همزیستی نیوز - دکتر محمود سریع القلم استاد دانشگاه شهید بهشتی در رشته علوم سیاسی به تازگی و در ادامه نوشته های 30 گانه خود، متن جدیدی را درباره ویژگی های افراد ضعیف منتشر کرده که به نقل از سایت اینترنتی او در پی می آید.

۱-به ندرت سؤال می‌کنند؛

۲-تفاوت میان تدبیر و حیله را نمی‌دانند؛

۳-قابل پیش‌بینی نیستند؛

۴-به ندرت فرد توانمندی اطرافشان پیدا می‌شود؛

۵-نهایت تلاش خود را می‌کنند تا نگویند: اشتباه کردم؛

۶-خیلی سریع می‌خواهند به پول برسند؛

۷-خیلی اصرار دارند آدم‌های خوبی هستند؛

۸-تصور می‌کنند سر همه را کلاه گذاشته‌اند؛

۹-دائما روش و فکر و حلقه تغییر می‌دهند؛

۱۰-شخصیت داشتن و ثبات شخصیتی برای منافع آنها، آفت است؛

۱۱-به ندرت به پی‌آمد‌های کارهای خود اهمیت می‌دهند؛

۱۲-با ارادت، چاپلوسی و وارونه جلوه دادن مسایل، رشد می‌کنند؛

۱۳-چون برای کسب پول و مقام عجله دارند، بسیار تزویر می‌کنند؛
۱۴-بیهوده می‌خندند؛

۱۵-برای ارائه تصویر مثبت از خود، از هر حیله‌ای استفاده می‌کنند؛
۱۶-در رابطه با یک موضوع، به افراد مختلف، تفاسیر مختلف می‌گویند؛
۱۷-بسیار طمع و حسادت دارند؛

۱۸-حوصله ندارند سی سال زحمت بکشند تا احترام دیگران را بدست آورند؛
۱۹-مجهز به صفت چاپلوسی‌اند؛

۲۰-بسیار وقت می‌گذارند تا سر از کار دیگران درآورند؛

۲۱-حداقل نصف آنچه که می‌گویند صحت ندارد؛

۲۲-اعتماد به نفس مبتنی بر جهل دارند؛

۲۳-بسیار افراد کوتاه مدت هستند؛

۲۴-چون با حیله‌گری کار خود را پیش می‌برند، بسیار فراموش کارند؛

۲۵-زبانشان بسیار تلخ است؛

۲۶-اهل هیاهو هستند؛

۲۷-برای رسیدن به پول با هر اهریمنی کار می‌کنند؛

۲۸-تقریباً به جز پول و مقام، هیچ اصل دیگری برای آنها مهم نیست؛

۲۹-نتیجه (۱): اتوموبیل بنز آنقدر با کیفیت است که نیازی به دروغ و تبلیغ و وارونه سازی برای فروش ندارد؛

۳۰-نتیجه (۲): توانایی‌ها و خلاقیت‌های افراد باشخصیت آنقدر فراوان است که نیازی به بازی و تزویر و جعل ندارند.

همزیستی نیو ز: دبیرکل سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی ملل متحد (یونسکو) طی نامه ای رسمی، یکی از کرسی‌های شورای عالی ژئوپارک‌های جهانی یونسکو را به «علیرضا امری کاظمی»، کارشناس باسابقه کشور در زمینه ژئوتوریسم و ژئوپارک اعطا کرد.

به گفته »امری کاظمی»، این بالاترین جایگاهی است که تاکنون یک ایرانی در زمینه ژئوپارک‌ها در جهان به آن دست یافته است.

«علیرضا امری کاظمی» بیش از 15 سال است در سطح ملی و بین‌المللی به پژوهش، انتشار کتاب و مقاله در زمینه ژئوتوریسم و ژئوپارک‌ها مشغول بوده و مسؤول تهیه و تدوین پرونده موفق ثبت دوباره ژئوپارک قشم نیز است.

با توجه به اینکه ایران تنها نماینده از منطقه غرب آسیا، خاورمیانه و شمال آفریقا در شورای عالی ژئوپارک‌های جهانی یونسکو است، به نظر می‌رسد از این پس مسائل ژئوپارک‌های این مناطق نیز به نوعی تحت پوشش ایران قرار گیرد.

شورای عالی ژئوپارک‌های جهانی یونسکو متشکل از 12 عضو از سراسر جهان است که بر اجرای درست برنامه بین‌المللی علوم زمین و ژئوپارک‌ها (در بخش ژئوپارک ها) نظارت داشته و مسؤولیت تایید و تصویب مناطق پیشنهادی برای ژئوپارک‌ها را به عهده دارد.

این انتخاب در شرایطی صورت گرفته که پرونده ژئوپارک قشم در نوبت رأی‌گیری برای بازگشت دوباره به فهرست جهانی ژئوپارک‌ها است و علاوه‌بر این، ایران در تلاش است پرونده‌های دیگری را برای ژئوپارک‌های ارس و لرستان برای ثبت جهانی آماده کند.

همزیستی نیوز - دکتر محمود سریع القلم پژوهشگر و استاد دانشگاه یک هم وطن مطلوب خود را کسی می داند که 30ویژگی ذیل را داشته باشد. با اندک جستجو در وجود خودمان و افرادی که می شناسیم، می توانیم به این نتیجه برسیم که چقدر از یک ایرانی مطلوب از نظر این استاد گر انمایه فاصله داریم.

1.    بسیار کم حرفی می‌زند چون کار و فعالیت به او فرصت حرف زدن نمی‌دهد؛ 

2
.    وقتی با مشکلی روبرو می‌شود، دیگران را سرزنش نمی‌کند؛

3
.    به ندرت در رانندگی بوق می‌زند؛

4
.    در پی قهرمان شدن نیست؛ 

5
.    از ادب و تعارف برای پوشاندن ضعف‌های خود استفاده نمی‌کند؛ 

6
.    مسئولیت کوتاهی‌ها و اشتباهات خود را با صراحت می‌پذیرد؛ 

7
.    آنقدر قابل پیش‌بینی است که دیگران به او اعتماد می‌کنند؛ 

8
.    آنقدر نیاز‌های خود را معقول کرده‌ که از دروغ گفتن بی‌نیاز شده است؛ 

9
.    اگر در قراری یک دقیقه دیر کرد از میزبان عذرخواهی می‌کند؛ 

10
.    تا می‌تواند در مورد دیگران قضاوت نمی‌کند و به کرات می‌گوید من نمی‌دانم؛ 

11
.    در میان غیرایرانیان، همه جذب نظم، کرامت و دانش او می‌شوند؛ 

12
.    از عملکرد خود ناراضی است و بسیار کم در مورد خودش صحبت می‌کند؛ 

13
.    محال است آَشغالی به زمین یا بیرون پرت کند؛ 

14
.    دفترچه‌ای دارد که در آن ضعف‌های خود را نوشته و برای اصلاح آن‌ها برنامه دارد؛ 

15
.    با رقیب و مخالف خود مانند رفتار پیامبر برخورد می‌کند؛ 

16
.    در گوشه‌ای از منزل او، پرچم ایران دیده می‌شود؛ 

17
.    فعالیت در محیط بین‌المللی را فرصتی برای یادگیری و اثرگذاری می‌داند؛ 

18
.   حسادت نمی‌کند چون به قواعد خلقت و اهتمام انسان‌ها معتقد است؛ 

19
.    بدگویی کسی را نمی‌کند چون می‌داند در مورد ضعف‌های خود می‌تواند ده صفحه بنویسد؛ 

20
.    در هفته با ده نفر تماس می‌گیرد و احوالپرسی می‌کند بدون اینکه با آن‌ها کاری داشته باشد؛ 

21
.    جهان‌بینی خود را به تناسب مخاطب تغییر نمی‌دهد؛ 

22
.    زندگی خود را با رنگ‌های شاد، گل، هنر، موسیقی تزئین کرده است؛ 

23
.    از تأیید دیگران بی‌نیاز است؛ 

24
.    در ماه حداقل یک کتاب را با دقت و نشانه‌گذاری تمام می‌کند؛ 

25
.    هر وقت با او ملاقات می‌کنیم متوجه می‌شویم از دفعه قبل انسان بهتری شده‌است؛ 

26
.    برای حفظ سلامتی خود، برنامه منظم دارد؛ 

27
.    هر آجری در زندگی خود بر روی آجری دیگر گذاشته با زحمت بوده و نه با رانت؛ 

28
.    به قدرت و سمت به عنوان فرصتی برای بهبود وضع زندگی خود نگاه نمی‌کند؛ 

29
.    با ایرانیان دیگر بسیار همکاری کرده و از تعارض، درگیری و اختلاف با آن‌ها پرهیز می‌کند؛ 

30
.    دایره معاشرتی او با افراد توانمند و غیر مطیع است.

همزیستی نیوز - در روایات متعدد از پیامبر اسلام، از ناسزاگو به عنوان فاسق یاد می شود و تأکید شده است که ناسزاگو هلاک خواهد شد. علیرضا خانی سردبیر روزنامه اطلاعات در شماره روز شنبه 26تیرماه جاری این روزنامه با این مقدمه نوشته است: این به طرز روشن گویای زشتی پدیده بدزبانی و بد دهانی در اسلام و گناه بودن این رفتار است.
در عین حال، ما مردمانی متمدن و از جمله معدود ملت هایی هستیم که تمدن چند هزار ساله دارند. شخصیت ها و چهره های سیاسی و خطبا و سخنوران ما، مدام از ما به عنوان فرهیخته ترین و فاضل ترین و فخر مردم دنیا یاد می کنند و از این بابت شاکرند.
در عین حال اتفاقاتی هم رخ می دهد که همه آنها که دغدغه دین دارند و همه آنها که دغدغه تمدن دارند، ضروری است که از آن مطلع باشند و اگر می دانند هم دوباره بدانند و اگر دیده اند نیز دوباره و چندباره بازبینی کنند.
بنجامین ویلیامز را کمتر کسی می شناسد. او داور مسابقات فوتبال است، وقتی در جریان جام ملت های آسیا این داور در بازی میان ایران و عراق یک بازیکن ایرانی را اخراج کرد، هزاران کاربر ایرانی اینترنت به صفحه شخصی اش در فیس بوک حمله کردند و فحش های زشتی به او دادند، در حالی که او فقط کارش را انجام داده بود.
جالب است که این حملات اینترنتی به شخصی استرالیایی به نام بنجامین ویلیامز که فقط تشابه اسمی با آن داور داشت، هم انجام شد و باعث دردسر او شد و نهایتاً مجبور شد صفحه اش را به کلی ببندد.
در سال 2014 وقتی در جریان قرعه کشی جام جهانی معلوم شد ایران با تیم آرژانتین هم گروه است، هزاران کاربر ایرانی به سایت شخصی «لیونل مسی» ستاره محبوب تیم آرژانتین حمله کردند و فحش های زشتی به او دادند. این اتفاق صرفاً به خاطر هم گروه شدن رخ داده بود و نه چیز دیگر. برای همین اعجاب مسی را برانگیخت و او گفت من از این کار ایرانی ها بواقع شگفت زده شده ام. کار تا آنجا بالا گرفت که برخی مدیران ورزشی و غیرورزشی ما اعلام شرمندگی کردند و قرار شد جمشید مشایخی به عنوان یک چهره فرهنگی ـ هنری ایران به آرژانتین برود و از مسی دلجویی کند...
گیریم که اتفاق اول، به خاطر کارت قرمز داور به بازیکن ایرانی و تعصب برخی فوتبال دوستان بی فرهنگ بود و حتی گیریم که اتفاق دوم به خاطر تخریب روحیه کاپیتان تیم آرژانتین با هدف جنگ روانی در بازی آینده بوده است(که البته بسیار غیراخلاقی و غیرقابل توجیه است) فرض کنیم با هزار درجه تسامح بشود آن کارها را توجیه کرد، اما حمله و فحاشی اینترنتی هزاران ایرانی به «دیمیتری پایت» را چگونه می شود توجیه کرد. دیمیتری پایت بازیکن تیم ملی فرانسه بود که هفته پیش در جریان بازی فینال جام ملت های اروپا پایش به پای «کریستیانو رونالدو» بازیکن تیم ملی پرتغال گرفت و او مصدوم شد. اساساً این رخداد چه ربطی به ما دارد؟ از آن بدتر ماجرای خانم «کولیندا گرابار کیتاروویچ» یک بانوی 48 ساله و رئیس جمهوری کشور کرواسی است که با دعوت رسمی ایران به کشور ما سفر کرده بود و اصلاً معلوم نیست چه گناهی داشت که هزاران ایرانی به میهمان رسمی دولت خود، روی صفحه اینستاگرام فحش دادند.
از این موارد بسیار بیشتر بوده است، همین قدر که نمونه هایی داده باشم کافی است. همه این ها را اگر کنار هم بگذاریم، نشانه آشکاری از نوعی نارسایی و ناهنجاری در فرهنگ بسیاری از هموطنان ما دارد که نمی شود آن را کتمان کرد. ما به نوعی «وندالیسم فرهنگی» دچار شده ایم. وندالیسم به معنای تخریب کنترل نشده اشیاء فرهنگی و باارزش و آثار ملی و اموال عمومی است که در زمره ناهنجاری های اجتماعی و بزهکاری محسوب می شود.
ریشه این اصطلاح قومی به نام «وندال» از نژاد ژرمن، اسلاو بودند که در قرن 16 میلادی در اروپا می زیسته اند. آنها به همه جا حمله می کردند و هرچه می دیدند تخریب می کردند. قوم وندال قرن هاست که منقرض شده است اما واژه وندالیسم در ادبیات اجتماعی جهان ماندگار شد.
روانشناسان اجتماعی وندالیسم را عکس العمل های خصمانه و واکنش های کینه توزانه نسبت به برخی فشارها و تحمیلات می دانند که ریشه در ناملایمات، اجحاف ها، شکست ها و عقده های روحی آدم ها دارد.
آن که روی یک اثر چند هزار ساله تاریخی اسم خودش را می تراشد، قطعاً بیمار است اما ممکن است در این بیماری، خود چندان مقصر نباشد. فضای اجتماعی و شرایط عمومی هرگز اجازه نداده است که او خودش را «ابراز» کند و این عقده متراکم، پس از سالیان، او را به «ابراز» خود به قیمت نابودی یک اثر فرهنگی چند هزار ساله می کشاند.
وندالیسم فرهنگی، فقط نابودی اشیای تاریخی نیست. خدشه به فرهنگ و اعتبار یک ملت چند هزار ساله، با حمله و فحاشی به سایت بانوی محترم رئیس جمهوری کرواسی یا دختر باراک اوباما هم هست... کاری که حیثیت هزاران ساله یک ملت را به بازی می گیرد.
اما یک نوجوان یا جوان ایرانی، چرا حیثیت و اعتبار هزاران ساله آباء و اجدادش و نیز هویت ملی و تاریخی اش برایش بی اهمیت می شود که دست به چنین کاری می زند؟ این پرسش بزرگی است که نگارنده یارای پاسخ به آن را ندارد. پاسخ این پرسش نیازمند یک کار تحقیقی ژرف توسط یک تیم بزرگ است.
اما می توان به این پرسش پاسخ داد که این رفتار از چه کسانی و از چه گروه های مرجعی آموخته می شود.
گروه های مرجعی که این رفتار را می آموزند عبارتند از: 1 ـ خانواده 2 ـ آموزش و پرورش 3 ـ رسانه ها.
خانواده: اولین و مهمترین گروه است اما دولت ها به آن راهی ندارند. تأثیر غیر مستقیمی که دولت ها می توانند بر خانواده داشته باشند، به واسطه دو گروه دوم (یعنی آموزش و پرورش و رسانه ها) است.
آموزش و پرورش: این نهاد کاملاً در اختیار دولت هاست اما نه این یک موضوع، بلکه دهها اتفاق دیگر نشان می دهد که دولت ها نتوانسته اند از این نهاد استفاده بهینه کنند. به عبارتی آموزش و پرورش کماکان و مستمراً دچار ناکارآمدی است.
رسانه ها: رسانه ها تأثیر شگفتی بر رفتارها دارند. در دنیای امروز رسانه ها از انحصار دولت ها خارج شده اند، در کشور ما نیز به رغم این که طبق قانون شبکه های تلویزیونی باید در انحصار حاکمیت باشند، اما هزاران شبکه ماهواره ای این انحصار را به کلی شکسته اند به طوری که وزیر ارشاد هفته گذشته گفت که بیش از 70درصد مردم به قانون ممنوعیت ماهواره ها توجهی ندارند.
اما همین شبکه های تلویزیونی داخلی نیز، نیک که بنگریم در ترویج وندالیسم فرهنگی نقش قابل توجهی دارند. الفاظی که میان بازیگران سریال های تلویزیونی و برخی برنامه های دیگر رد و بدل می شود گواه این سخن است. بسیاری از عبارات و کلمات که قبلاً توهین آمیز و مبتذل برشمرده می شد، اکنون به آسانی در ادبیات سریال های تلویزیونی به کار می رود به طوری که خیلی از پدر و مادرها، نگران بازآموزی آن توسط فرزندانشانند...
بخش دیگر از رسانه ها، رسانه های مکتوب هستند، چند هزار نشریه و قریب به یکصد و پنجاه روزنامه، ادبیات نوشتاری رسانه ای را تشکیل می دهند و ترویج می کنند.
با غصه باید اذعان کرد ما رسانه ها نیز در این رخداد مقصریم. خیلی از روزنامه ها و مجلاتی که متأسفانه داعیه ارزشی دارند، هر روز به مخالفان خود یا آنان که طور دیگری می اندیشند عملاً و رسماً «فحش» می دهند. گویی فحش دادن، سیاسی ترین و مهیج ترین بخش رسانه شان را تشکیل داده است و حتی بسیاری گمان می کنند، آن نشریه منتشر می شود به خاطر این که مخالفان را بنوازد و بقیه مطالبش صرفاً برای «پر کردن» سایر صفحات است!
در سال های اخیر و به ویژه در ماه های اخیر، فحاشی در مطبوعات اوج گرفته است و به نظر می رسد به سوی نقطه پیش بینی ناپذیری حرکت می کند. بسیاری از واژگانی را که اگر زمانی کسی پیش بینی می کرد در روزنامه منتشر خواهد شد، هیچ آدم عاقلی باور نمی کرد اکنون به آسانی در صفحات برخی نشریات منتشر می شود به گونه ای که یک هفته نامه مدعی ارزش گرایی همین ماه رمضان در تیتر اولش با حروف درشت برای تخطئه دولت از یک واژه کاملاً مستهجن استفاده کرد.
به هر حال رسانه ها نیز بازتابی از واقعیت های عینی جامعه اند. اما همه علل این چالش فرهنگی و وندالیسم فرهنگی را نمی توان به رسانه ها تقلیل داد، چرا که در همه دنیا رسانه ها هستند و امروزه رسانه های دیجیتال و شبکه های اجتماعی عملاً غیرقابل کنترل شده اند و در همه دنیا گروه هایی هستند که در شبکه های اجتماعی مطالب و تصاویر مبتذل و مستهجن بگذارند و به افراد توهین و فحاشی کنند ... اما، جوانانشان وقتی رئیس جمهوری یک کشور به دعوت رسمی دولت به کشورشان آمده است، به صرف این که طرف خانم است، الفاظ زشت روی اینستاگرامش نمی گذارند یا اگر در بازی فوتبال میان دو تیم از قاره ای دیگر، یکی بر زمین افتاد، فحش هایی رکیک نثارش نمی کنند.
ما باید ببینیم چه کرده ایم که بخشی از جامعه به این نقطه رسیده است و رفتاری می کند که به قول لیونل مسی، اعجاب آور است.

 

همزیستی نیوز - سعید توکل به عنوان تهیه‌کننده «جمعه ایرانی» درباره‌ی ساخت مجدد این برنامه قدیمی و شرایط راه‌اندازی دوباره آن اظهار کرد: ساخت برنامه «جمعه ایرانی» کار پرهزینه‌ای است و نیاز به اسپانسر دارد اگر در این خصوص پشنهادهای خوبی داشته باشیم آن را با همان شور و هیجان راه می‌اندازیم .

سعید توکل - سردبیر سایت شاد شو - در گفتگو با ایسنا در عین حال گفت: فعالیت‌هایی که در حال حاضر در سایت شادشو اجرا می‌شود در حد بضاعت است. اگر شرایطی ایجاد شود و حمایت قوی داشته باشیم چه در فضای مجازی و چه در فضای عمومی تلویزیون و رادیو  استقبال خواهیم کرد.

او سپس از ساخت آیتم‌های طنز شاد با حضور هنرمندان «جمعه ایرانی» در سایت «شادشو» خبر داد.

توکل در این گفت‌وگو در مقدمه‌ای اشاره کرد:‌ هر ساله که به رتبه کشور ما و سایر کشورها در زمینه ارزیابی شادترین مردم دنیا نگاه می‌کنیم مشاهده می‌کنیم که ایران ما که با وجود آنکه همواره از پتانسیل و توانمندی‌های خوبی برای ایجاد  نشاط جمعی و ارتقای روحیه همگراییهای شاد برخوردار است و ما مناسبت‌ها و مواعید درخور توجهی در فرهنگ‌مان داریم که می تواند انگیزه ایجاد شادمانی شود، با ا این حال متاسفانه رویکرد سیاستگذاران رسانه ای نه تنها به سمت ترویج آنها نرفته است بلکه گاهی شاهد حرکتهای معکوس بوده ایم.

او در ادامه در همین زمینه به گروه کهنه‌کار «جمعه ایرانی‌» که سال‌ها در رادیو فعالیت کرده‌ است، اشاره کرد و گفت: سرنوشت این گروه کهنه کار هنری،‌ قدیمی که بالغ بر سه دهه از سال  64 در حد اندازه و توان به این مقوله اهتمام داشت و  شاهد 30سال فعالیت ممتد و مورد عنایت مردم از آن بوده‌اند،‌ گواهی بر این مدعاست.

توکل سپس درباره راه‌اندازی پایگاه اطلاع‌رسانی «شادشو» «www.shadsho.ir» و فعالیت آن یادآورد شد: ایجاد سایت و پایگاه اطلاع‌رسانی شادشو بعد از توقف برنامه «جمعه‌ ایرانی» این فرصت را برای ما ایجاد کرد که نگاهی گسترده‌تر در افق شادمانی‌های ملل و با استفاده از فضای مجازی داشته باشیم.

سردبیر «شاد شو» در ادامه در این زمینه توضیح داد:‌ جدای از برنامه‌های نمایشی،‌ کلیپ‌های طنز و کمدی و موزیکال و مرور سینما و تئاتر کمدی و بررسی آثار هنرمندان عرصه طنز و کمدی ایران و جهان اخیرا برای آشنایی و توجه مخاطبان،‌ به سراغ دنیای موسیقی کشورهای دیگر رفته و نمونه‌های شیرین و اثرگذاری از ترانه‌های آنها را که برای بیان شادی‌هایشان ساخته شده‌اند،‌ با اجرا و ترجمه مفهوم اشعارشان به عنوان «آوای شادی‌ها» در سایت شاد شو ارائه کردیم.

توکل در پایان با اشاره به اینکه آیتم «آوای شادی‌ها» به تازگی راه‌اندازی شده است، یادآور شد: تاکنون پنج قسمت از این مجموعه تولید شده است و با اجرای دو تن از هنرمندان  جمعه ایرانی خانم مونیکا جهان‌بان و الهه پرسون قابل دسترس است و صدابردای آن را رضا توکل بر عهده دارد. در این آیتم‌ها مخاطبان با گونه‌های متنوع موسیقایی که با کلام و آوای اثرگذار برای بیان احساس شادی‌ در فرهنگ‌های مختلف ساخته شده و مورد اقبال قرار گرفته‌اند آشنا می‌شوند. آرزو می‌کنیم روزی فرا برسد که شادمانه‌های مردم ایران را برای سایر زبان‌ها و فرهنگ‌ها بازگو کنیم.

همزیستی نیوز - وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با بیان اینکه قانون ممنوعیت پخش تیزر فیلم‌های سینمایی در ماهواره باید اصلاح شود، گفت: می‌توان از ماهواره برای تبلیغ کالای فرهنگی بهره برد اما این مسأله در شرایطی تحقق پیدا می‌کند که استفاده از ماهواره به طور قانونی مجاز شود.
جنتی اصلاح قانون کنونی ممنوعیت استفاده از ماهواره را ضروری دانست و افزود: اصلاح این قانون بسیار ضروری است و حتماً باید اصلاح شود زیرا استفاده افراد از ماهواره به کل غیرقانونی است اما اکثریت مردم از آن استفاده می‌کنند، درواقع حداقل 70 درصد مردم خلاف قانون رفتار می‌کنند با این حال، مادامی که قانون ممنوعیت از ماهواره وجود دارد قوانین زیرمجموعه آن نیز اعمال خواهد شد.
وی ادامه داد: با وجود ممنوعیت پخش تیزرها و تبلیغات سینمایی در شبکه‌های ماهواره‌ای که به قوت خود باقی است، تهیه‌کنندگان نباید با ماهواره همکاری کنند اما باید فکری اساسی برای تبلیغ فیلم‌ها در داخل کشور کرد و صدا وسیما باید شرایط تبلیغ فیلم‌های سینمایی را فراهم کند.
کف تبلیغاتی معقول و تأثیرگذار برای همه فیلم‌ها در صدا وسیما
عضو کابینه دولت یازدهم ادامه داد: صحبت‌هایی با رئیس سازمان صدا وسیما مبنی بر ایجاد فضای تبلیغ برای تمامی فیلم‌های سینمایی مجوزدار از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شده است. در واقع حتی اگر مدیران رسانه ملی برخی فیلم‌ها را بیشتر پسندیده و خواهان تبلیغ بیشتر آنها هستند، باید یک کف تبلیغاتی معقول و تأثیرگذار هم برای دیگر فیلم‌ها در نظر بگیرند.
جنتی گفت: در صورت تحقق این مسأله می‌توان با پخش تیزرهای تبلیغاتی فیلم‌ها در شبکه‌های ماهواره‌ای مخالفت کرد اما اگر در داخل چنین محدودیت ویرانگری وجود داشته باشد، فیلمسازها به طور طبیعی به سمت ماهواره گرایش پیدا می‌کنند.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنین با تأکید بر اینکه تنها راه حل این مشکل همراهی صداوسیما با فیلم‌های سینمایی است، افزود: می‌توان از ماهواره برای تبلیغ کالای فرهنگی و مصادره به نفع آن بهره برد اما این مسأله در شرایطی تحقق پیدا می‌کند که استفاده از ماهواره قانوناً مجاز شود.
نیروی انتظامی اجازه لغو کنسرت‌ها و نمایش‌ها را ندارد
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی همچنین با اشاره به اصلاح ماده 20 آیین نامه اداره اماکن عمومی توسط دولت یازدهم تصریح کرد: آخرین تغییرات قانون نظارت اداره اماکن بر برنامه‌های هنری، متعلق به سال 1363 است که بر اساس آن شهربانی کل کشور موظف بود به وضعیت هتل‌ها، رستوران‌ها، قهوه خانه‌ها، سینماها، کنسرت‌های موسیقی و نحوه برگزاری مجالس شبانه از جمله تئاترها نظارت داشته باشد و برگزارکنندگان این مراسم باید از اداره اماکن جهت برگزاری هر نوع مراسمی مجوز دریافت می‌کردند.
به گفته جنتی، بتازگی این قانون اصلاح شده و طبق آن، صدور مجوز برای اجراهای صحنه‌ای، تئاتر، موسیقی و نمایش‌های دیگر فقط  برعهده وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است و نیروی انتظامی فقط می‌تواند در مسائل ترافیکی و انتظامی اظهار نظر کند و دیگر اجازه ورود به لغو کنسرت‌ها، نمایش‌ها و... را ندارد.
وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به دیگر دستگاه‌هایی که در نحوه برگزاری کنسرت‌ها حق اظهارنظر دارند، اشاره کرد و گفت: به غیر از وزارت فرهنگ، دستگاه قضایی نیز همچنان اختیاراتی مبنی بر لغو کنسرت‌ها دارد از این‌رو وزارت فرهنگ تنها می‌تواند با مذاکره از آنها بخواهد اگر در کنسرتی ایراداتی می‌بینند، آن را به وزارت فرهنگ به عنوان متولی اصلی انتقال دهند تا برخورد از طریق ما باشد و خود مستقیماً وارد نشوند. وی ادامه داد: گرچه دستگاه قضایی این اختیار را دارد اما در اختیار گرفتن صفر تا صد مجوزهای صادره برای چنین برنامه‌هایی توسط وزارت فرهنگ نیازمند تغییر قانون است.
منبع: روزنامه ایران
 

همزیستی نیوز - لیلی گلستان در یادداشتی در روزنامه شرق نوشت: من به شما رأی دادم و نه به وزرا و وکلایتان، پس روی سخنم فقط با شماست و لاغیر.

آقای روحانی عزیز

با سلام و صلوات بسیار

من به شما رأی دادم و نه به وزرا و وکلایتان، پس روی سخنم فقط با شماست و لاغیر.

دلم می‌خواست روبه‌رویم نشسته بودید و حرف‌هایم را نه آرام بلکه با فریاد می‌گفتم.

آقای روحانی اهالی فرهنگ و هنر خسته شده‌اند. خسته و دلمرده و جان‌به‌لب.

از کجا شروع کنم که خدا را خوش بیاید.

از کتاب «کلنل» دولت‌آبادی بگویم که ترجمه تکه‌تکه و ناقصش روی تمام بساطی‌ها ریخته؟

از کتاب «زندگی در پیش رو» و کتاب «میرا» بگویم که نه فقط افست آن در بساطی‌ها که در قفسه‌های کتاب‌فروشی‌ها هم دیده شده. (که وقتی به ارشاد گله کردم، گفتند به ناجا مربوط می‌شود!)

از آثار تجسمی دزدیده‌شده توسط کارمند ارشاد بگویم که هنوز نه به دار است و نه به بار.

از مجسمه ٣٥٠ کیلویی لاهوتی بگویم که در ایام تعطیلات عید از ساختمان معاونت فرهنگی دزدیده شده و تازه متوجه شده‌اند و هنوز کسی چیزی نگفته.

از عمل کیارستمی بگویم که منجر به مرگش شد یا از فرش قرمزی که برای ورود جسدش پهن کردند!

از فیلم «٥٠ کیلو آلبالو» بگویم که بعد از سه ماه گفتند: از دستمان در رفته بود! و لغو مجوز شد.

از فیلم کاهانی بگویم که گفتند دختر‌ها در فیلم برای مردها له‌له می‌زدند.

از قلع‌و‌قمع کتاب‌ها بگویم که همچنان ادامه دارد.

از لغو مجوز آخرین لحظه کنسرت‌ها بگویم که هم گروه کلی هزینه کرده و هم مردم بلیت خریده‌اند.

از برنامه نازیبای «هفت» تلویزیون بگویم که مدیر شبکه هم از آن دفاع کرد.

از مجوز‌نداشتن شجریان عزیزمان بگویم؟

از کدامین دردمان بگویم که عجیب است که از رو هم نمی‌رویم و مدام هم حضورمان را اعلام می‌کنیم.

حالا نوبت پرویز تناولی، این استاد بزرگوار است که به اتهام نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی ممنوع‌الخروجش کرده‌اند.

تناولی و نشر اکاذیب!! مردی که عاشق ایران و هنر و سنت‌های آن است، مردی که تمام عمرش را به کار و کارگری در خدمت هنر ایران گذرانده، برای ایران افتخار آفریده، تمام موزه‌های مهم دنیا از او کار دارند.

مردی که این همه شاگرد درجه‌یک تربیت کرده، مردی که این همه‌ سر‌به‌زیر و فروتن است که مجسمه‌هایش را خریدند و ریختند در انبار شهرداری و با چه خون دلی توانست فقط خانه‌اش را پس بگیرد.

حالا به خودش گیر داده‌اند و دستش به کجا بند است؟ چه کسی به دادش می‌رسد و چه کسی قرار است...

آقای روحانی نگذارید کاری کنند که این استاد بزرگ هم مثل خیلی‌های دیگر برود و پشت سرش را هم نگاه نکند و عطای ایران را به لقایش ببخشد.

متولیان فرهنگ و هنرمان که فقط نظاره‌گر‌ند، دست‌هایشان را به هم می‌مالند، سری تکان می‌دهند و می‌گویند در بضاعت‌مان نیست.

یعنی نمی‌توانیم؛ یعنی قدرتش را نداریم؛ یعنی هیچ کاره‌ایم.

که البته من نمی‌دانم چرا هنوز هستند.

آقای روحانی می‌دانم خیلی گرفتارید. ترمیم و بازسازی خرابی‌های آن هشت سال عجیب به ٨٠ سال کار شبانه‌روزی نیاز دارد؛ اما ما را دریابید.  

بیایید آبروی مملکت را بخرید. اهالی فرهنگ و هنر آبروی مملکت ما هستند، آنها را دریابید.

فقط شما می‌توانید، فقط شما بضاعتش را دارید، شما چیزی از دستتان در نمی‌رود!

آقای روحانی من به شما رأی دادم و پای رأیم هم ایستاده‌ام؛ رو‌سیاهم نکنید.

 

همزیستی نیوز - در پی درگذشت عباس کیارستمی سینماگر نامدار ایران، رسانه های غربی در مطالبی به شرح فعالیتهای او پرداخته و با بررسی آثار او، ویژگیهای فیلمسازی او را نقد و تحلیل کردند.

به گزارش ایرنا برخی از مهمترین دیدگاههای رسانه های غربی در مورد هنرمند فقید ایرانی به شرح ذیل است:

*** روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز: فیلمهای عباس کیارستمی یکی از نمونه های عیان و چالشی تفکر سینمایی است. بیننده غیر ایرانی فیلم های کیارستمی باید با آغوش باز به تماشای شگفتی های جهان معمول خود نشیند. ما از زبان فارسی سر در نمی آوریم ولی در ذهن فیلمساز هستیم و او نیز در درون ما است.

*** روزنامه آمریکایی کریستین ساینس مانیتور: کیارستمی فیلمسازی جهانی بود که در مورد تحصیل کودکان اوگاندایی مستند می ساخت و دو فیلم خود را در ایتالیا و ژاپن ساخت. حساسیت و روشن فکری درون فیلمهای او فراتر از مرزها بود.

*** روزنامه کانادایی گلوب اند میل: کیارستمی الهام بخش چند نسل از فیلمسازان داخل و خارج ایران بود و آثار او چنان تاثیر ماندگاری داشتند که کمتر کارگردان جهانی قادر به آن است. در حالیکه فیلمهای کیارستمی مملو از فرهنگ ایرانی و شعر و فلسفه و ... بود فیلمهای وی در سراسر جهان بیننده داشت و مرزهای فرهنگی و زبانی را در می نوردید. او همیشه خود و محدودیتهای شکلی فیلمسازی را به چالش می کشید تا از کلیشه فیلمساز ایرانی خارج شود و بینندگان فیلمهایش همپای او گردند. کیارستمیِ شوخ و جسور و خوش بین تجسم محاسن جهان سینما بود. او چراغ راهنمای درک فرهنگ ها و خودمان از طریق قدرت فیلم بود.

*** روزنامه انگلیسی ایندیپندنت: زمانی که بیشتر رسانه ها و دولتها مردم غرب را با اخبار منفی ایران بمباران می کردند، کیارستمی پنجره ای به زندگی در ایران را به روی تماشاگران غیر ایرانی فیلمهایش گشود. فیلمهای او مملو از نقد بودند ولی به گونه ای ساخته شده بودند تا بتواند در چهارچوب محدودیتها به فعالیت خود ادامه دهد. کیارستمی بر خلاف بسیاری از فیلمسازان همدوره خود هرگز جلای وطن نکرد ولی در فیلمهایش همیشه سوال های سفت و سختی از اوضاع ایران را مطرح می کرد.
به ندرت پیش می آید که کارگردانی آغازگر موج فیلمسازی خود باشد و عده ای از فیلمسازان معاصر از او پیروی نموده و شکل و سبک فیلمسازی او را ادامه دهند. در دهه 80 و 90 قرن بیستم، جهان به موج نو ایران غبطه می خورد و کیارستمی از پیشقراولان آن بود.

*** نشریه ادبی آمریکایی نیویورکر: کیارستمی یکی از کارگردانان ناب و تاثیرگذار تاریخ سینما بود و موفقیت های کم سابقه او هویتی ملی با سبک سینمایی خاص خود را پدید آورد. او اولین فیلمساز ایرانی بود که تاریخ سینما را نه تنها در مفهوم جامعه شناختی بلکه هنری بسط داد. اصالت سرسختانه، جسورانه و نا آرام وی که جسارت بکر وی در ساخت دو فیلم خود در خارج از ایران ناشی از آن بود توجه دنیا را به سینمای ایران معطوف کرد و دروازه های سینمای ایران را بر دیگر کارگردانهای پیرو خود گشود.

*** روزنامه انگلیسی گاردین: کیارستمی مرموز و داستان سرای طبیعت و روابط انسانی بود. فیلمهای او و معانی آنها غامض بودند. آثار او انباشته از آرامش، غم، تفکر و البته مخالفت، رویارویی و روابط عاطفی و صد البته طنز خاص خود او بود. کیارستمی سینمایی واقع گرا و اخلاقی ساخت که کودکان سوژه بیشتر آنها بودند تا بلکه بتواند مداخلات و محدودیتها را کنار بزند.

نشریات فرانسوی نیز توجه ویژه ای به فعالیت های هنری کیارستمی کردند:
*** تارنمای سینمایی 'الو سینه' (AlloCiné)، کیارستمی را مطرح ترین شخصیت سینمایی و استاد بلامنازع سینمای ایران خواند و با اشاره به فیلم «طعم گیلاس» که جایزه نخل طلای جشنواره «کن» را برای وی به ارمغان آورد، نوشت: کیارستمی قدرتمندترین اثر هنری خود را در ایران ساخت. او همچنین عکاسی با استعداد بود.
حضور فیلم های کیارستمی در جشنواره های بین المللی در دهه 1990 میلادی، وی را به شهرت جهانی رساند. فیلم های کیارستمی با تبدیل شدن به نماد فرهنگ ایرانی، در عرصه دیپلماتیک نیز چهره متفاوتی از ایران را به نمایش گذاشت.

*** تارنمای روزنامه فرانسوی «لو فیگارو» نیز با انتشار خبر درگذشت کیارستمی، فهرستی از کارها و موفقیت های بین المللی فیلم های این کارگردان ایرانی را ارئه کرد.
بر پایه این گزارش، فیلم «خانه دوست کجاست؟» در عرصه بین المللی مورد توجه قرار گرفت. در دهه 1990میلادی، کیارستمی با سه گانه «زلزله» و به ویژه نخستین فیلم از این مجموعه با نام 'و زندگی ادامه دارد' از زوایای گوناگون به زلزله رودبار پرداخت.
این کارگردان سبک «رئالیسم سیاه» و علاقه مند به جزییات، از مردم عادی برای بازی در فیلم هایش دعوت می کرد. فیلم های او به عنوان ابزاری برای تامل، همگی در فضاهای واقعی و نه در استودیو، ساخته شدند و از داستان، نگاهی مستند و زیبایی تجسمی برخوردار بودند.

*** روزنامه فرانسوی «لو موند» نیز، مرگ این هنرمند، عکاس، شاعر و نقاش را «ضایعه ای بزرگ و تاثیر گذار» برای سینمای جهان خواند و گزارشی مفصل از آثار سینمایی او ارائه کرد.

*** تارنمای رادیو فرانسه نیز نوشت: کیارستمی از کارگردان های موج نوی سینمای ایران، بیش از 40 فیلم ساخت و جوایز بین المللی متعددی را از جمله نخل طلای جشنواره فیلم «کن» فرانسه، از آن خود کرد. وی به رغم محدودیت ها همواره به کشور خود وفادار ماند.
این گزارش نوشت: کیارستمی نام خود را به عنوان یکی از بزرگترین کارگردان های زمان ما ثبت کرده است. وی در طول دوران فعالیت خود از سینما در برابر خطر روزمرگی و سانسور دفاع کرد و بدون استفاده از کلیشه های غربی، سینمای ایران را محبوب کرد و دوستداران سینما را شگفت زده کرد.

به گزارش ایرنا، عباس کیارستمی در 14 تیر امسال در سن 76 سالگی و در حالیکه برای درمان به پاریس رفته بود درگذشت. او در دوران بیش از 40 فیلم کوتاه، بلند و مستند ساخت و در سال 1376 برای فیلم طعم گیلاس برنده جایزه نخل طلای کن شد.
از عباس کیارستمی دو پسر به نام های احمد و بهمن به جا مانده است.

همزیستی نیوز - بی‌تکلف اگر سعدی در مقام مشاور و نظریه‌پرداز حکومت قرار داشت، چه اصول و سیاست‌هایی توصیه می‌کرد؟ سیدمحمدتقی سیدصدر، عضو هیات  علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه چمران اهواز با این مقدمه در روزنامه دنیای اقتصاد نوشته است: و آیا جامعه ما با خسران فراوانی از فروش بدون برگشت بهای نفت، پرمدعایی مدیران ارشد، شکاف فزاینده فقر و ثروت، بیکاری بخش کثیری از نیروی کار به‌ویژه جوانان و بالاخره فساد رونده روبه‌رو بود؟بی‌هیچ توضیح و تفسیری به خود سعدی مراجعه می‌کنیم و از آموزه‌های حکیمانه او مدد می‌گیریم که یقینا صاحب‌نظران سعدی‌شناس می‌توانند آن را غنای بیشتر ببخشند.

الف: تخصص

اصل اول

ندهد هوشمند روشن رای

به فرومایه کارهای خطیر

بوریا باف گرچه بافنده است

نبرندش به کارگاه حریر

ب: تجربه

اصل دوم

نه هرکه موی شکافد به تیر جوشن‌ خای

به روز حمله جنگاوران بدارد پای

به کارهای گران مرد کاردیده فرست

که شیر شرزه در آرد به زیر خم کمند

ج: منش و خصوصیات اخلاقی

اصل سوم

خداترس را بر رعیت گمار

که معمار ملک است پرهیزکار

بداندیش تست آن و خونخوار خلق

که نفع تو جوید در آزار خلق

ریاست به دست کسانی خطاست

که از دستشان دست‌ها بر خداست

د: تعهد به جامعه و مردم

اصل چهارم

وفاداری کن و نعمت‌شناسی

که بد فرجامی آرد ناسپاسی

جزای مردمی جز مردمی نیست

هر آنکو حق نداند مردمی نیست

هـ : اعمال نظارت

اصل پنجم

چو مشرف دو دست از امانت بداشت

بباید برو ناظری برگماشت

ور او نیز در ساخت با خاطرش

ز مشرف عمل بر کن و ناظرش

خدا ترس باید امانت‌گزار

امین کز تو ترسد امینش مدار

امین باید از داور اندیشناک

نه از رفع دیوان و زجر و هلاک

و: شهامت در عمل

اصل ششم

تو پاک باش و مدار ای برادر از کس باک

زنند جامه ناپاک گازران بر سنگ

بالاخره اگر این اصول بنیانی در نصب کارگزاران و مدیران حکومتی رعایت نشود، نه‌تنها رستگاری حاصل نمی‌شود، بلکه جز ویرانی نتیجه‌ای رقم نخواهد خورد.

مکن تا توانی دل خلق ریش

وگر می‌کُنی می‌کَنی بیخ خویش

دگر کشور آباد بیند به خواب

که دارد دل اهل کشور خراب

همزیستی نیوز- با درگذشت عباس کیارستمی  کارگردان  پرآوازه  سینمای ایران و جهان  موج  پیام ها و اظهار نظرها درباره شخصیت، آثار و تاثیر این بزرگ هنرمند کشورمان بر سینمای ایران و جهان در رسانه ها بازتاب یافته است.آنچه در پی می آید تنها گوشه ای از این پیام ها و اظهارنظرهاست.

** حسن روحانی رییس جمهوری ایران: نگاه متفاوت و عمیق عباس کیارستمی به زندگی و دعوت انسان ها به صلح و دوستی، دستاوردی ماندگار در هنر هفتم خواهد بود.
** فرانسوا اولاند» رئیس جمهوری فرانسه با صدور بیانیه ای از کیارستمی به عنوان مردی یاد می کند که تاثیری عمیق بر تاریخ سینما داشته است. وی از این هنرمند فقید ایرانی نه تنها به عنوان یک فیلم ساز بلکه شاعر و عکاسی نام می برد که توانایی خلق اثری را داشت که در آن شعر به روزمرگی های پیش پا افتاده بعدی ویژه و جهانی می بخشد.

اولاند در این بیانیه از کیارستمی به دلیل رابطه هنری نزدیک و دوستی عمیقی که با کشور فرانسه داشت،  تقدیر کرده و مراتب احترام خود را نسبت به این هنرمند گرانمایه ایرانی که دنیای سینما از وی به عنوان چهره ای جهانی یاد می کند، ابراز می دارد.

** محمد رضا عارف رئیس فراکسیون امید مجلس: خبر از دست دادن دادن یکی از سرمایه‌های ارزشمند و فرهیخته سینمای ایران و جامعه هنری کشورمان جناب آقای عباس کیارستمی بسیار تلخ و باعث تاثر و تالم اینجانب شد.

افتخار آفرینی‌های متعدد آقای کیارستمی برای سینمای ایران در صحنه‌های بین المللی که نشانگر ذوق و خلاقیت ایشان بود باعث شد نام و خاطره این هنرمند مردمی در تاریخ فرهنگ و هنر ایران ماندگار شود.

** محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه ایران  در حساب کاربری رسمی خود در توئیتر نوشت :«ایران چهره برجسته خود در سینمای بین‌المللی را از دست داد. باشد که خداوند او را قرین رحمت خود قرار دهد. روحت شاد استاد

** قاضی زاده هاشمی وزیر بهداشت: عباس کیارستمی، فیلمساز صاحب سبک و بدون جایگزین سینمای کشورمان در حالی با دنیای مادی وداع کرد که آوازه هنرش در جهان طنین انداز است و اهل هنر و نیز منتقدان صاحبنظر، نگاه روان و شاعرانه او به انسان و جهان و آثار منحصر به فردش را می ستایند.
آن هنرمند افتخار آفرین که علاوه بر سینما در عرصه‌های گوناگونی چون شعر، عکاسی، طراحی، نقاشی و... فعالیت داشت؛ نگاه ناب و اصالت فرهنگی هنرمندان ایرانی را در عرصه گیتی امتداد داد.

** علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی: درگذشت چهره درخشان سینمای ایران و جهان، عباس کیارستمی را به مردم ایران، سینماگران، جامعه هنری و همه دوستداران هنر متعالی سینمای انسانی و اخلاقی و خانواده آن مرحوم تسلیت می گویم.

عباس کیارستمی پیشتاز سینمای هنری و فرهنگی با رویکردی انسان گرا و اخلاق محور است. او با خلق آثاری بدیع، نوگرایانه و زیبا، سینما را تعریف تازه ای بخشید و نام ایران را در محافل هنری جهان بلندآوازه کرد. سینمای عباس کیارستمی راهی تازه پیش پای هنرمندان نوگرا گذاشت و تجربه گرائی را در هنر هفتم جانی تازه بخشید.

** صالحی‌امیری رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران: خبر کوتاه، اما تأسف‌آور درگذشت عباس کیارستمی، کارگردان پرافتخار سینمای ایران، موجی از دریغ و افسوس را برای مردم فرهنگ‌مدار و هنردوست ایران بر جای گذاشت.

این کارگردان فرهیخته که با رویکردی اخلاقی آثار منحصر به فردی در عرصه سینمای ایران خلق کرد، جز به «صلح و دوستی» و کاستن از آلام انسان‌ها نمی‌اندیشید و توانست نام و جایگاه ایران را در جهان هنر ارتقا ببخشد.

** داوود ملکی‌صیدآبادی (نویسنده، مدرس داستان‌نویسی و مدیر نشر برزآفرین): کیارستمی خسته شد از بس که مرد: خبر فقدان مرد بزرگ سینمای ایران و جهان را دیشب شنیدم و با قلبی پر اندوه در دل گریستم. گریستنم البته نه به خاطر رفتنش بود که مرگ پایان کبوتر نیست بلکه امروز می‌بینم کسانی که او را سالهای سال پیش کشته‌اند بر بدن نیامده‌اش واویلا سر داده‌اند. کسانی هم از جنس حرفه‌اش و هم غیر. گریستم که او خسته شد از بس که مرد! بزرگوار عزیز حال بخواب که کج‌اندیشان هم خیالشان راحت شد اما آسوده باش که جوجه‌هایی در آشیان‌ات بنشانده‌ای که آسایش ایشان را خواهند گرفت.

** نصرالله پژمانفر رییس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی: فقدان این کارگردان توانمند سینمای ایران مرحوم آقای عباس کیارستمی را به جامعه هنری، فرهنگی و سینمایی کشور و خانواده ایشان تسلیت گفته و برای آن مرحوم رحمت و مغفرت و برای دوستداران صبر و اجر از درگاه خداوند متعال مسالت می کنم.
** مجید رجبی معمار مدیرعامل خانه هنرمندان ایران:  مرحوم عباس کیارستمی هنرمندانه، تصویر زیبایی از سینمای ایران را به نمایش گذاشت. او یکی از بزرگان سینمای ایران بود که توانست با آثار خود نه تنها در سینمای ایران بلکه در سینمای جهان بدرخشد.
وی اضافه کرد: عباس کیارستمی در دوران حیات خود هنرمندانه تصویر زیبایی از سینمای ایران را برای جهانیان به نمایش گذاشت، بی‌شک سینمای ایران مدیون عباس کیارستمی است که اعتباری دگرگونه به آن بخشید.
** دکتر سید مصطفی ابطحی مدیرعامل موسسه رسانه های تصویری: امروز سینمای ایران و جهان درغم از دست دادن عباس کیارستمی به سوگ نشسته استکارگردانی که با «طعم گیلاس» نخل طلا را برای مردم ایران زمین به ارمغان آورد و با «زیر درختان زیتون» نبوغ سینمای ایران را به تصویر کشید. عباس کیارستمی امروز میهمان «خانه دوست» شده اما یاد او همواره با ما خواهد بود

** مارتین اسکورسیزی سازنده فیلم های برجسته ای مانند «راننده تاکسی» و «مردگان در پیامی که در اختیار نشریه «هالیوودریپورتر» قرار داد، نوشت: «با شنیدن خبر درگذشت عباس کیارستمی عمیقاً غمگین و بهت‌ زده شدم. او یکی از هنرمندان کمیاب با دانشی ویژه از جهان بود، که ژان رنوار به خوبی بیان می‌کند؛ «حقیقت همواره سحرآمیز است.» این جمله برای من خلاصه مجموع کارهای خارق‌العاده کیارستمی است. سازنده فیلم سینمایی «گاو خشمگین» تصریخ می کند: برخی از آثار او به عنوان مینیمال یا مینیمالیست یاد می‌کنند، اما در حقیقت ماجرا کاملا برعکس است. هر صحنه از «طعم گیلاس» یا «خانه دوست کجاست؟» سرشار از زیبایی و شگفتی است، که با لطافت و بردباری ضبط شده است
اسکورسیزی می افزاید: «عباس را از 10 یا 15 سال پیش می‌شناختم. انسان بسیار خاصی بود: آرام، باوقار، فروتن، فصیح، و بسیار هوشیار، که به گمان من هیچ‌چیز را از دست نمی‌داد. به ندرت مسیر ما به هم می‌رسید، و من همیشه از این رویداد نادر خوشحال می‌شدم. او یک مرد اصیل و یکی از بزرگترین هنرمندان ما بود

**غلامرضا اکرمی رئیس دانشگاه هنر: سینمای ایران کارگردان فهیمی را از دست داد.

**حسین علیزاده  (نوازنده، آهنگساز و موسیقیدان): وداع با یار دیرین مان، عباس کیارستمی لحظه تلخی است، از اینکه ما هستیم....اما او نیز هست و خواهد بود.عباس کیارستمی، مشقِ شبِ هر شب.

**پرویز پرستویی در صفحه اجتماعی خود به درگذشت عباس کیارستمی این گونه واکنش نشان داد: او همانند علی حاتمی بدون جایگزین خواهد بود

** درحالیکه خبر درگذشت عباس کیارستمی برای صداوسیما اهمیت چندانی نداشته است، شبکه خبری فرانس 24 (انگلیسی و فرانسوی ) درگذشت عباس کیارستمی را به‌صورت گسترده پوشش داد.

به گزارش خبرنگار ایلنا؛ شبکه خبری فرانس 24 در چند بخش خبری  به خبر درگذشت عباس کیارستمی پرداخت.

این شبکه به زبان فرانسوی و انگلیسی خبر درگذشت کارگردان سینمای ایران را به‌صورت خبر فوری پوشش داد. همچنین در گزارش‌های مختلف به نقش و اهمیت عباس کیارستمی در سینمای ایران و جهان اشاره کرد.

شبکه‌های خبری و رسانه‌های کشورهای دیگر دنیا همچون ایتالیا، انگلیس، ترکیه، آمریکا و ژاپن به‌صورت گسترده به درگذشت عباس کیارستمی پرداختند.

خبرگزاری‌های رسمی و نیمه‌رسمی و روزنامه‌های خصوصی و دولتی داخل کشور نیز به بازتاب گسترده درگذشت کیارستمی پرداختند اما صداوسیما بسیار مختصر به این خبر پرداخته است.

 

پیشخوان

آخرین اخبار