همزیستی نیوز - رئیس دانشگاه علوم پزشکی و خدمات درمانی استان هرمزگان از افزایش موارد مثبت کرونا در استان هرمزگان به یازده مورد خبرداد.

به گزارش ایسنا دکتر حسین فرشیدی امشب(۱۳ اسفند) در جمع خبرنگاران، در خصوص آخرین وضعیت مقابله با کرونا در استان هرمزگان، افزود: دوهفته از زمان شیوع بیماری در کرونا  در کشورمان می گذرد و باید از رفتار شهروندی هرمزگانی ها در بحث رعایت نکات بهداشتی تشکر و تقدیر کرد.
وی با بیان اینکه ۳۵۶ بیمار با تشخیص بیمار با شرایط حاد تنفسی به بیمارستان های هرمزگان مراجعه کردند، اظهار کرد: از این تعداد ۱۳۴ مورد مشکوک که تست یازده مورد مثبت و ۸۵ مورد منفی شده است.

وی در تشریح پراکندگی یازده مورد مثبت اعلام شده، خاطرنشان کرد: چهار مورد قشم، دو مورد پارسیان، یک مورد بندرعباس، جاسک و رودان و مثبت های اعلام شده هر دو مربوط به جزیره کیش هستند.
دکتر فرشیدی با اشاره به اینکه از این تعداد هشت مورد با حال عمومی خوب ترخیص شدند، اضافه کرد: سه مورد دیگر بستری که یک مورد حال عمومی مناسب و دو مورد دیگر تقریبا خوب گزارش شده است.

رئیس دانشگاه علوم پزشکی و خدمات درمانی استان هرمزگان بیان کرد: از تعداد مثبت اعلام شده تنها ۴ مورد مربوط به شهروندان هرمزگان بودند که در تماس با بیماران سایر استان ها قرار گرفته اند و سایر موارد مثبت اعلام شده شهروندان سایر استان ها بودند که به هرمزگان سفر کرده اند.

وی در خصوص اجرای طرح خانه به خانه مقابله با بیماری کرونا در سطح استان هرمزگان عنوان کرد: طرح مفید و با استفاده از شبکه های بهداشت سلامت کشور به نام طرح خانه به خانه اجرا خواهد شد و قابلیت آن این است که بیش از ۹۵ درصد در سامانه های بهداشتی کشور ثبت هستند.
فرشیدی در پایان گفت: یکی از شایعات که طرح جدید سبب انتقال بیماری می شود که این موضوع را با صراحت تکذیب می کنم زیرا  این طرح از طریق از تماس الکترونیک و تلفنی و ارائه اطلاعات کوید ۱۹ بوده و هیچ گونه تماس فیزیکی نخواهد بود.

همزیستی نیوز - سازمان اداری و استخدامی در بخشنامه‌ای به دستگاه‌های اجرایی برای مقابله با کرونا و حفظ سلامت کارکنان و ارباب رجوع ابلاغ کرد که بر این اساس ارائه خدمات الکترونیکی توسط کارکنان دستگاه‌ها به شکل دورکاری بلامانع است.

در این بخشنامه که به تمام دستگاه اجرایی ابلاغ شد، امده است که دستگاه‌ها باید لوازم بهداشتی (ماسک، دستکش و مواد ضدعفونی کننده) برای کارکنان خود فراهم کند. 

تمام مکاتبات بین دستگاه‌ها و ادارات تابعه از طریق اتوماسیون اداری انجام شود و علاوه بر آن دستگاه‌ها باید امکان ثبت الکترونیکی درخواست خدمات و مکاتبات شهروندان فراهم کند و در صورت نیاز به مراجعه حضوری نوبت‌دهی الکترونیکی ظرف مدت سه روز فراهم شود. 

همچنین مطابق این بخشنامه برگزاری همایش، نشست‌های تخصصی، برنامه‌های تخصصی ممنوع است و اعزام کارکنان برای مأموریت غیرضروری خودداری شود و ماموریت‌های ضروری نیز باید با تایید بالاترین مقام مجاز در استان انجام شود. 

بر اساس آخرین اطلاعات اعلام شده از ستاد ملی مقابله با ویروس کرونا تا روز ۱۳ اسفند تعداد کل مبتلایان قطعی به ۲هزار و ۳۳۶نفر، فوتی‌ها به ۷۷ نفر رسیده و ۴۳۵ نفر نیز بهبود یافته است.

در این مدت مسئولان وزارت بهداشت بارها بر لزوم استفاده از اقلام بهداشتی از جمله مواد ضد عفونی کننده و دستکش و شستشوی مداوم دست‌ها تاکید کرده و خواستار خودداری مردم از خروج از منزل شده اند تا به این طریق از سیر صعودی شیوع این ویروس جلوگیری کنند.

به همین منظور نیز طی دو هفته گذشته فعالیت تمامی دانشگاه ها، مراکز آموزشی و مدارس در اغلب استان های کشور تعطیل شده است و مسئولان امور شهری نیز اقدام به ضد عفونی مستمر اتوبوس ها و قطارهای مترو کرده اند.

 منبع: ایرنا

همزیستی نیوز - سرمربی ایرانی تیم ملی کاراته روسیه که به همراه تیمش عازم رقابت های لیگ جهانی اتریش شده بود، به رغم اینکه ۳ ماه است به ایران نیامده، به بهانه مبارزه با کرونا اجازه ورود به مسکو را دریافت نکرد و ساعت‌هاست در اتاقی در فرودگاه مسکو بسر می برد.

حسین روحانی در گفتگو با ایسنا، در این باره اظهار کرد: با پایان رقابت های لیگ جهانی در اتریش عازم مسکو شدیم اما ماموران فرودگاه مسکو از ورود من جلوگیری کردند و در حال حاضر بیش از ۱۰ ساعت است که در یک محیط ۳۰ متری در فرودگاه بدون هیچ آب و غذایی قرنطینه شده ام. 

*هر چه می گویم ۳ ماه است به ایران نرفته ام گوششان بدهکار نیست

سرمربی ایرانی تیم ملی کاراته روسیه افزود: من ۳ ماه است که اصلا به ایران نیامده ام و آن موقع که ایران بودم هیچ بحثی درباره ویروس کرونا نبود. در این ۳ ماه در روسیه بودم اما هر چه به آن ها می گویم قبول نمی کنند.

روس ها می گویند ورود ایرانی ها از هر کجای دنیا ممنوع!حتی غذا هم به من نمی دهند!* برای استفاده از سرویس بهداشتی هم مامور همراهیم می کند*اینجا قانون حرف اول و آخر را می زند*به احتمال زیاد به استونی می روم* روس ها می گویند

*ورود ایرانی ها از هر کجای دنیا ممنوع!

مربی سابق تیم ملی ایران خاطرنشان کرد: روس ها می گویند به ما گفته اند به هیچ ایرانی از هر کجای دنیا اجازه ورود به خاک روسیه را ندهید. برای آن ها جان شهروندانشان بیش از هر چیز دیگری اهمیت دارد و اصلا با اینگونه موارد شوخی ندارند و توصیه پذیر هم نیستند. شانس آوردم من را به ایران دیپورت نکردند و به من گفتند می توانی از همان اتریش که به مسکو آمدی به همانجا یا هر کجای دیگه بروی اما اجازه ورود به روسیه را نداری.

*حتی غذا هم به من نمی دهند!

وی درباره شرایطش در فرودگاه مسکو نیز گفت: الان بیش از ۱۰ ساعت است که در یک فضای حدودا ۳۰ متری من را نگه داشته اند. به آن ها گفتم ۱۲ ساعت است هیچ چیزی نخورده ام و خیلی گرسنه هستم اما اصلا توجهی نمی کنند و هیچگونه خدماتی ارائه نمی کنند. اینجا هیچ چیز در دسترس نیست. در حقیقت بدون آب و غذا گیر افتاده ام و فعلا بلاتکلیف هستم. 

* برای استفاده از سرویس بهداشتی هم مامور همراهیم می کند

روحانی افزود: شرایط بگونه ای است که حتی وقتی می خواهم از سرویس بهداشتی هم استفاده کنم یک مامور من را همراهی می کند. یک ایرانی دیگر نیز مثل من اجازه ورود نداشت و ۳ شبانه روز در فرودگاه مسکو گیر افتاده بود تا اینکه دقایقی قبل مجبور شد به قرقیزستان برود.

*اینجا قانون حرف اول و آخر را می زند

روحانی در ادامه گفتگو با ایسنا، در پاسخ به این سوال که آیا مسئولان فدراسیون کاراته روسیه اقدامی برای حل این مشکل انجام داده اند یا خیر، گفت: رییس فدراسیون کاراته روسیه فردی بسیار با نفوذ در این کشور محسوب می شود تا جاییکه رابطه بسیار نزدیکی نیز با ولادیمیر پوتین دارد اما اینجا قانون بالاتر از هر چیزی است و نمی توان با پارتی بازی کاری را پیش برد. رییس فدراسیون شخصا با من تماس گرفت و از اتفاق پیش آمده اظهار تاسف و عذرخواهی کرد و گفت چاره ای برای حل این مشکل پیدا خواهد کرد.

 *به احتمال زیاد به استونی می روم

سرمربی تیم ملی کاراته روسیه در پاسخ به این سوال که با این اوصاف چه برنامه ای دارد، گفت: به احتمال زیاد به استونی می روم و فدراسیون روسیه در تلاش است تا بلیط سفر به استونی را برایم بگیرد، چرا که قصد داریم از چند روز دیگر در این کشور اردوی خود را برگزار کنیم و از آنجا عازم رقابت های قهرمانی اروپا در آذربایجان شویم. اگر بلیط برای سفر به استونی مهیا نشود به اتریش بازمی گردم. از آنجا که شانسی برای کسب سهمیه المپیک از طریق رنکینگ نداریم به آخرین مرحله رقابت های کسب سهمیه در مراکش حضور نخواهیم داشت و خود را برای حضور در رقابت های قهرمانی اروپا آماده می کنیم. هدف ما کسب سهمیه از رقابت های پاریس در اردیبهشت ماه سال آینده است.

قم – ایرنا – برغم اعلام مسئولان مبنی بر اجرای غربالگری افراد مشکوک به ابتلا به ویروس کرونا در خروجی های قم از ابتدای روز یکشنبه، اما این طرح اجرا نشد و در طول امروز(یکشنبه) در ورودی‌های شهر قم، رفت‌وآمد خودروها به‌صورت عادی درجریان بوده است.

در حالی که با توجه به اعلام قبلی مسئولان قرار بود در ورودی‌های شهر قم از صبح امروز یکشنبه عملیات غربالگری افراد مشکوک به ابتلا به ویروس کرونا اجرا شود، گزارش میدانی خبرنگار ایرنا نشان می دهد در آزادراه‌های قم – تهران و قم – کاشان از خروجی های اصلی و پرتدد قم، جریان خودروها بدون هیچ محدودیتی به داخل شهر و یا برای خروج از شهر، همچون سایر روزها در جریان است و محدودیتی در رابطه با شیوع ویروس کرونا در این زمینه اعمال نشده است.

شرایط مشابهی نیز در خروجی قم در محور جاده قدیم قم – تهران و نیز سه‌راه شاه جمال (خروجی قم به سمت سلفچگان و اراک) حاکم است و خبری از عملیات غربالگری وجود ندارد. 

تصاویری که خبرنگار ایرنا از این محور تهیه کرده است، به خوبی نشانگر این وضعیت است. 

در همین حال خبرنگار ایرنا در دانشگاه علوم پزشکی قم کسب اطلاع کرد که درباره استقرار ایستگاه‌های تب‌سنجی در ورودی‌های قم، هنوز تصمیم نهایی گرفته نشده است و مشخص نیست که این ایستگاه‌ها به چه شکل، چه تعداد و در کجا مستقر می‌شوند.

از سوی دیگر هنوز مشخص نیست، دلیل عدم اجرای عملیات غربالگری به دلیل مسائل فنی و هماهنگی های لازم بازمی گردد یا اختلاف میان تصمیم گیران استان و تفاوت دیدگاه در مورد قرنطینه کلی یا جزیی قم عامل این امر است.

در همین حال به نظر می رسد با توجه به اینکه در روزهای اخیر شاهد کاهش بار ترافیک در داخل شهر قم هستیم؛ این مساله می‌تواند گویای ۲ نکته باشد؛ یکی اینکه شهروندانی که قصد ترک شهر قم را داشته‌اند، به‌ویژه افراد غیربومی و یا کسانی که در خارج از قم، محلی برای سکونت دارند، شهر را در این مدت ترک کرده‌اند و نکته دوم اینکه شهروندانی که توصیه‌های بهداشتی و پزشکی را در رابطه با ویروس کرونا جدی گرفته‌اند، به هشدارهای بهداشتی از جمله قرنطینه خانگی توجه کرده‌اند و حتیالامکان تلاش می‌کنند که از منزل خارج نشوند.

اما، با توجه به نزدیکی عید نوروز و این مساله که بسیاری از افراد تلاش می‌کنند در این ایام به شهر مقدس قم سفر کنند و به‌ویژه در هنگام تحویل سال نو در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(س) حضور داشته باشند، ضروری و لازم است که از هم اکنون تدابیر لازم در این زمینه اندیشیده شود.

همچنین اگر مسئولان تصمیم بر کنترل ورود و خروج و غربالگری مسافران و زائران را دارند، باید از هم اکنون برنامه‌ریزی انجام شود و همچنین برای آمادگی مسئولان مرتبط و نیز مسافران و زائران به استان قم، از یک هفته پیش از سال جدید این طرح با اطلاع و تبلیغات کافی شروع شود.

در این صورت هم مسئولان و هم مردم تا قبل از شروع سال جدید با ابعاد این عملیات آشنا شده و شانس موفقیت آن بالا خواهد رفت و هم مسئولان در این یک هفته فرصت خواهند داشت تا معایب طرح را رفع کنند.

 کرونا در قم 

از ۳۰ بهمن‌ماه تاکنون حدود پنج هزار نفر به اورژانس بیمارستان‌های کامکار، فرقانی، امام رضا(ع) و علی ابن ابیطالب(ع) مراجعه کرده‌اند که از این تعداد مراجعه، یک هزار و ۳۲۵ نفر بستری شدند که مشکل آن‌ها مربوط به بیماری‌های تنفسی بوده است.

تاکنون ۶۱۰ نفر از افرادی که به دلیل ابتلا به ویروس کرونا در بیمارستان‌های این استان بستری‌شده بودند، با بهبودی مرخص شده‌اند و در حال حاضر ۷۲۵ نفر در چهار مرکز درمانی فوق بستری هستند.

کرونا در کشور 

بر اساس اعلام رییس مرکز روابط عمومی و اطلاع‌رسانی وزارت بهداشت، ۳۸۵ مورد جدید مبتلا به کووید ۱۹ در کشور شناسایی‌شده است که تاکنون ۱۷۵ نفر بهبودیافته‌اند.

بیماری کرونا از نظر ابتلا و میزان و شدت تلفات، خطرناک‌تر از آنفولانزا نیست؛ بنابراین جایی برای ترس و وحشت مردم نیست و شهروندان تنها باید مراقبت‌های پزشکی و بهداشتی را جدی بگیرند؛ استفاده از ماسک، پرهیز از روبوسی و دست دادن و سایر مواردی که در این خصوص توصیه‌شده، بیش‌ازپیش مورد تاکید کارشناسان است.

شهروندان قمی برای طرح هرگونه پرسش در مورد ویروس کرونا می‌توانند با شماره تلفن‌های ۳۶۶۲۰۰۲۳، ۳۶۶۲۰۹۹۹، ۳۶۷۰۶۰۳۰ و ۳۶۷۰۴۳۶۸ (با پیش‌شماره ۰۲۵) تماس بگیرند./

 عوارضی آزادراه قم - تهران (عصر امروز)
عوارضی آزادراه قم - تهران (عصر امروز)
  عوارضی آزادراه قم - تهران (عصر امروز)
 عوارضی آزادراه قم - تهران (عصر امروز)
 عوارضی آزادراه قم - تهران (عصر امروز)
 محل پارک خودروها در مقابل مسجد اهل بیت(ع) در کنارعوارضی آزادراه قم - تهران (عصر امروز)
 عوارضی آزادراه قم - کاشان (عصر امروز)
 عوارضی آزادراه قم - کاشان (عصر امروز)

 

همزیستی نیوز - درحالی به گفته وزیر بهداشت طرح ملی بیماریابی خانه به خانه قرار است از فردا(سه شنبه) اجرایی شود که ابهاماتی درباره آن وجود دارد. منتقدان چنین طرحی را هزینه‌بر و عاملی برای تشدید اپیدمی کرونا می‌دانند و می‌گویند به جای غربالگری خانه به خانه، بهتر است اکیپ‌های مستقر ایجاد شود.

 دیروز(یکشنبه) سعید نمکی وزیر بهداشت از بسیج ملی ۳۰۰ هزار اکیپ تخصصی برای غربالگری و بیماریابی خانه به خانه هموطنان و شناسایی موارد مشکوک به بیماری کرونا خبر داد؛ طرحی که به گفته وی برای اولین بار در جهان اجرا می‌شود و از طریق آن قرار است نظام سلامت کشور ویروس کرونا را شکست دهد.

رسانه ها هم امروز به نقل از وزیر بهداشت اعلام می‌کنند که این طرح ملی از فردا آغاز خواهد شد. با اعلام اجرایی شدن این طرح اظهار نظرهای متفاوتی از سوی مردم و کارشناسان حوزه بهداشت در رسانه‌ها و فضای مجازی منتشر می‌شود. موافقان این طرح می‌گویند سال‌ها قبل واکسیناسیون فلج اطفال در سراسر ایران در یک روز با کمک نیروهای بسیج انجام شد و حالا بسیج در طرح غربالگری خانه به خانه می‌تواند با کرونا مقابله کند. گروه مقابل اما با اشاره به اینکه در حال حاضر بسیاری از کادر درمان در بیمارستان‌ها با حداقل امکانات محافظتی مشغول به کار هستند، معتقدند ماهیت این بیماری با فلج اطفال و یا اندازه‌گیری فشار خون متفاوت است و می‌تواند باعث انتقال و گسترش ویروس کرونا شود.

یکی از منتقدان این طرح وزارت بهداشت، هادی انصاری، جراح و عضو فرهنگستان علوم پزشکی ایران است که در یادداشتی وزیر را از اجرای چنین طرحی برحذر داشته و اعلام کرده است چنین اقدامی می‌تواند به گفته او، لکه ننگی در تاریخ پزشکی ایران و نظام جمهوری اسلامی به شمار بیاید.

پس از این نقدهای تند بود که مشاور رسانه‌ای وزیر بهداشت در توئیتی نوشت: هنوز جزئیات این طرح اعلام نشده که عده‌ای در حال قضاوت و ایجاد نگرانی برای مردم هستند. این طرح در سطح ملی و در تمام کشور اجرا خواهد شد و بر اساس هر منطقه یک مدل اجرایی دارد که برای روستاها و مناطق دورافتاده یک روش و برای شهرهای بزرگ با مدل دیگری انجام می شود. به گفته وی  وزارت بهداشت جزئیات طرح را اطلاع‌رسانی خواهد کرد. البته او در پاسخ به یک کاربر هم نوشته است: قرار نیست درب هر خانه یک فرد مستقر شود بلکه بخشی از تست در معابر و اماکن عمومی انجام می‌شود.

خلا اطلاع‌رسانی در این زمینه باعث شده برخی نیز در شبکه‌های اجتماعی کمپین‌هایی با عنوان اکیپ وزارت بهداشت را به منزل راه نمی‌دهیم راه انداخته‌اند و از مردم خواسته‌اند که با این افراد همکاری نکنند. طبیعی است که چنین طرحی قبل از آغاز نیازمند اقناع مردم است تا چنین حرکاتی در آن خلل ایجاد نکند.

به جای طرح خانه به خانه در ورزشگاه‌ها تیم پزشکی مستقر کنید

اما بیژن بابایی پزشک و فعال حوزه سلامت در گفت‌وگو با ایرناپلاس درباره این طرح می‌گوید: ما طرح‌های موفق واکسیناسیون فلج اطفال و اندازه‌گیری فشار خون داشتیم که بسیج آن را انجام می‌داد، ولی آنها بحث جدایی بود. در حال حاضر ما با یک بیماری واگیردار که از لحاظ اپیدمیولوژی در فاز ۶ قرار دارد و به سرعت از انسان به انسان منتقل می‌شود مواجهیم.

به گفته وی اگر این اکیپ‌ها قرار باشد به در خانه‌ها بروند، باید در هر خانه دستکش، گان و ماسکشان را برای جلوگیری از شیوع عوض کنند. سوال اینجاست که این تجهیزات قرار است از کجا تامین شود، در حالی که بسیاری از بیمارستان‌ها تجهیزات کافی ندارند. علاوه بر این اجرای چنین طرح بزرگی نیاز به جلسات و هماهنگی‌های بسیار دارد و زمان‌بر است و در این مدت تعداد مبتلایان بیشتر می‌شود.

بابایی در ادامه با اشاره به اینکه این طرح در صورت اجرا هم فایده‌ای برای مردم نخواهد داشت می‌افزاید: ما در شهرهای کوچک مشکل نداریم، مردم به بیمارستان‌ها مراجعه می‌کنند و معاینه می‌شوند. مشکل اصلی در شهرهای بزرگ است که تعداد زیاد مراجعان کمر پزشکان را شکسته است.

پیشنهاد وی این است که باشگاه‌های ورزشی که در حال حاضر تعطیل هستند، در اختیار اکیپ‌های پزشکی قرار گیرند و با همکاری آزمایشگاه‌های هر منطقه، افراد مشکوک را معاینه کنند تا اگر علائم خاصی داشتند به بیمارستان‌ها فرستاده شوند. در واقع این ورزشگاه‌ها می‌توانند پله اول مراجعه مردم به جای بیمارستان‌ها باشند. در چنین شرایطی تعداد مراجعان به بیمارستان‌ها هم کاهش پیدا می‌کند.

این در حالی است که امروز علیرضا رئیسی، معاون درمان وزیر بهداشت گفته: ۴۰ تا ۴۵ درصد موارد ابتلا به کرونا در بیمارستان رخ می‌دهد، یعنی فرد با علائم مشابه و خفیف به بیمارستان مراجعه می‌کند، اما در بیمارستان به دلیل همجواری با سایر بیماران به کرونا نیز مبتلا می‌شود.

هزینه طرح خانه به خانه صرف اکیپ‌های مستقر شود

مهدی هادوی، پزشک دیگری است که او هم در این موضوع با بابایی موافق است. به اعتقاد این عضو انجمن علمی پزشکان سلامت، طرح خانه به خانه می‌تواند باعث انتقال بیشتر ویروس و شیوع آن شود، چرا که مشخص نیست افراد این اکیپ خود ناقل بدون علامت این بیماری باشند یا نه.

از سوی دیگر هادوی می‌گوید: اجرای این طرح می‌تواند هزینه‌های زیادی داشته باشد. بر فرض اگر برای هر اکیپ یک میلیون تومان هزینه کنیم، هزینه تکمیل و آموزش آنها رقمی بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیارد تومان خواهد بود که این رقم را می‌تواند صرف استقرار اکیپ‌های مستقر کرد.  به گفته وی از آنجا که در حال حاضر ورزشگاه‌ها تعطیل هستند، سقف بلند و تهویه مناسبی دارند. محل مناسبی هستند که اگر مردم احساس تب یا سرفه می‌کنند به پزشکان مستقر در آنجا مراجعه کنند تا علائم آنها کنترل شود.

هادوی با اشاره به این که حتی چین با حدود ۷۰ هزار مبتلا چنین کاری را انجام نداد اضافه‌ می‌کند: همه کارها را نمی‌توان به صورت جهادی انجام داد، بلکه باید پشتوانه علمی نیز داشته باشد. چرا ما باید مبدع طرحی باشیم که در هیچ کجای دنیا هیچ اپیدمیولوژیست یا متخصص عفونی و پزشکی آن را توصیه نکرده است؟

اطلاعی از طرح ندارم

در حالی که بسیاری درباره اما و اگرهای طرح خانه به خانه وزیر بهداشت صحبت می‌کنند، هستند نمایندگانی که از این طرح اطلاعی ندارند، حتی اعضای کمیسیون بهداشت مجلس.

احمد حمزه از اعضای این کمیسیون در گفت‌وگوبا ایرناپلاس با اشاره به اینکه از این طرح اطلاعی ندارد از صحبت کردن درباره آن خودداری کرد. برخی دیگر از اعضای کمیسیون نیز همچون همیشه از دسترس خارجند. در این میان بشیر خالقی، دیگر عضو این کمیسیون در گفت‌وگو با ایرناپلاس می‌گوید که وزارت بهداشت در حال تلاش برای کنترل این بیماری است و اجرای این طرح هم در کنار طرح‌های دیگر شاید بتواند به کنترل اوضاع کمک کند. اما به گفته وی مهمترین وظیفه به دوش مردم است که با رعایت نکات بهداشتی و توصیه ها  به این ویروس مبتلا نشوند.

فی‌البداهه به در خانه‌های مردم رفتن صحیح نیست

حیدرعلی عابدی دیگر عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس است که در کنار منتقدان از این طرح استقبال نمی‌کند و معتقد است باید چنین طرحی به شکل دیگری اجرایی شود. عابدی در گفت‌وگو با ایرناپلاس می‌گوید: در بسیاری از کشورها چنین اکیپ‌هایی وجود دارد، منتهی آنها در مراکز جامع سلامت مستقرند. بدین ترتیب که زمانی که یک خانواده نیاز به تیم پزشکی داشت با مرکز تماس می‌گیرد و بعد این اکیپ برای بررسی وضعیت بیمار با رعایت کامل نکات بهداشتی به خانه وی می‌رود.

عابدی ادامه می‌دهد: در حال حاضر هر کس احساس تب دارد به اورژانس بیمارستان‌ها مراجعه می‌کند و همین رفت‌وآمدها و قرار گرفتن در شلوغی اورژانس‌ها می‌تواند باعث انتقال بیماری شود.

به گفته وی اگر ما اکیپ‌های سلامت جامع آماده داشته باشیم، می‌توانیم خانواده‌ها را حمایت کنیم و به آنها آرامش دهیم. در واقع خانواده ای که در خانه نشسته می‌داند که اگر مشکلی پیدا کرد، کسی هست که بیاید و بررسی و وضعیت را مشخص کند که چه نوع مشکلی وجود دارد، بنابراین احساس امنیت می‌کند. اما اینکه فی‌البداهه به در خانه‌های مردم بروند صحیح نیست. چرا که قابلیت اجرا ندارد و همچنین می‌تواند عوارض مختلفی را برای مردم ایجاد کند.

بی شک این روزها که دکتر نمکی و پزشکان و مدیران همراهش در خط مقدم مبارزه با ویروس دردسرآفرین کرونا هستند، وظیفه همه پشتیبانی از آنهاست و نقد دلسوزانه نیز می تواند یکی از بهترین کمک ها به این عزیزان باشد.

منبع: ایرنا پلاس

همزیستی نیوز -  هواپیمای حامل کمک‌های سازمان بهداشت جهانی در فرودگاه امام‌خمینی (ره) به زمین نشست.

این تجهیزات شامل کیت‌های تست کرونا برای ١٠٠ هزار نفر و تجهیزات پزشکی و آزمایشگاهی است. نمایندگان سازمان بهداشت جهانی نیز برای بررسی وضعیت مدیریت بیماری کرونا وارد ایران شدند.

این محموله شامل حدود هشت تن دارو و کیت‌های آزمایش این بیماری است و با هواپیمای نظامی از «دبی» به ایران ارسال شده است. به گفته یک مقام سازمان بهداشت جهانی، علاوه بر این کمک‌ها، ۶ تیم پزشکی متشکل از پزشکان، متخصصات علوم آزمایشگاه و اپیدمیولوژیست، به ایران در شناسایی و کنترل ویروس کرونا کمک می‌کنند.

ویروس کرونا (کووید-۱۹) از اوایل دی ماه در «ووهان» واقع در استان «هوبی» چین پدیدار شد و تاکنون به حدود ۵۰ کشور از جمله آمریکا، فرانسه، استرالیا، تایلند، مالزی، کره جنوبی، ژاپن، کانادا، سوئد، اسپانیا و امارات%E2%80%8C+متحده+%E2%80%8Cعربی">امارات گسترش یافته و تا کنون جان حدود سه هزار نفر را گرفته است.

مقامات وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نیز روز چهارشنبه ۲۳ بهمن ماه از ابتلا و درگذشت دو شهروند قمی بر اثر ابتلا به ویروس کرونا خبر دادند.

همزیستی نیوز - وقتی برای اولین بار شیوع بیماری ناشی از ویروس کرونا در کشورمان با مبدا شهر قم بطور رسمی اعلام شد کمتر کسی باور می کرد که این بیماری تا این حد خطرناک و مهلک و سرعت انتشارش تا این حد سریع و گسترده باشد.

گرچه، پیشتر، مسئولان کشور چین که میزبان اصلی و اولیه این ویروس هستند با دست زدن به اقدامات قاطع، علمی، دقیق و گسترده که مهم ترین آن قرنطینه کردن شهر ووهان  با  11میلیون نفر جمعیت و همچنین استان هوبی با  57میلیون نفر جمعیت  است،  ثابت کردند که این خصوصیات کرونا ویروس را به خوبی می شناسند.

البته در نحوه برخورد با این بیماری، مقایسه ایران با کشوری مانند چین که با یک میلیارد و 400میلیون نفر جمعیت در سایه مدیریت صحیح در طول دو دهه اخیر به قدرت برتر اقتصاد جهان تبدیل شد، یک قیاس مع الفارق است، اما این موضوع دلیل نمی شود که ما چشم مان را بر اقدامات کسانی که قرعه مدیریت کشورمان به نام آنها رقم خورده است درخصوص مواردی که مستقیما با جان و زندگی مردم سر و کار دارند، ببندیم.

در مورد کرونا ویروس که امروز به بزرگترین، مهلک ترین، فوری ترین و حیاتی ترین موضوع جهان و البته ایران تبدیل شده است، بطور منطقی  طرف حساب مردم، دولت و وزارت بهداشت است، یعنی تنها حامی مردم در برابر این غول بی شاخ و دم منطقا وعرفا متولیان بهداشت و درمان جامعه است که در قالب دولت به عنوان بالاترین مرجع تصمیم گیر و وزارت بهداشت به عنوان بالاترین مرجع اجرایی نمود پیدا می کند.

گرچه ممکن است گفته شود که بهداشت و سلامتی از امور شخصی و خصوصی افراد جامعه محسوب می شود و دولت ها و وزارت بهداشت تنها زیرساخت ها، امکانات و تجهیزات پزشکی را برای  جامعه فراهم می آورند ولی تا خود مردم اصول و موازین بهداشت را رعایت نکنند این مهم قابل دستیابی نیست، که البته شاید این نظر درباره امور کلی بهداشت و سلامت در هر جامعه  صدق پیدا کند، اما در مواردی مانند بروز یک اپیدمی به هیچ عنوان قابل قبول نیست که توپ به زمین مردم انداخته شود و دولت و وزارت بهداشت پای خود را از این ماجرا بیرون بکشند.

به این معنی که در یک اپیدمی مانند اپیدمی کنونی کرونا ویروس که می تواند نمونه ای ملموس از رابطه بین مردم و متولیان بهداشت کشورباشد  برای مقابله با این ویروس مهلک، جدا ازاینکه مردم بطور فردی وظایف خطیری برعهده دارند، وظایف دولت و عمدتا وزارت بهداشت در این خصوص نه تنها خطیر که حیاتی و تعیین کننده نیز است.

با این تفاصیل، این سئوال قابل طرح است که آیا در معادله شیوع کرونا ویروس در کشور، دو طرف به وظایف خود عمل کرده اند یا اینکه یک طرف به وظیفه خود عمل نکرده است.

تکوین فاجعه ای که تا زمان نگارش این مقال افزون بر 43 قربانی و 593 مبتلا در ایران برجای گذاشته و عملا همه ابعاد زندگی ایرانیان را تحت تاثیر قرار داده و سایه ترس و نگرانی را برکل کشور انداخته است، نشانه ای بارز از بی تدبیری متولیان بهداشت کشور، چیز دیگری نمی تواند باشد. 

وزارت بهداشت و در راس آن وزیر بهداشت باید پاسخ بدهند که چرا در برابر ورود و انتشار این ویروس منفعل عمل کردند و اولا مانع ورود آن به کشور نشدند و ثانیا از انتشار این ویروس مهلک در کل کشور جلوگیری نکردند.

پرواضح است که هیچ بهانه و دلیلی نمی تواند برای مردم قابل قبول باشد چرا که اولا موضوع مستقیما با جان مردم سر و کار دارد، ثانیا یک فرد، یک گروه ، یک قشر و یک منطقه درگیر این موضوع نیست بلکه کل کشوررا در بر گرفته است، ثالثا موضوع کاملا تخصصی و علمی است و هیچ فرد یا گروه غیر متخصص و غیر مرتبط نمی تواند و نباید درآن دخالت کند، رابعا وزارت بهداشت و در راس آن وزیر بهداشت چون از ابتدا قانونا، منطقا و شرعا مسئولیت حفظ سلامت مردم را بعهده گرفته است اگر قادر به ایفای وظیفه خود نبوده و نیست باید بطور شفاف در مقابل مردم شریف ایران به ضعف خود اعتراف کرده و از مسئولیت کناره گیری کند.

طبیعی است دولت باید به عنوان بالاترین مرجع رسمی تصمیم گیر از همان ابتدا مانند همه دولت ها در دیگر کشورها،  وزارت بهداشت را مکلف به اجرای مقررات سخت در برابر ورود این ویروس به کشور می کرد، اما چون این مهم حاصل نشد، قاعدتا دربرابر انتشار آن در کل کشور با اعمال قرنطینه در شهر مبدا آن، مانع بروز این فاجعه در کل کشور می شد که متاسفانه غفلت شد و شد آنچه که نباید می شد.

 منبع: هفته نامه همزیستی10/12/98

همزیستی نیوز -  بنا به اعلام سازمان جهانی بهداشت، حدود ۸۰ درصد موارد ابتلا به ویروس کرونا خفیف بوده و بیماران بعد از طی حدود دو هفته احساس بهبودی می‌کنند. به گزارش پایگاه خبری سازمان جهانی بهداشت؛ کارشناسان این سازمان اکنون به رایج‌ترین پرسش و پاسخ ها در مورد نحوه برخورد با ویروس کرونا پاسخ می‌دهند و تاکید می‌کنند که نباید در این زمینه به باورهای غلط دامن زد.


آیا واکسن‌های ضد‌پنومونی در برابر کرونا ویروس جدید محافظت ایجاد می‌کنند؟
این ویروس آنقدر جدید و متفاوت است که به واکسن خاص خود نیاز دارد و واکسن آنفلوآنزا چاره پیشگیری از آن نیست.
• آیا شستشوی مرتب بینی با محلول نمکی می‌تواند از بروز عفونت با ویروس کرونا جدید جلوگیری کند؟
نه. هیچ مدرکی در این زمینه وجود ندارد. تنها شواهد محدودی وجود دارد مبنی بر اینکه شستشوی مرتب بینی با محلول نمکی می‌تواند به افراد در بهبودی سریعتر سرماخوردگی کمک کند.
• آیا خوردن سیر می‌تواند به جلوگیری از عفونت جدید کمک کند؟
سیر یک ماده غذایی سالم است که خاصیت ضد‌میکروبی دارد. با این حال، شواهدی در دست نیست که نشان دهد خوردن سیر، مردم را از ویروس جدید محافظت می‌کند.
• آیا آنتی‌بیوتیک‌ها در جلوگیری و درمان کرونا ویروس مؤثر هستند؟
به هیچ‌وجه. آنتی‌بیوتیک‌ها نباید به عنوان ابزاری برای پیشگیری یا درمان استفاده شوند.
• آیا خشک‌کن‌های برقی در از بین بردن این ویروس مؤثر هستند؟
خشک‌کن‌ها در از بین بردن مدل 2019-nCoV مؤثر نیستند. برای محافظت از خود در برابر کرونا ویروس جدید، شما باید مرتب دستان خود را با الکل تمیز کنید یا آنها را با آب و صابون بشویید. پس از تمیز کردن دستان، باید آنها را با استفاده از حوله‌های کاغذی کاملاً خشک کنید.
• آیا لامپ‌های ضد‌عفونی‌کننده اشعه ماوراء‌بنفش می‌تواند ویروس جدید را از بین ببرد؟
لامپهای UV نباید برای استریل کردن دستها یا مناطق دیگر پوست استفاده شوند زیرا اشعه ماوراء‌بنفش می‌تواند باعث سوزش پوست شود.
• حیوانات خانگی می‌توانند ویروس کرونا را گسترش دهند؟
در حال حاضر، هیچ مدرکی مبنی بر آلوده شدن حیوانات خانگی مانند سگ یا گربه وجود ندارد. با این وجود، همیشه ایده خوبی است که بعد از تماس با حیوانات خانگی، دستان خود را با صابون و آب بشویید. این کار شما را در برابر باکتری‌های متداول مانند E.coli و سالمونلا محافظت می‌کند.

برای دوری از ویروس‌ها، در مصرف ویتامین C اغراق نکنید!
اگرچه با شیوع ویروس کرونا، خرید مکمل‌های ویتامین C از داروخانه‌ها به شدت افزایش یافته، اما این ویتامین قرار نیست درمانی برای ویروس جدید باشد یا به طور حتم از ابتلا به آن پیشگیری کند.
به گزارش چاینا دیلی؛ همانطور که کمبود ویتامین C به مدت طولانی باعث افزایش حساسیت به ویروس‌ها، ضعف سیستم ایمنی، ماندگار شدن عفونت در بدن و خونریزی لثه‌ها می‌شود، مصرف بیش از حد آن نیز خالی از عارضه نیست. پزشکان هشدار داده‌اند که مصرف بیش از حد مکمل‌های ویتامین C عوارض جدی مانند تکرر ادرار، اختلالات گوارشی، سنگ کلیه یا اسهال را به همراه خواهد داشت. یک قرص جوشان ویتامین C حاوی ۵۰۰ میلی‌گرم ویتامین C است؛ یعنی ۷ برابر بیشتر از میزان نیاز روزانه شما به این ویتامین. به گفته پزشکان، سبزی‌ها و میوه‌ها منابع خوبی از ویتامین C هستند و شما باید روزانه ۶۵ تا ۹۰ میلی‌گرم ویتامین C را با مصرف کافی این منابع به بدن‌تان برسانید. پس لازم نیست افراد سالم مکمل‌های اضافی خریداری کنند تا از ابتلا به ویروس کرونا جلوگیری کنند. فراموش نکنید که مکمل‌های ویتامین C جایگزینی برای مواد غذایی تازه نیست. در کنار مصرف منابع طبیعی ویتامین C، مصرف محصولات لبنی مانند شیر، ماست و پنیر غنی شده با پروبیوتیک، سرکه سیب و شکلات تلخ، برای افزایش باکتری‌های مفید روده و تقویت سیستم ایمنی بدن ضروری است.
 
چطور دستهایمان را بشوییم تا بیمار نشویم؟
شستشوی موثر دستها کمتر از نیم دقیقه طول می‌کشد، اما تخمین زده می‌شود که ۹۷ درصد از مردم این کار را به درستی انجام نمی‌دهند. به گزارش اینسایدر؛ متخصصان بیماری‌های عفونی توصیه می‌کنند که شما باید هر دو ساعت یکبار دست‌های خود را به مدت ۲۰ ثانیه با صابون و آب گرم بشویید. ۲۰ ثانیه، حداقل زمان برای از بین بردن میکروب‌ها و جلوگیری از انتشار آنها است.
یک تصور غلط رایج این است که آب داغ بهترین راه برای تمیز کردن دستها است. آب داغ، خود عامل زخم، پوسته پوسته شدن دست‌ها و ایجاد عفونت است. همچنین شستن طولانی‌مدت دست‌ها بخصوص اگر از صابون قوی استفاده کنید، می‌تواند باعث خشکی دست‌ها، ایجاد ترک و زخم شود.
متخصصان توصیه می‌کنند که دستان خود را هنگام شستشو، کاملا به هم مالیده و تمام سطح دست را با صابون بپوشانید. پشت دست‌ها، کف دست‌ها، مچ، بین انگشتان و حتی زیر ناخن‌ها باید آغشته به صابون شود. اگر به آب و صابون دسترسی ندارید، از ضد‌عفونی‌کننده های الکلی حاوی حداقل ۷۰ درصد الکل استفاده کنید. مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌های آمریکا (CDC) اعلام کرده که صابون‌های ضدباکتری هیچ گونه برتری نسبت به صابون‌های معمولی ندارند. ژل‌های ضد‌عفونی‌کننده نیز همه میکروب‌های مضر روی دستان شما را از بین نمی‌برد. به عنوان مثال، نوروویروس (که باعث استفراغ و اسهال می‌شود) به‌هیچ‌وجه توسط محلول‌های ضدعفونی‌کننده کشته نمی‌شود.

همزیستی نیوز - میان حساسیت و ترس فاصله بزرگی است. ترس از عوامل منفی در مبارزه با این بیماری است. اتفاق نظر وجود دارد که ترس و نگرانی و نیز تخلیه روانی، موجب تضعیف سیستم دفاعی بدن می‌شود و تلفات را بیشتر می‌کند. ولی حساسیت داشتن چنین نیست. یک امر لازم است.

به گزارش ایسنا، روزنامه ایران نوشت: «آیا باید مردم را نسبت به ویروس کرونا نگران کرد یا از نگرانی درآورد؟ آیا حساسیت‌های مردم درباره این پدیده یکسان و مشابه است؟ سیاست کلی حکومت و رسانه‌ها چه باید باشد؟

اولین نکته‌ای که باید رعایت کرد، اطلاع‌رسانی صحیح است. چه درباره نحوه برخورد با پدیده و رعایت اصول بهداشتی و چه در زمینه آمارها و اطلاعات آن. در این باره وزارت بهداشت باید سیاست اطلاع‌رسانی خود را تکمیل کند. همه می‌دانیم که تعداد مبتلایان به ایدز در ایران حدود ۴۰ هزار نفر است. این آمار ثبت شده و رسمی است ولی کارشناسان یقین دارند که ۶۰ تا ۷۰ درصد افراد مبتلا به ایدز در این آمار نیستند. یا تشخیص داده نشده‌ یا مراجعه نکرده‌اند. این مسأله درباره کرونا خیلی حادتر است. ممکن نیست که با تعداد زیر ۲۰۰ نفر مبتلا حدود ۲۰ نفر فوتی وجود داشته باشد. گرچه آمار رسمی همان است که این وزارتخانه می‌گوید ولی در عین حال باید برآورد علمی داشته باشد که چه تعداد دیگر نیز مبتلا شده‌اند و این اطلاع‌رسانی به نفع همه است. درک مردم از آمار مبتلایان گزارش رسمی نیست بلکه برآورد علمی از واقعیت است. بنابراین اطلاع‌رسانی باید با تأکید قطعی و بدون چون و چرا بر بیان حقیقت، همه حقیقت و نیز نگفتن چیزی بجز حقیقت متمرکز شود.

نکته دوم تعیین مسأله محوری کرونا است. مسأله کرونا حداقل در مراحل اول درمان آن یا میزان مرگ و میر نیست، بلکه مسأله اصلی جلوگیری از اشاعه آن است. اشاعه این بیماری خطرناک است، حتی اگر تعداد تلفات آن کم باشد. بنابراین در این مرحله باید توضیح داد که مسأله اصلی جلوگیری از انتشار آن است، حتی اگر بیماری ساده‌ای باشد. راه‌های جلوگیری از آن نیز روشن است. باید همه را نسبت به اشاعه آن حساس کرد. دولت باید نشان دهد که در درجه اول در پی شناسایی افراد مبتلا به این بیماری است تا شکاف میان آمار رسمی و آمار حقیقی را کاهش دهد.

نکته سوم این است که میان حساسیت و ترس فاصله بزرگی است. ترس از عوامل منفی در مبارزه با این بیماری است. اتفاق نظر وجود دارد که ترس و نگرانی و نیز تخلیه روانی، موجب تضعیف سیستم دفاعی بدن می‌شود و تلفات را بیشتر می‌کند. ولی حساسیت داشتن چنین نیست. یک امر لازم است. یکی از همکاران تعریف می‌کند که برخی از مشاغل مثل نانوایان یا بقالی‌ها و سوپری‌ها و فعالیت‌های مشابه نوعی بی‌توجهی و بی‌خیالی یا روحیه تقدیرگرایی از خود را نشان می‌دهند، گویی که هیچ مشکلی آنان را تهدید نمی‌کند. بله شاید برای آنان خطری نداشته باشد و اگر هم مبتلا شوند، به سرعت بهبودی پیدا کنند، ولی افراد آسیب‌پذیر زیادی هستند که از بی‌مبالاتی و فقدان احساس مسئولیت آنان زیان خواهد دید.

مسأله دیگر که نباید نادیده گرفته شود، حضور مجموعه کارشناسان و متخصصان غیر دولتی در مبارزه با این اپیدمی است. هیچ دلیلی ندارد که متکلم وحده این مسائل فقط مقامات و مسئولان دولتی باشند. پزشکان، پرستاران، جامعه‌شناسان، روان‌شناسان و حتی در این مورد خاص اقتصاددانان و کلاً همه گروه‌های نخبه جامعه بدون تمایز می‌باید در مسیر مبارزه با این ویروس مشارکت کنند. حرف آنان برای مردم پذیرفتنی‌تر است. این کار بسیار اثرگذارتر از دلداری دادن و اعتماد دادن صاحبان قدرت است. اتخاذ هر تصمیمی باید با همدلی و پذیرش مردم همراه باشد. مسأله سلامت بویژه برای فرزندان خیلی مهم است. اگر فردا مدارس فعالیت کنند ولی دانش‌آموزان حاضر نشوند، عوارض زیادی خواهد داشت. البته دولت اگر لازم دید در جایی هم باید قاطعیت از خود نشان دهد. اتفاقاً این دو رفتار مکمل یکدیگرند و به مردم احساس آرامش می‌دهند.

چهارمین نکته که شاید مهم‌ترین نیز باشد، ضرورت حضور فعال یک رسانه معتبر و مورد اعتماد است. اکنون با وجود تعداد فراوان کانال تلگرامی و دیگر منابع خبری نوعی بلبشوی تحلیلی و اطلاع‌رسانی به وجود آمده است که وجود آن از اصل ویروس کرونا خطرناک‌تر است. این آشفتگی‌های ذهنی و روانی و اطلاعاتی نتیجه فقدان حضور مؤثر یک رسانه معتبر است و تا این نقیصه حل نشود، هیچ گرهی در این جامعه باز نخواهد شد.»

همزیستی نیوز - تا به حال این همه دود را یک جا ندیده بودم، سرم گیج می رود، بوی استفراغ، عرق، سیگار و غذای مانده، باعث می شود که تا می توانی از نفس کشیدن پرهیز کنی
روایتی از یک شب زندگی در گرمخانه بانوان

 خبرنگار روزنامه خراسان تجربه خود از یک شب زندگی در گرمخانه بانوان در مشهد را روایت کرد:

پاهایم زیر پتویی که با بحث و کشمکش غنیمت گرفته ام، یخ زده، با احتیاط کمی جابه جا می شوم تا بدون این که مهین از تخت یک نفره ای که با هم روی آن خوابیده ایم، سقوط کند، کمرم را از دیوار سرد سالن و میله های کفی تخت، جدا کنم، یکباره عبور حشراتی را احساس کردم؛ شپش ها از پتو بالا می آیند و از لای پلک هایم خودشان را به مردمک چشمم می رسانند، می خواهم جیغ بکشم اما حالت تهوع شدیدم اجازه نمی دهد، خم می شوم تا عق بزنم، ناگهان صورت ترسناک و چشم های وق زده «عشرت» به صورتم نزدیک می شود، پتویم را می خواهد، مقاومت می کنم، با مشت محکمی به دهانم می کوبد، خون از دهان و اشک از چشمانم سرازیر می شود. دندان هایم را از روی چانه و یقه ام جمع می کنم، مثل کوره گرم اند، در مشت می فشارمشان؛ «زری»، «عشرت» را کنار می زند و با دهان بی دندان و صدای تیزش به حال و روزم می خندد و می گوید: «دیگه دندون نداری بدبخت، قیافه ات عین معتادها شده، عمرا بذارن بری بیرون...»

پتو را با خودش می برد، سرما هر لحظه بیشتر و بیشتر می شود، ضربان قلبم سنگین و سنگین تر، نفسم بند آمده، یقه ام را چنگ می زنم اما از هوا خبری نیست، یک باره از خواب می پرم! با وحشت دستم را روی دهانم می گذارم، دندان هایم سرجایشان است و از بوی گندی که در مشامم پیچیده، می فهمم پتو هم دارم. خوابم چنان به واقعیت نزدیک است که زمان می برد تا متوجه شوم همه آن اتفاقات در خواب بوده است. همه زن ها خوابیده اند، به جز چند پیرزن که یا از درد می نالند یا با حیرت به گوشه ای از سالن خیره اند و این همه تنهایی خود را باور نمی کنند.

ساعت 19 ، ورود به گرمخانه بانوان

ساعت 7 شب است که وارد خیابان .... می شوم، منطقه ای که حتی اگر در روشنایی روز و به همراه خانواده به آن سر بزنی، به دلیل زمین های وسیع رها شده و سوله های بی در و پیکرش، خوفناک است چه برسد به این که یک زن بی پناه باشی و بخواهی شبانه و تنها برای رسیدن به گرمخانه در آن قدم بگذاری.

با ترس و لرز از تاریکی خیابان عبور می کنم و به نگهبانی می رسم، نگهبان جوانی از در بیرون می آید و می پرسد «کاری دارید خانم؟» می گویم «می توانم امشب اینجا بمانم؟» بدون این که سین جیمم کند، اجازه ورود می دهد. می خواهم یک شبانه روز را به عنوان یک زن بی سرپناه در کنار کارتن خواب ها، معتادان و زنان بی سرپناهی بگذرانم که در این شب های سرد و برفی، پناه شان گرمخانه هاست، تا درد و رنج شان را درک کنم و از مشکلات و کمبودهایی که دارند بنویسم و با پوست و گوشت و استخوان این درد و رنج و شرایط را حس کنم و روی کاغذ بیاورم. البته در این گزارش اسم افراد به دلیل رعایت حریم شخصی آن ها تغییر کرده است.

بازرسی بخش زنان در اتاقکی در انتهای محوطه قرار دارد، تمام حیاط پر از تکه های آهن و در و پنجره های مخروبه است، چند خودروی گشت آسیب های اجتماعی هم در آن پارک شده، ساک و لباس هایم را تحویل می دهم، یک روپوش سبزرنگ کهنه به من تحویل می دهند که مناسب این فصل نیست، تنم می کنند و همراه با فریده که رابط گرمخانه و مسئولان است و معلوم است سال های متمادی اعتیاد داشته، راهی گرمخانه می شوم.

مثل مرده ها...

از در که وارد می شوی، سرت سوت می کشد، روبه روی در حیاطی مسقف قرار دارد، سمت راست سرویس بهداشتی است که صف آن تا حیاط هم ادامه دارد و یک سطل زباله بزرگ نارنجی رنگ که تا خرخره پر از ظروف یک بار مصرف غذاست و هنوز تخلیه نشده است.

در سمت چپ، یک شیر آب شکسته روی دیوار است که کنارش زن ها با موهای ژولیده و پتویی بر شانه در صف پر کردن لیوان شان ایستاده اند و از سرما می لرزند، گوشه ای از حیاط هم دو زن لاغر اندام روی سنگ های خیس افتاده اند، مثل مرده ها... روی زمین پر از ته سیگار است و همه زن هایی که در صف ایستاده اند، سیگار به دست، دود هوا می کنند.

رو به رویم سه سالن وجود دارد که در دو سالن حدود 35 تخت دو طبقه چیده اند و یک سالن، بدون تخت است و زن ها در آن روی سرامیک دراز کشیده اند و سر پتوهای کهنه ای که به تعداد همه شان نیست، دعوا می کنند.

هنوز در حال برانداز کردن محیط هستم که یکباره دستی به دور گردنم می افتد، زن نسبتا قد کوتاهی که موهایش با ماشین اصلاح کوتاه شده، کنارم قرار می گیرد، مدام لب ها و چشمانش را تکان می دهد تا از حیرت شمایلش بیرون بیایم، هفت هشت باری از من می پرسد «نشئه ای؟ نشئه ای؟نشئ‌...» و من هنور در هول و ولای ظاهر او و محیطی هستم که قدم در آن گذاشته ام و قرار است شب را آن جا به صبح برسانم.

فریده از راه می رسد، هلش می دهد، او هم می چرخد و در صف سرویس بهداشتی می ایستد.

فریده از من می پرسد: «معتادی؟» می گویم: «نه» دستم را می گیرد و به سالن سمت چپی که تخت دارد و زن هایش، سالم تر به نظر می رسند، می برد، خودش هم سرگرم حرف زدن با دیگران می شود. تا به حال این همه دود را یک جا ندیده بودم، سرم گیج می رود، هر طبقه از تخت ها یک یا دو صاحب دارد، روی تخت ها با پتوهای کهنه و پاره، تا حدی پوشیده شده، بوی استفراغ، عرق، سیگار و غذای مانده، باعث می شود که تا می توانی از نفس کشیدن پرهیز کنی!

هراس اولین قدم...

کمی که از ورودم به این سالن می گذرد، تقریبا همه نگاه ها روی من قفل می شود، در میان نگاه ها، نگاه خشمگین زنی درشت هیکل با پوست آفتاب سوخته که از انتهای سالن به من نزدیک می شود، از همه بدتر است، با صدایی دورگه و مردانه تشر می زند و می گوید: «بهت نمی خوره گرمخونه ای باشی، گرمابه ای شاید اما گرمخونه ای، نه. این جا هیچ کس بهت جا نمی ده، یا باید رو زمین بخوابی، یا پیش خودم». دستم را محکم می گیرد و می کشد، پیرزنی از وسط سالن داد می زند: «چه کارش داری عشرت؟ پیش خودم می خوابه، برو گمشو تا فریده رو صدا نزدم.»

بعد با دست های حناگذاشته اش به من اشاره می کند، نزدیک می روم، لحن مهربانی دارد، می گوید: «چرا این جا اومدی گلم؟ این جا گداخونه ست، تو معلومه خوبی، این جا خرابت می کنن، مهتات (معتاد را این گونه تلفظ می کند) نباشی، مهتاتت می کنن، برو یه پتو بگیر بیا پایین تخت خودم بخواب، با هیچ کس هم حرف نزن» می گویم «گرسنه ام»، می گوید «به فریده بگو، برات غذا میاره».

متادونی ها و حفاظ آکاردئونی

نامش افسر است، از 23 روزی که در گرمخانه گذرانده، می گوید اما هنوز حرفش تمام نشده که در آهنی سمت دیگر سالن را باز می کنند و صدا می زنند «متادونی ها بیان! جا نمونین! بعدا غر نزنین! آهاااای....» یکباره صدای جیغ زن ها به آسمان می رود، افسر هم گره روسری گلدارش را روی پیشانی سفت می کند و با دست و پای نحیف روی تخت به سمت در می خزد، زن هایی که در حیاط صف بسته بودند، برمی گردند و همراه زنان داخل اتاق، خودشان را به در آهنی می رسانند، همدیگر را هل می دهند و فحاشی می کنند، پیرزن ها هم عقب تر ایستاده اند تا زیر دست و پا نروند و با صدایی ضعیف التماس می کنند که مسکنی هم به آن ها داده شود.

از در آهنی رد می شوم، در با حفاظ آکاردئونی میان ما و مسئولان گرمخانه فاصله انداخته است، دو زن که یکی شان را در بازرسی دیده بودم، متادون و مسکن ها را توزیع می کنند، به محض این که ازدحام یک طرف حفاظ کم می شود، جلو می روم و می گویم «من شام نخوردم»، خیلی سرد و سریع پاسخ می دهد: «برو فریده برات میاره».

تا فریده بیاید، گشتی در سالن های دیگر می زنم، هیچ جای گرمی وجود ندارد، دریچه های تهویه هوا روی دیوار، باد گرم می زند اما گرما به زمین سنگی سالن ها نمی رسد، سالن میانی کوچک است و ساکت، سالن سمت راستی اما مربوط به زنانی است که اعتیاد شدید دارند.

در حال بررسی این سالن هستم که زنی نظرم را جلب می کند، مقنعه مشکی به سر دارد و اشک می ریزد، معتاد نیست، از لا به لای افرادی که روی زمین خود را پهن کرده اند، به سمت او می روم ،حمیده 36سال دارد و سه روز است این جاست، سه فرزند سه ساله، پنج ساله و 11 ساله دارد. آن قدر گریه کرده که پلک هایش متورم است.

3 روز پر از درد

حمیده که از شهرستان دیگری آمده، مدعی می شود: «نمی دونم چرا منو گرفتن، می گن داشتی گدایی می کردی ولی من گدا نیستم، شوهرم دیشب اومد به من سر بزنه، گفت دعا کن ولت نکنن چون بیای بیرون من می دونم و تو، آبرومون رو بردی». با مقنعه اشک هایش را پاک می کند، پلک هایش سرخ تر می شود، می گوید «دلم برای بچه هام تنگ شده، برام آیت الکرسی بخون، دارم دق می کنم». دلداری اش می دهم، کمی که آرام می شود به در حیاط اشاره می کند ومی گوید: «دست شویی خلوت شد، تا شلوغ نشده برم، ... »

شیرآلات دست شویی خراب است، آب را به در و دیوار می پاشد، خبری هم از مایع دست شویی یا هر ضدعفونی کننده دیگری نیست. آب آنقدر سرد است که نمی شود از تنها حمام سالم گرمخانه استفاده کرد.

چند نفر در صف یکی از سه دست شویی ایستاده اند، در دست شویی های دیگر را باز می کنم، شیر آب خراب است، بعد از چند لحظه زن جوانی از تنها دست شویی سالم بیرون می آید و نفر بعدی هلش می دهد و با عجله داخل می رود، زنی که بیرون آمده تمام بدنش می لرزد، پشت کرده به صف می ایستد، چشمانش گود افتاده و رنگ به رخسار ندارد، شکم و پهلوهایش را چنگ می زند، سرمای هوا و خوابیدن روی کف سنگی سالن باعث شده ، بدنش ضعیف شود، می خواهم مسئولان گرمخانه را صدا کنم تا مسکن یا غذای گرم و پتو به او بدهند که می گوید «سه روز است از درد به خودم می پیچم اما انگار نه انگار، این چیزها برایشان مهم نیست، فقط اگر پتو پیدا کردی، برایم بیاور، من پتو ندارم».

«فریده»

صدای آشنایی نامم را می گوید «عاطفه بیا شامت»، فریده است، شام خوردن را به انتظار در صف دست شویی ترجیح می دهم، تکه نان و ظرف عدسی را می گیرم، عدسی را حتی نمی توانم بو کنم اما نان را می خورم، افسر، همان پیرزن متادونی، مرا می بیند و می گوید: «خجالت نکش، عدسی رو بخور». من هم یکی دو قاشق می خورم، عدس های سفت و مایعی لزج که باید بدون بو کشیدن، قورتش بدهی.

پیرزن می گوید: «ناهاراشون خوبه، حیف که دیر اومدی». می پرسم«چرا این جایی؟» می گوید «اولا مهتات (معتاد) بودم، یک بار گرفتنم، الان دیگه اونقدرا هم اوضاعم بد نیست با همین متاتون (متادون) هم می تونم بمونم، اما وقتی یه بار بگیرنت، دیگه شناسایی شدی، از اون به بعد به محض این که از خونه بیای بیرون، می گیرنت».

آواز سوزناک کُردی، حرفمان را قطع می کند، زن میان سالی روی تختش نشسته و آواز می خواند، روی تخت روبه رویی زن جوانی که از نوزاد شیرخواره اش جداشده، اشک هایش را پاک می کند، گونه هایش از شدت تب گل انداخته، فریده داخل می شود، زن، آواز را رها می کند و می گوید: «فریده، تو که آزادی، برو دنبال بختت، تو خوشگلی، دوباره شوهر کن، اینجا چیه که موندی؟» باقی زن ها حرفش را تایید می کنند، فریده به حرف آن ها پوزخندی می زند و جواب می دهد: «دلتون خوشه، من توی 13سالگی سیاه بخت شدم، اون وقت تو 44 سالگی می خوام سفید بخت بشم؟ از این جا کجا برم؟ پدر مواد بسوزه که بدبختم کرد.»

نگاهش به من می افتد و به سمتم می آید، دستم را می گیرد، از روی تختی که عشرت نشسته و با نگاهش برایم خط و نشان می کشد، پتو و بالشی بر می دارد و به من می دهد.

ناله های بی بی

نمی دانم چند ساعت سپری شده است، دقیقه ها خیلی سخت و دیر می گذرد... بعد از کلی بیدار خوابی ، این بار در میان ناله هایی که به شنیدن شان از اتاق معتادها عادت کرده ام، صدای ناله بی بی بیدارم کرد، روی یکی از تخت های بالایی از درد مچاله شده، با ناله ای نامفهوم می گوید: «حالم به هم می خوره، مادر حالم به هم می خوره»، همان پیرزنی است که اوایل شب التماس می کرد تا کمکش کنند برای رفتن به دست شویی از تخت پایین بیاید...

از لای پتو بیرون می آیم، سوز سرما چنان به من هجوم می آورد که لرزان لرزان به سمت بی بی می روم، عدسی لزجی که به عنوان شام به خوردمان دادند، معده مرا هم مثل سنگ کرده است، زیر بغل بی بی را می گیرم، دردش می گیرد و ناله ای می کند، زری بیدار می شود و ناسزایی می گوید، حق دارد، به زور مسکن خوابش برده و هر 10 دقیقه یک بار هم یا پای فریده به سرش می خورد یا ناله های معتادهای اتاق آخر، بیدارش می کند.

بی بی از شدت درد گریه می کند، پایمان را که از سالن به حیاط می گذاریم، روی زمین می نشیند و ژاکت کاموایی پاره اش را چنگ می زند، بلندش می کنم و وارد دست شویی می شویم، پشتش را می مالم، بلافاصله عق می زند و این روال شاید تا 20 دقیقه تمامی ندارد، مجبور می شوم او را به زنی که در حیاط ایستاده، بسپارم تا فریده را صدا کنم.

به اتاق برمی گردم، به فریده می گویم: «بی بی حالش خیلی بده»، هم تختی اش بیدار می شود و می گوید: «به جهنم»، می گویم: «دکتر خبر کنید»، زری می گوید: «دکتر کجا بود عوضی، بگیر بکپ، خودش خوب میشه.» فریده بیدار می شود و با ترحم به من نگاه می کند و می گوید: «بی بی رو اول شب دکتر معاینه کرد، الان دیگه دکتر نداریم، شب ها فقط اگه کسی خیلی حالش خراب شه، میان می برنش بیمارستان، تو هم یکی دو شب بمونی عادت می کنی.»

از این ها ناامید می شوم، به سمت در آهنی که حائل ما و مسئولان گرمخانه است می روم و به در می کوبم اما خبری نمی شود و کسی جوابم را نمی دهد.
برمی گردم به دست شویی، بی بی همان طور که نشانده بودمش، مانده، نمی تواند به سالن برگردد...

6 صبح، بیدار باش

«خانما بیدار شین، همه تو حیاط، یالاااا! پاشو ببینم!» چشم هایم را باز می کنم، روی تخت همان زنی که بی بی را به او سپرده بودم، خوابیده ام، اسمش مهین است، در راه حیاط برایم تعریف می کند که«15 روز است مرا گرفته اند، جوراب می فروختم.»، شوهرش معتاد است، دو بچه پنج و 12 ساله دارد، برای سیر کردن شان جز دست فروشی کاری بلد نیست.

مدعی می شود: «مرا به این جا آوردند و آبرویم را بردند، این روزها نمی دانم بچه هایم چطور سیر می شوند، نمی دانم وقتی آزادم کردند، چطور شکم شان را سیر کنم که دوباره دستگیرم نکنند».

می پرسم: «مدتی که این جا بودی، مشاوره نگرفتی؟ کسی نیامده تا درباره مشکلاتت با تو صحبت کند و راه حلی نشانت بدهد تا نیاز به دست فروشی نداشته باشی؟» لبخند تلخی می زند و می گوید: «دلت خوشه ها».

از یک طرف حیاط صدا می زنند: «جدیدها بیان»، حدود 15 نفر دور زنی را که فهرست دستگیر شده های جدید را دارد، جمع می شوند، یکی یکی خودشان را معرفی می کنند و می گویند که خودروی گشت آسیب های اجتماعی کجا سوارشان کرده و دلیلش را توضیح می دهند.

برای این خانم دردآور نبود؟

حدود دو ساعت بعد، زن دیگری وارد گرمخانه می شود. با ورود او، همه قربان صدقه اش می روند، چهره مهربانی دارد، گوشی اش را روی تخت زری می گذارد، زری هم شروع می کند به پخش موسیقی، کمی از فشار عصبی مداومش کم می شود، گویا برای سوال و جواب آمده، قدیمی ها جدیدها را دلداری می دهند که «خانم....، زن خیلی خوبیه، نگران نباشید، فقط دروغ نگویید که می فهمه».

خانم .... حرف های همه را با دقت و حوصله می شنود و یادداشت می کند و البته دروغ زن شیک پوشی را که تا صبح بالای سرمان گریه کرده بود و می گفت او را از صف نانوایی بیرون کشیده اند و سوار خودرو کرده اند، درمی آورد و معلوم می شود که خودش و مادرش تکدی گری می کنند.

به فکر فرو می روم، کلی سوال در ذهنم شکل می گیرد؛ این که برای مسئولان و متولیان ناراحت کننده نیست که یک مادر محتاج که برای سیر کردن بچه هایش دست فروشی می کرده، چرا باید بین معتادها بخوابد؟ چرا برای مسئولان دردآور نیست که پیرزنی از تخت کنار او، جیغ می زند که چای به او نرسیده تا سرمای شبانه روزی گرمخانه را از جانش بشوید و ببرد؟ چرا... چرا خبری از مشاوره و حضور روانکاوها در این مراکز نیست؟ چرا برای توانمندکردن افرادی که به عنوان دست فروش و متکدی به این جا آورده شده اند، فکری نمی شود تا دوباره این چرخه تکرار و تکرار نشود؟ چرا این جا فقط و صرفا یک سقف است و به این همه اقداماتی که می توان برای بهبود وضعیت افراد انجام داد، توجهی نمی شود؟

البته که خواسته مردم و شهروندان قطعا سامان دهی این افراد و رسیدگی به آن هاست اما این سامان دهی آداب و شرایطی دارد که باید مورد توجه قرار گیرد؛ این که منزلت انسانی این افراد خدشه دار نشود، امکانات و رسیدگی به آن ها کامل و با کمترین نواقص انجام شود و از همه مهم تر برنامه جدی برای تکرار نشدن این چرخه و توانمند کردن این افراد برای جلوگیری از تکرار آسیب های اجتماعی از سوی آنان اجرایی شود. هرچند در این زمینه اقدامات خوب و شاخصی توسط مسئولان و متولیان شهری صورت گرفته اما ضروری است در کنار این اقدامات، با رصد دقیق نواقص و مشکلات موجود، برای رفع آن نیز تلاش شود.

ساعت 10:30 است، نان و حلواشکری را می خورم، پیش فریده می روم و می گویم که دیگر می خواهم بروم، دل کندن از مهین و حمیده و بی بی برایم سخت است، فکر کردن به سرنوشت شان از آن هم سخت تر. چون خودم به اراده شخصی این جا آمده ام، برای رفتن هم سخت گیری نمی کنند. به سمت درهای قفل شده می روم اما حسی را که من به آزادی از گرمخانه دارم، فریده هرگز ندارد، از نگهبانی گرمخانه بیرون می آیم، هوا گرفته است، دل من از آن هم گرفته تر، نفس هایم از بوی سیگار رها شده اما وجودم از سرما نه...

منبع: روزنامه خراسان

پیشخوان

آخرین اخبار