هستید؟ اگر جواب مثبت است این برابری را در جامعه چگونه می بیند؟

زن و مرد هرکدام توانایی های خاص خودشان را دارند که از ابتدای تولد آن را داشته اند و یک چیزهایی تاثیر گذاشته تا آنها خود به خود پرورش یابد و وقتی انسان به مرحله شناخت از خود می‌رسد، متوجه می شود یک کار را که یک مرد انجام می‌دهد یک زن نیز می تواند انجام دهد یا توانایی که یک زن دارد را یک مرد هم می‌تواند داشته باشد. این یعنی بسته به توانایی و خواسته و آرزوهای هرانسانی با آنان برخورد شود، بهتر است. به طور کلی بسته به توانایی آدم ها برابری یا نابرابری وجود دارد. ولی در نورد آزادی هر دو برابر هستند.

برای احقاق حقوق زنان شما چه روش یا روش هایی را مدنظر قرار می دهید؟

برای احقاق حقوق زنان، ابتدا زنان باید آگاهی کافی از حقوق خود کسب کنند و مثلا در دادگاه خانواده  حقوق خودشان را بشناسند و بدانند که در اجتماع چه سهمی دارند و باید داشته باشند، این آگاهی برای احقاق حقوق آنان لازم است، روش دیگری هم که هست فعالیت  فعالان مدنی در این حوزه هاست و مجلس هم باید قوانینی را وضع کند که زنان به حقوق خود برسند.

کاری که خودم به شخصه برای احقاق حقوق زنان انجام می دهم این است که تغییرات را در خودم شروع کرده ام، یعنی امیدوارم تغییرات خودم روی بانوان دیگر تاثیر بگذارد. ضمن اینکه زنان باید بسیار تشویق شوند تا بتوانند کارهایی را در حوزه های اجتماعی و فرهنگی و حتی رسیدن به آرزوهای خود انجام دهند و آنقدر روحیه خودشان را شاد و زنده نگه دارند تا سهم خود را از این دنیا بگیرند.

نقش مردان را در رسیدن به این هدف چگونه می بینید و انتظار شما از آنها چیست؟

مردان مخالفت نکنند، زنان را بسته به توانایی ها و آرزوهایشان ببینند و حمایت کنند، به اندازه ای چه به دختر و چه به همسر، چه به خواهر و چه به مادر خود عشق بورزند که کمبودی نداشته باشند و به سمت نا اهلان نروند تا باز خود همین مردان برای دفاع از آنها مجبور نباشند آنها را محدود کنند و این چنین روح و روان خود و زن ها و دختران را به هم بریزند، محبت و حمایت خود را از زنان و دختران خود دریغ نکنند، حس امنیت داشتن در اجتماع را برای بانوان فراهم کنند. خانواده ها با کمک هم همیشه موفق هستند نه با  تنهایی و نه با نارضایتی. مردان به این نتیجه برسند که وقتی دختر خود را صحیح و سالم تربیت کردند، او بعد از ۱۸ سالگی آگاهانه احساس مسئولیت خواهد کرد.

چه توصیه ای برای زنان در جهت احقاق حقوق شان دارید؟

بازهم تاکید می‌کنم که بانوان اطلاعات خودشان را با  خواندن کتاب و مطالعه و تحقیق بالا ببرند و همیشه شجاعانه قدم بردارند و ذهن شان را کمتر به مسائل پیش و پا افتاده درگیر کنند.

شما به عنوان یک ترکمن(اقلیت) درعرصه فعالیت های اجتماعی یا مدنی خود برخورد یا نگاه خاصی را در جامعه(از طرف ترکمن ها، غیر ترکمن ها و مسئولان) نسبت به خود احساس می کنید؟ توضیح دهید.

هر قومیتی فرهنگ خاص خود را دارد. در منطقه جغرافیایی بسته ما،ِ زنان به علت عدم آشنایی با حقوق خودشان بطور سنتی زیر سلطه مردها هستند. یکی از دلایل این موضوع  می تواند این باشد که  مردان نگذاشتند بانوان با حقوق خودشان آشنا شوند و سعی کرده اند زنان چشم و گوش بسته نگه داشته شوند.

 به نظرمن این مسله درست نیست و باید کاری کرد که خود زنان انتخاب گر باشند نه اینکه تمام اختیار خود را دست یک مرد بسپارند تا آنان تصمیم گیرنده باشند. درهمین راستا برای من نیز چنین دیدگاه و وضعیتی وجود داشته و آن را احساس کرده ام.  درعین حال، اقلیت بودن ما نیز نگاه دیگر قومیت ها را خود به خود منفی کرده و آنان نگاهی که به ما دارند در واقع مردسالاری است و ما زنان ترکمن را همیشه از پیش قضاوت می کنند که این مساله روی فعالیت های اجتماعی ما نیز تاثیر گذاشته است، یعنی کسانی که به عنوان مسؤل در شهر و دیار ما فعالیت دارند، همیشه در قسمت هایی که باید برای بانوان نیز برنامه ریزی کنند، یا نتوانسته اند بانوان را به عرصه بیاورند و یا با گفتن این که « زنان ترکمن شرکت نمی ‌کنند » وظیفه خود را نادیده گرفته  و از زیر بار مسولیت خود شانه خالی کرده اند.

البته به من نمی‌توانند بگویند این کار را نمی‌توانید انجام دهید، چون که می دانند اگر مسولی یا هر کسی در حوزه بانوان  فعالیتی را به من سپرده  من تا جای ممکن و حتی به نحوه احسن آن را انجام داده و همکاری‌های لازم را  داشته ام.

آیا به عنوان یک ترکمن مزیت یا ویژگی خاصی را برای خود قائل هستید، مثلا یکی از ویژگی های زنان ترکمن پوشش و لباس آنهاست، نظر شما در این خصوص چیست؟

ویژگی و افتخار من، همین ترکمن بودنم است، قومیتی از اقوام ایران که باعث زیبایی ایران شده است. قومیتی که با چهار عنوان یعنی قالی، اسب اصیل ترکمن و مختومقلی فراغی شاعرش و البسه های رنگارنگ و سنت های زیبایش می شناسند، افتخار می کنم که ترکمن هستم و همیشه ویژگی بارز من استفاده از پوشش ترکمن است که درهر جلسه و یا برنامه ای چه در روستا و چه در حد کشوری با آن پوشش ترکمنی شرکت می کنم.

نقش اقتصادی زنان ترکمن را درمیان خانواده و جامعه چگونه می بینید؟ توضیح دهید.

نقش زنان ترکمن در اقتصاد جامعه بسیار بیشتر از آقایان است، این زنان ترکمن بوده و هستند که با بافت قالی از گذشته دور، زندگی ترکمن را رونق داده اند، از نظر تاریخی زمانی که ترکمن ها از دست روس ها فرار کرده و به جرگلان می آیند، دام و کشاورزی نداشتند تا امور زندگی شان را بگذرانند و این زنان بودند که با بافت قالی زندگی آنها را نجات می دهند و بخصوص قالی های دورویی که الان بافته می شود باعث شهره منطقه جرگلان شده است و یا پرورش اسبی که وجود دارد زنان نیز همکاری گسترده دارند یا در حوزه کشاورزی و دامداری همکاری تنگاتنگی با مردان دارند و البته در حوزه تجارت و کسب و کار نیز زنان وارد بازار شده اند که گفته می شود نبض بازار گنبد کاووس در منطقه ترکمن صحرا در دست زنان است . آنان بیکار نمی‌نشینند و هر آنچه که از دستشان بر آید انجام می‌دهند.

- قالیبافی در فرهنگ ترکمن ها جایگاه خاصی دارد، شما به عنوان یک زن ترکمن فعال اجتماعی با این مقوله چه از بعد هنری، چه از بعد اقتصادی و چه از بعد اجتماعی چگونه برخورد کرده و می کنید؟

من از سن۱۲- ۱۳ سالگی تا کنون  قالی می بافم و به قدری به این هنر علاقه داشته و دارم که با همه این فعالیت ها، آن را رها نکرده ام و اکنون هم که سوالات شما را جواب می دهم تازه دست از کار قالی بافی کشیدم. برنامه ریزی من این چنین است که صبح ها قالی بافی می کنم و ظهرها را تا ساعات شب با فعالیت های اجتماعی و فرهنگی و رسیدگی به امور روستا می گذرانم. قالی بافی هنری است بس شیرین و با یک برنامه ریزی خوب می شود با بافت قالی روال عادی زندگی را گذراند ولی اگر قالی نباشد، برنامه ریزی هایم به هم می‌خورد.

از بعد اقتصادی هم تاثیر زیادی دارد و برای برخی که کار دیگری ندارند، شغل خوبی است و در منطقه ما بانوانِ اهل قالی بافی را بیشتر دوست دارند، چرا که آنها را زنانی توانمند می شناسند که در خانه با آن مشغول است. من همیشه می گویم یک زن اگر بخواهد تاثیر بگذارد حتی روی دار قالی هم می‌تواند با اجتماع در ارتباط باشد و تا جای ممکن، همانطور که من انجام می دهم با یک تلفن مسائل و مشکلات را پیگیری و آنها را حل کند.

نظر شما در باره وضعیت اجتماعی زنان ترکمن چیست و آیا زمینه حضور آنها در عرصه های مختلف اجتماعی فراهم است؟ نقاط ضعف و قوت آنها در این عرصه ها کدام است؟

هنوز زنان ترکمن به قدر کافی نتوانسته اند روی مردان تاثیر بگذراند یا هم باید گفت خیلی روی توانایی خود کار نکرده اند یا هم مردان همچنان کم حوصله هستند و زنان را محدود نگه داشته اند، ولی اندک اندک وضعیت دارد تغییر پیدا می کند و زنان به تعداد انگشت شمار در جرگلان فعالیت اجتماعی دارند و باز هم می گویم این جغرافیا است که آنان را محدود می‌کند، این نبود امکانات کافی است که آنان را محدود می کند، درحالی که اگر در شهرهای بزرگ مانند گنبد، گرگان یا تهران و مشهد باشند، آنان زندگی و فعالیت اجتماعی عادی را خواهند داشت.

تنها ضعف آنان این است که نمی خواهند در این جغرافیا هم مانند جاهای دیگری که بودند، باشند، آنها به شدت از حرف ها فراری اند، آنان این کمبودها را باید درخود تقویت کنند تا خود واقعی باشند.

نگاه شما به عنوان یک زن ترکمن به سینما، تئاتر، موسیقی، نقاشی، شعر، ادبیات و مانند اینها چیست؟ آیا به هنرخاصی علاقه، تبحر و تسلط دارید؟ دیدگاه زنان ترکمن( حداقل افرادی را که از نزدیک می شناسید) درخصوص این موارد چیست؟ زنانی را می شناسید که به غیر از قالیبافی دارای هنر خاصی باشند؟ لطفا توضیح بدهید.

به عنوان یک زن ترکمن، عاشق رفتن به سینما و تماشای فیلم هستم، در زندگی خود یکبار اجرای نمایش تئاتر را داشته ام و متوجه شدم در این باره هم می توانم کار کنم. موسیقی گوش کردن را دوست دارم و آرزو دارم وقت پیدا کنم و نواختن موسیقی ترکمن را آموزش ببینم.

شعر و ادبیات روح آدم را لطیف می‌کند و بیشتر کتاب هایی که شعر دارند را می خوانم و با خودم زمزمه می کنم. در حال حاضر هم زنانی را می شناسم از جرگلان که با من تئاتر اجرا کردند یا در باشگاه های ورزشی رقص قومیت ها را آموزش می بینند و یا بانوانی که آهنگ می‌سازند و یا شعر می سرایند و یا بازیگری می‌ کنند و مجری و گوینده هستند را هم در بین ترکمن ها و دوستان ترکمنم سراغ دارم و این یعنی استعداد خود را شناخته اند و پی آن را گرفته و فعالیت دارند.

به عنوان آخرین سئوال، شما در عرصه رسانه هم فعال بوده و هستید، چه برداشتی از این نوع فعالیت دارید؟ هرچه درباره رسانه ها دوست دارید، بیان کنید.

رسانه را ابزار می دانم، ابزاری که شاید با آن بتوانم حرف خودم و هم روستاییم و همشهری ام را به گوش همه برسانم و در عین حال، فعالیت در رسانه بسیار جذاب و پیگیری مسائل و مشکلات مردم و حل آن بسیارخوشایند است. یا اگر از طریق رسانه باعث دیده شدن فردی یا کسی یا جایی شوم، بسیار خوشحال می شوم. کاش رسانه ها از این وضعیت ناگوار فعلی رهایی یابند. این روزها حال خوبی نداریم، برای ماندن ما در رسانه ها امیدوارم که کاری بکنند، در ضمن چندین سال در رسانه کار کردم، ولی آن شغلی نبوده که بتوانم روی بعد اقتصادی آن حساب کنم.

نوشتن دیدگاه

نظراتی که حاوی توهین یا افترا می باشند، منتشر نخواهند شد.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی یابند.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

پیشخوان

آخرین اخبار