

همزیستی نیوز - یک عضو مجمع روحانیون مبارز معتقد است: صدا و سیما نقش بزرگی در تحریف عاشورا و پایمال کردن آرمانهای آن داشت، چراکه الان صداوسیمای ما صداوسیمای مداحان و روضهخوانان ما شده است. صداوسیما به جای آگاه کردن دوباره مسیری را طی میکند که همیشه عاشورا در آن مسیر تحریف شده و اصلاً موفق عمل نکرده است.
به گزارش ایسنا، «امید ایرانیان» نوشت: آنچه از عزاداری امام حسین(ع) در دهههای گذشته بیشتر به ذهن متبادر می شود، مراسم تعزیهخوانی است. تعزیههایی که با موسیقی عاشورایی و ذکر مصیبت همراه بود. مراسمی که اغلب در یک میدان بزرگ با حضور مردم روستا و یا شهر، برگزار میشد و پس از آن هم نذری که پخته و در وهله اول به نیازمندان و سایر عزاداران حسینی داده میشد. مراسمهایی بدون آلایش و با خلوص کامل. اما به نظر میرسد، طی سالهای اخیر، عزاداریهای امام حسین (ع) رنگ و بوی دیگری گرفته، تا آنجا که میتوان گفت حتی سبک عزاداریها به نوعی تغییر کرده است. دیگر مراسم تعزیهخوانی آن طور که باید و شاید (مخصوصاً در کلانشهرها) برگزار نمیشود.
این روزها در میان هیأتها موسیقیهای عزاداری تغییر کرده و بعضاً آهنگهایی که در مراسمهای شادی به گوش میرسد با قرار دادن کلامی اندوهگین و اغلب مبالغهآمیز شنیده میشود. این روزها حتی به نظر میرسد پرداخت نذر و قربانی کردن گوسفندان، گاوها و شترها در روز عاشورا، مقابل هیأتها نیز فضایی برای خودنمایی یا نشان دادن توانایی مالی هیأتها ایجاد کرده است.
این موضوع را حجتالاسلام دکتر محمد مقدم، معاون بینالملل مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) هم قبول دارد و میگوید این روزها عزاداریها برای برخی جوانان، جنبه سرگرمی پیدا کرده است. او معتقد است که اگر جنبه سفید عاشورا نیز به مردم نشان داده شود، پیامها عاشورا و آرمانهای امام حسین (ع) نیز به درستی تبیین میشود این در حالی است که اخیراً از جنبه سفید واقعه عاشورا صحبتی نمیشود.
مشروح گفتوگوی «امید ایرانیان» با محمد مقدم در ادامه میآید:
حرکتی که امام حسین در روز عاشورا انجام داد را به عنوان قیام عاشورا از آن یاد میکنند در حالیکه امام حسین(ع) یک مصلح تمام عیار بود آیا این دو (مصلح بودن و قیام عاشورا) با هم در تناقض نیستند؟ آیا اصولاً ناید از واقع عاشورا به عنوان قیام باد کرد؟
من شخصاً بر این باورم که عاشورا یک واقعه است. یعنی تمام تلاش اباعبدالله بر این بوده است که آنچه را که دستگاه حاکمه (یعنی روی کار آمدن یزید) در آن زمان به دنبال آن بوده است را نپذیرد. بنابراین با حرکتی که منتج به یک واقعه پر از پیام و درس برای نسلهای بعد شد، پرچم مخالفت با یزید را بالا برد. از این رو نمیتوان از عاشورا به عنوان قیام یاد کرد.
در باب شهادتطلبی در خصوص واقعه عاشورا اینگونه عنوان میشود که امام حسین قصدش اصولاً شهادت بود در حالیکه در کلامش زندگی موج میزد آیا این از تحریفات واقعه عاشورا است؟
اگر در تاریخ نگاه و کنکاش کنیم میبینیم که قصد صرفاً شهادت نبوده است. یعنی شهادت هدف اصلی امام حسین (ع) نبود و قرآن هم شهادت میدهد که شهید شدن در راه خدا هدف نیست. یعنی عدالتخواهی، آزادیخواهی یا حقیقتطلبی میتواند اهداف یک فرد مسلمان باشد و فرد مسلمان برای رسیدن به هدفش که مثلاً همان عدالت، آزادیخواهی یا حقیقتطلبی، ممکن است به شهادت برسد اما شهادت وسیلهای است برای رسیدن به هدف. قرآن هم میگوید که اگر به دنبال هدفی بودید و به آن رسیدید که هیچ اما اگر به آن نرسیدید همین که دنبال آن رفتهاید، پیروز هستید. اینکه ما بگوییم امام حسین (ع) آمده بود که شهید شود، نه با مبانی عقلی سازگاری و نه شباهتی با مبانی تاریخی دارد. البته درباره واقعه عاشورا بحثها و دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. اما آنچه مبرهن است اینکه حسین بن علی به جایی رسید که یا باید با یزید بیعت میکرد یا اینکه از جان خود و خانوادهاش میگذشت. بنابراین آن قدر آرمانش مقدس بود که حاضر شد از جان خود و خانوادهاش برای رسیدن به آرمانش بگذرد.
به نظر شما، درسی که عاشورا و حرکت امام حسین (ع) برای حاکمان داشت، چیست؟
اول اینکه یادمان نرود که پیامبر مبعوث شدند تا اخلاق کریمه را جاری کنند. بنابراین میتوان گفت که یکی از آرمانهای امام حسین (ع) پایبندی به اخلاق و تحقق بخشیدن زندگی اخلاقی در عرصه زندگی شخصی، اجتماعی و سیاسی بود. امام حسین (ع) وقتی دید که به نام دین و معنویت اخلاق و کرامت انسانی پایمال میشود، تحمل نکرد. سیاست اخلاقی مهمترین خواسته حسین بن علی بود. در واقع اگر اباعبدالله با یزید بیعت میکرد، بدین معنا بود که دستگاه حاکمه را تأیید کرده است اما او در این مقطع ایستادگی کرد و این طبیعت و اصالت را از خود به یادگار گذاشت که هیچگاه جامعه اسلامی تن به ذبح اخلاق و ارزشهای انسانی نمیدهد.
به نظر شما صدا و سیما به عنوان رسانهای فراگیر توانسته آنگونه که باید و شاید در تبیین پیام اصلی امام حسین گام بردارد؟
به نظرم صدا و سیما نقش بزرگی در تحریف عاشورا و پایمال کردن آرمانهای آن داشت، چراکه الان صداوسیمای ما صداوسیمای مداحان و روضهخوانان ما شده است. یعنی به نظرم در روزهای اینچنینی صدا و سیما هیچ برنامهای جز مداحی و برنامههایی که جز رنج و غم چیزی ندارد، پخش نمیکند. صدا و سیما به جای آگاه کردن دوباره مسیری را طی میکند که همیشه عاشورا در آن مسیر تحریف شده و اصلاً موفق عمل نکرده است و من نقد جدی به صدا و سیما دارم.
درباره روضهخوانی صحبت کردید. فکر میکنید، آسیبهای مراسمهای روضهخوانی که در آن مداحان محور قرار بگیرند چیست؟
روضهخوانی یعنی بیان مصائب. یعنی وقتی شما به روضهخوانی درباره عاشورا میپردازید باید 2 وجه آن را در نظر بگیرید. یک وجه سیاه دارد که ظلم، جنایت، اسیری و کشتن است. اما یک صفحه سفید هم دارد که کرامت، عزت نفس، آزادیخواهی و تهمت نزدن است. چراکه صحنه عاشورا هر دلی را میلرزاند و هر اندیشهای را به خودش جلب میکند. در واقع عرض من این است که اگر ما به بیان صفحه سفید عاشورا بپردازیم، قطعاً آرمانهای عاشورا را بهتر مطرح میکردیم. چراکه آرمانهای عاشورا، عزت طلبی، حفظ کرامت انسانی و عدالت خواهی است. مطمئن باشید که با بیان این مسائل میتوانیم دلها را بلرزانیم و طوفانی بر احساسات و عواطف به پا کنیم.
برخی مواقع مداحان یا روضه خوانان، روضههایی میخوانند که یا تحریف واقعه عاشوراست و یا اینکه فقط قصد سوگواری برای امام حسین (ع) را ندارند و از تریبون خود، حرفهای سیاسی هم مطرح میکنند. اینها چه آسیبهایی میتواند داشته باشد؟
وقتی هدف فقط گریاندن باشد و مداحها روی اسناد تاریخی صحبت نکنند، اوضاع همین میشود. در این شرایط در برخی گفتمانها حتی روضهها در تضاد با آرمانهای امام حسین (ع) قرار میگیرد. خزاعی شاعری بوده که ائمه ما به عنوان یک شاعر سخت کوش او را دعا میکردند. در واقع باید شاعر اینگونه شعر بگوید که در حقش دعا شود. به نظرم اگر واقعاً ذکر صحیح مصائب و آرمانهای عاشورا مد نظر باشد و از اشعاری استفاده شود که بیانگر واقعه عاشورا باشد، مطمئن باشید که بیشتر هم بر دل مینشیند. امیدوارم که حداقل مداحان و روضه خوانان در این مسیر گام بردارند. از طرفی هم باید به مردم آگاهی و معرفت بدهیم. چراکه در فضای روشن و آگاهانه جامعه مسیرش را درست طی میکند. متأسفانه بعضاً شاهدیم که بحث عاشورا نوعی سرگرمی برای برخی جوانان در کشور شده است. به عنوان نمونه من طی سالهای اخیر، فقط در یزد بود که هیئتها به مسجد حظیره میآمدند و اشعار بسیار متین و خوبی هم خوانده میشد، بسیار تحت تأثیر قرار گرفتم و میتوانم بگویم عزاداری خوب، صحیح و واقعی بود. همچنین معتقدم باید رسانههای عمومی و جمعی ما، در راستای روشنگری و اهداف واقعی عاشورا بپردازند تا جلوی بسیاری از تحریفها گرفته شود. چراکه متاسفانه همیشه عاشورا بخاطر برخی مسائل غیر تاریخی که از روی عواطف مطرح میشد، تحریف میشود و این بسیار بد است.

همزیستی نیوز - دکتر محمود سریعالقلم، استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی و نظریهپرداز توسعه در یادداشتی به طرح این موضوع پرداخته که «چرا این قدر انتقاد زیاد است؟»
این استاد دانشگاه در وبسایت خود نوشته است: «خاطره اولین کلاس دانشگاهی خود را در چهارم بهمن ۱۳۵۵، نه تنها به یاد دارم بلکه با آن زندگی میکنم. ۸ صبح بود و استاد کامپیوتر وارد کلاس شد و بلافاصله سه واژه روی تخته نوشت: دادهها، پردازش و ستاندهها یا ورودیها، پردازش و خروجیها.
او گفت: کامپیوتر بر اساس این سه واژه بنیان نهاده شده است. اما استاد کامپیوتر با نکته مهمتری ادامه داد: کل زندگی بر اساس این سه واژه ساخته میشود. اگر بیمار میشویم (خروجی) به خاطر نوع رژیم غذایی و ساختاری است که در آن زندگی میکنیم (ورودیها). جسم انسان این ورودیها را پردازش میکند. اگر کسی شنا کردن میداند ممکن است به خاطر این باشد که پدر و مادر در شش سالگی، او را در کلاس شنا ثبت نام کردند. کلاس شنا، این مهارت را به او آموخت.
اگر هوای تهران آلوده است، به خاطر سیاستهای غلط شهری و اقتصادی طی نیم قرن گذشته است. جغرافیای تهران و اطراف، محل اجرای این سیاستها و تصمیمگیریهای غلط بوده است. اگر کسی مؤدب نیست، در مجموع به خاطر این است که خانواده، مدرسه و فرهنگ عمومی، از این نوع تربیت شخصی غفلت کردهاند.
در فقدان تربیت، روح و روان و فکر فرد، بیادبی را طبیعی قلمداد میکند. اگر کسی حداقل انتظارات از دیگران را دارد، عمدتاً به خاطر تربیتی است که در خانواده شده، اعتماد به نفس پیدا کرده و توانایی به دست آورده که متکی به آنهاست. قدرت فکر و تجزیه و تحلیل و زحمت کشیدن مداوم فرد، این خصلت بسیار مثبت را فراهم آورده است.
انتقادات زیاد است چون ما انتظارات غیر واقعی داریم. هیچ خروجی بدون دلیل نیست. در پایتخت دانمارک، ۵۰ درصد مردم با دوچرخه تردد میکنند. ۴۰۰ کیلومتر خطوط دوچرخهسواری ساخته شده است و ۶۳ درصد نمایندگان مجلس با دوچرخه به پارلمان میروند.
تعداد دوچرخه در پایتخت (56000) از جمعیت شهر (520000) بیشتر است. ۲۵درصد از مردم با دوچرخه باری، فرزندان خود را به مدرسه برده یا خرید هفتگی خود را انجام میدهند. مردم پایتخت دانمارک در سال ۲/۱ میلیون کیلومتر سفر دوچرخهای میکنند. استفاده به مراتب کمتر از انرژیهای فسیلی، محیط زیست سالم، کمنیازی به اتومبیل و شهرهای خلوتتر و زیباتر، نتایج این عملکرد هستند. اقدام و تداوم جدیت عامه مردم و مسئولین دانمارکی برای تصمیمی که چهل سال پیش گرفتند، این خروجیها را به ارمغان آورده است.
به نظر میرسد بسیاری از ما، خروجیهای بدون زحمت و مجانی میخواهیم. آیا میتوان بدون ورودی، انتظار خروجی داشت؟ رقابت نمیکنیم ولی کارآمدی میخواهیم. هر آن چه میخواهیم به دیگر کشورها میگوییم و انتظار داریم آنها به ما احترام بگذارند و هیچ نگویند. در خفا پشت سر افراد هر کار منفی انجام میدهیم و بعد به همان افراد تبریک عید نوروز میفرستیم و میگوییم ارادتمند شما هستیم. به همسایه توهین میکنیم و بعد میگوییم چرا مدتی است ما را محل نمیگذارد! از اتومبیل تا میتوانیم زباله پرتاب میکنیم بعد میگوییم چرا شهر ما تمیز نیست. دوستان خود را به کار میگماریم بعدی میگوییم تصمیمگیریها در کشور، تخصصی نیست.
بعد از شامی که ساعت ۱۰ یا ۱۱ شب میخوریم کلی میوه و شیرینی میخوریم، بعد بیمار میشویم، در CCU میگوییم قسمت ما این بوده است. با گفتن حرفهای نسنجیده، انجام کارهای بدون فکر قبلی و نسبت دادنهای غلط به افراد، آنها را ناراحت میکنیم و دوستیها را نابود میکنیم بعدی میگوییم دست خارجی در کار است.
ورودیهای ما خیلی ایراد دارد. فکر، مشورت، سؤال، آیندهنگری، هماهنگی، همکاری، حمایت و خویشتنداری در ورودیهای ما ضعیف است. در شلیک کردن به خود هنرمندیم.
هزاران مجوز برای چاه عمیق در اطراف دریاچه ارومیه طی چندین دهه صادر کردیم تا دریاچه در کنار عوامل دیگر خشک شد. چه تصمیم گیرندگان و چه جامعه مدنی متوجه پیآمدهای دراز مدت نشدند.
بنابراین اگر از منظر ورودی - پردازش - خروجی به مسایل کشور نگاه کنیم، وضع بسیار طبیعی داریم و خروجیهای ما حالت عادی دارند. مانند فردی که ۳۵ سال سیگار بکشد طبعاً باید در انتظار انواع بیماریها به عنوان خروجی در جسم خود باشد.
کاری را بدون فکر پیش بردن حتماً پیآمد دارد. وقتی وزارت خارجه کشور، زبان حقوقی رایج جهانی و زبان مؤدب سنتی ایرانی را کنار میگذارد و کشور دیگری را فاسد خطاب میکن،د باید در انتظار تعدد کنفرانسها و اقدامات ضد ایرانی همان کشور در نیویورک بنشیند.
ممکن است در پاسخ این نکته گفته شود آنها شروع کردند. پاسخ مجدد این است: در هر نوع نزاعی باید زبان حقوقی داشت؛ خشم را فروبست و ورودیهای منطقی، عقلی و مؤدبانه به کار گرفت. نزاع و تقابل جزء مهمی از زندگی بشری است. اگر مجموع نویسندگان و علاقمندان به کشور و آیندۀ آن بخواهند کارهای مثبت ماندنی انجام دهند، چه بسا باید بر ورودیها تأکید کنند و آنها را منطقیتر نمایند تا در پردازش منطقی، خروجیها به نفع جامعه و کشور باشد.
هر عملی، عکسالعملی دارد. هر کنشی، واکنشی دارد. روابط میان افراد، همسایهها، شهروندان، دولت و ملت، روابط میان سازمانها و در نهایت کشورها، تابع این قاعده هستند. انسان هر بدی به دیگری کرد، باید به طور بالقوه و شاید بالفعل در انتظار واکنش باشد و هر خوبی کرد شاید هم خوبی ببیند.
در این جهان مجازی، حواس اکثریت جمع است. اگر انتقاد میکنیم به ورودیها هم توجه کنیم. مجانی در انتظار خروجیها نمیتوان نشست. بسیار مفید و سازنده خواهد بود اگر ایرانیان روانپزشک مطالعه کنند؛ چرا بسیاری از ما تصور میکنیم دیگران چه در داخل و چه در سطح جهانی نباید به کارهایی که ما انجام میدهیم، واکنش نشان دهند.
به عنوان یک فرضیه اولیه، ظاهراً خود را خیلی حق به جانب قلمداد میکنیم. بحث ورودی - خروجی به تاریخ ۱۷۰ سالۀ اخیر ما نیز مربوط میشود، زیرا یکی پس از دیگری، نهضتهای اجتماعی و اصلاحی شکل گرفته تا جامعه به طرف آزادی، عدالت، استقلال، توسعه، رفاه، پیشرفت، اخلاقمداری، احترام بینالمللی و در یک کلام به طرف سعادت پیش برود اما کمتر بر کیفیت و کمیت ورودیها توجه کردهایم و یک منحنی سینوسی را تجربه کردهایم.
اگر تمدن حداقل تکنیکی جهان معاصر چند ستون داشته باشد، یکی از آنها، خودانتقادی و اصلاح از داخل است. بدون خودانتقادی و تغییر ورودیها، خروجیها متحول نمیشوند. ورودیها نیز از خود شروع میشوند. هر فرد و جامعهای، مسؤول ورودیهای خودش است؛ چه ورودیهای مثبت و چه منفی. هر فردی و کشوری باید وضع خود را به تناسب عقلانیت، تصمیمگیریهای منطقی درازمدت، خلوص، احترام، پرکاری، دقت، مشورت، همکاری بسنجد.
خاطرم هست در ۱۷ خرداد ۱۳۸۵ به صورت تصادفی با استاد محترم دانشگاه تهران، آقای دکتر جمشید ممتاز همسفر بودم. هنگام صرف چای به من گفت: معیاری در ارزیابی افراد موفق دارم: گله و شکایت نمیکنند؛ انتظاری هم از دیگران ندارند و متمرکز بر فعالیتهای خود هستند.
دکتر ممتاز یکی از بهترین ورودیهای فکری در زندگی را به من هدیه داد.
مولانا میفرماید:
از مکافات عمل غافل مشو
گندم از گندم بروید جو ز جو

سهراب سپهری در 15 مهر 1307 خورشیدی در کاشان دیده به جهان گشود و در خانواده ای اهل فرهنگ، هنر و ادب پرورش یافت و حضور در چنین فضایی بر شکل گیری باورها و شخصیت او بسیار اثر گذاشت.
وی از بزرگترین شاعران طبیعت گرای ایران بود و طبعی سرشار از ذوق و بیانی شیوا داشت. سپهری دوره ابتدایی را در دبستان خیام کاشان و متوسطه را در دبیرستان پهلوی گذراند و پس از فارغ التحصیلی در دانشسرای مقدماتی پسران به استخدام اداره فرهنگ کاشان درآمد.
او پس از گذشت چند سال به تهران آمد و در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و همزمان در شرکت نفت مشغول به کار شد اما هشت ماه بعد استعفا کرد.
این شاعر طبیعت گرا در 1330 خورشیدی، نخستین مجموعه شعر نیمایی خود را با نام «مرگ رنگ» سرود و دو سال بعد از دانشکده هنرهای زیبا فارغ التحصیل شد و به دریافت نشان درجه اول علمی نایل آمد. در همان سال در چند نمایشگاه نقاشی در تهران، آثار خود را به نمایش گذاشت و دومین مجموعه شعری خویش را با عنوان «زندگی خواب ها» منتشر کرد. اثرهای وی سرشار از صور خیال و تعبیرهای بدیع است و در شعرهایش نگرانی خود را از سرنوشت انسان ابراز می کند و خواننده را به افق هایی تازه رهنمون می سازد.
او در مرداد 1336 خورشیدی به پاریس و لندن رفت و آثاری چون «آوار آفتاب»، «شرق اندوه»، «حجم سبز» و «هشت کتاب» را در چندین نمایشگاه به نمایش گذاشت. سهراب سپهری در نقاشی نیز استعداد فراوانی داشت و از دستاوردهای زیباشناختی شرق و غرب در این زمینه بهره می برد که تاثیر آن در آثارش جلوه گر شده اند.
وی سفرهای بسیاری به سرزمین های مختلف کرد و در جریان آنها تجربه های گرانبهایی اندوخت، این سفرها افق دید او را روشن تر و وسیع تر ساخت. این شاعر عشق به سفر را این گونه توصیف می کند: «آدم مسافر است پس تا می تواند باید سفر کند».
سهراب سپهری در 1358 خورشیدی و زمانی که دوره میان سالی خود را پشت سر می گذاشت به بیماری سرطان خون مبتلا شد و به همین سبب برای درمان به انگلیس رفت اما به دلیل پیشرفت بیماری، ناکام از درمان به تهران بازگشت. سرانجام این شاعر خوش ذوق در غروب یکم اردیبهشت 1359 خورشیدی در بیمارستان پارس تهران چشم از جهان فروبست و در صحن امامزاده سلطان علی بن محمد باقر روستای مشهد اردهال در اطراف کاشان به خاک سپرده شد.
پژوهشگر گروه اطلاع رسانی ایرنا به مناسبت بزرگداشت سهراب سپهری با «علی داوودی» شاعر و مدیر دفتر شعر حوزه هنری انقلاب اسلامی به گفت و گو پرداخته است.
- در ادامه متن گفت و گوی ایرنا را می خوانیم:
**ایرنا: سهراب سپهری چگونه به عنوان یک شاعر در فضای عمومی جامعه مطرح شد و شعرهای او را چگونه ارزیابی می کنید؟
داوودی، سهراب سپهری را یکی از هنرمندان و نام آوران عرصه هنر معاصر ایران به ویژه در حوزه شعر معرفی کرد و گفت: وی از شاگردان نیمایوشیج بود که به واسطه تمایز سبک در زبان و قالب شعری، شاعری شاخص و برجسته شد. او به عنوان یکی از مردمی ترین شاعران در شعرهای خود با زبانی ساده، تصویرسازی می کرد که به همین دلیل توانست با مخاطب ارتباط برقرار کند. از این رو شعر سپهری با استقبال زیادی از طرف مردم روبه رو شد که این جریان تا اکنون هم ادامه دارد. برای نمونه شعرهای او در حال حاضر در رسانه ها و فضاهای مجازی استفاده می شود.
مدیر دفتر شعر حوزه هنری در ادامه سپهری را شاعر و نقاش بزرگ ایرانی دانست و یادآور شد: شعرهای این شاعر طبیعت گرا به زبان های بسیاری از جمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شده است. سپهری با دیدگاه های انسان مدارانه و آموخته هایی که از فلسفه ذهن فرا گرفته بود به شیوه جدیدی دست یافت که به عنوان سبک خاص وی معروف شد. شعر او صمیمی و سرشار از تصویرهای بکر و تازه است که با زبانی نرم، لطیف، پاکیزه و منسجم تصویرسازی می کند. از معروف ترین شعرهای وی می توان به «نشانی»، «صدای پای آب» و «مسافر» اشاره کرد که شعر صدای پای آب یکی از بلندترین شعرهای نو در زبان فارسی به شمار می رود.
**ایرنا: مواجهه سهراب سپهری با سنت و فرهنگ گذشته را چگونه ارزیابی می کنید و چطور این شاعر توانست میان سنت و نوگرایی پیوند ایجاد کند؟
این شاعر، سپهری را یک هنرمند نوگرا دانست و بیان داشت: اما این مساله به معنی نوگرایی در رشته های هنری او نیست بلکه رویارویی و نوع نگاهش را به جهان نشان می دهد که مواجهه ای نو و تازه بود که ریشه در سنت و فرهنگ گذشته دارد؛ چرا که او باوجود نوگرایی از فرهنگ دینی و ملی خویش نیز غافل نبود و در بیشتر شعرهایش نشانه های فرهنگ بومی دیده می شود از این رو می توان وی را ایرانی و جهانی ترین شاعر در تاریخ این مرزوبوم دانست.
**ایرنا: شعر و نقاشی در آثار مختلف سهراب سپهری چگونه انعکاس پیدا کرده است و کدام جنبه از این دو هنر بر دیگری برتری دارد؟
داوودی درباره شعر و نقاشی سپهری یادآور شد: وی در موقعیت هایی به عنوان یک شاعر نقاش ایفای نقش می کند و برخی اوقات تنها شعر می گوید یا نقاشی می کشد که این تمایز شخصیت به لحاظ تفاوت این دو رشته و امکانات و ویژگی های آنها است. البته باید بیان داشت که هنگامی که او همزمان به عنوان شاعر و نقاش کار می کند نوع شعر وی قابل تجسم و دیدن است یعنی می توان طبیعت را به خوبی در شعرش مشاهده کرد.
مردم بیشتر او را شاعر می دانند و تنها افرادی که شناخت عمیق تری از سهراب دارند می دانند که نقاش هم بوده است. باید گفت که وجه شاعرانگی و فضای منزه و خلوتی که در شعرهایش وجود دارد در نقاشی هایش نیز مشاهده می شود. در اشعاری چون «صدای پای آب»، «مسافر» و «حجم سبز» معادل ها و عنصرهای تصویری نقاشی راه پیدا کرده و بیان شده اند. برای نمونه در فضاهای خلوت نقاشی سپهری که با سه یا چهار خط به هم پیوسته یا خطوط شیب دار با حرکت نرم قلمو ایجاد می شوند نماد چند درخت که به سادگی محض به تصویر کشیده شده است. او تلاش می کند تا چیزی را که در شعر از آن سخن می گوید به نحو تصویری در نقاشی هایش پیاده کند.
**ایرنا: طبیعت گرایی چه تاثیری در آثار این شاعر داشته و آیا این نوع نگاه در شعرهایش قابل مشاهده است؟
مدیر دفتر شعر حوزه هنری در ادامه سپهری را شاعری طبیعت گرا نامید و گفت: طبیعت از گذشته تا کنون همواره یکی از خاستگاه های هنر در دنیا به شمار می رود و در شعر، این مساله از دیگر عرصه های هنر بارزتر است که در شعرهای سهراب سپهری نمود بسیاری دارد. شاعران در شعرهایشان یا از عنصرهای امروزی و فضای شهری استفاده می کنند یا آنکه از فضای کهن و طبیعت بهره می گیرند چون که طبیعت نماد شخصیت ها و زندگی محسوب می شود و به همین سبب در شعرهای سپهری این امر به خوبی قابل مشاهده است.
**ایرنا: چگونه نگاه اجتماعی و جهان بینی سهراب سپهری در شعرهایش تبلور یافت؟
وی با اشاره به اینکه سپهری در آثارش توجه ویژه ای به عرفان شرقی داشت، اظهار داشت: نگاه شعری وی نیز بیشتر متوجه انسان اجتماعی است و همین مساله او را به عنوان یک شاعر اجتماعی تبدیل می کند. وی هچنین در درون زمینه عرفانی، انسان را به تماشای حقیقت وجودی خود فرا می خواند.
شعرهای او یک جهان بینی خاص، ویژه و چارچوبی معنوی دارد که در ادبیات سابقه دار و شناخته شده است و از این رو می توان او را یک شاعر عرفانی با جهان بینی مخصوص خودش دانست. وی یافته ها و پیشنهادهایش را در قالب شعر و در جهت زندگی که در آن حق و حقوق تمام افراد رعایت شده باشد به کار می بندد.
**ایرنا: از آنجایی که سهراب سپهری به عنوان یک شاعر نوپرداز مطرح است چه تاثیری از شعر نیمایوشیج پذیرفت و همین نوپردازی چه کمکی به شاعران امروزی می کند؟
این شاعر درباره تاثیرپذیری سپهری از شعر نیمایی بیان داشت: نیما یوشیج در شعر نو یک پیشنهاد دهنده است و می توان گفت که وی افق تازه ای در شعر نو گشود تا هر شاعری به وسیله امکان هایی که برای او مهیا است بتواند از این سبک شعری استفاده کند بنابراین شعر نو متاثر از نیما به شمار می رود اما سهراب سپهری به صورت کامل از نیما تقلید نکرد البته هر چند او قالب و موسیقی نیمایی را به کار برد اما قافیه بندی و شاکله ای که نشان دهنده انسجام شعر نیمایی است در شعر سپهری مشاهده نمی شود پس شعر وی با وجود آن که در آغاز از این سبک الهام می گیرد اما دارای سبک خاصی که جدیدتر و تازه تر از اشعار نیما است.
بنابراین باید گفت که سپهری برای شاعران جوانی که می خواهند دست به خلق متن های ادبی بزنند و احساس خود را در آن بروز دهند می تواند الگوی خوب و شایسته ای باشد تا متن این هنرمندان را آمیخته با یک حادثه ادبی کند و بتوانند شعرهای نو و بدیع را پدید آورند.
منبع: ایرنا - مهدی احمدی

احمد فرشبافیان روز چهارشنبه در گفت و گوی اختصاصی با ایرنا، اظهار کرد: برای این رشته از سوی سازمان سنجش و دانشگاه تبریز40 نفر اعلام ظرفیت شده بود که حدود 80 تا 82 نفر این رشته را انتخاب کردند.
وی افزود: البته برخی از رسانه ها به اشتباه و از قول رئیس دانشگاه تعداد ثبت نامی های این رشته در دانشگاه را 82 نفر اعلام کرده بودند.
وی خاطرنشان کرد: از 82 نفری که این رشته را انتخاب کرده بودند 40 نفر به دانشگاه برای نوبت اول و دوم روزانه و شبانه معرفی شدند و 29 نیز در این رشته ثبت نام کرده اند.
فرشبافیان به ایرنا گفت: کلاس های درس برای این تعداد از دهم مهرماه جاری و با ارایه 20 واحد درسی شامل 12 واحد تخصصی در 6 درس و 8 واحد عمومی در سه درس شروع شده است.
وی اضافه کرد: برای این رشته فعلا کتاب های منسجم درسی تنظیم نشده اما منابع موجود برای هر درسی لحاظ شده و اساتید از داخل این منابع، مطالب درسی را انتخاب و به دانشجویان ارایه می کنند.
فرشبافیان خاطرنشان کرد: بیشتر دانشجویانی که رشته زبان و ادبیات ترکی را برای ادامه تحصیل انتخاب کرده اند از استان های آذری زبان هستند و در این دوره دانشجوی فارس زبان نداریم.
وی ابراز امیدواری کرد مردم با ابراز علاقه به این رشته، برای پایداری آن و رونق علمی این زبان تلاش کنند.
وی در مورد ایجاد مقاطع تحصیلی بالاتر برای این رشته، اظهار کرد: ابتدا باید اولین دوره فارغ التحصیلان این رشته مشخص شود و بعد از این مرحله است که مجوز تحصیلات تکمیلی داده می شود.
رئیس گروه زبان و ادبیات ترکی دانشگاه تبریز گفت: با توجه به اینکه این رشته نوپا بوده لذا تلاشمان این است در گام اول زیرساخت های آن را محکم کنیم و در گام بعدی در مورد مسائل جانبی تصمیم گیری خواهیم کرد.
فرشبافیان گفت: تلاشمان این است که این رشته و دانشجویان آن به صورت علمی و انسجام یافته پیش برود.
وی افزود: متاسفانه ذهنیت بدی در نزد عده ای در جامعه وجود دارد و اینگونه تلقی و تبلیغ می کنند که زبان ترکی در جامعه مرده و از بین رفته است که اینگونه نیست بلکه این زبان وجود دارد و فرهنگ و ادبیات آن زنده است و ما می خواهیم به این زبان شکل و انسجام علمی بدهیم.
وی اضافه کرد: این زبان وجود دارد، مردم به آن تکلم می کنند و در تمامی ابعاد داستانی و هنری انسجام دارد و ما در واقع به دنبال نهادینه کردن بعد این زبان و ساختارمند کردن آن هستیم.
فرشبافیان گفت: همان منابعی که در بین مردم وجود دارد همانند دیوان فضولی، دیوان شهریار و دیوان نباتی که شخصیت های ادبی هستند و آثار این شخصیت ها ورد زبان مردم است، در دانشگاه در مسیر ساختارمند شدن قرار می گیرد.
وی افزود: با بکارگیری اساتید مجرب و آکادمیک در پیشبرد این رشته تلاش خواهیم کرد.
وی خاطرنشان کرد: منطقه آذربایجان در جمهوری اسلامی قرار دارد و خط ملی ایران الفبای مرسوم فارسی و عربی است و در تاریخ آذربایجان نیز، قبل از رسم الخط کیریل، تمامی منابع شامل ادبی و هنری و عملی و ادبی آذربایجان با این الفبا بود، لذا الفبای مورد استفاده، نظامی، فضولی و شهریار در رشته زبان و ادبیات ترکی استفاده خواهد شد.
وی در مورد لهجه ای که در این رشته تدریس خواهد شد افزود: آذربایجان در ایران با محوریت تبریز مستقر است و با لهجه تبریز که همان لهجه شهریار و حتی لهجه فضولی است دروس این رشته اداره خواهد شد.
وی در مورد منابع ارایه شده برای تدریس در این رشته گفت: منابع داخلی تنها منابع گروه است و خوشبختانه منابع داخلی زبان و ادبیات ترکی به قدری غنی است که نیازی به منابع خارجی دیده نمی شود.
فرشبافیان گفت: در ایجاد این رشته و پیشبرد آن بر سه حلقه حفظ فرهنگ منطقه ای با تکیه بر وحدت و انسجام ملی با تکیه بر هویت دینی و اسلامی قائل هستیم و معتقدیم فرهنگ آذربایجان باید با تکیه بر پیوستگی وحدت ملی زنده بماند و ادبیات و زبان آذربایجان زنده نمی ماند مگر با پیوستگی با وحدت ملی و این دو زنده نمی ماند مگر با اتکا به هویت دینی و اسلامی.
وی افزود: ایجاد حساسیت برای این گروه نوپا نیاز نیست زیراکه این گروه نیز همانند دیگر رشته های دانشگاهی، علمی بوده و باید با دید علمی به آن نگریسته شود و کاستن از بار علمی گروه از طریق شایعات سیاسی انصاف نیست.
فرشبافیان گفت: فرهنگ آذربایجان زمانیکه با شعار و سیاسی کاری همراه شود رشد نخواهد کرد.
اصل 15 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به اهمیت آموزش و جایگاه زبان مادری و نبودن منع قانونی آن پرداخته، چنانکه صریحا اعلام داشته است که زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است ؛ اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان و خط باشد، ولی استفاده از زبان های محلی و قومی در مطبوعات و رسانه های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس، در کنار زبان فارسی آزاد است.
حجت الاسلام والمسلیمن دکتر حسن روحانی در تبلیغات ریاست جمهوری خرداد ماه 1392 تاکید کرد: از نظر من اصول 15، 19، 12، و 3 قانون اساسی با اصل اول، اصل آخر، برابر است و همه مردم ایران باید احساس کنند که حقوق شهروندی واحد خواهند داشت.
رییس جمهوری وعده داد که شهروندان ایران زمین با هر زبانی و قومیتی که دارند بتوانند بر اساس اصل قانون اساسی در دانشگاه ها به زبان مادری خودشان ادامه تحصیل دهند.
حسین توکلی مشاور عالی سازمان سنجش و آموزش کشور در همین زمینه در گفت و گو با ایرنا از امکان انتخاب رشته داوطلبان برای ثبت نام در رشته های تحصیلی زبان و ادبیات ترکی و زبان در مقطع کارشناسی در سال تحصیلی 96-95خبر داده بود.
راه اندازی رشته زبان و ادبیات ترکی در دانشگاه تبریز، گامی در راستای عمل به وعده های دولت تدبیر و امید مبنی بر رعایت حقوق شهروندی و ارزش دادن به فرهنگ های بومی در چارچوب مام میهن است.

همزیستی نیوز - مهران مدیری در بخشی از برنامه شنبهشب دورهمی پس از متلک انداختن به مدیران غیرفوتبالی، مجری- تهیهکننده برنامه پرمخاطب ۹۰ را هم بینصیب نگذاشت و گفت: «... یا اینکه مثلاً در یک برنامه تلویزیونی فوتبالی ۳ نفر همزمان روی خط تلفنی کلهپاچه همدیگر را میخورند و مجری هم پا روی پا انداخته و کرکر میخندد. ۳ نفر روی آنتن برنامه تلویزیونی به هم فحش میدهند و آن یکی هم تماشا میکند!»
به گزارش ایسنا، «خبر ورزشی» با این مقدمه نوشت: جماعت مهمان حاضر در استودیوی برنامه دورهمی با شنیدن این جملات از شدت خنده رودهبر شدند و به نظر میرسید روی صحبت مهران مدیری با مجری ۹۰ باشد.
تصور میکردیم عادل فردوسیپور به شدت از دست مهران مدیری ناراحت باشد و بخواهد جواب دندانشکنی به این طنزپرداز سرشناس بدهد اما مجری - تهیهکننده سرشناس برنامه ۹۰ تمامی تصورات ما را به هم ریخت! عادل نه تنها جواب مهران مدیری را نداد بلکه کلی هم از او تعریف کرد و ... .
برنامه شنبه شب دورهمی را دیدید؟
نه، چطور مگر؟!
اصلاً این برنامه را میبینید؟
کم و بیش دورهمی را نگاه میکنم. مگر اتفاقی افتاده است؟
پس خبر ندارید که مهران مدیری حسابی به شما تیکه انداخته است؟!
(با کنجکاوی) مگر چه گفت؟!
گفته است در یک برنامه تلویزیونی ۳ نفر همزمان روی خط تلفن میروند، کلهپاچه هم را میخورند و فحش میدهند آنگاه آقای مجری پا روی پای خود انداخته و کرکر میخندد!
(با صدای بلند میخندد) عجب!
ناراحت نشدید؟!
نه، اصلاً و ابداً! چرا باید ناراحت بشوم؟
به نظر میرسد مهران مدیری را خیلی قبول داشته باشید؟
مهران مدیری استاد است و نابغه! چنین آدمهایی کم پیدا میشوند.

همزیستی نیوز -معاون رسانهای مرکز اطلاع رسانی وزارت آموزش و پرورش جزییات برگزاری آزمون استخدامی آموزش و پرورش را اعلام کرد.
به گزارش ایسنا، رسول پاپایی، در جمع خبرنگاران و در حاشیه آیین افتتاح طرح نماد گفت: بر اساس مجوز سازمان اداری و استخدامی کشور و در چهارچوب قانون خدمات کشوری تعداد 10 هزار نفر افراد واجد شرایط که دارای مدرک دانشگاهی هستند و از طریق آزمون کتبی و صلاحیت عمومی، مصاحبه استخدامی و انجام معاینات پزشکی متناسب با نیاز واحد های آموزشی، به شرط گذراندن موفق آمیز دوره مهارت و آموزش که توسط دانشگاه فرهنگیان و شهید رجایی برگزار می شود، به صورت پیمانی در مشاغل آموزشی استخدام می شوند.
وی بیان کرد: براین اساس، استخدام سال 95 بر مبنای نیاز مناطق آموزشی و بومی گزینی است.
معاون رسانه ای مرکز اطلاع رسانی وزارت آموزش و پرورش گفت:تعداد 4007 نفر زن و 5993 مرد جذب می شود. براساس ماده 28 اساسنامه دانشگاه فرهنگیان پذیرفته شدگان ملزم به گذراندن دوره یکساله در دانشگاه فرهنیگان و شهید رجایی هستند.
پاپایی تصریح کرد: پذیرفته شدگان آزمون استخدامی مکلفند در آزمون جامعی که درپایان دوره آزموشی یکساله برگزار می شود شرکت کرده و گواهی موفقیت در آزمون را کسب کنند.
وی همچنین اعلام کرد: واجدان شرایط بعد از انتشار آگهی از طریق سازمان سنجش کشور از 17 مهر 95 نسبت به ثبت نام کنند. پیش بینی می شود 21 آبان ماه سال جاری آزمون برگزار شود.

همزیستی نیوز - شهرام ناظری در ابتدای برگزاری کنسرت خود در کیش گفت: سالهاست از صداوسیما که خانه اصلیام بوده دور شده و در واقع اکنون مدتهاست که از خانه خود رانده شدهام.
به گزارش ایسنا، کنسرت گروه "ناگفته" به سرپرستی شهرام و حافظ ناظری با حضور داریوش مهرجویی، رضا عطاران و نیکی کریمی پس از ۲ ساعت تأخیر ساعت ۱ بامداد روز جمعه ۹ مهرماه در مرکز همایشهای سالن خلیجفارس کیش برگزار شد.
این برنامه که قرار بود در تالار بزرگ شهر اجرا شود، به دلیل ناهماهنگی و همزمان شدن با یک کنسرت دیگر به مرکز همایشها منتقل شد. بااینحال بیش از هزار نفر ۲ ساعت تأخیر ایجادشده را برای اجرای شهرام ناظری و گروه وی تحمل کردند.
در ابتدای این کنسرت شهرام ناظری ضمن تشکر و خیرمقدم از استقبال گسترده مردم، از ناهماهنگیهای پیشآمده عذرخواهی کرد و گفت: بابت اینکه وقت شما دوستداران هنر تا این حد به هدررفته عذرخواهی میکنم، البته ما نیز در وضعیت مشابهی بودیم.
وی ناهماهنگیهای موجود در برنامهها را یک مسئله همیشگی خواند و گفت: همه با این وضعیت آشنا هستیم، زیرا همیشه این ناهماهنگیها و تأخیرها وجود دارد.
هنر به همت شخصی افراد پیش میرود
ناظری در ادامه گفت: ما دوست نداریم حداقل در برنامههای هنری چنین اتفاقاتی رخ دهد، اما چیزی که من طی این سالها به خاطر میآورم، این است که همیشه همینطور بوده چراکه هیچوقت یک مقررات و نظم درست برای این مسائل وجود نداشته است.
او مشکلات حوزه هنر را در ایران بیشمار خواند و گفت: مدتهاست که از خانه خودم یعنی صداوسیما آواره شدهام. همه اینها مسائلی است که باعث میشود که گاهی برخی از دوستان بپرسند که چرا هنوز در ایران حضور دارید؟ متأسفانه همیشه مشکلات و فشار روحی در ایران وجود دارد، زیرا به هر حال هیچگونه برنامهریزی برای مسائل فرهنگی واقعی نیست و اگر اتفاقی افتاده است هم به همت شخصی افراد بوده که باعث شده هنر در سختترین شرایط پیش برود.
ناظری ادامه داد: به امید روزی که سالنهای مناسب برای هنر ایجاد شود و دولت تسهیلاتی را از نظر بودجه فراهم کند تا مردم سهلتر و راحتتر بتوانند به کنسرتها بیایند. زمانیکه من در پاریس کنسرت میدادم، شاهد بودم که قیمت کارهای هنری برای مردم بسیار ارزان بود، زیرا دولت به این بخش یارانه میداد؛ زیرا دولت سعی داشت که مردم عامه را به سمت هنر سوق دهد. اغلب کشورها در عرصههای هنری بسیار کمک میکنند تا مردم با ارزانترین قیمت و سالنهای مناسب به کنسرتها بیایند. امیدوارم روزی اتفاقات مناسب هنری در کشور ما نیز رخ دهد.
وی در ادامه از هنرمندان حاضر در جمع تشکر کرد و آنان را باعث دلگرمی خود و گروه دانست.
نخستین اجرای گروه با تکنوازی ویلن آغاز شد که طنین دلنوازی ایجاد کرد. این قطعه که فصل یک آلبوم «ناگفته» به نام «آفرینش» است، با آواز ناظری ادامه یافت.
متأسفانه عدهای سنگاندازی میکنند
ناظری پیش از شروع قطعه دوم از آلبوم "ناگفتهها" از کسانی که برای برپایی این کنسرت تلاش کرده بودند تشکر کرد و گفت: طبیعی است که برنامههای اینچنینی با دشواری زیادی انجام میشود. زیرا یک عده همواره برای برپایی چنین برنامههایی زحمت میکشند و کمک میکنند، اما عده دیگری سنگاندازی میکنند. متأسفانه گاها این جدال و این مخالفتها باعث مشکلاتی میشود و عموماً مشکلات سر این مسائل است. در هر صورت اینها تناقضاتی است که ما با آن بزرگشدهایم و با آن آشنا هستیم.
وی قسمت بعدی برنامه را قسمت اصلی آلبوم "ناگفته" خواند و بخشهایی از شعر این قسمت را خواند و آن را تقدیم به حضار کرد.
وی با اشاره به استاندارد نبودن سالن اجرا گفت: متأسفانه من اینجا حسرت میخورم وقتی میبینم آکوستیک درست نیست و صدای دلنواز موسیقی آنچنان باید به شما نمیرسد. طبیعتاً این سالن اصلاً برای این کار طراحی نشده، البته تمام سالنهای کشور و از جمله تهران نیز این مشکل را دارند و تنها تالار وحدت دارای استاندارد نسبی است.
وی افزود: تالار وحدت تنها سالن استاندارد است که آنهم با ظرفیت ۷۰۰ نفر متعلق به ۵۰ سال پیش است. این ظرفیت اندک هم به دلیل آن است که در آن دوران جمعیت بسیار کمتر بوده و حتماً استقبال از موسیقی تا این اندازه نبوده است، اما متأسفانه از آن زمان سالن مناسبی ساخته نشده است؛ لذا این نقصها باعث حسرت ما میشود که صدای موردنظر به علاقهمندان نمیرسد.
ناطری ادامه داد: همه ما با این ضعفها ساختهایم و باید بسازیم، البته شاید در آینده سالنهای درست و آکوستیکی ساخته شد.
وی قسمت آخر اجرا را به نام " آب حیات عشق" معرفی کرد.

همزیستی نیوز - اول مهر با همه روزهای سال متفاوت است. نه فقط به خاطر این که بچه ها به مدرسه می روند و آغاز سال تحصیلی است و فراتر از دانش آموزان دانشجویان و حتی سن و سال دارها نیز روانه کلاس درس می شوند.
مهرداد خدیر در عصرایران با این مقدمه نوشته است: بیشتر به این خاطر که اول مهر خاطره خیز است. انسان شاید سال های بعد و دانشگاه را هم حتی با جزییات به خاطر نیاورد اما این روز خاص و آغاز دبستان چنان در ذهن می ماند که ته نشین می شود.
همین حالا اگر از مردان و زنانی که دهه هشتم و نهم عمر را سپری می کنند بخواهید خاطره ای از کتاب های درسی وآنچه را که در گذار سال ها به یاد دارند بازگو کنند غالب آنها به شعر «علیمردان خان» ایرج میرزا اشاره می کنند:
داشت عباسقلی خان پسری
پسر بی ادب و بی هنری
اسم او بود علیمردان خان
کلفَت خانه ز دستش به امان
هر چه می گفت لَلـه لج می کرد
دهنش را به لَلـه کج می کرد
هرچه می دادند می گفت کم است
مادرش مات که این چه شکم است!
مدرسه اما در دهه های اخیر هویت اصلی خود را از دست داده و به جای کانونی برای «آموزش» و «پرورش» به دورخیزی برای دانشگاه تبدیل شده و دغدغه پدر و مادرها از روز نخست ورود به دانشگاه و یافتن شغل مناسب است و چقدر این سؤال آزارنده است که می خواهی چه کاره شوی و پاسخ ها همه تکراری: دکتر، مهندس و خلبان!
قامت کوچک فرزندان مان را زیر بار کتاب های درسی به انضمام کمک درسی خم کرده ایم که چه شود؟!
این که پیران امروز شعر های دوران کودکی را به خاطر می آورند به این سبب است که مدرسه از زندگی جدا نبود.
آموزش حساب و کتاب و زبان رسمی و زبان مادری لازم است اما درس زندگی لازم تر.
مدرسه جای تربیت است اما تربیت تنها این نیست که به بزرگترها احترام بگذاریم، کلمات زشت نگوییم، پیش دیگران پای خود را دراز نکنیم، حرفشنو باشیم، صبحها به همه سلام كنیم، دست و روی خود را با صابون بشوییم، لباس تمیز بپوشیم، دست در بینی نبریم در حالی که سادهترین و ضروریترین مسائل زندگی را درمدارس یاد نمی دهند.
این که چگونه نفس بكشیم، چگونه اضطراب را از خود دور کنیم، موفقیت چیست، ازدواج برای حل چه مشکلی است، در مواجهه با مخالف چگونه رفتار كنیم؟
رضا بابایی در «پارسی انجمن» می نویسد: « در كودكی به ما آموختند كه چموش نباشیم، اما پرسشگری و آزاداندیشی و شيوههای نقد را به ما نياموختند» و این جمله داگلاس سیسیل نورث- اقتصاددان آمریكایی و برندۀ جايزۀ نوبل اقتصاد در سال ۱۹۹۳- را نقل می کند:
«اگر میخواهید بدانید كشوری توسعه مییابد یا نه، سراغ صنایع و كارخانههای آن كشور نروید. اینها را بهراحتی میتوان خرید یا دزدید یا كپی كرد. میتوان نفت فروخت و همۀ اینها را وارد كرد.
برای اینكه بتوانید آیندۀ كشوری را پیشبینی كنید، بروید در دبستانها؛ ببینید آنجا چگونه بچهها را آموزش میدهند. مهم نیست چه چیزی آموزش میدهند؛ ببینید چگونه آموزش میدهند. اگر كودكانشان را پرسشگر، خلاق، صبور، نظمپذیر، خطرپذیر، اهل گفتگو و تعامل و برخوردار از روحیۀ مشاركت جمعی و همكاری گروهی تربیت میكنند، مطمئن باشید كه آن كشور در چند قدمی توسعۀ پایدار و گسترده است.»
و این سخن را هم از جان راسکین:
«اگر دست من بود، درس طراحی را در همۀ مدارس جهان اجباری میکردم تا بچهها قبل از اینکه به نگاههای سرسری عادت کنند، درست نگاه کردن به اشیا را بیاموزند. چون کسی که به کلاسهای طراحی میرود تا مجبور شود به طبیعت و پیرامون خود، بهتر و دقیقتر نگاه کند، هنرمندتر است از کسی که به طبیعت میرود تا در طراحی پیشرفت کند.»
مدرسه جایی نیست که اضطراب فردای نیامده را به دانش آموزان پمپاژ کنیم. اگر اعتماد به نفس و درست نگاه کردن را بیاموزند آینده آنان نیز به نیکی رقم خواهد خورد. مدرسه جای تربیت است. اما تربیت به مفهوم آموختن درس زندگی.
اول مهر بهانه ای است برای بزرگ ترها تا خاطره ها را تازه کنند و زمانی هم برای طرح این پرسش که « کو درس زندگی»؟

لیلا اوتادی چند وقت پیش در یک پست اینستاگرامی با انتشار عکسهایی تکان دهنده از مردم خواست که در مصرف آب صرفهجویی بکنند. این هنرپیشه مطرح کشورمان ضمن ابراز نگرانی جدی خود از این وضعیت گفت: "دوستان آب نداریم عزیزان آب نداریم، باور کنید آب نداریم…. من به شخصه کارم شده اینکه یکسره مثل مامور بالای سر شیرآب بایستم و به همه دوستانم و اطرافیان تذکر بدم، مراعات کنید، به گفته محققان و اساتید دانشگاه احتمالا از ۵سال دیگر بین استانها نزاع آب بالا خواهد گرفت، لطفا یکبار هم که شده پیشگیری کنیم"
بعضیهای معتقدند که لیلا اوتادی این روزها به دلیل مطرح کردن خود از کنار مسائل اجتماعی به راحتی رد نمیشود و دائما در حال اظهار نظر است، اما حتی اگر خانم اوتادی به دلیل تبلیغ و مطرح کردن خود این کار را بکند، بازهم اتفاق خیلی خوبی است.
به عبارت دیگر ورود هنرمندان و چهرههای سرشناس به مسائل اجتماعی، ظرفیت بزرگی است که متاسفانه در کشور ما مغفول مانده است.
اگر قرار است اظهار نظر یک هنرپیشه در رابطه با مشکلات جامعه، کمی به حال ما کمک کند، چرا که نه، باید از این ظرفیت استفاده کرد، حتی اگر به بهای بیشتر مطرح شده و سر زبانها افتادن آن بازیگر باشد. هرچند به شخصه اعتقاد دارم که نه صرفا برای تبلیغ بلکه این دغدغه واقعی و شخصی لیلا اوتادی در رابطه با مساله آب است. با اینکه او بازیگر مورد علاقه من نبود ولی به دلیل اظهار نظرها و دغدغههایش در مسائل جامعه او را دوست دارم. او جزو آن دسته از بازیگرانی است که میداند ادامه بازیگریاش منوط به زیستن در کشوری است که در آن بحران نباشد. لااقل میداند که آتیه بهتر در حرفهاش منوط به این است که در کشورش نزاع بر سر آب نباشد. او میداند که آب نباشد آتیه بهتری برای هیچ کدام از ما نیست.
هرکدام از ما اگر با این نگاه که میخواهیم آتیه بهتری داشته باشیم و حتی صرفا به خاطر خودمان اقدام به صرفهجویی کنیم، بیشک کلی در مصرف آب صرفهجویی خواهد شد. هرکدام از ما اگر خودمان را دوست داشته باشیم به خاطر خودمان هم که شده صرفهجویی خواهیم کرد.
اما طبق نظر کارشناسان بحران آب در کشور ما واقعا جدی است. درحالی که ما این بحران را در پیش داریم هنوز هم تدابیر لازم برای مقابله با این بحران اتخاذ نشده است.
بعضا تنها ترغیب مردم به صرفهجویی کافی نیست بلکه گاهی باید در روش زندگیمان هم تغییر ایجاد کنیم. تغییر در روش زندگی هم میسر نیست مگر اینکه دولت هم ورود پیدا بکند. دولت در این رابطه تجربههای موفق زیادی دارد. بهعنوان نمونه در رابطه با کاهش زادو ولد با شعار «فرزند کمتر زندگی بهتر» توانست جزو موفقترین کشورها در این زمینه باشد و یا در رابطه با نریختن زباله در معابر با شعار «شهر من خانه من» توانست تاحدودی موفق عمل کند. در زمینه سوادآموزی هم همینطور. الان در رابطه با صرفه جویی، بخشی از قضیه را میتوان با افزایش آگاهی و تبلیغ حل کرد اما بخشی هم همانطور که گفتم به تغییر روش زندگی مردم برمیگردد.
به عنوان نمونه در بین مردم ایران استفاده از ماشین ظرفشویی چندان رواج ندارد. اولا استفاده از این وسیله هنوز در فرهنگ مردم جا افتاده نیست و به عنوان یک کالای لوکس تلقی میشود. دوم به همان نسبت که این کالاها لوکس تلقی میشود قیمت آنها هم زیاد است. سوم مواد شوینده این دستگاهها هم گران است. حتی من دیدم خیلی از خانوادههایی که این وسیله را گرفتهاند به دلیل گران بودن مواد شوینده به ندرت از آن استفاده میکنند و بیشتر در گوشه آشپزخانهشان استفاده آن برای روزهایی است که مهمان میآید، حواله شده است.
درحالی که قیمت هر تبلت (قرص شستشوی ظرف) در ایران هزار تومان است مردم ترجیح میدهند ظروف را با دست بشورند و آب بیشتری مصرف کنند و هزینه آب را که به مراتب کمتر است، پرداخت کنند. حق هم دارند. نمیشود هم دستگاه را به قیمت گران بخری و هم برای هر شستشو سوای برق و آب، هزار تومان هزینه کنی. این درحالی است که در کشورهایی که به مساله آب اهمیت میدهند قیمت دستگاه چند برابر کمتر از ایران و قیمت تبلتها هم به مراتب ارزانتر از آب است. همین است که باعث میشود مردم کمتر تمایل به شستن ظرف با دست داشته باشند و نه تنها در منازل بلکه در رستورانها و تمام غذاخوریها و غیره ماشین ظرفشویی جزو لاینفک زندگی مردم است.
ما براي شستن ظرفهایي که در سینک آشپزخانه جمع شده به مصرف آب زیادی نیاز داریم، اما اگر برای تمیز کردن آنها از ماشین ظرفشویی استفاده کنیم میزان مصرف آب خیلی کمتر میشود. به این صورت است که با استفاده از ابزارهایی مثل ماشین ظرفشویی میتوان میزان مصرف آب خانگی را به صورت قابل توجه کاهش داد و مردم را ترغیب کرد که بیشتر قدر آب را دانسته و خودشان مامور خودشان شوند. تا زمانی که برخی کالاهای مصنوعی ما گرانتر از آب هستند نباید انتظار داشته باشیم در مصرف آب صرفهجویی شود.
من به شخصه لیلا اوتادی را به دلیل این دغدغهشان تحسین میکنم. اگر مردم ما هنوز این پدیده را جدی نگرفته و یاد نگرفتهاند که خودشان مامور خودشان باشند باید شکر کرد که امثال خانم اوتادی آگاهانه خود را مامور صرفهجویی میدانند. کاش بشود کمپینی از هنرمندان برای صرفهجویی در مصرف آب ایجاد شود تا دغدغه هنرمند محبوب مردم، دغدغه خود مردم هم بشود.
این روزها ما تک و توک چهرهی دیگر هنرمندانمان را میبینیم که به نحوی سعی میکنند در مسائل اجتماعی، خیریه و غیره وارد شوند. آنها حتی خودشان را رسانهای هم میکنند. رسانهای کردن آنها نه تنها هیچ منافاتی با عمل خیرشان ندارد، بلکه باید اینطور باشد. چه خوب است که هنرمندانمان بیشتر و بیشتر در مسائل مبتلا به جامعه وارد شوند و چه خوب است که مردم در قبال این کارها و رسانهای شدن آن سعه صدر داشته باشند و با آغوش باز در کنار هنرمندشان بایستند.

همزیستی نیوز - فیلم «فروشنده» برای معرفی به فرهنگستان علوم و هنرهای سینمایی انتخاب شد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بنیاد سینمایی فارابی، امیر اسفندیاری - سخنگوی هیات معرفی فیلم ایرانی - اعلام کرد: «پس از بحث های همه جانبه و بررسی های تکمیلی در خصوص پنج فیلمی که در فهرست کوتاه دوم قید شده بود، این هیات با اکثریت قوی آراء، فیلم «فروشنده» ساخته اصغر فرهادی را برای معرفی به فرهنگستان و رقابت از سوی کشورمان در رشته بهترین فیلم خارجی زبان برگزید.
اسفندیاری افزود: اعضاء هیات ضمن تشکر از سازمان سینمایی، بنیاد سینمایی فارابی و خانه سینما که در تعاملی مطلوب هماهنگی های لازم را برای برگزاری جلسات انجام داده اند، امید دارند فیلم برگزیده با اتکاء به پشتیبانی کلیه مراکز تاثیرگذار فرهنگی کشور، ظرفیت های سینمای ایران را در این رقابت بزرگ جهانی به خوبی نمایندگی کند.
گفتنی است در سال جاری، خانم پوران درخشنده و آقایان محمد بزرگ نیا، محمد حیدری، سعید عقیقی، امیر حسین علم الهدی، شهرام مکری، تورج منصوری، اکبر نبوی و امیر اسفندیاری در این هیات عضویت دارند.
شایان ذکر است سینمای نوین ایران که بیست و دو سال است به شکل منظم، معرفی فیلم به فرهنگستان علوم و هنرهای سینمایی را در دستور کار قرار داده، با سابقه یک نامزدی و کسب یک جایزه از جایگاهی قابل اعتنا در میان مدعیان اسکار بهترین فیلم خارجی زبان برخوردار است و با اتکاء به همین پیشینه، توانسته گشایشی بزرگ در عرضه تجاری فیلم های ایرانی را رقم زند.