مریم میرزاخانی، نابغه ایرانی ریاضیات و اولین زنی که برنده مدال فیلدز شده است پس از ۴ سال جنگ با سرطان درگذشت. بر اساس گزارش‌های منتشر شده سرطان سینه این نابغه ریاضیات از سال ۲۰۱۳ تشخیص داده شده بود.

به گزارش خبرآنلاین، چند روز قبل مریم میرزاخانی پس از ۴ سال مبارزه با بیماری خود با وخیم‌شدن حالش در بیمارستان بستری شد. گفته می‌شود این مسئله به خاطر گسترش سرطان به مغز استخوان او بوده است. درگذشت این دانشمند و نابغه ریاضی در ۴۰ سالگی جهان دانش را شوکه کرده و دنیا خود را از ذهن زیبا و خلاق او محروم می‌بینید. 

فیروز نادری، دانمشند ایرانی ناسا در اینستاگرام خود نوشت: امروز نوری خاموش شد.  قلب من شکست. خیلی زود رفت. 

فیروز نادری پس از این در پست دیگری خبر درگذشت مریم میرزاخانی را تائید کرد. 

 مدال فیلدز بالاترین جایزه‌ای است که یک ریاضیدان می‌تواند دریافت کند. اهمیت تعلق آن به مریم میرزاخانی از آنجا بیشتر می‌شود که او نخستین زنی است که از آغاز اهدای مدال فیلدز و تاریخ ٧٨ ساله آن، به این مدال دست یافت.

از مریم میرزاخانی به عنوان یکی از ده ذهنِ جوان برگزیدهٔ سال ۲۰۰۵ از سوی نشریه پاپیولار ساینس در آمریکا و ذهن برتر در رشتهٔ ریاضیات تجلیل شده است. اما کار به اینجا ختم نمی‌شود.

میرزاخانی برنده جوایزی چون جایزه ستر از انجمن ریاضی آمریکا در سال ۲۰۱۳، جایزه کلی در کنار مدال فیلدز در سال ۲۰۱۴ است. او از اول سپتامبر ۲۰۰۸) در دانشگاه استنفورد استاد دانشگاه و پژوهشگر رشتهٔ ریاضیات است.

پیش از این، او استاد دانشگاه پرینستون بود. او همچنین اولین زن جهان است که عضو آکادمی ملی علوم آمریکا شد. مریم میرزاخانی در دوران تحصیل در دبیرستان فرزانگان تهران، برنده مدال طلای المپیاد جهانی ریاضی در سال‌های ۱۹۹۴ (هنگ‌کنگ) و ۱۹۹۵ (کانادا) شد و در این سال به عنوان نخستین دانش‌آموز ایرانی جایزه نمرهٔ کامل شد.

وی نخستین دختری بود که به تیم المپیاد ریاضی ایران راه یافت؛ نخستین دختری بود که در المپیاد ریاضی ایران طلا گرفت؛ نخستین کسی بود که دو سال مدال طلا گرفت و نخستین فردی بود که در آزمون المپیاد ریاضی جهانی نمرهٔ کامل گرفت. سپس در سال ۱۹۹۹ کارشناسی خود را در رشته ریاضی از دانشگاه شریف و دکترای خود را در سال ۲۰۰۴ از دانشگاه هاروارد به سرپرستی کورتیس مک‌مولن از برندگان مدال فیلدز گرفت.

مریم میرزاخانی در ٣١ سالگی و در دانشگاه استنفورد به عالیترین جایگاه دانشگاهی و مقام استادی رسید. نه فقط مسائلی که مریم میرزاخانی حل کرده مسائل مهمی هستند، بلکه روش‌هایی که برای حل آنها ابداع کرده به دیگر ریاضیدان‌ها ابزار و دیدگاه‌های خوبی برای حل مسائل دیگر می‌دهد.

همزیستی نیوز - آشفته بازاری به همین ترتیب است که حساب و کتاب وجود نداشته باشد. متاسفانه، فردی که با حساب و کتاب رفتار کند، عقب می ماند. به همین دلیل، بعضی از تحصیلکرده ها باخته اند و می بازند.

عصر ایران؛ یوسف ناصری- آشفتگی اجتماعی یا آنومی(Anomie)، اصطلاحی است که برای توصیف وضعیت  در حال تحول شهرها و جوامع  به کار گرفته شده است. در جوامع غربی و در گذار به جامعه صنعتی، اختلالاتی در سطح فردی و اجتماعی به وجود آمد و از جمله در دوره ای خودکشی به حدی شیوع پیدا کرد که یکی از اندیشمندان و نظریه پردازان غربی، کتاب «خودکشی» را در سال 1897 میلادی منتشر کرد و میزان خودکشی در اقشار و جوامع مختلف را بررسی کرد.

در ایران ما که کشوری در حال توسعه به شمار می آید برخی پدیده ها شایع شده و شایسته است که ضمن بهره مندی از مزایای تمدن کنونی و تکنولوژی های کنونی، با اتکا به عقلانیت برای کاهش آسیب ها و هزینه های تحولات اجتماعی و تکنولوژیک تلاش کرد.

درباره آشفتگی اجتماعی یا آنومی با دکتر داور شیخاوندی، استاد دانشگاه گفت و گو کردیم که سابقه بیش از 40 سال فعالیت در زمینه آسیب شناسی اجتماعی دارد و صاحب کتاب هایی تالیفی از جمله «زایش و خیزش ملت»، «جامعه شناسی انحرافات» و «ناسیونالیسم و هویت ایران» است.

او دکترای جامعه‌شناسی از دانشگاه کلمبیا و دکترای برنامه ریزی اجتماعی از دانشگاه سوربن دارد. گفت و گوی عصر ایران با دکتر شیخاوندی را می خوانید.
***

*کشور ما در حال توسعه است و در جوامع در حال توسعه تعهدات متقابل بین افراد عملی نمی شود و افراد بدقولی می کنند. از طرفی در جوامعی که به آشفتگی اجتماعی یا آنومی دچارند کلاهبرداری، احتکار و قاچاق به وفور به چشم می خورد. برخی از اندیشمندان ایرانی اعتقاد دارند که آنومی در جامعه ایران وجود دارد و رابطه نزدیکی بین وضعیت سخت اقتصادی و آنومی برقرار است.
با توجه به این که چند دهه است که در زمینه آسیب شناسی اجتماعی فعالیت دارید آیا جامعه ما دچار آنومی یا آشفتگی اجتماعی هست یا نه؟

-شهرهای ما در حال توسعه هستند و در این موضوع شکی نیست. جامعه ما به طور کلان در حال تحرک است. یعنی در حال گذر از «اجتماع» به «جامعه» است. در اجتماع، سنت های قبیله ای حاکم است. این مسائلی که مطرح کردید بیشتر در شهرهای کلان پیش می آید تا در شهرهای کوچک که نیمه سنتی هستند.

شهرهای بزرگ به معنای واقعی کلمه، در حال آنومی است و تقریبا در حال گذر از «آنومی» به «آنارشی» است. در اثر تشدید وضعیت آنومی، خواه ناخواه حالت آنارشی به وجود می آید. آنومی به معنای آشفتگی است ولی آنارشی، بی قانونی و بی سامانی و بی سازمانی و در هم ریخته است.

*جمعیت شهرنشین کشور طبق برآوردهای وزارت مسکن و شهرسازی به بیش از 73 درصد رسیده و طبق آمار بانک جهانی هم در سال 1961 جمعیت شهرنشین ایران 34 درصد بوده است. این تغییر و تحول از نظر میزان شهرنشین شدن چه تاثیری در شهرها گذاشته است؟

-فقط جمعیت تعدادی از شهرهای ما بیش از یک میلیون نفر است و ناهنجاری ها یا اگر در مورد آینده بگوییم آنارشی ها،  بیشتر در شهرهای بیش از یک میلیون نفر اتفاق می افتد.

در کشورهای اروپایی خیلی پیشرفته، سامان یابی نهادها و سامان یابی فضا و در نتیجه سامان-یابی مردم تا حدی عقلایی و پیش بینی شده و سازمان یافته است. اما در شهرهای منطقه خاورمیانه از جمله شهرهای ایران که نوسانات خیلی شدید را به خود دیده اند افراد جامعه که حتی ریشه روستایی داشته اند به جایگاه های بالای جامعه و به مدیریت های عالی نهادهای شهری و به ویژه نهادهای اقتصادی می رسند. این وضع موجب می شود آشفتگی های متعددی به وجود بیاید.

همچنین شهرهای بزرگ به وسیله روستایی های حاشیه نشین محاصره شده است که هنوز واقعا به شهریت نرسیده اند و هیچ مقام و سازمانی به سامان یابی این حاشیه نشین ها توجه جدی نکرده  است. در نتیجه حاشیه نشین ها در شهر کار می کنند و با شهرنشینان اصلی هماهنگی لازم را ندارند.  شهرهای بزرگ ما یک پا در روستازدگی و یک پا در شهرزدگی دارند. ساختمان های بلندی می سازند که علامت خیلی مدرن است ولی وقتی داخل خانه می شوند دچار روستازدگی هستند.

 

از طرفی من فکر می کنم تنها کشوری هستیم که برای پول، اینقدر تبلیغ می کنیم. در حالی که در کشورهای دیگر اینهمه مسابقه برای برنده شده فلان مبلغ پول برگزار نمی شود. در یک وضعیت نابسامان یا آنومیک، همه به توسل و توکل و روش های دیگر، بیشتر پایبند می شوند تا به فعالیت سالم اقتصادی.

*امیل دورکهایم یکی از جامعه شناسان بزرگ است و حدود 120 سال قبل علل خودکشی را در اروپا بررسی کرده بود. او اعتقاد دارد فقدان مهار اجتماعی که همان آنومی است فرد را دچار کجروی و در نهایت آسیب هایی مثل اعتیاد و فحشا می کند. آیا بررسی خاصی انجام داده اید که در شهرهای کوچک آسیب ها کم است و مهار اجتماعی و سنت ها و قواعد رایج به عنوان عامل بازدارنده، روی افراد اثرگذار است؟

-البته خواه ناخواه شهرهای کوچک هم از روالی که در شهرهای بزرگ است متاثر می شوند. تحرک جمعیتی، تحرک اخلاقی و تحرک مکانی، به طور کلی تحرک خواسته ها را به وجود می آورد و آورده است. شهرهای بزرگ، لجام گسیخته هستند و هر روز یک گروه تقاضاهای خاص دیگری دارد.

مساله عمده ما، مساله شهرهای بزرگ است. مواد مخدری که در شهرهای بزرگ مصرف می شود در حد 10 تن یا 12 تن در ماه است. گسستگی شهرهای بزرگ از زبان گرفته تا پوشاک و کار و رفتار و خواسته های روزمره مردم، حد و حصر ندارد. قمه کشی و تیراندازی و آدم کشی و خودکشی را به نسبت بیشتر در شهرهای بزرگ می بینید.

*اعتقاد بر این است که اگر قواعد اجتماعی، عادلانه تنظیم شود مردم و شهروندان این قواعد را رعایت می کنند. گفته شده که مهمترین وظیفه دولت برقراری عدالت است. در تحقیقاتی که در شهرهای مشهد و رشت و کرمانشاه انجام شده نتیجه گیری این است که وقتی اعتماد اجتماعی و رضایت اجتماعی نیست رفتار آنومیک اتفاق می افتد. مشاهدات و تحقیقات شما در مورد شهرهای ما چگونه است و چه وضعیتی را تجربه می کنند؟

-این که گفته شود برابری جامعه یا رضایت جامعه تامین شود احتمالا آنومی کمتر می شود شعار است. من معتقدم در شهرهای بزرگ هر نوع سیاستی که برای برابری و رضایت اجرا شود به طور کامل موثر نخواهد بود. چون طبقات و اقشار جامعه به طور مستمر می خواهند بالاتر و باز بالاتر بروند.

با این حال در کشور ما خیلی از خواسته های دولتی، به هم خورده است. به ویژه ما شاهد هستیم و جزو وقایع اخیر است کسانی که به حقوق خودشان قناعت نکردند و خیلی به درآمد میلیاردی رسیدند. البته دولت مقداری از حقوق های غیرمتعارف را پس گرفت ولی وقتی مردم از آن نوع حقوق های کلان باخبر می شوند نارضایتی آنها روز به روز بیشتر می شود.

*در مورد شهرهای مختلف تفکیک می کنید که از نظر مهار اجتماعی و توقعاتی که نسبت به قواعد اجتماعی وجود دارد اوضاع چگونه است؟

-من مقاله ای نوشته ام درباره نوکیسگان. به اعتقاد من، نوکیسگان به هم زننده کل جامعه هستند و افراد دیگر نیز در این زمینه می کوشند. احتمال این که در سال های آینده نظمی بر بی نظمی مسلط شود بعید می نماید. چون امکانات موجود و افکار موجود در این راستا قرارندارد. در آن مقاله، رسیدن جامعه از آنومی به آنارشی را توجیه کرده ام.

*رفتار آنومیک در افراد وقتی که در چنین وضعیتی قرار می گیرند الزاما باید به سمت اقداماتی مثل احتکار و کلاهبرداری کشیده شود؟

-اصولا بله. چون در جامعه ما یک نهاد مشخص برای تبلیغ اخلاق وجود ندارد. در نتیجه این باور شکل گرفته که زرنگی آن است که راه کوتاه را بروید  و زودتر به هدف برسید. متاسفانه چنین وضعی حاکم است. بعضی مواقع هم که افراد متهم را بازداشت می کنند تا محاکمه کنند و به نتیجه برسد مردم اصل قضیه را فراموش کرده اند.



*در کشورهای دیگر که دوره در حال توسعه بودن را سپری کرده و وارد دوره صنعتی و فراصنعتی شده اند آیا موفق شدند آسیب ها را کمتر یا کنترل کنند؟

-تا حدی بله. البته به شرطی که مهاجرین زیادی نداشته باشند. مهاجرینی که اخیرا به اروپا سرازیر شده اند تمام آن جوامع را در آینده نزدیک به هم خواهند زد و از الان هم شروع شده است. در آن کشورها مردم، تشکل¬هایی دارند و این تشکل ها تا حدی افراد را از نظر اخلاقی و رفتاری و کرداری سامان دهی می کنند.

با این حال به خاطر گذشته سازمان یافته و قانونی که دارند مقررات اجرا می شود. در جامعه ما به نحو مطلوب قانون و مقررات اجرا نمی شود و شایسته سالاری برای گرفتن پست های دولتی اتفاق نیفتاده است.

*آنومی یا آشفتگی اجتماعی وقتی اتفاق می افتد رعایت قواعد و هنجارها، برای افراد مطلوبیت ندارد. با سست شدن رعایت قواعد و هنجارها چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟

-در شهرهای کوچک، به طور کلی آنومی نسبتا کم است ولی چشم آنها به شهرهای بزرگ است. رسانه ها، معیارهای شهرهای بزرگ را پخش می کنند. البته در شهرهای کوچک تا حدی به شرع و اخلاق و هنجارها به صورت نیم بند وابسته هستند.

تغییرات سریع هنجارها در شهرهای بزرگ روی می دهد و حتی از یک محله به محله دیگر می تواند فرق کند. بیکاری هم که در جامعه ما وجود دارد و هنجارهای معمولی را به هم زده است. هر فردی که آموزشی دیده و انتظار داشته است شغل مربوط به آموزش را کسب کند بیکاری در جامعه ما اجازه یافتن چنین کاری را نمی دهد.

از طرفی آموزش دیده ها در هنجار خودشان نیستند. مجبورند با نارضایتی کامل، کارهای خیلی سطح پایین تر را انجام بدهند. بر این اساس به دنبال انواع نارضایتی، هنجارشکنی هم رخ خواهد داد تا برای بقای خود بکوشند.

*در سطح فردی وقتی جامعه در شرایط آنومیک و آشفتگی قرار دارد دقیقا چه تغییری در رفتار افراد به وجود می آید؟

-به نظرم بستگی به توان فردی دارد. آنومی، جنبه های جمعی هم دارد. توان اخلاقی و شرعی و شغل و تحصیلات  فرد و تبار خانوادگی، بر فرد اثرگذار هستند. اما آن هم حدی دارد و فرد، تا حدی می تواند هنجارهای محله و خانوادگی را رعایت کند. در نتیجه تا فرصتی به دست بیاورند هنجارشکنی می کنند و راه را کوتاه می کنند.

کوتاه کردن راه، رسم شده است. برای این که هنجار را رعایت کردن، خیلی دیر و دور است. بر این اساس راحت تر این است که هنجار را رعایت نکنند. نحوه رانندگی و این که 16 هزار نفر در یک سال بر اثر تصادفات جاده ای کشته شده اند نشان می دهد که هنجارهای رانندگی را رعایت نمی کنند. هر کس می خواهد زودتر برود.

*فردی که در یک جامعه آشفته و آنومیک زندگی می کند احساس بی قدرتی و پوچی می کند.  سبقت گرفتن و جلوتر زدن از دیگران در رانندگی و در مجموع به بالاتر کشاندن خود، با احساس بی قدرتی چگونه تطابق پیدا می کند و قابل توجیه خواهد بود؟

-چون مقررات، بازدارنده است و اخلاق، بازدارنده است و وقتی به مرحله آنومیک می رسد فرد قاعده و قانون را نادیده می گیرد. وقتی درباره بی قدرتی صحبت می شود هر کس به هر چیزی توسل می کند که بالاتر برود و خواسته خودش را عملی کند. آشفته بازاری به همین ترتیب است که حساب و کتاب وجود نداشته باشد. متاسفانه، فردی که با حساب و کتاب رفتار کند، عقب می ماند. به همین دلیل، بعضی از تحصیلکرده ها باخته اند و می بازند.

در خیلی از مواقع که افراد قواعد و قانون را نادیده می گیرند، به صورت شبکه ای عمل می کنند و خیلی فردی نیست. وارد شبکه هایی می شوند که می توانند از آنجا بالا بروند. تا حالا همین کار را انجام داده اند و ظاهرا موفق بوده اند.

بدا به حال کسی که وارد شبکه ها نشود و به خویشتن و به اخلاق اهمیت بدهد و در جریان رعایت هنجارها و قواعد هم باشد. این نوع افراد به زحمت می توانند خودشان را بالا بکشند و اگر هم موفق شوند پله به پله به زحمت می توانند بالا بروند. در حالی که افرادی که قواعد و قانون را رعایت نمی کنند پله ها را می پرند و یک مرتبه از جاهایی سر در می آورند که اصلا نباید در آنجا قرار بگیرند.

*میانگین جهانی شهرنشینی 60 درصد نسبت به کل جمعیت ارزیابی شده است و در ایران بیش از 73 درصد است. این وضع که شهرنشینی به گونه ایرانی تشدید شده است چه آسیبی را ایجاد می کند؟

-قسمت های عمده شهرهای ما، روستا زده هستند. شهر یک تعریف اداری دارد و هر کجا فرماندار باشد به آن شهر می گویند. یعنی شهر رفتاری نیست. شهر اخلاقی نیست. فرمانداران ما رفتار روستایی دارند و تازه از روستا آمده اند.

ما باید ببینیم با چه مقیاس هایی، شهر را تعریف می کنیم. شهر، خصوصیات خاص دیگری هم دارد که اگر آنها را به کار ببرند بعید می دانم که جمعیت شهرنشین ایران به 60 درصد برسد. بنابراین شهرهای ما روستا زده هستند. برای این که روستایی ها در شهر نشسته اند و می گویند ما شهری هستیم. البته همه ما شهرنشین هستیم و این انتقادات به ما وارد است.

*تهران هم روستا بوده است و بعد چند روستا به هم وصل شده و این کلانشهر ایجاد شده است.

-تنها وصل کردن آنها به معنای شهر نیست. افرادی که در روستا بوده اند باید رابطه خانواده و ایل و قبیله را محترم بشمارند. وقتی یک نفر از این افراد وزیر می شود افراد قبیله و خویشاوندان خود را در آن وزارتخانه مشغول به کار کرده و یارگیری می کند. در حالی که ممکن است تخصص هم نداشته باشند. هوای همگنان را داشتن خیلی بیشتر از این است که قانون را رعایت کنند.

*به هر حال ما در حال توسعه هستیم و علاقه مندیم کشور توسعه یافته شود. برای غلبه بر مشکلاتی که در شهرهای ما وجود دارد و جمعیت زیادی در شهرها هستند مثل کشورهای موفق دیگر چه اقداماتی باید انجام داد که نهایتا به توسعه برسیم؟

-کسانی که برنامه آینده را تنظیم می کنند خودشان باید قواعد و قانون را رعایت کنند. به هر حال برای موفقیت در این راه، اولا امنیت داخلی را نیاز داریم. هر طبقه و نهاد واقعا باید کار خودش را انجام بدهد و نه این که کار همه را انجام بدهد. یعنی بر حسب قانون یا شرع رفتار کنند.

بالاخره باید معیاری در جامعه حاکم باشد، عدالت نسبی برقرار شود و به نحوی رضایت نسبی هم باید حاصل شود. البته گفتن این بحث ها آسان ولی اجرایی شدن ان دشوار است.

*در جامعه در حال توسعه که آسیب ها و تعارضاتی را به همراه دارد افراد جامعه می توانند جامعه را به سمت توسعه یافتگی هدایت کنند یا سازمان نداشتن مشکل ایجاد می کند؟

-امکان موفقیت با اقدامات فردی وجود ندارد. چون این یک مساله تربیتی و ذهنی است و توانایی و از دیگران یاد گرفتن و یاد دادن است. وقتی که به این صورت نباشد مسابقه برای پولدار شدن به هر قیمتی که میخواهد باشد اتفاق می افتد. فعلا این طور یاد گرفته اند.
ما فقط امیدواریم و امکان دیگری نداریم.

از بدویت تا مدنیت همه امیدوار شدند که به نحوی از انحا، خود را تغییر دادند. ما هم می باید در این وضعیت ناموزون، امیدوار باشیم و سعی کنیم آنومی ما کمتر و رضایت و رعایت اخلاقیات و معنویات و قانون و شرع، بیشتر باشد. عوض این که بگوییم قابل ندارد باید بگوییم امیدواریم.

در حاشیه تحریف عجیب سخنان رئیس جمهور در شبکه خبر و عدم عذرخواهی، مهرشاد مرتضوی این جدول را در ضمیمه طنز «بی قانون» منتشر کرد.

همزیستی نیوز - دبیر پانزدهمین دوره جایزه قلم زرین ضمن اعلام پایان داوری‌های مرحله نهایی، از ویژگی‌های جشنواره قلم زرین و دشواری کار داوری آثار گفت.

یوسف قوجق در گفتگو با خبرنگار مهر درباره ویژگی جایزه قلم زرین در دوره جاری گفت: در هر سال، این جشنواره نخستین جشنواره‌ای است که دست به انتخاب کتاب از بین کتاب‌های منتشره در سال قبل می‌کند و به عبارتی، نخستین جشنواره‌ از جشنواره‌های ادبی کشور در هر سال است که دست به انتخاب بهترین‌ها می‌زند و به همین خاطر، علاوه‌بر دشواری کار داوران، انتخاب‌ها نیز حساس و از اهمیت زیادی برخوردار است.

قوجق در همین راستا، به مسئولیت سنگین داوران در بررسی کتاب‌هایی که طبیعتاً پیش از آن مورد داوری قرار نگرفته‌اند، اشاره کرد و افزود: در این دوره از جشنواره، اعضای گروه‌های داوری که همگی در زمینه فعالیت خود از بهترین‌های آن حوزه هستند، به بررسی کارشناسانه پرداختند. داوری در همه بخشها به پایان رسیده و نتایج مشخص شده، ولی طبق عرف، تا روز مراسم اهدای جوایز، تنها نامزدهای هر حوزه اعلام می‌شود.

دبیر جشنواره ضمن بیان این نکته که یکی از اهداف هر دوره از جشنواره، رصد جریان ادبی سال گذشته و شناسایی، معرفی و حمایت از ادبیات متعهد ملی و اسلامی است، گفت: مطابق آیین‌نامه، کتاب‌های منتخب بایستی از نظر درونمایه و مضمون، دارای ارزش‌های اسلامی، انسانی و ملی باشند که در دوره پانزدهم، این مهم، درکنار معیارهای فنی و ادبی از سوی داوران، ملاک و معیار داوری قرار گرفت.

یوسف قوجق در همین راستا، گفت: مطابق نظر داوران این دوره، متاسفانه سال ۱۳۹۵ سال پرباری در ادبیات داستانی کشورمان نبوده و ما شاهد چاپ آثاری فاخر و برجسته در هیچ حوزه نبوده‌ایم.

دبیر پانزدهمین جشنواره قلم زرین درباره تاریخ و محل برگزاری مراسم اختتامیه گفت: هیأت مدیره انجمن قلم درحال رایزنی درخصوص محل برگزاری مراسم اختتامیه این دوره هست و هنوز مشخص نشده، اما زمان آن، مطابق معمول روز ۱۴ تیرماه (همزمان با روز قلم) خواهد بود که با حضور برخی از مسئولین و مقامات و بسیاری از چهره‌های فرهنگی، ادبی و هنری برگزار خواهد شد.

وی در ادامه اسامی کتابهای نامزد هر حوزه در پانزدهمین دوره جایزه قلم زرین را به این شرح اعلام کرد:

حوزه نقد و پژوهش:

۱- «داستان سیاسی، داستان انقلاب» / محمد حنیف / انتشارات پژوهشگاه اندیشه اسلامی

۲- «صد سال عشق مجازی» / محمود فتوحی / انتشارات سخن

۳- «تحلیلی داستانی از سوره یوسف» / محمدرضا سرشار / انتشارات پژوهشگاه اندیشه اسلامی

۴- «تن و زبان فارسی» / سیدرضا شاکری / انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی

۵- «مبانی و اصول پژوهش در زبان فارسی» / قدرت الله طاهری / نشر علمی

۶- «جامعه شناسی غزل فارسی» / فرهاد طهماسبی / انتشارات علمی و فرهنگی

حوزه داستان کودک و نوجوان:

۱- «مثل هیچ کس» / سپیده خلیلی / انتشارات قدیانی

۲- «قوش» / ساسان ناطق / انتشارات شهرستان ادب

۳- «بابانوروز و انتظار» / محمدرضا اصلانی / دفتر نشر فرهنگ اسلامی

۴- «قصه آلبالو پلو» / زهرا حیدری / انتشارات قدیانی

۵- «سنگ کوچولو» / افسانه شعبان‌نژاد / انتشارات امیرکبیر (کتابهای شکوفه)

۶- «کی می‌تواند مرا بخنداند» / شکوه قاسم‌نیا / انتشارات پیدایش

۷- «سورنا» / ابراهیم حسن‌بیگی / انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

۸- «لالایی خانم کلاغه» / مژگان شیخی / انتشارات علمی و فرهنگی (کتابهای پرنده آبی)

حوزه شعر بزرگسال:

۱- «گلهای تاریکی» / سینا سنجری / انتشارات فصل پنجم

۲- «سلام بر زندان» / هادی خورشاهیان / انتشارات مشکی

۳- «پنکه قدیمی» / آرش شفاعی / انتشارات نیماژ

۴- «قفس تنگی» / صفا محمدزاده / انتشارات شهرستان ادب

۵- «زلف ضریح» / عارفه دهقانی / انتشارات جمهوری

۶- «عدم» / محمود حبیبی کسبی / انتشارات سوره مهر

۷- «آیه ۸۸» / محمدجواد غفورزاده (شفق) / انتشارات جمهوری

۸- «بی‌چشمداشت» / موسی عصمتی / انتشارات شهرستان ادب

۹- «دورتر» / امیرعلی سلیمانی / انتشارات فصل پنجم

حوزه داستان بزرگسال:

۱- «دخیل» / محمد رودگر / شهرستاد ادب

۲- «از عشقاباد تا عشق آباد» / منصور انوری / انتشارات سوره مهر

۳- «شانزده سال» / منیژه آرمین / انتشارات سوره مهر

۴- «بی اسمی» / احمد شاکری / نشر اسم

۵- «خرمالوها را به گنجشکها بفروش» / محمد حنیف / انتشارات کتاب جمکران

حوزه شعر کودک و نوجوان:

۱- «آسمان نقطه چین» / مریم زرنشان / انتشارات سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی

۲- «پرنده‌های بابا» / مرضیه تاجری / انتشارات امیرکبیر (کتابهای شکوفه)

۳- «راه مشقی» / طیبه شامانی / انتشارات مهر زهرا(س)

۴- «کنسرت باغ» / مریم زرنشان / انتشارات امیرکبیر (کتابهای شکوفه)

۵- «لباس غول گم شد» / کبری بابایی / انتشارات امیرکبیر (کتابهای شکوفه)

همزیستی نیوز - معاون سیما درباره‌ی حاشیه‌های پیش‌آمده برای انتشار صحبت‌های رییس‌جمهور در قالب زیرنویس شبکه خبر و آنچه تحریف این سخنان عنوان شده است، اظهار کرد: اگر به صورت حقوقی این ایراد به صداوسیما وارد شود، یقینا نسبت به آن اقدام و برخورد خواهد شد. اگر این اشتباه متعلق به بخش سیما باشد، سریعا با آن برخورد می‌کنیم و اگر مربوط به حوزه خبر باشد قطعا باید آن را پیگیری کنند.

مرتضی میرباقری در پاسخ به پرسش خبرنگار ایسنا درباره انتخاب واژه نادرست برای سخنان رییس‌جمهور که در قالب زیرنویس شبکه خبر اتفاق افتاده است، گفت: می‌شود یک ایراد اولیه گرفت و آن اینکه در ارتباط با واژگان، تلویزیون باید دقت بیشتری داشته باشد اما انصافا تلویزیون در قبال دولت مخالفت ندارد.

او با تاکید بر اینکه صداوسیما رسانه ملی است، اظهار کرد:‌ گاه در جریان تبلیغات در انتخابات، سوء‌تفاهم‌هایی بین دولت و صداوسیما به وجود آمد و اینکه آقای روحانی در فضای تبلیغات همچون انتخابات ریاست جمهوری قبل، جزو کاندیداها بوده اس . ستاد ایشان این نگرانی را داشت که این نحوه تصویر کردن با آنچه که در سنوات قبل می‌گذشته است متفاوت بود. در حالی این طبیعت فضای تبلیغات بود و ما هم توضیحات لازم را در این خصوص ارائه کردیم.

میرباقری در ادامه تاکید کرد: در حال حاضر دولت آقای روحانی مستقر هستند و حمایت همه‌جانبه رسانه ملی پشت سر دولت ایشان بر اساس چارچوب‌ها و ضوابط‌ها خواهد بود.

وی در ادامه گفت: یک نکته کلی درخصوص حاشیه‌های ایجاد شده قابل ذکر است؛ به عنوان مثال روز گذشته ظاهرا اتفاقی صورت گرفت و آن اینکه آقای ظریف در دیدار با وزیر امور خارجه فرانسه زمانی که وارد مجموعه شدند به نظر می‌رسد ابتدا با یکدیگر دست ندادند و وزیر خارجه فرانسه طبق توییتی که هم آقای ظریف گذاشتند برای احترام بیشتر به آقای ظریف ایشان زمانی که وارد مجموعه می‌شوند دست نمی‌دهند اما در میانه جلسه با ایشان مصافحه می‌کنند.

معاون سیما گفت: در این اتفاق دوربین ما قسمت اول را گرفته بود و آن قسمت انتهایی پخش نشده بود. در اینگونه موارد که بعضا، سهوا اتفاق می‌افتد رسانه ملی خودش اولین جایی است که نسبت به آن واکنش نشان می‌دهد؛ بنابراین اگر در حاشیه‌هایی که ایجاد می‌شود، به صورت حقوقی این ایرادها وارد شود، یقینا صداوسیما باید پاسخگوی آن باشد که اگر متعلق به حوزه صداوسیما باشد سریعا با آن برخورد می‌کنیم و اگر مربوط به حوزه خبر باشد قطعا دوستان باید پاسخگوی آن باشند.

همزیستی نیوز: اینکه جناب معاون سیما تحریف سخنان بالاترین مقام اجرایی کشور را که اتفاقا بطور مستقیم همه ملت شاهد و ناظر این سخنان بودند، یک ایراد و عدم دقت همکاران خود در انتخاب واژگان!! می داند، با توجه به مجموعه مواضع صدا و سیما در قبل و بعد از انتخابات 29اردی بهشت 96 در قبال رییس جمهوری منتخب ملت ایران، یک موضوع عجیبی نیست، بلکه عجیب این است که این همکاران خاص ایشان فرق دعوت با احضار را نمی دانند و آقای معاون سیما از این به بعد باید مراقب باشند که در خبرها این دو جابجا نشوند! یعنی از این پس مردم شاهد نباشند که یک دفعه در قالب زیرنویس شبکه خبر سیما بجای "دعوت از مردم برای شرکت در ....." نوشته شود: " احضار مردم برای شرکت در......!" یا برعکس به جای "احضار جمعی از افراد باسابقه کیفری به دادگاه" نوشته شود: "دعوت جمعی از افراد با سابقه کیفری به دادگاه!" وقتی در یک جمله از سخنرانی زنده بالاترین مقام اجرایی کشور، این دو واژه کاملا متفاوت از نظر معنا و مفهوم به راحتی جابجا می شود، چگونه می توان به صحت اخبار فاقد منبع این رسانه اعتماد کرد؟        

همزیستی نیوز - با توجه به برنامه‌های توسعه‌ای کشور و به تبع آن نیاز روزافزون به نیروی کار متخصص، به طور مرتب جملات ضد و نقیضی از طرف مسئولین به گوش می‌رسد که گاهی از کمبود نیروهای متخصص به عنوان یک مانع مهم در راه توسعه اقتصادی صحبت می‌کنند و از طرفی نیز آمار بالای بیکاری فارغ التحصیلان مورد توجه قرار می‌گیرد که وجود این دوگانگی بیانگر این نکته است که بسیاری از رشته‌های دانشگاهی فعال از نظر کاربردی منسوخ شده و دانشگاه‌های ما نتوانسته‌اند نیروی انسانی متناسب با نیاز جامعه تربیت کنند.

به گزارش ایسنا، آموزش عالی یکی از ارکان مهم و به عبارتی تکیه‌گاه دولت‌ها برای تحقق توسعه پایدار به شمار می‌رود، در عین حال و متاسفانه دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی کشور طی چند سال اخیر و به دلیل گسترش کمی بی‌رویه با معضلات و چالش‌های جدی نظیر "بیکاری فارغ التحصیلان" و" عدم وجود نیروی متخصص" مواجه شدند؛ جریانی که در یک مقطع زمانی بدون آینده‌پژوهی و با در نظر گرفتن برخی ملاحظات، با توسعه کمی مراکز دانشگاهی رشد کرد و امروز به کابوس و مرز بحران در سیستم آموزش عالی رسید که اگر این مسئله زودتر علاج نشود تاثیرات منفی بسیاری را نه تنها در جامعه علمی، بلکه در پیشرفت کشور بر جای می‌گذاشت.

بسیاری از کارشناسان و مسئولان نظام آموزش عالی بر این باور هستند که آموزش عالی کشور پاسخگوی تامین خواسته‌ها و نیازهای جامعه نیست و این نظام به دلیل نداشتن متولی مشخص به خصوص در دانشگاه‌های خصوصی بدون توجه به نیازهای جامعه اقدام به پذیرش و جذب دانشجو در رشته‌های غیرکاربردی کرده و فقط دانشجویانی را تربیت می‌کنند که حتی در دوره دکتری نیز نمی‌توانند بعد از فارغ‌التحصیلی برای خود شغل پیدا کنند و اگر روند فعلی ادامه داشته باشد موجب بی اعتمادی جامعه به آموزش عالی،‌ افزایش تعداد فارغ التحصیلان بیکار و بیشتری شدن تعداد صندلی‌های خالی در دانشگاه‌ها خواهد شد.

 بر اساس آمار اعلام شده از سوی وزارت علوم در حال حاضر حدود 2530 رشته درمراکز آموزش عالی سراسر کشور فعال است که بسیاری از این رشته‌ها طی چندین دهه است که نه تنها بازنگری نشده‌اند بلکه ادامه آن در جامعه امروز هیچ کاربردی ندارند و تنها فارغ التحصیلان بیکار را روانه جامعه می‌کنند و لازم است بیش از 50 درصد این رشته‌ها که بسیاری از آنها در بخش علوم انسانی منسوخ شده است، مورد بازبینی و بازنگری و بازبینی قرار بگیرند.

 

ضرورت بازنگری بیش از 50 درصد رشته‌های دانشگاهی

در همین راستا دکتر سید حسین حسینی در گفت و گو با ایسنا  بر ضرورت بازنگری رشته‌های دانشگاهی تاکید کرد و اظهار کرد: بازنگری رشته‌های دانشگاهی یکی از مسائل مهم آموزشی عالی کشور است که بروز شدن برنامه‌های درسی و متناسب شدن آن با تحولات علمی روز را باید به عنوان محور حرکت آموزش دانشگاه‌ها عنوان کرد.

وی در ادامه تصریح کرد: متاسفانه در دهه گذشته اختیاری که به دانشگاه‌های دارای هیات ممیزه در خصوص  بازنگری رشته‌ها داده شده بود لغو و این امکان در وزارت علوم متمرکز شد به همین  دلیل روند این بازنگری  در آموزش عالی بسیار کند پیش رفت.

 

اختیار دانشگاه‌ها برای بازنگری رشته‌ها

وی در ادامه تصریح کرد: اخیرا تفویض اختیار بازنگری رشته‌های آموزش عالی و راه‌اندازی رشته‌های متناسب با نیاز جامعه مجددا از سوی وزارت علوم به دانشگاه‌های سطح 1 و 2 کشور که جمعا تعداد 30 دانشگاه است، داده شد. بر اساس آن این دانشگاه‌ها می توانند محتوای رشته‌های موجود را مورد بازبینی و بازنگری قرار بدهند و رشته‌هایی که غیرکاربردی و غیرضروری هستند را حذف و رشته‌های جدید را راه‌اندازی کنند.

معاون آموزشی دانشگاه تهران ادامه داد: بر اساس تصمیم فوق وزارت علوم دیگر نیاز نیست رشته‌هایی که در دانشگاه‌ها مورد بازنگری قرار گرفته به تایید این وزارت خانه برسد بلکه فقط باید این بازنگری را به منظور اطلاع به وزارت علوم ارسال کنیم و دانشگاه‌های دیگر نیز می‌توانند از برنامه‌های بازنگری شده دانشگاه‌های سطح 1 و 2 استفاده کنند.

 

رشته‌هایی که می توانند اقتصاد کشور را متحول کنند

دکتر حسینی همچنین توجه به نیاز بازار را یکی از مهم‌ترین شاخص‌ها در تدوین رشته‌های تحصیلی عنوان کرد و افزود: بحث جدیدی که در بازنگری رشته‌های دانشگاهی در حال پیگیری هستیم، داشتن توجیه اقتصادی برای تدوین رشته تحصیلی است، به طوریکه باید مشخص شود فارغ التحصیلان آن رشته تحصیلی می‌توانند چه پتانسیل و توانایی داشته باشند و قرار است چه مشکلی از مشکلات کشور را رفع کنند و بازار کار آن چگونه خواهد بود.

 

ضرورت بازنگری رشته‌های با محتوای بالای 10 سال

دکتر حسینی با اشاره به ضرورت بازنگری بیش از50 درصد رشته‌های  دانشگاهی در کشور تاکید کرد و گفت: متاسفانه امروزه در دانشگاه‌های ما رشته‌هایی وجود دارد که از برنامه درسی آن بیش از 20 سال گذشته است، بنابراین باید تمامی رشته‌هایی که بیش از 10 سال از عمر ایجاد آن گذشته باشد مورد بازنگری و بازبینی قرار بگیرد و ایجاد رشته‌های بین رشته‌ای و مورد نیاز جامعه  را جایگزین رشته‌های غیرکاربردی قرار داد.

سرعت بازنگری رشته‌های دانشگاهی کُند است

وی خاطر نشان کرد: اگر چه اعضای هیات علمی برخی دانشگاه‌ها  از جمله دانشگاه تهران  به طور روتین رشته‌های دانشگاهی را متناسب با محتوای  روز تدریس می کردند، امیدواریم با اختیاری که از اواخر سال 95 به دانشگاه‌های دارای هیات ممیزه داده شد سرعت بازنگری رشته‌ها که در حال حاضر کند است، افزایش یابد.

 

رشته های تحصیلی علمی کاربردی بازنگری می شوند

در ادامه دکتر محمد حسین امید در گفت و گو با ایسنا، با تاکید بر ضرورت حرکت به سمت رشته‌های مهارتی و کاردبردی در دانشگاه‌ها تاکید کرد و افزود: در قانون برنامه ششم توسعه پیش‌بینی شده که جمعیت دانشجویان مهارتی باید از 20  به 30 درصد افزایش پیدا کند و دانشگاه جامع علمی کاربردی باید به این روند کمک کند. بنابراین شناسایی مشاغل جدید در کشور و توجه جدی بر آموزش‌های مهارتی یکی از برنامه‌های این دانشگاه در سال جاری است.

 

رشته‌هایی که باید احیا شوند

وی در ادامه تصریح کرد: گفته می‌شود در دنیا حدود 15 هزار شغل وجود دارد و ما در ایران کمتر از سه هزار شغل داریم و این یک گپ بزرگ 12 هزار شغلی است و باید برخی از مشاغلی که در گذشته وجود داشته و اکنون از بین رفته را احیا  و برای آنها رشته ایجاد کنیم.

به گفته رییس دانشگاه علمی کاربردی،‌ در سال جاری رشته‌های این دانشگاه به صورت رشته‌ها شغل محور طراحی خواهند شد تا دانشجویانی که در این رشته‌ها مشغول تحصیل می‌شوند بتوانند بعد از فارغ التحصیلی کارآفرین باشند و تصور من این است که اگر در این زمینه موفق شویم و مردم را قانع کنیم که تحصیل در این دانشگاه می‌تواند توام با ایجاد اشتغال برای آنها باشد، دیگر با معضل "صندلی خالی" مواجه نخواهیم شد.

وی خاطر نشان کرد: اگر چه دانشگاه جامع علمی کاربردی باید در حال حاضر دانشگاه نسل سوم بود و فارغ التحصیلان ما منتظر دولت برای شغل نباشند و خودشان می توانستند شغل ایجاد کنند هنوز به این هدف دست نیافتیم و امیدواریم در سال جاری بتوانیم به آن برسیم.

افزایش 30 درصدی دانشجویان مهارتی کشور تا سال 1400

به گفته رییس دانشگاه جامع علمی کاربردی، در قانون پیش بینی شده که در حال حاضر باید 20 درصد از دانشجویان کشور مهارتی باشند و این رقم تا پایان برنامه ششم توسعه به 30 درصد برسد. این موضوع به این معناست که  باید تا پایان سال 1400 بیش از یک میلیون و 200 هزار نفر دانشجوی مهارتی در کشور داشته باشیم.

اصلاح بیش از ۸۰ رشته محل دانشگاه علمی کاربردی

رییس دانشگاه جامع علمی کاربردی از برنامه این دانشگاه برای اصلاح بیش از 80 رشته محل دانشگاه خبر داد و افزود: برنامه داریم بیش از ۸۰ درصد رشته محل‌های این دانشگاه را اصلاح کنیم که بر این اساس در مهرماه سال گذشته ۲۰ درصد رشته محل های غیرمرتبط این دانشگاه حذف شد. در بهمن ماه سال گذشته نیز بیش از نیمی از رشته محل‌های غیرمرتبط این دانشگاه حذف شد.

به گزارش ایسنا، اگر چه موضوع" بازنگری رشته‌های دانشگاهی" در وزارت علوم در قالب طرحی با عنوان " آمایش سرزمین عالی " از اردیبهشت 94 کلید خورد و بر این اساس آموزش عالی کشور به ۱۰ منطقه تقسیم بندی شده و نیازسنجی منطقه‌ای، بازنگری رشته‌های فعلی و راه‌اندازی رشته‌های جدید بر اساس نیازهای استانی و ملی مورد توجه قرار گرفت و در این راستا 300 برنامه جدید درسی تدوین و 534 برنامه نیز مورد بازنگری قرار گرفت، اما باید توجه داشت که رشته‌های دانشگاهی به عنوان موتور محرک اقتصاد کشور نقش بسیار کلیدی در توسعه و رونق اقتصادی هر جامعه‌ای دارند و هر کدام از فارغ التحصیلان دانشگاهی به عنوان نیروی متخصص باید بتوانند باری از دوش مشکلات جامعه بردارند نه اینکه با افزایش آمار بیکاری زخم‌های جامعه را عمیق‌تر کنند.

بنابراین انتظار از متولیان آموزش عالی و مسئولان این است که به اجرای برنامه‌های تحول آموزش عالی که بازنگری رشته‌های کهنه و غیرکاربردی و در نتیجه راه‌اندازی رشته‌های " بین رشته‌ای" متناسب با نیاز جامعه از مهم‌ترین رویکردهای این برنامه است، سرعت ببخشند تا بتوان با ایجاد تحول در اقتصاد کشور به سمت اقتصاد دانش بنیان یعنی تحول در دانش‌های علمی و نظری حرکت کرد.

همزیستی نیوز - عبدالحسین فرزاد با انتقاد از وضعیت فرهنگ و نشر کتاب می‌گوید: بدترین تهمت‌ها را به هنرمندان برجسته ما می‌زنند.

این استاد دانشگاه و مترجم آثار ادبیات عرب در گفت‌وگویی با ایسنا از مطالبه‌های اهل قلم از مسئولان گفته که مشروح آن در پی می‌آید.

سوال اصلی من به طور مشخص به مطالبات اهل قلم و کتاب و اندیشه از نهادهای فرهنگی اختصاص دارد. خواسته شما از متولیان حوزه فرهنگ برای رفع مشکلات اهل قلم چیست؟

اصلی‌ترین خواهش اهل قلم، آزادی بیان است. متأسفانه این مسأله که در حقوق بشر و نیز در قانون اساسی ما هم وجود دارد رعایت نمی‌شود. بسیاری از سانسورچی‌ها هم فاقد سواد کافی هستند و کتاب‌هایی که به آن‌ها داده می‌شود در حد فهم‌شان نیست. تلخ‌ترین دوران سانسور در ایران در روزگار آقای میرسلیم و نیز در زمان احمدی‌نژاد بود. در زمان میرسلیم به بنده رسما گفتند اگر می‌خواهی کتاب نقد ادبی‌ات چاپ شود هیچ اسم و رسمی از ادیبان معاصر ایران (شاملو، هدایت، فروغ و...) نباید آورده شود. به همین جهت در کتاب نقد ادبی بنده همه صحبت‌ها و مثال‌ها از شاعران و نویسندگان معاصر غیرایرانی است. البته بنده در کلاس درس، بزرگان ادب معاصر را تدریس می‌کردم. تا این‌که یک روز خانم پونه ندایی که در دانشگاه شهید بهشتی دانشجوی ما بود و اکنون سردبیر مجله خوب شوکران است نزد من آمد و گفت «قرار است ما عده‌ای دانشجو نزد مقام معظم رهبری برویم و جلسه پرسش و پاسخ داشته باشیم. من از ایشان چه بپرسم؟» بنده عرض کردم از آقا درباره احمد شاملو و فروغ فرخزاد و سایر بزرگان ادب معاصر بپرسید که آیا در دانشگاه‌ها نباید این‌ها تدریس شود؟

همه ما از تلویزیون آن پرسش و پاسخ را دیدیم و شنیدیم. مقام معظم رهبری بدون این‌که کسی را نام ببرند، گفتند: «اگر مقصودت آن آقا و آن خانم (شاملو و فروغ فرخزاد) است از نظر بنده اشکالی ندارد که در دانشگاه‌ها آثار آنان مورد بررسی قرار گیرد. بعد فرمودند حتی اگر نویسندگان و شاعران بزرگی در مملکت هستند که ما را هم قبول ندارند از نظر من اشکالی ندارد که آثار آن‌ها در دانشگاه مطالعه شود. و بعد هم گفتند بنده رهی معیری را خیلی دوست دارم.» پس از بیانات رهبری، قدری فضا بازتر شد.

گروهی از نویسندگان و شاعران و هنرمندان درجه ۱۰ کشور که ایمان‌شان (!) از هنرشان بیشتر است، چون نمی‌توانند اقبال عامه داشته باشند و تریبون‌های مفتی و مجانی در اختیار دارند، بدترین تهمت‌ها را به هنرمندان برجسته ما می‌زنند.

خوشبختانه دادگاه مردم بی‌توجه به این جوسازی‌ها آثار ارجمند هنری را مطالعه می‌کند و آثار فرمایشی را دور می‌اندازد. البته هنرمندان بزرگ و حقیقی چنین نیستند. یار عزیزم مرحوم دکتر قیصر امین‌پور این‌طور نبود. خودش شاعر و نقادی توانا بود. هرگز از او نشنیدم که به یکی از بزرگان ادب معاصر بی‌احترامی کند. یادش گرامی باد.

کتاب المنهج (نثر و شعر عربی) که بنده و مرحوم دکتر جعفرشعار برای تدریس در دانشگاه تالیف کرده‌ایم کتابی جامع است که متون نظم و نثر و نمایشنامه عرب را در خود دارد. از عصر جاهلی تا امروز نمونه‌هایی از شعر و نثر دربر دارد. استاد بزرگوارم دکتر شفیعی کدکنی این کتاب را برای تدریس در دانشگاه، ایده‌آل خواندند، زیرا در عین حال سیر اندیشه عرب را از عصر جاهلی تا امروز به نمایش گذاشته است. یعنی از امرؤالقیس بزرگ‌ترین شاعر عصر جاهلی تا آدونیس (علی احمدسعید اسبر) بزرگ‌ترین شاعر زنده عرب را درخود دارد. اما متأسفانه برای هر تجدید چاپ که رفته است، کسانی که اکثرا عراقی هستند و عربی هم خوب نمی‌دانند بخشی از این کتاب نفیس را حذف کرده‌اند. اشعار نزار قبانی و آدونیس را حذف کرده‌اند، زیرا دشمنی پنهانی میان عراقی‌ها و سوری‌ها وجود دارد و باید تاوان آن را فرزندان ایران بدهند.

درد دل زیاد است. باید عرض کنم نخستین اصل در میان اهل قلم و مطبوعات، آزادی بیان است. با آن‌که این مسائل وجود دارد من همواره خودم را آزاد می‌دانم و در کلاس‌هایم این اصل را رعایت می‌کنم. یک چیز را باید تأکید کرد و آن این‌که اِعمال‌کنندگان شدید ممیزی در حقیقت از ابراز عقیده مخالف خود هراس دارند. عمل آن‌ها به خاطر نظام نیست، بلکه به خاطر خودشان است وگرنه نظام ما پایه‌هایش بسیار محکم‌تر از این حرف‌هاست که با چهار انتقاد بلرزد. من تصور می‌کنم سانسور در وزارت ارشاد ما جناحی است و دولتی نیست.

با توجه به این‌که در چند سال اخیر  و در دولت جدید همواره یکی از شعارها رسیدگی به امور هنرمندان، نویسندگان، اهل فکر و اندیشه و حل مشکلات و مصائب این قشر از جمله تسهیل در انتشار آثار آنان بوده است، آیا رفع مواردی چون ممیزی همچنان در صدر مطالبه اهل قلم قرار دارد؟

البته از دوره احمدی‌نژاد خیلی بهتر شده است اما عقبه آن‌ها هنوز هم در بسیاری از ادارات از جمله وزارت ارشاد مشغول به کار هستند و همان روش را دنبال می‌کنند. هدف آنان رواج بی‌سوادی و انتشار ضدکتاب‌ها بود. برای همین کتاب‌های ارجمند را باید در پیاده‌رو جلو دانشگاه تهران بخریم و ضدکتاب‌ها و طالع‌بینی‌ها و کتاب‌های خرافی را از پشت ویترین‌های پرزرق و برق. به بیان دیگر هنوز رفع ممیزی مدنظر اهل قلم است. ما امیدواریم که دولت امید در دوره دوم خود بتواند این مسأله را بیشتر مورد توجه قرار دهد. سانسور معنایش این نیست که کتاب‌های انتقادی را مانع شویم و کتاب‌های بسیار سطح پایین و بی‌ارزش را اجازه نشر دهیم.

البته طوری که جناح مخالف دولت جدید شمشیرها را از رو بسته است گمان نمی‌رود که دولت جدید بتواند کاری از پیش ببرد و بیش‌ترین انرژی این دولت صرف پاسخ دادن به اتهامات واهی خواهد شد.

 متولیان فرهنگی چه اولویت‌هایی را باید دنبال کنند تا شرایط کتاب و کتاب‌خوانی بهبود یابد؟ در عین حال راهکارهای رفع گرفتاری‌های اهل قلم در شرایط حاضر چیست؟

اهل قلم هنوز هم چشم‌انتظار تسهیل در انتشار آثار خود هستند و نیز این‌که دولت به نشریات و نیز انتشارات کاغذ ارزان بدهد تا کتاب‌ها و مجلات ارزان در اختیار مردم و دانشجویان قرار گیرد. دانشجوی ما مجله ۲۵ هزار تومانی و کتاب ۸۰ هزار تومانی را نخواهد خرید زیرا توان ندارد، مگر این‌که کتاب درسی باشد و از روی اجبار بخرد. به همین جهت است که دانشجویان کتاب‌های جانبی و مجلات را نمی‌خوانند و اطلاعات عمومی آن‌ها بسیار پایین است. در کلاس فوق لیسانس، هیچ‌کس بلد نبود کانال سوئز کجاست و وقتی پرسیدم تنگه هرمز کجاست فقط یک نفر گفت فکر می‌کنم در خلیج فارس باشد.

در این‌جا می‌توانم این نکته را نیز بیفزایم که باید برای نویسندگانی که شغلی جز مترجمی و نویسندگی و تألیف ندارند از سوی دولت تسهیلاتی از جهت مالی و بیمه و مسکن و امثال آن فراهم شود تا اهل قلم دغدغه نان و آب نداشته باشند. زیرا ما افرادی داریم که از راه نوشتن کتاب روزگار می‌گذرانند. شرایط کتاب‌خوانی  برمی‌گردد به دوران مدرسه. کتاب و کتاب‌خوانی هنگامی رواج پیدا می‌کند که فرهنگ آن را رواج دهیم و این فرهنگ هنگامی رواج پیدا می‌کند که شخص غم نان شب نداشته باشد.

با توجه به این‌که شاهد پایین آمدن شمارگان کتاب‌ها بوده‌ایم، آیا سیاست‌های متولیان فرهنگی در طی سالیان گذشته در حوزه کتاب و کتاب‌خوانی رو به بهبودی رفته است؟ آیا این سیاست‌ها باعث شده‌اند جامعه ایرانی به کتاب خواندن ترغیب شود؟

متأسفانه خیر. متولیان فرهنگی اگرچه در دولت جدید کوشش‌هایی کرده‌اند اما کافی نبوده است و همچنان آمار کتاب‌خوان‌ها سیر نزولی را طی می‌کند. این را بنده از این جهت عرض می‌کنم که استاد دانشگاه هستم و می‌بینم که ۹۹ درصد دانشجویانم جز کتاب‌های درسی هیچ کتابی  نمی‌خوانند و همین عده هیچ نشریه‌ای را به طور مرتب مطالعه نمی‌کنند تا فضای فرهنگی و اطلاعاتی آن‌ها را از جهت علمی گسترش دهد و فضای تنفسی آنان باشد؛ درحالی که در دهه ۴۰ و ۵۰ که ما دانشجو بودیم تقریبا همه مجلات را می‌خواندیم؛ مجلاتی مانند: نگین، آینده، یغما، فردوسی، سخن و غیره.

سال‌هاست در دولت‌های مختلف در نمایشگاه‌ها و طرح‌های گوناگون با این توجیه که ارائه یارانه می‌تواند باعث تشویق مخاطبان برای خرید کتاب شود سیاست ارائه یارانه دنبال شده است. آیا  شما دادن یارانه‌های دولتی برای خرید کتاب را به صلاح صنعت نشر، توسعه فرهنگ و بخصوص ادبیات و داستان‌نویسی در ایران می‌دانید؟

بنده با هرنوع یارانه‌ای بدین‌گونه مخالفم. همان‌طور که عرض کردم باید کاری کرد که قیمت کتاب‌ها و نشریات آن‌قدر پایین باشد که به راحتی بتوان خرید. چیز عجیبی که در کشور ما پس ازانقلاب پیدا شده این است که در تمام دنیا نرخ پست برای مطبوعات بسیار ناچیز است و من در سال ۱۳۵۲ کتاب قطور مرصاد العباد را برای یکی از مصری‌ها به دانشگاه عین الشمس فرستادم. هزینه پست آن کتاب فقط ۱۰۰ ریال شد. اما اکنون اگر بخواهید به خارج از ایران کتاب بفرستید بیچاره می‌شوید. من آدم بدبینی نیستم اما نمی‌توانم این عمل را تصادفی تصور کنم. مرحوم دکتر خانلری هرکس را که می‌دید سواد و دانشی دارد به بنیاد فرهنگ ایران فرامی‌خواند و زیر پر و بالش را می‌گرفت تا فقط بنشیند و بنویسد و تألیف کند. مرحوم استاد خدیو جم که از مترجمان خوب ما بودند و نیز خیلی‌های دیگر مورد علاقه و پشتیبانی استاد خانلری بودند. با صدقه دادن که نمی‌شود فرهنگ‌سازی کرد و دانشمند و کتاب‌خوان پرورش داد. پول باید در خدمت معنویت و فرهنگ باشد.

همزیستی نیوز - یک عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با اشاره به حضور زنان در ورزشگاه آزادی در مسابقه والیبال تیم های ملی ایران و بلژیک گفت که از ۳۰۰ زن حاضر در ورزشگاه، تعداد کمی از طریق سایت بلیط خریده بودند و مابقی مدعوین بودند.

طیبه سیاوشی در گفت‌وگو با ایسنا با تاکید بر اینکه حضور زنان در ورزشگاه‌ها هیچ منع قانونی ندارد اظهار کرد: درست است در وهله اول خانم‌هایی که در بازی روز گذشته ایران و بلژیک حضور داشتند تعداد کمی بلیط خریده بودند و مابقی مدعوین بودند اما این قدم اول اتفاق خوبی بود و تلاش ما این است که امکان حضور زنان در ورزشگاه ها فراهم شود.

وی که خود در جریان مسابقه والیبال ایران و بلژیک در ورزشگاه حضور پیدا کرده بود، درباره برخی اظهار نظرها مبنی بر  حضور گزینشی بانوان افزود: آغاز هر فعالیت بزرگ اجتماعی نیاز به مدیریت ویژه دارد تا آن فعالیت با موفقیت به انجام برسد، بنابراین کمی شکیبایی و حوصله می‌تواند شرایط هماهنگ شدن همه اجزای یک اتفاق خوب را رقم بزند.

قول می‌دهم که ما تلاشمان را خواهیم کرد تا با توجه به مقامات ذی صلاح  راه را برای حضور زنان در ورزشگاه باز کنیم.نماینده مردم تهران در مجلس ادامه داد: با اینکه ما حادثه دردناکی را در مجلس پشت سر گذاشته بودیم و من آمادگی روحی برای حضور در ورزشگاه را نداشتم اما به دلیل قولی که از قبل داده بودم و اینکه می‌خواستم ببینم چطور می‌توان امکان حضور زنان در ورزشگاه را گسترش داد در این بازی حضور پیدا کردم و بسیار خوشحال بودم که ماحصل تلاش نمایندگان و وزارت ورزش، حضور ۳۰۰ خانم در ورزشگاه بود.

وی یادآور شد: من می‌دانم خانم‌هایی که امکان حضور در بازی روز گذشته ایران و بلژیک را پیدا نکردند، از این موضوع ناراحت هستند اما حضور تعدادی از زنان در ورزشگاه آزادی مقدمه، تجربه و «اولین» خوبی بود و من قول می‌دهم که ما تلاشمان را خواهیم کرد تا با توجه به مقامات ذی صلاح  راه را برای حضور زنان در ورزشگاه باز کنیم. وزارت ورزش هم در تلاش است که این امکان را فراهم کند تا خانم‌ها نیز بتوانند از طریق سایت بلیط تهیه کنند.

سیاوشی با اشاره به حضور اجتماعی زنان و مردان در کنار یکدیگر و فضای عمومی جامعه خاطر نشان کرد: جوانان، زنان و مردان به خوبی می‌دانند کجا می‌توانند نشاط سالم را داشته باشند و هدف و انگیزه‌شان برای ورود به ورزشگاه را درک می‌کنند. ضمن اینکه ما در سالن‌های والیبال، بسکتبال و تکواندو هیچ وقت شاهد مسئله و مشکل خاصی نبودیم و پیشینه بدی در این زمینه وجود نداشته است؛ لذا خانم‌ها می‌توانند در سالن‌های مذکور حضور داشته باشند. امکانات آن هم وجود دارد. فضا تفکیک شده و راه‌های جدایی برای تردد خانم‌ها و آقایان وجود دارند.

این امنیت را مرهون کسانی هستیم که در بیرون اهتمام ویژه‌ای برای تامین امنیت دارند.این عضو فراکسیون زنان مجلس با بیان اینکه زنان به عنوان نیمی از جامعه دوشادوش مردان می‌توانند با حضور در ورزشگاه‌ها، رویدادهای ورزشی را تماشا کنند، گفت: خوشبختانه ما در کشورمان مثل برخی کشورهای دیگر نظرات متحجرانه‌ای در این زمینه نداریم بلکه تعداد زیادی از زنان ما فعالان سیاسی، اقتصادی، اجتماعی هستند و با توجه به اینکه هیچ منع قانونی برای حضور زنان در ورزشگاه ها نیست و زنان و مردان ایرانی طبق قانون اساسی از حقوق برابر برخوردارند ان شاء الله این مسئله هم حل و فصل خواهد شد.

با احترام به همه خانم‌هایی که دوست دارند در ورزشگاه حضور پیدا کنند به آنها می گویم قدری صبر کنند ان‌شاء الله نتیجه خوبی  را در این زمینه شاهد خواهند بود.وی حضور زنان در ورزشگاه ها را موجب دور شدن از فردگرایی و در کنار هم قرار گرفتن خانواده‌ها عنوان و خاطر نشان کرد: من با احترام به همه خانم‌هایی که دوست دارند در ورزشگاه حضور پیدا کنند به آنها می گویم قدری صبر کنند ان‌شاء الله نتیجه خوبی  را در این زمینه شاهد خواهند بود.

سیاوشی اضافه کرد: شب گذشته دیدیم که ورزشگاه آزادی علیرغم حادثه تلخی که چهارشنبه گذشته در تهران اتفاق افتاده بود با استقبال خوبی مواجه شد و شاهد حضور جمع زیادی از علاقه‌مندان به ورزش بودیم. ما این امنیت را مرهون کسانی هستیم که در بیرون اهتمام ویژه‌ای برای تامین امنیت دارند.

همزیستی نیوز - برنامه ماه عسل نیز با ظاهری آراسته و مجری برخاسته از نسل جوان به مردم چنین می‌آموزد که می‌توان در عین فقر از زندگی لذت برد. چنین دیدگاهی همچون ترمز براي پيشرفت اجتماعی است.

«ماه عسلِ» احسان علیخانی بی‌تردید یکی از مهم‌ترین و جریان‌سازترین برنامه‌های صداوسیماست. مهم از آن جهت که این برنامه توانسته قدری شکست‌های پی‌درپی رسانه ملی در جذب مخاطبان را جبران کند و جریان‌ساز از آن باب که توجه ویژه و متفاوتی به موضوعات اجتماعی داشته است. تمام این‌ها شاید به‌ ظاهر از محاسن این ویژه‌برنامه ماه رمضان باشد اما این خصایل، تنها پوسته‌ای از هدفی‌ است که در طول سال‌های متمادی به‌ وقوع پیوسته است.

مهم‌ترین وجه ماه عسل توجه به طبقات محروم اجتماعی است. اگر با دقت به‌ جان‌مایه موضوعات این برنامه بنگریم، درخواهیم یافت که حتی موفقیت‌ها و کامیابی‌ها از دل فقر جست‌وجو می‌شود. به‌ طوری که سعادتمندترین افراد کسانی هستند که توانسته‌اند در مقابل سخت‌ترین موقعیت‌ها تاب آورند و در شرایط حیات خود تغییری کلی یا نسبی ایجاد کنند. البته چنین تفکری چندان غریب نیست زیرا در گذشته نیز بسیار بوده‌اند افرادی که برای جبران کاستی‌های نظام سیاسی فقر را آزمونی برای تقوا دانسته‌اند. اساسا وقتی به مردم چنین القا می‌شود که تاب‌آوردن در مقابل فقر یک فضیلت است، مسئولیت‌های اجتماعی و سیاسی مسئولان ذی‌ربط مرتفع و همه امور به دست قضا و اراده اشخاص سپرده می‌شود. زمانی که انسداد سیاسی بر مناسبات اجتماعی فايق می‌آید، واکنش اعتراض در مقابل مصایب، به شکرگزاری تبدیل می‌شود. در چنین جامعه‌ فقیري به واسطه فقرش تشویق و انتقاد از وضع موجود نوعی عصیان از تقوا برشمرده می‌شود. در واقع آن جمله معروف از «آندره‌ژید»، نویسنده فرانسوی که گفته بود: «ناتانائیل، ای‌ کاش عظمت در نگاه تو باشد، نه در آن چیزی که بدان می‌نگری» مصداق بارز برخورد متصدیان امر با توده‌هاست. نوعی قناعت سرکوبگر شخصی و اجتماعی که انسان را به موجودی منفعل و مطیع تبدیل می‌کند که تنها عظمت باید در جان و روانش و نه در شرایط مادی پیرامونش باشد. زیرا اگر برقراری تعالی مادی هم مد نظر قرار گیرد، حاکمیت متبوع، باید شرایطی مطلوب چون نبود فساد اداری، سیاسی و اقتصادی در ارکان حاکمیتی، احراز دقیق تخصص افراد متصدی و برقراری آزادی بیان را فراهم کند و اگر فراهم نشود بهترین راه، تکریم فقر است. این حالت زمانی را ماند که کسی در بستر بیماری باشد و اطرافیان به‌ جای آوردن پزشک معالج بر بالین بیمار، او را به مقاومت در برابر رنج تشویق می‌کنند. در حقیقت بقای درد با رضایت بیمار به‌ جای درمان بیماری، سیاستی است که برای فریب ‌به کار می‌رود.

برنامه ماه عسل نیز با ظاهری آراسته و مجری برخاسته از نسل جوان به مردم چنین می‌آموزد که می‌توان در عین فقر از زندگی لذت برد. چنین دیدگاهی همچون ترمز براي پيشرفت اجتماعی است. در واقع سازندگان برنامه مزبور با استفاده از احساسات عمومی و اشک‌های پیش از افطار، وجود جایگاه فقر در جامعه را ابتدا توجیه می‌کنند و سپس حل این مشکل را بر عهده مردم می‌دانند. روزگاری با آوردن پسری آهنگر که کفشی پاره بر پای دارد او را نماد تلاش می‌دانند و روز دیگر قهرمان‌هایی که توانسته‌اند از دل فقر به مدال‌های جهانی دست یابند را اسطوره مبارزه تلقی می‌کنند. نکته جالب این است که در پیدایی و سپس حل مصایب مردم، مسئولان هیچ‌ نقشی نباید ایفا کنند. حتی گاهی مجری برنامه با حالتی مطمئن خود را از مسئولان جدا می‌کند و می‌گوید: «با مسئولان کاری نداریم. انتقادها به‌ جای خود اما ما مردم برای یکدیگر چه خواهیم کرد؟» این جمله و وعده انتقادهای احتمالی آتی، نوعی سرکوبگری اجتماعی است. مانند آن که چماقی بر سر کودکی قرار دهیم و به او بگوییم که حق سخن گفتن در آن موضوع به خصوص را داری یا نداری و اگر خلاف چارچوب تعیین شده سخنی گفتی با چماقی بر سر مواجه خواهی شد.

پس در وهله نخست، برنامه پرمخاطب ماه عسل صبر در قبال فقر را نوعی فضیلت می‌داند و در وجه دوم، با تعیین خط‌مشی معینی، مخاطب را وادار به تفکری خاص می‌کند که در حقیقت به‌ گونه‌ای سیاست‌مدارانه با ایجاد انسداد روانی، آزادی بیان را منکوب می‌کند. به‌ هر روی این برنامه شاید لحظاتی متفاوت را برای مخاطبان رقم زند اما با سیاست‌های پشت پرده بی‌شماری که هدایت‌گر آن است، تبعات روانی و اجتماعی بسیاری را برای مردم پدید خواهد آورد و شاید پر بیراه نباشد اگر بگوییم: «ماه عسل، افیون توده‌هاست.»

منبع: روزنامه قانون

همزیستی نیوز - مدیرکل دفتر گسترش آموزش عالی وزارت علوم با اشاره به رشد دو برابری تعداد مراکز آموزش عالی کشور د ر سالهای 1384 تا 1392 گفت: با توجه به روند کاهشی دانشجویان در سالهای اخیر هم اکنون با بحث بحران صندلی خالی مواجه هستیم.

اصغر مولایی در گفت و گو با خبرنگار ایسنا، با بیان اینکه پیش از انقلاب تنها 170 هزار دانشجو در ایران مشغول تحصیل بودند، گفت: به برکت انقلاب اسلامی و ساخت دانشگاه‌ها و توسعه رشته‌های تحصیلی، افراد بسیاری توانستند تحصیلات عالیه داشته باشند.

وی افزود: با توجه به گسترش مراکز آموزش عالی و نیز افزایش رشته‌ها تعداد دانشجویان کشور در سال 1384 به 2.5 میلیون نفر و در سال 1392 به چهار میلیون و 800 هزار نفر رسید و در حال حاضر با سیر کاهشی تعداد دانشجویان در سالهای اخیر این تعداد به چهار میلیون و 300 هزار نفر رسیده است. این افزایش 20 تا 30 برابری تعداد دانشجویان در دوران پس از انقلاب در حالیست که جمعیت کشور طی این مدت دو برابر شده است و این از برکات انقلاب اسلامی است.

مدیرکل دفتر گسترش آموزش عالی وزارت علوم با بیان اینکه افزایش دانشجویان و فارغ التحصیلان آموزش عالی در ارتقاء سطح فرهنگ و دانش جامعه موثر است، گفت: آنچه که در کنار آموزش باید به آن توجه داشت، اشتغالزایی برای این فارغ التحصیلان است.

این مسئول با بیان اینکه وزارت علوم به تنهایی متولی بحث اشتغال نیست، گفت: این وزارت تنها در بحث توسعه هدفمند آموزش عالی و تدوین رشته‌ها و آموزش با توجه به نیاز بازار می‌تواند سهمی در ایجاد اشتغال داشته باشد.

وی افزود: در همین راستا اجرای طرح آمایش آموزش عالی که مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده و توسط این شورا و نیز رییس جمهور ابلاغ شده را در دستور کار داریم.

مولایی تصریح کرد: در این طرح مناطق مختلف کشور به لحاظ وجود پتانسیل‌های منطقه بررسی می‌شوند تا در نهایت بتوانیم آموزش‌ها را در منطقه به سمتی توسعه دهیم که افراد بیشتری بتوانند جذب بازار کار آن منطقه شوند.

وی افزود: در کنار این برنامه، طرح ساماندهی مراکز آموزش عالی در معاونت آموزشی وزارت علوم نیز در حال انجام است که در این طرح بحث میزان فارغ التحصیلان رشته‌های مختلف استخراج شده، ظرفیت ایجاد شده برای پذیرش دانشجویان و نیز متقاضیان سالانه بر اساس آمار سازمان سنجش بررسی می‌شود و در نهایت به سمت استفاده از ظرفیت‌های خالی و توسعه رشته‌های میان رشته‌ای خواهیم رفت و رشته‌هایی توسعه داده خواهند شد که ضریب اشتغال بالاتری داشته باشند.

مدیرکل دفتر گسترش آموزش عالی وزارت علوم تصریح کرد: در کنار این مسئله در برنامه ششم توسعه نیز برای وزارت علوم تکلیفی که قرار داده شده توسعه  آموزش مهارتی و بحت توسعه دانشگاه‌های جامع علمی کاربردی و دانشگاه فنی و حرفه‌ای است.

وی افزود: با توجه به اینکه در آینده کشور بیشتر به کاردان‌ها نیاز دارد، بر همین اساس باید به سمت توسعه آموزش‌های مهارتی متناسب با نیاز کشور پیش برویم.

 

در حال تدوین راهکاری برای حل بحران "صندلی خالی" هستیم

مدیرکل دفتر گسترش آموزش عالی وزارت علوم در ادامه به بحران صندلی خالی در مراکز آموزش عالی کشور اشاره کرد و افزود: طی سالهای گذشته توسعه گسترده آموزش عالی در مناطق مختلف کشور را شاهد بودیم.

وی افزود: این توسعه به حدی بود که در سالهای 1384 تا 1392 تعداد مراکز آموزش عالی کشور دو برابر شد و با توجه به روند کاهشی دانشجویان در سالهای اخیر هم اکنون با بحث بحران صندلی خالی مواجه هستیم.

وی افزود: تعداد صندلی‌های خالی در رشته‌ها و مقاطع و دانشگاه‌های مختلف متفاوت است و بعضا در برخی مقاطع و رشته ها تا دو برابر تعداد دانشجویان ظرفیت خالی داریم.

مولایی با بیان اینکه آمارها در این زمینه از سراسر کشور در حال جمع آوری است، گفت: باید این آمارها تجزیه و تحلیل شده و براساس آن و برای استفاده از این پتانسیل و ظرفیت، طرح‌های کارشناسی داده شود و مجوزهای لازم از مراجع ذیصلاح گرفته شود.

وی با بیان اینکه نگاه وزارت علوم به موسسات آموشی عالی نگاه حمایتی است، گفت: تلاش ما این است با حمایت صورت گرفته از موسسات آموزش عالی، این مراکز دچار معضل اقتصادی نشوند.

مولایی خاطرنشان کرد: این حمایت‌ها تنها مسکن موقت است و درمان قطعی نیست و امیدواریم با اجرای طرح آمایش و نیز طرح ساماندهی مراکز آموزش عالی بتوان این معضل را برطرف کرده و توسعه رشته‌ها را هدفمند کرد.

مدیرکل دفتر گسترش آموزش عالی وزارت علوم در ادامه توجه به نیاز بازار را یکی از مهم‌ترین شاخص‌ها در تدوین رشته‌های تحصیلی عنوان کرد و افزود: بحث جدیدی که در این زمینه در حال پیگیری هستیم داشتن توجیه اقتصادی برای تدوین رشته تحصیلی است، به طوریکه باید مشخص شود فارغ التحصیلان آن رشته تحصیلی می‌توانند چه پتانسیل و توانایی داشته باشند و قرار است چه مشکلی از مشکلات کشور را رفع کنند و بازار کار آن چگونه خواهد بود.

وی ابراز امیدواری کرد، با اجرایی شدن طرح‌های مختلف در زمینه تدوین رشته‌ها و نیز ساماندهی مراکز آموزش عالی تحول مثبتی در زمینه اشتغالزایی فارغ التحصیلان دانشگاهی رخ دهد.

 جهاد دانشگاهی کرمانشاه بخوبی چرخه تبدیل ایده به ثروت را ایجاد کرده است

مولایی در ادامه با مثبت ارزیابی کردن عملکرد جهاد دانشگاهی کرمانشاه، گفت: خوشبختانه جهاد دانشگاهی همواره نهاد صف شکنی بوده و همواره در پی توسعه دانش و تکنولوژی بوده است.

وی افزود: ما سازمان جهاد دانشگاهی را متفاوت از سایر مراکز آموزش عالی می‌دانیم، زیرا این سازمان دارای عقبه پژوهشی بسیار خوبی است و رسالت اصلی آن بر بستر پژوهش و تولید دانش فنی قرار دارد.

مولایی تصریح کرد: خوشبختانه در جهاد دانشگاهی کرمانشاه نیز با قرارگیری موسسه آموزش عالی در کنار پارک علم و فناوری و نیز مرکز شتاب دهنده، توانسته چرخه خوبی در تبدیل ایده به ثروت ایجاد کند.

وی افزود: دانشجویان موسسه آموزش عالی جهاد دانشگاهی کرمانشاه وقتی پارک علم و فناوری و نیز مرکز شتاب دهنده را در کنار خود می‌بینند تشویق شده و انگیزه پیدا می‌کنند که هدفمند آموزش ببینند و تلاش می‌کنند در قالب یک فرد ایده پرداز و فردی که صاحب طرح و ایده است، فعالیت کنند.

مولایی تصریح کرد: ایجاد این شرایط در بسیاری دانشگاه‌های کشور می‌تواند به کاهش تعداد فارغ التحصیلان بیکار کشور تا حد زیادی کمک کند که در این زمینه جهاد دانشگاهی کرمانشاه به خوبی عمل کرده است.

مدیرکل دفتر گسترش آموزش عالی وزارت علوم خاطرنشان کرد: قرارگیری موسسه آموزش عالی جهاددانشگاهی کرمانشاه در کنار پارک علم و فناوری و نیز مرکز شتاب دهنده می تواند موجب تربیت دانشجویان و فارغ التحصیلان کارآفرین شود و شکل گیری این چرخه در تمامی مرکز آموزش عالی کشور می‌تواند کشور را آرام آرام به سمت تربیت دانشجویان کارآفرین سوق دهد.

پیشخوان

آخرین اخبار