همزیستی نیوز - بازیکنان تیم فوتبال پرسپولیس پیراهن کاپیتان این تیم را که توسط بازیکنان امضا شده را قرار است از طریق مزایده به فروش بگذارند تا عواید حاصل از آن به زلزله زدگان استان کرمانشاه اهداء شود.

 به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ در پی زلزله رخ داده در استان کرمانشاه بازیکنان تیم فوتبال پرسپولیس تصمیم گرفتند در اقدامی خداپسندانه پیراهن سید جلال حسینی کاپیتان این تیم را که در دربی به تن داشت به فروش بگذارند تا عواید حاصل از آن به زلزله زدگان غرب کشور اهداء شود.

این پیراهن به امضای تمامی بازیکنان پرسپولیس رسیده و قرار است طی مراسم ویژه‌ای این پیراهن به خریدار آن اهداء گردد.

همزیستی نیوز - جواد خیابانی این روزها حسابی روی بورس است. او یکی از چهره‌های معروفی است که به مناطق زلزله زده رفته است.

 به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ انتشار ویدئویی از جواد خیابانی در قصر شیرین و در کنار خانه های خراب شده مسک مهر و حرف های او سبب شده تا نامش حسابی سر زبان ها بیفتد. او در این ویدئو به شدت از سازندگان مسکن مهر انتقاد می کند. حرف هایی که اگرچه احساسی اما درست نقل شان می کند. عادت کرده ایم برای همه رفتارهای جواد دنبال اشتباه ها و سوتی هایش باشیم اما سلطان قلیان هیجان است. مرد همین حالت های احساسی و اتفاقا در این فضا ها ، بهترین جا برای اوست. او با هیجان کلامش به خوبی می تواند وحدت ایجاد کند. این بار بیایید باری دیگر باورش کنیم. نیتش را خیر بپنداریم و باور کنیم دارد تلاش می کند برای خدمت. این که در کنار نیروهای امدادی از وحدت می گوید و دنبال تکثرگرایی نیست ، خود کاری ستودنیست.

همزیستی نیوز - علی دایی این بار چهره جدیدی از خود نشان داد و در قامت یک فعال اجتماعی خوش درخشید

فرهاد عشوندی در خبرآنلاین نوشت: همان یک تصویر برای دوباره دوست داشتنت کافی است ، علی دایی.
در این چند روز ، از زمان اعلام خبر زلزله. زلزله ای که ابتدا همه فکر می کردیم ، اصل تخریبش احتمالا خارج از مرزهای ایران بوده است و کمتر شاید گمان می بردیم ، مرزنشینان عزیزمان ، اینچنین در سوگ نشسته باشند ، تا همین امروز که حدود یک هفته ای از آن لرزه وحشتناک می گذرد ، تقریبا همه حواس مردم ایران معطوف قصر شیرین بوده ، سرپل ذهاب ، ازگله ، ثلاث باباجانی و روستاهایش ، حالا نام های عزیز همه ایرانیانند. غم رفتن فاطیمای کوچک ، شادی از سالم ماندن رفقایش که می خندند و تشکر می کنند از بچه های امدادگر. آنجا که می گویند این سربازان ارتش به دادمان رسیدند ، قند در دل مان آب می کند و درود می فرستیم به این سربازان غیورمان.

هر بار تصویر امدادگر زحمتکش هلال احمری را می بینیم که چه پدرانه سگش را گذاشته تا دخترک نازش کند و از یاد ببرد عم تلخی که بر او و خانواده ا گذشته را ، از خود بی خود می شویم. با عکس معروف زنی که فرزندش را در دست گرفته و ناله می کند ، همه با هم شیون سر می دهیم و برای تولد «آوای » زیبا ، باز ایمان می آوریم که امید هست.

زلزله البته زوایای دیگری هم داشت. جایی که باز دیدیم هنوز قدرت ستاره ها می تواند همدلی و هم افزایی بیافریند. راستش خود من یکی از آنهایی هستم که اعتقاد دارم این روند هر کس شماره حسابی بدهد و کمکی جمع کند درست نیست و شاید باید در کنار نهاد های مسئولی مثل کمیته امداد ، در نهایت چند سازمان مردم نهاد ، مثل جامعه های خیرین امام علی (ع) که همه به صدق کردارشان ایمان داریم پیش می افتادند و این قدرت سلبریتی ها در نفوذ اجتماعی از پی آنها بسیج می شد. حالا شاید رخداد این زلزله بهانه ای شود برای بازتعریف خیلی از چراهای امروزی برای مسئولین. اینکه رئیس جمهور می گوید تجربه نشان داده بهتر است مردم خودشان خانه های شان را بسازند ، ناظر بر تخریب همه آن مسکن هایی است که قرار بود به مهر سرپناه این مردم داغدیده شود! شاید به همین دلیل و دلیل هایی از این دست است که این بار مردم ترجیح داده اند از پی علی دایی و علی دایی ها به کمک مردم داغدیده کرانشاهی بشتابند.

برای همین است که وقتی علی دایی دو شماره حساب اعلام می کند ، سیل کمک ها جاری می شود. دایی یک خصلت بزرگ دارد. این که پشتکارش ستودنی ست. کار را تا تهش انجام می دهد. دلسرد نمی شود. برای همین است که خودش وقتی می پذیرد پیش بیفتد ، مرد با آن ذهنیت ، از پی اش می دوند. بی شک این چندین میلیارد تومانی که به او کمک شده ، به درستی به دست آنهایی که باید می رسد .

دایی و همان یک فریمی که کنار کودکان ایستاده و لبخندی از ته دل را بر گونه های شان نشانده بی شک به تمام این سرمایه ای که برای شان جمع کرده ، می ارزید. او رفته بود و این بار به این مردم داغدیده «سر زده بوده» وای که چه دلتنگ این سرزدن هایش بودیم. پسر با استعداد شریف که عادت کرده بودیم یک عمر به سرزدن هایش ، این بار هم چه همدلانه سر زده است.

ویدئوهایی که در این مدت منتشر کرده را ببینید ، او می گوید حالا که می رود ، قصد دارد کمک های مردم را به روستاهایی ببرد که کمتر به آنها کمک رسیده است. روستاهای بالا دستی در آن پیچ و خم ها . دایی خوب می داند ، آن بالادست ها اگر حتی باشند افرادی که کوچ داده شده اند به جرمی و گناهی هم باز حق حیات دارند و او مسئول است به عنوان یک فعال اجتماعی.

او بی شک داعیه تختی شدن ندارد و. قطعا کم رفتارهایی نداشته که باعث دلخوری عمومی هم شده باشد اما این بار چه خوب دلها را به هم پیوند زده است. رفته است و به هموطنانش سر زده است. همه اعتباری را که به حرمت پیراهن ملی کسب کرده ، پیش انداخته و خواسته به مردمش خدمت کند. باید قدردانش باشیم و امید داشته باشیم این جنبش با محوریت سرمایه ای ملی چون او ، باز و باز تکرار شود.

همزیستی نیوز - جردن باروز برای مردم کرمانشاه آرزوی صبر کرد.

 به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ جردن باروز قهرمان کشتی آمریکا که در کرمانشاه هم روی تشک رفته است در پیامی فارسی به مردم کرمانشاه برای زلزله تسلیت گفت و آرزو کرد خیلی زود در جمع شان حاضر شود و کمی از این درد بکاهد. 
 

همزیستی نیوز - کمیسیون ایمنی راه‌های کشور در اطلاعیه شماره دو خود، علت وقوع سانحه اتوبوس حامل دانش‌آموزان محور بندرعباس- داراب را خروج از محور و واژگونی اتوبوس ناشی از خستگی و خواب‌آلودگی راننده و علت تشدیدکننده پیامدهای حادثه را عدم استفاده از کمربند ایمنی توسط اکثر سرنشینان اعلام کرد.

به گزارش ایسنا 90 امین جلسه کمیسیون ایمنی راه‌های کشور با دستور کار بررسی سانحه اتوبوس حامل دانش‌آموزان محور بندرعباس- داراب در وزارت راه و شهرسازی برگزار و علت وقوع این سانحه خروج از محور و واژگونی اتوبوس ناشی از خستگی و خواب‌آلودگی راننده اعلام شد.

در این جلسه گزارشی از مصوبات انجام شده کمیسیون ایمنی راه‌های کشور ارائه و مقرر شد میزان پیشرفت فیزیکی هریک از مصوبات نیز تهیه و در جلسه آتی کمیسیون ارائه شود؛ هم‌چنین گزارشی از پیشرفت سامانه اطلاعات سوانح و حوادث حمل‌ونقل توسط مرکز فناوری اطلاعات و ارتباط وزارت راه و شهرسازی ارائه شد.

و درنهایت اطلاعیه شماره دو کمیسیون ایمنی راه‌های کشور در خصوص سانحه اتوبوس حامل دانش‌آموزان محور بندرعباس- داراب مورد تصویب قرار گرفت که متن این اطلاعیه به شرح زیر است:           

"به‌منظور دسترسی آزاد شهروندان به اطلاعات و آگاهی از ابعاد، عوامل شکل‌گیری و شدت حوادث ترافیکی، گزارش نهایی حادثه اتوبوس حامل دانش آموزان استان هرمزگان محور بندرعباس-داراب مورخ ۱۰ شهریور 1396 که پس از انجام بازدید میدانی، بررسی اسناد حمل، موقعیت وقوع حادثه، اخذ نظرات مسئولان مرتبط و طرح در نشست‌های کارشناسی و دو نشست کمیسیون ایمنی راه‌های کشور تهیه شده را به اطلاع هم‌وطنان می‌رساند:

علت حادثه: خروج از محور و واژگونی اتوبوس ناشی از خستگی و خواب‌آلودگی راننده

علت تشدیدکننده پیامدهای حادثه: عدم استفاده از کمربند ایمنی توسط اکثر سرنشینان

پیشنهاد برای جلوگیری از حوادث مشابه

۱- تا حد امکان، شروع سفر اردوهای دانش‌آموزی در شب‌هنگام، محدود می‌شود و در صورت ضرورت سفر در شب، از یک هفته قبل با پلیس‌راه هماهنگی‌های لازم به عمل آید تا مراقبت ویژه صورت گیرد.

۲- ازآنجاکه نبستن کمربند ایمنی عامل اصلی فوت و آسیب بوده، وزارت آموزش‌وپرورش، سازمان صداوسیما و هر یک از ارکان کمیسیون ایمنی راه‌های کشور مشارکت مؤثرتری در آگاه‌سازی و اطلاع‌رسانی عمومی در رابطه با ایمنی ترافیک داشته باشند. مقرر شد سازمان صداوسیما در حد موردنیاز اعلامی از طرف کمیسیون ایمنی نسبت به پخش تیزرها و برنامه‌های فرهنگ‌سازی ایمنی بدون دریافت هزینه اقدام کند.

۳- سازمان راهداری و حمل‌ونقل جاده‌ای و پلیس راهور موظف هستند سامانه ۱۴۱ و سامانه پیامکی ۱۱۰۱۲۰ را طوری تنظیم کنند که مسافران در صورت مشاهده هرگونه رفتار پرخطر از سوی راننده بتوانند از طریق این سامانه‌ها اطلاع‌رسانی کرده و عکس‌العمل فوری جهت پیشگیری از سانحه صورت گیرد. ضمناً سازمان صداوسیما نیز بعد از اعلام کمیسیون ایمنی راه‌ها، اقدامات مقتضی را در خصوص معرفی این سامانه‌ها به عمل آورد.

۴- آموزش ملاحظات ایمنی و مبانی مقررات راهنمایی و رانندگی و اقدامات اولیه فوریت‌های پزشکی برای مربیان کلیه اردوها توسط آموزش‌وپرورش در دستور کار قرار گیرد.

۵- دروس و مباحث آموزشی مبانی ایمنی، مقررات راهنمایی و رانندگی و اقدامات اولیه فوریت‌های پزشکی در سطوح مختلف آموزشی در دستور کار آموزش‌وپرورش قرار گیرد.

۶- با توجه به ایمنی بالای حمل‌ونقل ریلی، ضمن تأکید بر توسعه حمل‌ونقل ریلی، استفاده از این شیوه در مسیرهای ممکن، در اولویت کلیه اردوها قرار گرفته و تسهیلات لازم فراهم شود."

همزیستی نیوز - بررسی ها نشان می دهد، بیش از 26 درصد خانوارها در ایران هیچ فرد شاغلی ندارند.

 به گزارش خبرآنلاین، نبود فرد شاغل در خانوارهای ایرانی به معنی بیکاری نیست بلکه نشان از آن دارد که برخی خانوارها به دلیل بازنشستگی، شاغل محسوب نمی شوند. نرخ بالای بیکاری اما در شرایط کنونی یکی از مهمترین چالش های ایران محسوب می شود و اقتصاد ایران در سال های آتی لازم است بر حل این بحران تمرکز داشته باشد.

بر اساس این گزارش طبق بررسی های بانک مرکزی 26.6 درصد خانوارهای ایرانی بدون فرد شاغل و 56.4 درصد خانوارها دارای یک فرد شاغل بوده اند. 14.2 درصد از خانوارها دارای دو فرد شاغل و تنها 2.8 درصد خانوارها دارای سه فرد شاغل بوده اند.این آمار وضعیت خانوارها ایرانی از منظر اشتغال را در پایان سال گذشته نشان می دهد.

محاسبات صورت گرفته نشانگر آن است که درصد خانوارهایی که دو فرد شاغل و سه فرد شاغل داشته اند در سال 1395 نسبت به سال پیش از آن کاهش و درصد خانوارهای بدون فرد شاغل و دارای یک نفر شاغل در این دوره زمانی افزایش داشته است.

بررسی جزییات اشتغال در خانوارها به تفکیک جنسیت افراد نیز نشان از آن دارد که در بین اعضای مذکر شش سال به بالای خانواده های ایرانی 51.8 درصد شاغل،6.9 درصد بیکار و 14.4 درصد با درآمد و بدون کار هستند.21.5 درصد از اعضای مذکر خانواده ها محصلند و 5.4 درصد در سایر گروه ها جای می گیرند.

در این میان در بین اعضای مونث خانوارها نیز سهم افراد شاغل 8.9 درصد و سهم افراد بیکار 2.5 درصد بوده است.

باید در نظر داشت نرخ بیکاری با درصد افراد بیکار در این تحقیق تفاوت دارد.9.9 درصد از افراد مونث خانواده های ایرانی با درآمد و بدون کار بوده و 20.7 درصد آنها نیز به تحصیل اشتغال دارند. بالاترین سهم در میان این گروه به خانه دارها اختصاص دارد به طوری که 55.4 درصد از افراد مونث خانوارها را زنان خانه دار تشکیل می دهند.

بررسی ها نشان می دهد هزینه سالانه بخش عمده ای خانوارهای ایرانی بیش از درآمدهایشان بوده است. اقتصاد متورم و عدم افزایش دستمزد مطابق با نرخ تورم در بسیاری از سال ها مهمترین عامل بروز این اتفاق تلقی می شود.

در سال های ایخر تلاش شده است میزان افزایش دستمزد متناسب با تورم باشد اما هنوز عقب ماندگی های مذکور جبران نشده است .
از سوی دیگر باید در نظر داشت حضور فرد شاغل در خانوار به مفهوم آن نیست که این افراد برای تامین هزینه هایشان تنها یک شغل دارند چرا که آمارهای ارائه شده از سوی مرکز آمار ایران نشان از آن دارد که بخش مهمی از شاغلان برای تامین هزینه هایشان بیش از یک شغل دارند.

همزیستی نیوز - تصویر غریبی نیست وقتی ساکن ساختمان روبرو هر روز صبح از انتهای کوچه که آب گرفتگی شدیدی در آن ایجاد شده عبور می کند، غر می زند. در راه، برای سوار کردن مسافر وسط خیابان توقف می کند. بخش مهمی از صحبت های روزانه اش با مسافران بین راهی تا محل کار را به همان آب گرفتگی یا بوق اعتراضی چند لحظه پیش ماشین های پشت سری مبنی بر اینکه «این روزها مردم اعصاب ندارند تحمل و صبر یادشان رفته» اختصاص می دهد.

شب که به خانه باز می گردد اخطاری درباره امکان قطع شدن آب آپارتمان را که می بیند یادش می افتد چند ماه است سهمش از شارژ ساختمان را پرداخت نکرده؛ فردا صبح مبلغ شارژ را برای مدیرساختمان کارت به کارت می کند و به خاطر تاخیر ایجاد شده عذرخواهی می کند. آخر هفته، به مناسبت روز کارمند در جشنی با حضور مدیران و همکارانش شرکت می کند. از او به عنوان کارمند نمونه تقدیر می شود و شغلش در همان بخش کمی تغییر می کند. او، که قرار بود بعد از جشن برای حل مشکل معوقات با همکارانش نزد مدیرشان بروند و رو در روحرف بزنند، وقتی جشن تمام می شود کیفش را از روی صندلی بر می دارد و بدون آنکه به صورت همکارانش نگاه کند به سمت خانه روانه می شود!

 به گزارش جی پلاس؛ فردا (یکشنبه، بیست و دوم مردادماه) در برخی تقویم ها به عنوان روز تشکل های مدنی و مشارکت های اجتماعی ثبت شده و در بعضی دیگر هم این مناسبت حذف شده است. مشارکت، فعالیت مدنی، NGO، این ها واژه هایی آشنا و مرتبط به هم هستند که شما بارها شنیده اید اما واقعا چند بار در زندگی به دنبالشان رفته اید؟

تا به حال از خود پرسیده اید چرا برای حل قطعی مکرر برق در محله، سگ های ولگرد اطراف، پر کردن چاله های آسفالت قدیمی خیابان اصلی، ساکنان یک محله باهم اقدام نمی کنند؟!

براساس اعلام داوود امینی - مشاور وزیر کشور و معاون امور سازمان های مردم نهاد، تاکنون 17 هزار نهاد مدنی در ایران فعال شده که سهم نهادهای خیریه بیشتر از بقیه است.

نهاد مدنی همان سازمان مردم نهاد یا جمعی از مردم است که به صورت داوطلبانه در قالب یک انجمن به ثبت رسیده که برای رسیدن به اهداف مشترک تلاش می کنند.

با نگاهی به فرهنگ و تاریخ کشورمان می توان دریافت که مشارکت در روند زندگی ایرانیان کم نبوده اما مطالعات اخیر نشان می دهد ایرانیان در شرایط کنونی خیلی تمایلی به مشارکت ندارند!

براساس آمارها میزان مشارکت اجتماعی ایرانیان تنها 24 درصد است. این درحالی است که 76 درصد از امور اجتماعی در دنیا با کمک سازمان های مردم نهاد انجام می شود.

 ** مشکلات روزمره شخصی نیست

آرش حیدری - جامعه شناس و مدرس دانشگاه علامه طباطبایی معتقد است کاستی هایی نظیر آبگرفتگی انتهای کوچه یا آسفالت بی کیفیت موضوعاتی است اجتماعی که برای حل آن، واقعا مردم باید مشارکت کنند. او می گوید: اگر برای حل مشکلات اجتماعی، راه حل شخصی ارائه کنیم یعنی سفسطه کرده ایم و معضل کلی را به راه حل جزئی کاهش داده ایم.

این جامعه شناس در گفت و گو با خبرنگار جامعه جی پلاس، تاکید می کند که بسیاری از معضلات اساسی را با اصلاح رفتار فردی نمی توان حل کرد و ادامه می دهد: دلیل عمده اش این است که فرایند اجتماعی در حال تولید مسئله است و کنش فردی و گروهی در سطوح کوچک نمی تواند مسائل بزرگ در سطح اجتماعی را حل کند. نمونه بارز آن در فرایند خیریه گرایی مشاهده می شود. هر روز انسان های زیادی به دلیل نابرابری های اقتصادی به خاک سیاه می نشینند و سازمان های خیریه تنها به تعداد کمی از این افراد می تواند کمک کند. این نشان می دهد که برای حل این مشکل نیاز به مشارکت بخش مهمی از یک کشور است. قطعاً سخن بنده این نیست که نباید کار خیر کرد؛ بدیهی است که اگر بتوان به فرد یا افرادی در سطح فردی و در جهت اخلاقی یاری رساند، کار مثبتی است اما زمانی که راه حل مسائل ساختاری را در خیریه گرایی جستجو کنیم یعنی مسئله را تحریف کرده ایم.

به گفته او اگر برای مثال آسفالت کوچه ها خراب است، راه حلش پاسخگو کردن شهرداری ها از طریق شوراهای محلی است، از طریق مطالبه گری، داشتن نشریه و تریبون، شفاف سازی اطلاعات و... است؛ فرایندی که می توان این تیپ معضلات روزمره و به شدت ساختاری را از طریق آن حل کرد.

 

** غر زدن نشانه احساس بی قدرتی است

حیدری «غر زدن افراد و گله شکایت های پی در پی بدون هیچ اقدام و عمل» را نشانه ای از احساس «بی قدرتی» و «تنها ماندگی» افراد می داند و به جی پلاس می گوید: جامعه ما به شدت نیازمند شکل دادن نهادهایی است که از دل مردم بجوشد. اگرچه نهادهایی داریم برای پی گری شکایات بیماران ولی این نهادها متصل به بیمارستان ها و صنف پزشکان و پرستاران است؛ درحالی که ما نیاز به نهادی داریم که از دل مردم بجوشد و پی گیر حقوق بیماران باشد. در زمینه مسائل شهری، آسیب های اجتماعی و... نیز چنین است. متاسفانه ابزار مشخصی برای پی گیری بسیاری از حقوق خود و مشکلات روزمره در قوانین را نداریم.

مدرس دانشگاه علامه طباطبایی می گوید: در بسیاری از موارد نبود نهادهای واسطه ای مثل همین جمع های کوچک همسایه ها و هم محله ای ها باعث می شود احساس بی قدرتی در بین افراد پدید آید. به نظر می رسد امروزه افراد زیادی پیوندشان با جامعه را از دست داده اند و جامعه برای آنها محل خطر است. محله، اداره، شهر و خیابان، جایی است که هرچه سریع تر باید از آنجا گریخت و به درون خانه رفت.

 

** تاثیرگذاری، محرک مشارکت های اجتماعی

او در ادامه گفتگو با جی پلاس اضافه می کند: افراد حتی راهرو بیرون از درب آپارتمان را جزئی از فضای خود تصور نمی کنند و دلیل این مسئله روانی نیست، بلکه اجتماعی-تاریخی است. زمانی که احساس بی عدالتی و ناامنی گسترش یابد افراد تمایلی به مشارکت ندارند. با این وصف نمی توان آنها را ملامت کرد که «به جای غر زدن بیایید مشارکت کنید.» باید بستر مشارکت را فراهم کرد؛ به طوری که افراد، نتایج ملموس مشارکت  در حل مسائل رایج زندگیِ شهری را احساس کنند. مکانیسم های نظارتیِ و نتایج مشخص می توانند شهروندان را به مشارکت وا دارند، نه توصیه های فردی و روان شناختی و حتی آموزش!

به گزارش جی پلاس؛ مطالعات سازمان های بین المللی نشان می دهد ایران از نظر دارا بودن سرمایه اجتماعی، صد و بیست و یکمین کشور در جهان است. نمره منفی 2 و 38 صدم ایران، میزان سرمایه اجتماعی موجود در کشور را نشان می دهد. این درحالی است که کشور امارات رتبه چهل و دوم را به خود اختصاص داده و نمره ای برابر با مثبت 50 درصد کسب کرده است. از میان 16 کشور منطقه نیز، ایران در آخرین رده ها و در رتبه یازدهم ایستاده است.

به یاد داریم آخرین باری که در گروهی برای انجام یک کار، مشارکت کردیم کی بود؟! شاید دشوار باشد اما گاهی برای حل مشکلاتی نظیر تعمیر چراغ های کوچه خودمان که مدتی است خراب شده و فضا در شب ها تاریک می شود هم می توان با مشارکت اهل محل و ساکنان کوچه اقدام کرد و به نتیجه رسید. فعالیت های دسته جمعی اینجا نه تنها در روز انتخابات و ایام عزاداری ائمه اطهار (علیهم السلام) بلکه برای تمام روزهایی که قرار است درکنارهم زندگی کنیم، کاربردی موثر دارد.

به گزارش خبرآنلاین، حجت‌الاسلام حسن روحانی در همایش بین‌المللی مقابله با گرد و غبار گفت:

حل معضلات محیط‌زیست نیز تنها با همکاری قابل حل است، سیاست برد ـ برد را باید در مسائل محیط‌زیست نیز پیش بگیریم و روشی را انتخاب کنیم که عراق و سوریه برنده باشند؛ نه اینکه یک کشور چشمه‌ها را برای خود مسدود کند و فکر کند این اقدام به صلاح خودش است.

بدون همکاری با کشورهای جهان نمی‌توان بر معضل گرد و خاک و محیط‌زیست پیروز شد، من بارها گفته‌ام بحث قوی‌ترین کشور در منطقه باید کنار گذاشته شود و به جای آن، منطقه قوی‌تر پیگیری شود. نباید کشوری برای اینکه قدرت اول منطقه شود، بر نفاق و تفرقه دامن بزند بلکه باید بفهمیم ما یک منطقه هستیم و نمی‌توانیم از هم فاصله بگیریم.

*کشورهای منطقه همانند خانواده‌ای هستند که باید در کنار هم باشند تا موفق شوند. باید به فکر منطقه قوی‌تر باشیم و رقابت‌های مخرب را کنار گذاشته و جنگ‌های مخرب را تمام کنیم، زیرا گرد و غبار این جنگ نه تنها فضای سیاسی بلکه فضای محیط‌زیست منطقه را فرا گرفته است.

همزیستی نیوز - رئیس اتحادیه هتلداران خراسان رضوی گفت: هم اینک میزان اشغال گنجایش هتل ها در شهر مشهد خیلی پایین و بین 15 تا 20 درصد است.

 محمد قانعی روز شنبه در گفت وگو با خبرنگار ایرنا افزود: بهترین شرایط اشغال گنجایش هتل های مشهد برای تابستان امسال بین 45 تا 50 درصد پیش بینی می شود لذا شرایط خوبی را نخواهیم داشت.
وی از تخفیف 70 درصدی هزینه هتلها مشهد خبر و ادامه داد: به دلیل رقابت منفی و کاهش مسافر و زائر هیچکس قیمت و نرخ واقعی را رعایت نمی کند.
رئیس اتحادیه هتلداران خراسان رضوی گفت: مشکلات پیشین در روابط خارج باعث شد مشهد دو سوم از تعداد گردشگران عرب را از دست بدهد که پارسال شاهد رکورد و افت شدید گردشگر بودیم.
وی افزود: با این وجود هم اینک عملیات ساخت 200 هتل جدید در مشهد در حال اجراست که برای آن مطالعات کارشناسی درستی انجام نشده زیرا اگر این تعداد به بهره برداری برسد شاهد بحران رکود صنعت هتلداری در کلانشهر مشهد خواهیم بود.
قانع ادامه داد: این در حالی است که هتلداری سنگینترین و پرحجم ترین صنعت به لحاظ سرمایه گذاری به شمار می رود. حداقل سرمایه لازم برای ساخت یک هتل 500 میلیارد ریال است. ایجاد شغل در صنعت گردشگری یکی از کم مشکلترین اما بهترین نوع اشتغال است. هم اکنون 35 هزار نفر در سطح کشور در بخش هتلداری شاغل هستند.
وی به گلایه های هتلداران از وضعیت موجود بخاطر رکود مسافر اشاره و بیان کرد: مالیات و عوارض ارزش افزوده نیز از چالشهای پیش روی این صنعت است که باید راهکارهای برون رفت از آن بررسی شود.
سالانه سه میلیون گردشگر خارجی و 25 میلیون گردشگر داخلی به مشهد سفر می کنند. گنجایش اسمی پذیرش هتلهای مشهد 50 هزار نفر است که در اوج فصل سفرها به 75 هزار نفر نیز می رسد. 214 هتل در مشهد فعالیت دارند.
خراسان رضوی با 52 درصد واحدهای اقامتی دائم کشور شامل هتل، هتل آپارتمان و مهمانپذیر در مجموع هزار واحد از این مراکز اقامتی را در خود جای داده است.

همزیستی نیوز - خاورخانم را شاید خیلی از شماها نشناسید اما اگر برحسب اتفاق سری به روستای سرولات بزنید می‌بینید که کوچک و بزرگ او را می‌شناسند، او یک زن کارآفرین روستایی است؛ زنی مثل بقیه زن‌های روستا، دلش بیشتر از هر چیزی برای زادگاهش می‌تپد؛ برای وجب به وجب خاکی که هزار هزار خاطره ساخته برایش از کودکی تا همین بزرگسالی؛ زنی با روحیه مثال‌زدنی‌ و پشتکاری عجیب که در نهایت به آبادانی روستای زادگاهش منجر شده‌ است.

به گزارش ایسنا، «جام‌جم‌آنلاین» در ادامه نوشت: برای آبادانی یک روستا، چه‌کارهایی می توان انجام داد؟ چطور می‌‌شود کاری کرد که اهالی‌، یکی‌یکی به هوای شهر و امکانات ریز و درشتش، ترک خانه و کاشانه نکنند؟ ما جواب این سوال‌ها را از «خاور جربانیان» می‌پرسیم. او یک زن 48 ساله روستایی است؛ زنی کارآفرین که با یک ایده ساده، یک روستا را آباد کرده و گردشگران زیادی را روانه محل زندگی‌اش کرده است؛ گردشگرانی از گوشه و کنار ایران و حتی کشورهای خارجی. افرادی که آوازه دست پخت مثال زدنی این زن را شنیده‌ و راهی روستای سرولات شده‌اند.

خاور خانم متولد چه سالی هستید؟

سال 1348 همین جا به دنیا آمدم در روستای سرولات.

چطور شد کارآفرین شدید؟

اگر خدا نخواهد حتی یک برگ هم از درخت نمی‌افتد، درباره من هم همین‌طور بود. خدا خواست، خدا من را از این روستای کوچک انتخاب کرد. این نظر خدا به روستای ما بود. کارآفرین شدن من کاملا یک اتفاق بود. من و همسرم اکبر لطفی‌نژاد سال 69 با هم ازدواج کردیم و از همان زمان برای کار به قزوین رفتیم. آنجا که بودیم من چون نمی‌توانستم بیکار بمانم در مطب یک دکتر، منشی شده‌ بودم. همسرم هم به‌خاطر تخصصش در نیروگاه برق شهید رجایی کار می‌کرد تا اینکه قرار شد منتقل شود به بندرعباس. وقتی این موضوع را با خانواده‌هایمان در میان گذاشتیم مخالفت کردند. می‌گفتند شما بچه شمالید و در گرمای جنوب حتما اذیت می‌شوید. ما هم به ناچار کار را ول کردیم و برگشتیم به روستای خودمان در سرولات.

چند سال قزوین زندگی کردید؟

حدود 4 سال.

یعنی وقتی برگشتید سرولات باید همه چیز را از صفر شروع می‌کردید چون دیگر کاری نداشتید؟

بله همین طور بود. در روستای ما کار فقط و فقط کشاورزی بود. حالا یا مردم می‌رفتند در باغ چای کار می‌کردند یا باغ پرتقال، یا سبزی‌کاری و ... شغل دیگری نداشتند. ما هم از وقتی برگشتیم اینجا به همین کار مشغول شدیم، آن موقع یک خانه 70 متری نیمه‌کاره داشتیم که تعمیر کردیم و در آن ساکن شدیم. البته شانسی که داشتیم این بود که خانه ما موقعیت خوبی داشت. یک طرفش رو به دریا بود و یک طرفش رو به کوه و نمای خیلی خوبی داشت. به خاطر همین موقع بازسازی یک بالکن 20 متری رو به دریا زدیم که همه چیز از هم از همین بالکن شروع شد.

بیشتر توضیح می‌دهید؟

سال 74 بود. یک روز من لب همین بالکن نشسته بودم که دیدم یک خانواده با ماشینشان از راه رسیدند. ساعت تقریبا یک ظهر بود. آنها پیاده شدند و تدارکات نهارشان را آماده کردند اما یک دفعه باران گرفت. خیلی آشفته شده بودند که یک دفعه چشمشان به من افتاد و گفتند خانم می‌شود ما بیاییم خانه شما غذا بخوریم؟ من هم قبول کردم و آنها آمدند داخل همین بالکن نشستند. آتش درست کردم غذایشان را کباب کردند و تا وقتی که باران بند بیاید نشستند اما آن موقع دیگر هوا تاریک شده‌ بود. به‌ خاطر همین گفتند می‌شود ما امشب خانه شما بمانیم؟ کرایه‌اش را هم می‌دهیم. آن موقع رسم نبود کسی در این روستا خانه‌اش را به مسافرها اجاره بدهد. با این حال من قبول کردم. آنها ماندند و فردا با هم رفتیم بازار رامسر، ماهی خریدیم، من خودم ماهی‌ها را پاک کردم، سرخ کردم، برنج درست کردم و اینطوری با هم دوست شدیم. موقع رفتن هم گفتند چقدر می‌شود؟ من قیمت نداشتم. همینطوری گفتم هزار تومن. آنها اما 9 هزار تومن به من دادند و موقع رفتن گفتند ما خیلی از دستپخت شما خوشمان آمد. می‌شود دوباره پیش شما بیاییم؟ آن موقع خانه ما تلفن نداشت. من شماره خانه برادرم را دادم و بعد از آن دیگر این خانواده شدند مشتری دائمی من.

اهل کجا بودند؟

اهل اصفهان اما ساکن تهران. بعدها بقیه فامیل‌ها و آشناهایشان را هم آوردند اینجا. همگی از قبل زنگ می‌زدند سفارش باقلا قاتق، ترش تره، میرزاقاسمی و ماهی می‌دادند و بعد می‌آمدند. طوری شد که دیگر من و همسرم کار کشاورزی را رها کردیم. کم‌کم مشتری‌هایم زیادتر شد. مثلا بعضی وقت‌ها مشتری می‌آمد بی‌خبر. می‌گفتم از کجا آدرس گرفتی؟ چرا زنگ نزدی؟ می‌گفت توی آرایشگاه بودم، یک نفر گفت رفتم سرولات خانه خاور خانم، چه غذای خوشمزه‌ای خوردیم. ما هم همینطوری آمدیم و شما را پیدا کردیم. همه اینها باعث شد که کم‌کم فضا را بزرگ‌تر کنیم.

یعنی کارآفرینی شما از همین زمان شروع شد؟

بله، اوایل خواهرزاده‌هایم با من کار می‌کردند بعد کم‌کم بقیه خانواده هم جمع شدند، ما هم فضای رستوران را بزرگ‌تر کردیم و از 70 متر رسیدیم به 500 متر. الان بعد از این همه سال هنوز مشتری‌هایی دارم که می‌آیند می‌گویند خاور خانم، ما توی خانه خودت می‌نشستیم غذا می‌خوردیم.

الان چند نفر با شما کار می‌کنند؟

الان 40 نفر که همگی از اهالی همین روستا و روستاهای اطراف هستند اما روزهای خیلی شلوغ تعدادشان 60 نفر هم می‌شود.

خانم هستند یا آقا؟

من بیشتر با آشپزهای خانم کار‌ می‌کنم. با آنها راحت‌ترم.

شما با راه‌اندازی این رستوران هم برای 40 نفر کارآفرینی کرده‌اید، هم باعث جذب گردشگر به سرولات شده‌اید. فکر می‌کنید دلیل موفقیتتان چیست؟

دلیل این موفقیت فقط لطف خداست. من خدا را شکر می‌کنم که نام روستایم نه فقط در استان گیلان که در کل کشور مشهور شد. خوشحالم که به‌ خاطر حضور هر روزه گردشگرها و مسافرها، نه‌تنها جمعیت روستایمان کم نشده که بیشتر هم شده است. وجود گردشگرها برای خیلی‌ها ایجاد اشتغال کرده است. مثلا اینجا خانه اجاره می‌کنند یا ترشی و خوراکی محلی می‌خرند، بعضی روستایی‌ها صنایع دستی می‌فروشند. خلاصه با وجود گردشگرها رونق به روستای ما آمده است.

هنوز هم خودتان غذا می‌پزید؟

باور کنید تا همین یک سال پیش، حتی قابلمه‌ها را هم خودم جا‌به‌جا می‌کردم. الان هم با اینکه آشپز دارم اما همه مواد را خودم می‌خرم و تا از راه می‌رسم می‌روم سر قابلمه‌ها و مزه همه غذاها را می‌چشم. مثلا می‌گویم حلیمه خانم نمک این باقلا قاتق کم است و ... .

الان چند تا مشتری را راه می‌اندازید؟

در روزهای خیلی شلوغ بیشتر از هزار نفر را هم غذا داده‌ایم اما روزهایی مثل امروز 200 نفر ناهار مهمان ما هستند.

مهمان خارجی هم دارید؟

خیلی زیاد. خیلی وقت‌ها شده از کشورهای دیگر توریست آمده سرولات، فقط برای اینکه اینجا غذا بخورد. بعد گفته که من تعریف غذای شما را از دوستانم شنیده بودم.

شما را که می‌بینند می‌شناسند؟

نه فقط خارجی‌ها که خیلی از ایرانی‌ها هم باورشان نمی‌شود من همان خاور خانم باشم. خب در نظر خیلی‌ها یک صاحب رستوران که 20 میلیارد تومان خرج رستورانش کرده، هیچوقت اینطوری مثل من ساده نمی‌گردد، به‌خاطر همین هی می‌پرسند شما خود خاور خانم هستید؟ من هم می‌گویم بله، خود خودش هستم.

از غذاهای خودتان، کدام را بیشتر دوست دارید؟

باقلا قاتق چون می‌گذارم حسابی لعاب پس بدهد. مرغ شکم‌پر هم خوب است چون مواد داخلش از سبزی‌های محلی همین جاست و طعم خوبی دارد.

گفتید مواد غذاها را خودتان تهیه می‌کنید؟

بله. هر روز صبح زود با همسرم می‌رویم بازار، مرغ و ماهی روز می‌خریم چون مرغ یک روز بماند بو می‌گیرد.

شده مشتری ناراضی هم داشته باشید؟

بله، خب سلیقه‌ها متفاوت است. مثلا یک روزهایی اینجا خیلی شلوغ است، هزار تا مشتری داریم ممکن است ته‌دیگ یکی خوب نگرفته باشد یا قطرش کم باشد. اعتراض می‌کنند و من هم همیشه به آنها حق می‌دهم.

 

پیشخوان

آخرین اخبار