همزیستی نیوز - بامداد فردا(دوشنبه) نام برندگان نهایی جایزه آکادمی اعلام می‌شود تا هشتاد و نهمین تندیس طلایی اسکار به بهترین دستاوردهای سینمایی در سال 2016 برسد. با اعلام فهرست برندگان اسکار بیش از چهار ماه گمانه‌زنی و تحلیل مداوم درباره برندگان نهایی این جایزه معتبر سینمایی به پایان می‌رسد. در این چند ماه و به‌ویژه در سه، چهار هفته اخیر حواشی بسیار زیادی دامنگیر دوره هشتاد و نهم اسکار شده و اجرایی شدن قانون جدید دولت آمریکا درباره ممنوعیت ورود اتباع هفت کشور، مناسبات و معادلات این دوره از جایزه اسکار را در بخش بهترین فیلم خارجی زبان به کلی تغییر داده است. در این بخش فیلم «فروشنده» آخرین ساخته کارگردان اسکاری ایران، ‌اصغر فرهادی که پیش از این جوایز بهترین بازیگری و بهترین فیلمنامه جشنواره کن را کسب کرده بود، یکی از نامزدهای پنج‌گانه است.

 در کنار فیلم فرهادی، «تونی اردمان» به کارگردانی «مارن آده» کارگردان زن آلمانی، «مردی به نام اُوِه» به کارگردانی «هانس هولم» سوئدی، «سرزمین مین» به کارگردانی «مارتین زاندولیت» دانمارکی و «تانا» به کارگردانی مشترک «بنتلی دین» و «مارتین باتلر» استرالیایی این شانس را داشته‌اند که در میان پنج نامزد نهایی کسب اسکار بهترین فیلم خارجی زبان باشند.تا پیش از روی کار آمدن دونالد ترامپ، به‌عنوان چهل و پنجمین رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، تحلیل‌ها و نظرسنجی‌ها درباره برندگان این بخش جایزه اسکار سه فیلم «مردی به نام اوه»، «فروشنده» و «تونی اردمان» را در کانون توجه قرار می‌داد. این در حالی بود که عمده منتقدان و کارشناسان سینمایی جهان توجه بیشتری به فیلم آلمانی تونی اردمان نشان می‌دادند و پیش‌بینی می‌شد که خانم مارن آده، فیلمساز آلمانی در روز هشتم اسفند بخت در دست گرفتن تندیس طلایی اسکار را داشته باشد، اما تغییر بزرگ سیاسی در آمریکا معادلات پیش‌بینی جایزه آکادمی را هم تغییر داد.

قانون جنجالی دولت ترامپ درباره ممنوعیت ورود اتباع هفت کشور به آمریکا و به دنبال آن تحریم حضور در مراسم اسکار از سوی تیم سازنده فیلم فروشنده، توجه‌ها را از تونی اردمان به فروشنده بازگرداند. بیانیه‌های متعددی از سوی برگزارکنندگان جایزه اسکار و سینماگران بزرگی در حمایت از فرهادی و در اعتراض به سیاست‌های ناسیونالیستی دولت ترامپ منتشر شد و در یک فرآیند چند هفته‌ای، روند پیش‌بینی‌ها تغییر کرد. حالا این فیلم «فروشنده» بود که با اختلاف بیش از 3 درصدی در مقابل فیلم تونی اردمان، شانس اول جایزه اسکار بود. هرچند که پیش‌بینی‌ها قطعیتی ندارند و هنوز تعداد قابل‌توجهی از پیش‌بینی‌ها به نفع تونی اردمان است، اما بعید نیست که اختلاف عمیق هالیوود و دولت ترامپ سرانجام موجب‌آن شود که‌دومین اسکار ایرانی هم در تاریخ سینما ثبت شود.به هر حال هرچه زمان به برگزاری مراسم اسکار و اعلام برندگان نزدیک‌تر شد، پیش‌بینی‌ها بیشتر به فروشنده متمایل شد.

درست در آستانه آغاز رای‌گیری نهایی اسکار، هاروی وینشتاین، تهیه کننده سرشناس هالیوود، از اصغر فرهادی حمایت کرد و کارگردانی او در «فروشنده» را تحسین کرد. او که در لندن سخنرانی می‌کرد، به شدت قانون جدید ترامپ را مورد انتقاد قرار داد و بارها به تمجید از ساخته اصغر فرهادی پرداخت. وینشتاین اگر قوی‌ترین تهیه کننده حال حاضر دنیا نباشد قطعا یکی از بزرگ‌ترین آنهاست. فردی که یک تنه کمپانی‌اش را در برابر هفت غول هالیوود، برادران وارنر، دیزنی، فاکس، کلمبیا، یونیورسال، پارامونت و متروگلدوین مه یر، نگه داشته و به سختی با آنها به رقابت می‌پردازد. پس از آن، نوبت به دیمین شزل، کارگردان فیلم «لا لا لند» رسید که به حمایت از «فروشنده» بپردازد. او که ساخته جدیدش با 14 نامزدی، یکی از رکوردداران تاریخ اسکار به حساب می‌آید، در مراسم جایزه انجمن کارگردان‌های آمریکا وقتی برای گرفتن جایزه‌اش روی سن آمد با اشاره به نام اصغر فرهادی و گفتن جمله «سینما یک زبان مشترک است.» به انتقاد از قانون ترامپ و حمایت از کارگردان ایرانی «گذشته» پرداخت.در ادامه شهرداری لندن اعلام کرد که ساعتی قبل از آغاز مراسم اسکار، به صورت رایگان، «فروشنده» را در فضای میدان مشهور ترافلگار، واقع در منطقه وست مینستر اکران می‌کند. شهرداری لندن در اعلامیه خودش این اقدام را تبلیغی برای نشان دادن آزادی اقلیت‌ها اعلام کرده است.

 بیانیه نامزدهای اسکار در اعتراض به ترامپ

اما اتفاق قابل توجه در این باره بیانیه‌ای بود که دیروز، نامزدهای این بخش جایزه اسکار نوشتند. سازندگان 5 فیلم نامزد بهترین فیلم غیرانگلیسی جوایز سینمایی اسکار در بیانیه‌ای مشترک، موج ناسیونالیسم را که در آمریکا و دیگر کشورها ریشه دوانده تقبیح کردند.بسیاری از کارشناسان معتقدند که انتشار این بیانیه برای کاهش حواشی موثر بر رای داوران اسکار بوده است. ترویج اتحاد و تاکید بر همدلی سینماگران رقیب در اسکار از مهم‌ترین ویژگی‌های این بیانیه بود.در این بیانیه آمده است:«به نمایندگی از تمامی نامزدها، به صورت متفق‌القول و قاطع، فضای متعصبانه و ناسیونالیسم موجود میان بخشی از جمعیت و متاسفانه سیاستمداران در آمریکا و بسیاری از دیگر کشورها را تقبیح می‌کنیم. ترس ایجاد شده به سبب تفکیک افراد براساس جنسیت، رنگ، مذهب و.. به‌عنوان وسیله‌ای برای توجیه خشونت موجب نابودی چیزهایی می‌شود که ما نه تنها به‌عنوان هنرمند، بلکه به‌عنوان انسان به آنها بستگی داریم: تنوع فرهنگ‌ها، فرصت غنی‌شدن با چیزی که ظاهرا «خارجی» است و اعتقاد بر اینکه مواجهات انسانی ما را به سویی بهتر سوق می‌دهند.

این دیوارهای تقسیم‌کننده مردم را از تجربه چیزی ساده اما بنیادین محروم می‌کنند و آن کشف این موضوع است که ما خیلی متفاوت نیستیم. بنابراین ما از خودمان پرسیده‌ایم سینما می‌تواند چه کاری انجام دهد؟ اگر چه ما نمی‌خواهیم در قدرت سینما مبالغه کنیم، معتقدیم که هیچ رسانه دیگری چنین بینش عمیقی به شرایط دیگر انسان‌ها ندارد و احساسات ناآشنا بودن را به کنجکاوی، همدلی و دلسوزی تبدیل می‌کند، حتی برای کسانی که به ما گفته‌ شده دشمن ما هستند. صرف‌نظر از اینکه چه کسی برنده شود ما از تفکر بر اساس مرزها اجتناب می‌کنیم. ما معتقدیم چیزی به عنوان بهترین کشور، جنسیت، مذهب و رنگ پوست وجود ندارد و می‌خواهیم این جایزه نمادی از اتحاد بین‌الملل و آزادی برای هنر باشد. حقوق انسانی چیزی نیست که آن را تقاضا کنید و به سادگی برای همه وجود دارد، به همین دلیل ما این جایزه را به تمام مردم، هنرمندان، روزنامه‌نگاران و فعالانی تقدیم می‌کنیم که برای ترویج اتحاد و درک و همچنین برای حمایت از آزادی بیان و شأن انسانی تلاش می‌کنند، ارزش‌هایی که این روزها محافظت از آنها از هر زمان دیگری حائز اهمیت‌تر است.»

 پیام ویدئویی فرهادی برای تجمع هنرمندان

از سویی دیگر هنرمندان وسینمادوستان آمریکایی در یک گردهمایی که بیرون ساختمان آژانس سینمایی UTA در بورلی هیلز برگزار شد، به سیاست‌های دولت ترامپ اعتراض کردند و پیام ویدئویی اصغر فرهادی را نیز که به همین دلیل ضبط شده بود برای حاضر ان پخش کردند. اصغر فرهادی در این پیام ویدئویی گفت:‌ «در زمانی که سیاستمداران تلاش می‌کنند تا از راه جدایی انداختن میان فرهنگ‌ها، ادیان و ملیت‌ها تنفر را تبلیغ کنند، مایه دلگرمی است که جامعه سینما برای نشان دادن مخالفت خود، مردم را در نمایشی از اتحاد گرد هم آورده است.» او ادامه داد: «امیدوارم این اتحاد ادامه داشته باشد و به نبرد با دیگر بی‌عدالتی‌ها کشیده شود. فیلم‌سازان با چرخاندن دوربینشان به سمت ویژگی‌های مشترک انسانی و ضبط کردن آنها می‌توانند کلیشه‌ها را از میان ببرند.» آژانس سینمایی UTA چندی پیش اعلام کرده بود که در اعتراض به فرمان اجرایی تبعیض‌آمیز ترامپ و در حمایت از اصغر فرهادی مهمانی پیش از مراسم اسکار را لغو کرده است و به جای آن یک گردهمایی اعتراضی برگزار خواهد کرد.

منبع: دنیای اقتصاد

همزیستی نیوز - بیست و هشتمین نشست هم‌اندیشی ویرایش با موضوع نگارش و دستور زبان، با حضور اساتید برجسته در انتشارات فنی ایران برگزار شد.

به گزارش ایسنا در این نشست، که چهارشنبه، چهارم اسفندماه برگزار شد، استاد علی صلح‌جو ریاست جلسه را بر عهده داشت و دکتر علاءالدین طباطبایی، دکتر امید طیب‌زاده و محمدمهدی مرزی سخنرانان این جلسه بودند. اولین سخنران، دکتر علاءالدین طباطبایی، زبان‌شناس، نویسنده و مترجم به صحبت درباره ی چیستی نگارش پرداخت و گفت: "زبان‌شناسان به دلایل متعدد، گفتار را بر نوشتار مقدم می‌دانند. تاریخ یکی از این دلایل است؛ زیرا انسان اندیشمند از همان ابتدا برای برقراری ارتباط نیاز به زبان داشته، در صورتی‌که  خط حدود 10 هزار سال است که بوجود آمده است. دلیل دیگر هم زمانی است؛ کودکان ابتدا زبان گفتار را می‌آموزند، سپس زبان نوشتار را. علاوه بر آنکه افرادی در جامعه هستند که نانویس هستند یعنی بیسواد هستند. نمی نویسند ولی صحبت می کنند. در باب اهمیت گفتار بر نوشتار در تمدن بشر، جای بحث است و نوشتار در تمدن بشر اهمیت بسیاری دارد."


وی افزود: "می‌توان از دیدگاه تفکر به زبان نگریست؛ آنگاه می‌بینیم که بدون زبان نمی‌توان فکر کرد. مخصوصاً هنگامی که تفکر انتزاعی می شود، قطعاً باید از زبان استفاده کرد."

او دو کارکرد اساسی زبان را ابزار ارتباط با دیگران و ابزار تفکر دانست و درباره رابطهء تفکر و نوشتار اظهار کرد: "گفتار عموماً یک عمل ناخودآگاهانه است، اما نوشتار قطعاً از روی تفکر و تامل صورت می‌گیرد؛ پس اگر بگوییم زبان در تفکر نقش مهمی دارد و نوشتار هم از روی تفکر صورت می‌گیرد می‌توان رابطه بین نوشتار و تفکر را فهمید و اهمیت نوشتار را درک کرد."

وی در ادامه گفت: "نوشتار به بشر حافظه تاریخی داده است. اگر بشر نوشتار نداشت، انتقال سینه به سینه بود و حتی ممکن بود مطالب اشتباه نقل شوند. نوشته ها به حافظه تاریخی بشر کمک شایانی کرد و انباشت علم نتیجه اختراع نوشتار است."

همچنین او دربارهء تفاوت توجه بشر به قواعد دستوری زبان در گفتار و نوشتار سخن گفت که گفتار به قواعد دستوری توجهی نمی‌کند اما در نوشتار برعکس است و حتی اشتباه هم می‌کند و مثالی از یک بیت شعر معروف حافظ می‌زند که می‌گوید:
گوهر پاک بباید که شود قابل فیض/ ورنه هر سنگ و گلی لولوء و مرجان نشود
درصورتی که باید می‌گفت "بشود". وی معتقد است این نوع اشتباهات در ترجمه‌ و تالیف‌ها بسیار زیاد است.

به نظر طباطبایی نوشتار رسانه ای متفاوت از گفتار است و نیازمند آموزش آگاهانه است زیرا باعث اشتباه کردن ما در دستور زبان می‌شود.

وی افزود که هرچه بین گفتار و نوشتار کمتر فاصله باشد بهتر است اما به هرحال این دو، دو نوع رسانه مختلف هستند و ما نمی‌توانیم قواعد رسانه گفتار را در رسانه نوشتار اعمال کنیم.

نکته مهمی که طباطبایی بدان اشاره کرد تفاوت گفتار با نوشتار است زیرا نوشتار کندتر تغییر می‌کند. نقش نوشتار ایجاد ارتباط بین نسل‌های مختلف است. پس نوشتار برای ایجاد این ارتباط باید ثابت باشد. وقتی می‌توانیم نثر سعدی، فردوسی، حافظ را بخوانیم و بفهمیم نشان از همین نوع ارتباط دارد.

وی درباره تغییرات زبان گفت: "در زبان چیزی به نام تکامل وجود ندارد بلکه تغییر و تحول دائمی است. زبان‌ها دستگاه‌های پیچیده‌ای هستند که برای انتقال اطلاعات بکار می‌روند و اینکه ما می‌توانیم سعدی بخوانیم و بفهمیم مختص زبان فارسی نیست. درباره دیگر زبان های دنیا هم اینگونه است.

دکتر امید طبیب‌زاده، زبانشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا، دومین سخنران این محفل، درباره "بررسی شکسته‌نویسی در داستان های معاصر فارسی" سخنانی ایراد کرد.

وی دو نوع تغییر آوایی در زبان را نام برد. یکی تغییر در درون یک گونه واحد زبانی است که بصورت ناخودآگاه شکل می گیرد. نوع دوم تغییر در درون یک زبان نیست بلکه در دو گونه متفاوت یک زبان است. تلفظ های متفاوتی که به سبک مربوط می شود را شکسته می‌گوییم و دیگر موارد، شکسته محسوب نمی‌شود.

او در ادامه، سؤالی مطرح کرد که آیا در دیالوگ‌های داستان‌ها و آثار ادبی باید به لغز نوشتار بنویسیم یا اینکه می‌توانیم به زبان گفتار هم بنویسیم؟ و گفت: "پاسخ‌های متفاوتی به این سوال داده شده است؛ ابوالحسن نجفی صراحتا گفت هیچ کس نباید شکسته بنویسد. اما منوچهر انور نظری متفاوت داشت و همچنین علی صلح‌جو نیز اصولی را برای شکسته‌نویسی بیان کرد.

دکتر طبیب‌زاده با بررسی 51 اثر از سال 1300 تا 1395 با موضوع شکسته نویسی، نتیجه گرفت که داستان‌نویسان ایرانی در ابتدا داستان را مانند نثر و نظم قدیم یعنی بدون شکستن کلمات می‌نوشتند و زمانی که با این تمهید ادبی آشنا شدند، به تدریج آن را بیشتر به‌کار گرفتند. در فاصله سال‌های 20 تا اواسط دهه 40 استفاده از این تمهید به اوج خود رسید و سپس رفته‌رفته از میزان استفاده آن کاسته شد و در دو دهه اخیر این میزان، روی 7 درصد ثابت ماند. در نوشتن  فعل‌ها، شکسته نویسی بیشتر است زیرا تفاوت سبکی را می‌رساند و قاعده کاهش هجا هم در آن مشهود است.

وی در پایان پیشنهاد داد باید کلمات پرکاربرد را شناسایی کنیم و صورتی برای شکسته کردن آنها به دست آوریم و آنها را در فرهنگ های فارسی بیاوریم تا تثبیت شود.

"نیاز ویراستار به دستور زبان و حد دستوردانی او" موضوع سخنرانی محمدمهدی مرزی، آخرین سخنران این جلسه بود. او دو دیدگاه را بر دستور زبان حاکم دانست؛ یکی دستور زبان سنتی (تجویزی) و دیگری دستور زبان مبتنی بر یافته‌های زبان شناختی (توصیفی). بنا به نظر وی، شخصیت بخشی (صنعت تشخیص) یکی از مسائل دست و پاگیر دیگر برای ویراستاران است؛ آیا می‌توانیم بگوییم "سرمای هوا، مدارس را تعطیل کرد"؟ یا باید بگوییم "سرمای هوا باعث تعطیلی مدارس شد." 

وی در ادمه به بیان دیگر مسائل پیش‌روی ویراستاران اشاره کرد و گفت: "نکته دیگر، استفاده از "را" قبل از فعل است که در محاوره زیاد به کار می رود. در صورتی‌که در نوشتار بعد از مفعول استفاده ‌می شود."

نکته دیگر، استفاده از کلماتی مانند "گاها" و "خواهشا" است که در گفتار رواج دارد و  به مدد تنوین عربی قیدهای جدید ساخته می‌شود. سالها واژه "اما" همواره اول جمله می‌آمد برای آنکه سرنخی به خواننده بدهد. اتفاقی حادث می شود و به یکی دو کلمه بعد منتقل می شود که روزنامه‌نگاران بیشتر از این نوع نگارش استفاده می‌کنند.

وی در ادامه همین بحث گفت: "جمع بستن اسم جنس نوع دیگری از تغییر است که به‌سبب ترجمه به کرات بوجود آمده است، در صورتی‌که در دستور زبان سنتی با جمع بستن، اسم جنس، معرفه می‌شود؛ اسم جنس به صورت مفرد زیبا است و نشان‌دهنده ذوق نگارنده است."

وی در پایان تعریفی از دستور زبان ارائه می‌دهد و می‌پرسد آموختن دستور زبان چه کمکی به دانش ناخودآگاه می‌کند و پاسخ این سؤال خود را در مقاله دکتر حسین سامعی که خود زبانشناس است، می‌یابد. در این مقاله، سامعی با طرح این پرسش که ویراستار تا کجا به دستور زبان نیاز دارد، به بررسی نسبت میان ویرایش و دستوردانی می پردازد؛ دستور را دانش ناآگانه زبان می داند؛ بدین معنی که با اتکا به این توانایی، فرد می تواند عبارتهای زبانی- به ویژه زبان مادری اش- را دریابد.

وی ضمن بی معنا دانستن آموزش دستور زبان، معتقد است که وقوع خطا در زبان امری عادی است و اتفاق می افتد. عده ای نظیر کودکان به علت عدم تسلط بر کاربرد زبان مرتکب خطا می شوند. خطا یا سهوی است و یا عمدی؛ خطای سهوی خطایی است که غالباً خود فرد هم در بازگشت به مطلب به آن پی می برد اما خطای عمدی یک خطای زیبایی شناختی است که ممکن است به تفاهم آسیب بزند.

دکتر سامعی با توضیح "واجبات زبانی" و "ممکنات دستوری" ادامه می دهد؛ آنچه ویراستار باید بداند دانش ممکنات دستوری است. او مانند هر سخنگویی واجبات را می داند و بعد از قرار گرفتن در ساحت جهان ذهنی نویسنده، نیازمند داشتن دانش و بینشی درباره صورت ها و قواعد موازی زبان و دستور است؛ دانش و بینش، همان امکانات زبانی است که در هیئت گونه های زبانی، همزمان متجلی می شوند.

ادامه جلسه به پرسش و پاسخ در باب ویراستاری، شکسته نویسی و... گذشت.

جلسات هم‌اندیشی ویرایش به همت انتشارات فنی ایران برگزار می‌شود.

همزیستی نیوز - علیرضا لبش می‌گوید: چیزهایی که به عنوان طنز در فضای مجازی منتشر می‌شود بیشتر به سمت مسخره‌بازی پیش می‌رود.

این شاعر و طنزپرداز در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان این‌که هر اتفاقی وجوه مثبت و منفی دارد، درباره تأثیر فضای مجازی بر طنز گفت: ما دچار عقب‌ماندگی فرهنگی هستیم و عقب‌ماندگی فرهنگی فحش نیست؛ مسئله است، عقب‌ماندگی فرهنگی یعنی یک فرهنگ مادی وارد کشور می‌شود اما فرهنگ معنوی آن وارد نمی‌شود.

او در ادامه افزود: تلفن همراه و شبکه‌های مجازی در کشور ما تولید نشده بلکه وارد جامعه شده‌اند اما متأسفانه فرهنگ استفاده از آن‌ها وارد کشور ما نشده است. جامعه ما بیشترین استفاده را از فضای مجازی در دنیا دارد و مردم ساعت‌های زیادی برای آن وقت می‌گذارند اما در جوامع دیگر زمان محدودی برای آن صرف می‌شود و افراد صرفا برای انجام کارهای شخصی‌شان به آن مراجعه می‌کنند. این موضوع در ایران به معضل اجتماعی تبدیل شده است.

لبش خاطرنشان کرد: کسانی که فرصت ابراز وجود نداشتند و درگیر مافیای نشر بودند با آمدن فضای مجازی این فرصت را پیدا کردند. ما قبلا در صنعت نشر و پخش کتاب دچار هژمونی بودیم که بعد از آمدن فضای مجازی این هژمونی تا حدی شکست. وبلاگ نوشتن خوب بود، در واقع فضای عاقلانه و معتدلی بود؛ اما با رفتن به سمت تلگرام و اینستاگرام، این فضای عاقلانه از بین رفت و لایک و فالوئر معیار خوب بودن اثر و هنرمند شد.

او با تأکید بر این‌که فضای مجازی تبعات منفی بسیاری داشته است، اظهار کرد: حتی زبان معیار جامعه عوض شده و زبان تلگرامی و اینستاگرامی رایج شده است. روزنامه‌نگاران مجبور شده‌اند از اصطلاحات تلگرام و اینستاگرام استفاده کنند و در واقع فضای مجازی قوانین خود را بر ما دیکته کرده است. فضای مجازی زندگی و ادبیات ما را دچار دگرگونی کرده، البته دگرگونی چند صباح دیگر خود را در کتاب‌ها نشان می‌دهد و به فرهنگ غالب جامعه ما تبدیل می‌شود.

علیرضا لبش همچنین در ارزیابی شب‌های شعر طنز، با بیان این‌که شب‌های ‌شعر طنز باعث آشنایی بیشتر مردم با شعر طنز می‌شود اظهار کرد: طنز مانند سوپاپ اطمینان در جامعه عمل می‌کند، یعنی باعث می‌شود ناراحتی‌، خشم‌ و عصبانیت‌ مردم با زبان نرم و آرام‌تری گفته شود و مردم این خشم ‌و عصبانیت ‌و انتقادها را با زبان طنز بشنوند و بخندند و حالشان بهتر شود.

این شاعر و نویسنده افزود: هدف اصلی طنز مطرح کردن مشکلات مردم و رساندن انتقاد ‌آن‌ها به گوش جامعه، سیاستگذاران و دست‌اندرکاران امور است و هدف فرعی آن ایجاد زیبایی و لذت هنری و در نهایت ساختن فرصت التذاذ هنری در قشر فرهیخته و شکل دادن سرگرمی برای عامه مردم است. در جامعه ما تقریبا سرگرمی خاصی وجود ندارد و این شب‌های شعر برای مردم نعمتی است.

لبش درباره آسیب‌های این شب‌های ‌شعر گفت: گاهی اوقات شب‌های شعر طنز از هدف اصلی خود یعنی حالت جدی و انتقادی دور می‌افتد و هدف فرعی ایجاد سرگرمی، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. همچنین به خاطر فضایی که در این شب‌های شعر وجود دارد و مخاطبان پرورش‌نیافته‌ای که در این برنامه‌ها حضور پیدا می‌کنند، آثاری را از طنزپردازان طلب می‌کنند که در آن‌ها وجه انتقاد کمتر و وجه سرگرمی بیشتر وجود دارد، این مسئله باعث می‌شود برخی طنزپردازان بر اساس سلیقه مخاطب شعر بگویند. وقتی میل مخاطب بر سلیقه هنری هنرمند بچربد، از شکل ادبی و هنری اثر کاسته می‌شود و اثر به سمت دادن پیام مستقیم و به هر قیمتی به خنده انداختن مخاطب پیش می‌رود. در این صورت، بر اساس سیاستگذاری مدیران این شب‌های شعر، بیشتر طنزپردازانی به این محافل راه پیدا می‌کنند که خنده بیشتری از مخاطب بگیرند و بیشتر این برنامه‌ها به یک شو شاد تبدیل می‌شود.

او با بیان این‌که کارکرد برگزاری برنامه‌ها در فرهنگسراها و دانشگاه‌ها متفاوت است، خاطرنشان کرد: برخی برگزارکنندگان محافل شعر طنز تفاوت طنز و فکاهه را نمی‌دانند. فرهنگسراها به دلیل داشتن مخاطب از هر سن، جنس و قماشی به دنبال یک فکاهه‌پرداز می‌روند و مخاطب آن‌ها نیز چنین چیزی می‌خواهد. اما این مسئله در دانشگاه‌ها هم نفوذ کرده است. کسانی هم که به دانشگاه‌ها دعوت می‌شوند، عموما فکاهه‌پردازند. درحالی‌که دانشجو با مخاطب عادی فرق می‌کند؛ دانشجو یک مخاطب فرهیخته است و ما باید برای او شعر طنز بخوانیم و او را با شعر طنز آشنا کنیم. عموما مسئولان به دنبال برگزاری یک برنامه پرمخاطب با جو شاد هستند و هیچ‌کدام به فکر مخاطب‌سازی و پرورش مخاطب نیستند. مخاطب باید با شعر طنز مواجه شود و زیبایی‌ها و ظرافت‌های آن برایش تشریح شود تا سلیقه‌اش دیگر آثار نازل‌تر را قبول نکند.

این طنزپرداز درباره تأثیر جشنواره‌ها بر طنز با اشاره به کارکرد این جشنواره‌ها گفت: کارکرد اول این است که استعدادهای جدید در حوزه طنز را که دیده نمی‌شوند و امکان دیده شدن ندارند، کشف و معرفی می‌کنند و برای آن‌ها فرصتی ایجاد کنند که کارشان شنیده و خوانده شود. کارکرد دیگر این است که طنزپردازان از کارگاه‌هایی که در کنار این جشنواره‌ها برگزار می‌شود استفاده کنند و با استادان این حوزه آشنا شوند و ارتباط متقابلی بین طنزپردازان شکل بگیرد.

او ادامه داد: کارکرد سوم این جشنواره‌ها که کارکرد پنهانی است و در همه جای دنیا مرسوم است این است که جشنواره‌ها یکی از منابع درآمد هنرمندان به غیر از چاپ کتاب و نوشتن برای مطبوعات هستند.

لبش در عین حال درباره آسیب‌های برگزاری جشنواره‌ها اظهار کرد: برخی شاعران کارشان شده رصد کردن جشنواره‌ها و شعر گفتن برای آن‌ها. شده‌اند جشنواره‌زی و با پول جشنواره‌ها زندگی می‌کنند.

او با بیان این که جشنواره‌ها ذائقه شاعران را عوض می‌کنند، گفت: جشنواره‌ها شاعران را به سمت سفارش‌پذیر شدن و موضوع‌پذیر شدن می‌برند. طنزپرداز کار خودش را ارائه نمی‌دهد و بر اساس ذائقه داور شعر می‌گوید.

او در ادامه اظهار کرد: برخی از داوران برای مخاطب ذائقه می‌سازند و در جشنواره‌ها ذائقه‌سازی اتفاق می‌افتد که بعد از مدتی همه شاعران جوان مثل هم شعر می‌گویند؛ شعری که مورد پسند داوران جشنواره‌هاست. داوری که در همه جشنواره‌ها حضور دارد ذائقه مخاطب و ذائقه شاعر جوان را شبیه ذائقه خود می‌کند. در نگاهی کلی‌تر تقریبا ۹۰ درصد کتاب‌های پرفروش شبیه به هم و شبیه ذائقه داورانی خاص هستند و این مسئله، تفاوت سلیقه در هنر را که اصل اساسی است از بین برده است.

این طنزپرداز در بخش دیگری از این گفت‌وگو با بیان این‌که چیزی به عنوان برنامه‌های طنز تلویزیون نداریم گفت: آن‌چه در تلویزیون به اجرا مربوط می‌شود کمدی است. در سریال‌های طنز با سیت کام کمدی مواجهیم و در برنامه‌هایی مانند «خندوانه» و «دورهمی» استدآپ کمدی اجرا می‌شود و چیزی به عنوان طنز وجود ندارد. طنز یک مقوله نوشتاری است و وقتی وارد فضای سینما و تلویزیون می‌شود نامش می‌شود کمدی.

لبش با اشاره به برنامه مشاعره طنز «قندپهلو» اظهار کرد: از ابتدا مخالف این مسئله بودم که شعر طنز در تلویزیون به مسابقه گذاشته شود. برنامه «قندپهلو» یک شو شاد تلویزیونی موفق است که دست‌اندرکارانش کار خودشان را بلد هستند. مردم ما واژه طنز را با «قندپهلو» شناختند. از این لحاظ خوب بود اما این برنامه درباره ماهیت طنز آدرس غلط به مخاطبان داد. البته قصد سازندگان آن برنامه این نبود و قصدشان ساختن یک شو تلویزیونی بود و در کنارش می‌خواستند مردم با طنز آشنا شوند اما در نهایت به نظر من نتیجه‌ای را که می‌خواستند نگرفتند و به اهدافشان نرسیدند. نمی‌دانم شاید هم ایشان به هدفشان رسیده باشند اما به نظر من طنز و طنزپردازان از این برنامه طرفی نبستند و در کل تاثیر مثبتی در روند طنز نداشت.

او در پایان ابراز امیدواری کرد طنزپردازان به تعریف درستی از طنز برسند و طنز درست را معرفی کنند و گفت: طیف‌های مختلفی در طنز داریم که اختلاف سلیقه و نظر و حتی اختلاف عقیده دارند. این اختلاف‌ها خوب است و باعث رشد می‌شود اما این‌ها نباید باعث دشمنی شود. طنزپردازان موجودات در حال انقراضی هستند و هیچ نهادی از آن‌ها حمایت نمی‌کند، امیدوارم همه طنزپردازان بتوانیم زیر یک سقف جمع شویم و بتوانیم کانون یا انجمن صنفی برای خود تاسیس کنیم و از یکدیگر حمایت کنیم.

همزیستی نیوز - مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه هرمزگان گفت: برای استانی مانند هرمزگانی با این نوار ساحلی طولانی صفر بودن امکانات ورزش دریایی مایه خجالت است و باید به دنبال ایجاد ظرفیت لازم در زمینه توسعه این امر باشیم.

به گزارش ایسنا، منطقه خلیج‌فارس، حجت‌الاسلام محمد عبادی زاده شامگاه پنج‌شنبه(28 بهمن) شامگاه پنج‌شنبه(28 بهمن) در نشست جمعی از صاحب‌نظران سیاسی و علمی استان با احمد مرادی، افزود: متأسفانه در استان هرمزگان توجهی به رشته‌های دانشگاهی مرتبط با نیاز استان نمی‌شود و در مسیری گام برمی‌داریم که در حال حاضر با فارغ‌التحصیلانی مواجه هستیم که شاید کاری برای آن‌ها وجود نداشته باشد.

وی بابیان اینکه نمونه این ناهماهنگی ایجاد رشته‌های دانشگاهی است که با ظرفیت استان همخوانی ندارد و روی دست دولت مانده است، تصریح کرد: دانشگاه‌های استان باید براساس نیازسنجی مناسب از رشته‌های شغلی در هرمزگان شکل‌گرفته و دانشجو بپذیرند.

این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه رشته‌های دانشگاهی دیمی ایجادشده‌اند، خاطرنشان کرد: بنده در دانشگاه هرمزگان تدریس می‌کنم و در این دانشگاه درجایی که باید از وجود رشته فقه و حقوق دفاع کنم اما به‌صراحت باید بگوییم دانشگاه هرمزگان رشته فقه و حقوق نمی‌خواهد زیرا نیازهای استان به این رشته همخوانی ندارد.

وی اضافه کرد: به‌جای این رشته‌ها که نقشی در همراهی با ظرفیت‌های استان ندارند باید رشته حقوق دریا، حقوق تجارت، حقوق حمل‌ونقل و سایر رشته‌هایی که ظرفیت آن در استان فراهم است، ایجاد شود تا به حقوق خود آشنا و بتوانیم از ظرفیت‌های استان دفاع کنیم و بدانیم که از چه حقوقی برخورداریم.

مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه هرمزگان ادامه داد: سهم هرمزگان از توسعه نباید مشکلات جانبی آن از جمله مخاطرات زیست‌محیطی باشد بلکه به تناسب ظرفیت‌ها باید توسعه در مفهوم واقعی اتفاق بیفتد.

عبادی زاده در ادامه بابیان اینکه سال‌هاست مصیبت غم‌انگیز فروش نرفتن محصولات کشاورزی را داریم، خاطرنشان کرد: توسعه صنایع تبدیلی می‌تواند به این بحران پایان دهد که این ظرفیت باید در بستر توسعه استان ایجاد شود.

این مسئول همچنین گفت: در واقع نقشه و برنامه مدونی برای آینده استان نداریم و باید کمیته‌های راهبردی مردمی با محوریت صاحب‌نظران و نخبگان فعال شوند و مطالبه گری کنند.

وی خاطرنشان کرد: برای مطالبه گری در چارچوب قانون و هنجارهای جامعه، باید یقه گرفت و حقوق حقه مردم را طلب کرد تا منافع مردم روی زمین نماند.

حجت‌الاسلام عبادی زاده با اشاره روند نگران‌کننده آمار طلاق در استان هرمزگان و سست شدن بنیان خانواده در آن، افزود: نسبت ازدواج به طلاق در برخي شهرهاي استان سه‌به‌یک بوده و فاجعه است و باید هشدار دهیم که توسعه كليساهاي خانگي و فرقه‌ها در هرمزگان باید جدی گرفته شود و اگر فکری به حال آن نشود در آینده به مشکلی جدی برمی‌خوریم.

این استاد دانشگاه هرمزگان با تأکید بر غفلت از ظرفیت گردشگری ساحلی، خاطرنشان کرد: امکانات استان در زمینه توسعه ورزش‌های ساحلی صفر است و برای استانی با داشتن این نوار ساحلی خجالت‌آور است که در ورزش‌های ساحلی حرفی برای گفتن نداشته باشد.

وی ادامه داد: امکانات استان در این زمینه صفر است و زمانی که سری به ساحل بندرعباس بزنیم فقط نباید انتقاد کرد که بیاید جلوی اختلاط را بگیرید، باید ظرفیت آن را هم ایجاد کنیم تا بانوان مجبور نباشند با لباس به دریا بروند و شنا کنند و این نیاز هرمزگان است که برای بانوان ظرفیت و زیرساخت لازم فراهم نشده است.

حجت‌الاسلام عبادی زاده تصریح کرد: بانک جامع اطلاعاتی که می‌تواند محور برنامه‌های توسعه استان باشد نداریم و با تغییر دولت‌ها تاریخ‌مصرف اطلاعات تدوین‌شده هم تمام می‌شود و دردی از توسعه متوازن دوا نمی‌کند.

وی در پایان گفت: در شاخص‌های فرهنگی از جمله پاسداری از ظرفیت فرهنگ بومی و اصیل هم برنامه جامعی نداریم و طرح‌های اقتصادی پیوست فرهنگی ندارند، طبعأ وقتی برنامه نباشد انحراف هم دور از انتظار نیست.

همزیستی نیوز - «برنده جایزه ویژه هیات داوران رسانه رسمی را متهم به تحقیر و نفی و انکار سینما کرد. در این یادداشت ۱۰ نکته در باب این نامهربانی برشمرده شده است.»

مهرداد خدیر در عصر ایران نوشت: «وقتی صداوسیما مدام فیلم‌های هالیوودی را تبلیغ و پخش می‌کند معلوم است که برای سینما برنامه‌ای می‌گذارند که مدام در حال تخریب سینمای ایران است و به توهین و حاشیه‌سازی می‌پردازد. تلویزیون از تحقیر، توهین، نفی، انکار، طرد و سرکوب سینما دست بردارد و این موضع خصمانه را پایان دهد.» اینها سخنان علیرضا داوودنژاد، کارگردان نام‌آشنای سینمای ایران، در آیین اختتامیه سی‌وپنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر است که پس از دریافت جایزه ویژه هیات داوران و در انتقاد از رویکرد و رفتار صداوسیما در قبال سینما بر زبان آورد. او خود امسال با فیلم «فراری» در جشنواره شرکت کرده بود و جایزه بهترین بازیگر مرد نقش اول نیز به محسن تنابنده، بازیگر همین فیلم تعلق گرفت.

تلویزیون رسمی البته این برنامه را با تأخیر پخش کرد و و همان گونه که پیش‌بینی می‌شد، این سخنان را نپسندید و به قیچی سانسور سپرد. اما چرا «سیما» تا این اندازه با «سینما»ی ایران نامهربان است؟ مگر سینمای ملی بخشی از تولید ملی و فرهنگ ملی نیست که رسانه رسمی از بام تا شام داعیه‌دار آن است؟

در چرایی نامهربانی و به تعبیر آقای داوودنژاد مواضع خصمانه «سیما» علیه «سینما» این موارد را می‌توان برشمرد:

۱- هرگاه دولتی غیر اصولگرا بر سر کار بیاید که مواضع اصلاح‌طلبانه یا اعتدالی دارد، این نامهربانی فزونی می‌گیرد. چون سینما و جشنواره فجر را ذیل وزارت ارشاد و دولت یا متعلق به سپهر عمومی جامعه و خارج از اراده یا علاقه یا سلیقه خودشان می‌دانند و نمی‌خواهند به آن بها و رسمیت بدهند یا در زمره موفقیت‌های دولت به حساب آید. این در حالی است که بار اصل بر دوش بخش خصوصی است.

۲- نگاه مدیریت تلویزیون رسمی به هنر اساسا ایدیولوژیک است و از این رو تنها بخش ایدیولوژیک سینما یا جنبه‌های عوام‌پسندانه آن را می‌پسندند. از این رو به جز چند کارگردان خاص که نیاز به ذکر نام‌شان نیست، دیگران یا دعوت نمی‌شوند یا اگر هم دعوت شوند، در برنامه هفت آماج حملات و انتقادات مجری و کارشناس قرار می‌گیرند.

نکته جالب این که آن قدر که از تلویزیون ایران فیلم‌های آمریکایی پخش می‌شود، فیلم‌های اروپایی را که با فکر و اندیشه سر و کار دارد، کمتر شاهد هستیم.

۳- یکی از بهانه‌ها نوع پوشش خانم‌های بازیگر است. این در حالی است که در فیلم‌های خارجی زنان همین حجاب حداقلی را هم ندارند ولی ظاهرا آن فیلم‌ها بلااشکال است و بازیگر نیز جدای جامعه نیست و فیلمساز هم از جامعه تأثیر می‌پذیرد.

۴- شماری از کارگردانان و بازیگران سینما اهل کنش‌های سیاسی یا اجتماعی‌اند که خاصه در موسم انتخابات پر رنگ می‌شود. گرایش غالب رسانه رسمی اما به سوی اصولگرایان رادیکال است و طبعا دوست ندارند این کارگردانان و بازیگران به عنوان گروه‌های مرجع اجتماعی شناخته شوند. بنا بر این از آنان کمتر دعوت می‌کنند تا مایه شهرت بیشتر آنان نشوند.

۵- بخشی از نیروهای سنتی با اصل سینما مشکل دارند و شاید رسانه رسمی می‌خواهد دل آنها را به دست آورد. این در حالی است که دو شبکه «آی فیلم» و «نمایش» مدام فیلم و سریال پخش می‌کنند و نیاز به خوراک دارند و نمی‌توان از الگوی عربستان - که سینما ندارد - تبعیت کرد. ایران از نظر تولید فیلم که در برخی سال‌ها سر به ۱۴۰ فقره می‌زند، مقام اول را در منطقه دارد و قابل قیاس با عربستان سعودی نیست که مجهز به همه وسایل مدرن است اما حتی یک سالن سینما هم ندارد.

۶- توجه تلویزیون به سینمای ملی موجب رونق و فروش فیلم‌ها می‌شود و این به استقلال آنان یاری می‌رساند. آن وقت کی بیاید برای سریال‌های تلویزیونی و امثال «معمای شاه» بازی کند؟

در نوروز ۹۵ که آگهی‌های فیلم‌های سینمای ایران از شبکه‌های پربیننده ماهواره‌ای پخش شد، سینما هم به فروش بالایی دست یافت. شاید هم می‌خواهند بگویند باید به ما پول بدهید تا درباره شما بگوییم. نگاه تجاری به فرهنگ یا تجاری‌سازی فرهنگی که در سال‌های اخیر سیطره یافته، شاید به کجا سرایت نکرده که به جام جم تسری نیافته باشد؟

۷- در رسانه رسمی بیش از برنامه و راهبرد، چند اراده فائقه وجود دارد و سلیقه آنهاست که می‌چربد و چنان شهرت دارند که نیاز به معرفی‌شان نیست. اگر اراده کنند تهیه‌کننده‌ای فرصت سر خاراندن ندارد و اگر اراده کنند، همان تهیه‌کننده بیکار می‌شود و تنها کار او شاید این باشد که روزها را در پشت درِ اتاق آن مدیر یا زیردستان برای دریافت مجوز بگذراند. یک مدیر ارشد خوشش می‌آید برنامه هفت را فریدون جیرانی اجرا کند ولی او و همکاران و تیم او که می‌روند جیرانی هم باید جای خود را به گبرلو بدهد و قبلی که بازمی‌گردد نوبت به بهروز افخمی می‌رسد.

در این میان تنها استثنا عادل فردوسی‌پور است که چون فوتبال با فکر و سیاست سر و کار ندارد، تحمل می‌شود اما هم او نیز اگر گاهی پای خود را از گلیم تعریف شده، درازتر کند، تذکر می‌گیرد.

۸- سر و کار سینما با طبقه متوسط است. بیشتر سینماروها از طبقه متوسط‌اند که از نگاه سیاسی و اجتماعی آنها دولت و مجلسی شکل گرفته که باب میل نگاه سیاسی حاکم بر رسانه رسمی نیست. بنا بر این مار در آستین نمی‌پرورانند!

۹- یک فیلم عادی یک میلیارد تومان هزینه دارد و برای برگشت سرمایه باید نظر مشتری یا همان بیننده را تأمین کرد. بنابر این گزیر و گزیری ندارند جز این که سراغ سوژه‌هایی بروند که فیلم «بفروشد». صداوسیما هزار میلیارد تومان بودجه دارد و ۲۰ میلیارد آن را می‌دهند تا «معمای شاه» و امثال آن ساخته شود. اما دست تهیه‌کننده بخش خصوصی تا این حد باز نیست. کمتر از این هم باز نیست. بنابر این طبیعی است که سینما سراغ موضوعات دیگری برود که چه بسا باب میل تلویزیونی‌ها نباشد.

۱۰- دست آخر این که علاقه به فیلم و سینما ذوق و تربیت هنری می‌خواهد و بدون احساس زیبایی‌شناختی به دست نمی‌آید. نمی‌توان از برخی کسان که هیچگاه تابلوی نقاشی نخریده، به آوای موسیقی گوش نسپرده، از فیلمی لذت نبرده و هنر را ذات زندگی نمی‌دانند، انتظار داشت که به هنر و هنرمند بها دهند. اینها ذوق و شوقی می‌خواهد که در همه نیست. اما درک بُغض آشکار در صدای علیرضا داوودنژاد و این که از چه و چرا می‌نالد ذوق خاصی نمی‌خواهد.»

همزیستی نیوز - مراسم اختتامیه سی‌وپنجمین جشنواره فیلم فجر در حالی برگزار شد که حضور وزرای مختلف از جمله محمدجواد ظریف و مسوولان چشم‌گیر بود و در نهایت سیمرغ‌های بهترین فیلم از نگاه مردم و داوران به فیلم «ماجرای نیمروز» به کارگردانی محمد حسین مهدویان و تهیه‌کنندگی محمود رضوی تعلق گرفت.

به گزارش ایسنا، در این مراسم که با ریتم تقریبا مناسب از ساعت 19 تا 21:45 شامگاه 21 بهمن ماه در شب سالروز پیروزی انقلاب اسلامی برگزار شد؛ محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه، سید رضا صالحی امیری وزیر ارشاد، علی ربیعی وزیر کار و رفاه اجتماعی سه وزیر حاضر در مراسم بودند که حسن فریدون دستیار ویژه‌ی رییس جمهور نیز آنها را همراهی می‌کند.

معصومه ابتکار معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست و شهیندخت مولاوردی معاون رییس جمهور در امور زنان نیز از دیگر مسوولان حاضر بودند که دقایقی پس از آغاز مراسم در سالن حاضر شدند.  

سخنرانی با کنایه دبیر فیلم فجر در پی انتقادات / خوشحالیم اینجا جدل فرهنگی است

دبیر سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر در حالی سخنرانی خود را آغاز کرد که با موزیک متن همراه بود.

محمد حیدری گفت: خوشحال هستیم که در سینمای ایران دعوا بر انتخاب و داوری است. اینجا جدل فرهنگی است، برخلاف دنیا که جدل سیاسی دارند. چقدر خوشحالیم در فضای آرام و به دور از ناامنی‌ها در دنیای امروز زندگی می‌کنیم که فرصت جدل‌های فرهنگی را داریم و این ذات انقلاب ماست.

او ادامه داد: خوشحالیم بدانیم که در چه شرایطی زندگی می‌کنیم. دغدغه‌های امنیتی، دشواری‌های اقتصادی و اجتماعی کشور را باور داریم و باورمان است که سینمای ایران به این مضامین توجه دارد، گیرم به خطا و افراط اما نشانه‌های ما امید است.

دبیر سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر در بخش دیگری از سخنانش گفت: بیاییم در کنار عزیزانمان تلاش بیشتر کنیم. سینمای ایران دست مردم را می‌فشارد و بر آن بوسه می‌زند، برای ما خادمان سینمای فرهنگ افتخاری است که اهل سینما در جستجوی فرهنگ هستند، سینمای ایران پلی برای فاصله‌ها و مرهمی برای زخم‌ها می‌شود. هنرمندان سینمای ایران بوسه می‌شوند و بر زخمها مرهم. افتخار ماست که در خدمت سینمای ایران هستیم.

حیدری گفت: سینمای ایران مستقل‌ترین و با شکوه‌ترین پدیده بعد از انقلاب است. سرمایه و همه دستاوردهایش از آن خودش است. حرمت سینمای ایران را پاس بدارید. بیایید مهربان‌تر باشیم،‌ به یکدیگر افتخار کنیم که تولید آرمان‌هایمان برای مردم ایران عزیز است. توفیق بر قلب مردم رفتن سرمایه بزرگی است و باید این سرمایه را پاس بداریم.

 اهدای نمادین سیمرغ فیلم کوتاه

بعد از سخنرانی های دبیر جشنواره فیلم فجر مجری برنامه اعلام کرد، از سال بعد سیمرغ فیلم کوتاه به جشنواره فجر باز خواهد گشت. اما امسال در شرایط ویژه سیمرغ نمادین به برگزیده اهدا می‌شود.

سپس امیر توده روستا و حجت الله ایوبی برای اهدای سیمرغ نمادین به صحنه آمدند و کاوه مظاهری برای فیلم «رتوش» سیمرغ نمادین بخش کوتاه فیلم فجر را دریافت کرد.

همچنین احسان کرمی مجری برنامه پیش از اعلام برگزیده فیلم کوتاه بیان کرد: خدا گواه است که من اسامی هیچ کدام از برگزیدگان را نمی‌دانم و از اطلاعات داخل پاکت‌ها خبر ندارم.

او که در ابتدا به اشتباه برگزیده فیلم مستند را اعلام کرد، گفت: این نیز گواه آن است که من از اطلاعات داخل کارت‌ها خبر ندارم.

 بهترین‌های بخش مستند سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر به شرح زیر معرفی شدند:

سیمرغ بلورین بهترین فیلم مستند با تقدیر از مستند «از صفر تا سکو» تعلق گرفت به «متهمین دایره بیستم» به کارگردانی حسام اسلامی

دیگر نامزدهای بهترین فیلم مستند؛ آهستگی (یاسر خیر)،بزم رزم (مهدی همایونفر)،صفر تا سکو (مهتاب کرامتی و طهورا ابوالقاسمی)
و آوانتاژ (آبان عسگری و محمد کارت) بودند.

سیمرغ بهترین کارگردانی مستند به یاسر خیر کارکردان مستند «آهستگی» رسید.
دیگر نامزدهای این بخش آرش لاهوتی (آبی کم رنگ)،حسام اسلامی (متهمین دایره بیستم)،سحر مصیبی (صفرتا سکو)،محمد کارت (آوانتاژ).

سیمرغ بهترین دستاورد فنی هم تعلق گرفت به سید وحید حسینی برای پژوهش فیلم «بزم رزم»

سید وحید حسینی در سخنانی پس از دریافت جایزه‌اش خطاب به اهالی سینما گفت: امسال روی سخنم با شما سینماگران است،که نیامدید فیلم‌های ما را ببینید و سالن‌های ما خالی رفت. در حالیکه باید از ما حمایت کنید.

او با اشاره به موضوع مستندش که درباره‌ی موسیقی و سرودهای انقلابی است، برای محمدرضا شجریان آرزوی سلامتی کرد.

 دیگر نامزدهای این بخش عبارتند از: سید محمدرضا هاشمیان برای پژوهش «رئیس الوزراء»، همیلا موید برای تدوین «صفر تا سکو»،امین ابوالصدق برای صداگذاری «صفر تا سکو»؛مرتضی پایه شناس برای تدوین «کویرس وطن کوچک من»؛ بهروز بادروج برای فیلمبرداری «آهستگی»

در ادامه این مراسم کلیپی از برخی نامزدها از جمله علیرضا داودنژاد، رامبد جوان، پوران درخشنده، مریلا زارعی، ارشا اقدسی پخش شد که درباره جایزه سیمرغ و اهمیت آن و خاطرات، آرزوهای خود صحبت می‌کردند.

سپس بخش اهدای سیمرغ‌های مسابقه‌ی سینمای ایران آغاز شد.

جایزه بهترین عکس تعلق گرفت به امیرحسین شجاعی برای مجموعه عکس‌های فیلم «رگ خواب»
دیگر نامزدهای این بخش عبارتند از: امید صالحی برای مجموعه عکس‌های فیلم اسرافیل، مریم تخت کشیان برای مجموعه عکس‌های فیلم نگار، احمدرضا شجاعی برای مجموعه عکس‌های فیلم خفگی و سحاب زری‌باف برای مجموعه عکسهای فیلم ماجرای نیمروز.

عکس‌های فیلم «نگار» به درخواست تخت کشیان در بخش عکس از داوری بیرون کشیده شد.

جوایز بخش سودای سیمرغ با حضور داوران اهدا شد:

سیمرغ بهترین چهره‌پردازی اهدا شد به ایمان امیدواری برای «زیرسقف دودی» 
دیگر نامزدهای این بخش عبارتند از: سودابه خسروی برای اسرافیل، عبدالله اسکندری برای خوب، بد، جلف،مهرداد میرکیانی برای یک روز بخصوص ، علی بهرامی‌فر برای ایتالیا ایتالیا     

سیمرغ بهترین جلوه‌های بصری به مهدی قاسمی برای «ویلایی‌ها» تعلق گرفت.  
محمد لطفعلی برای آباجان، سینا قویدل برای رگ خواب، محمدرضا نجفی امامی  برای بیست و یک روز بعد، کامران سحرخیز و امیر سحرخیز برای «پشت دیوار سکوت» از دیگر نامزدهای این بخش بودند.
 
سیمرغ بهترین جلوه‌های ویژه میدانی تعلق گرفت به آرش آقابیک برای «خفه‌گی»، «رگ خواب»، «یک روز بخصوص» (دایی این هنرمند به جایش حاضر بود و سیمرغ را گرفت.)
حمید رسولیان برای «گشت 2» / چراغ‌های ناتمام، ایمان کرمیان برای «ویلایی‌ها»، محسن روزبهانی برای «ماجرای نیمروز» دیگر نامزدهای این بخش بودند.

سیمرغ بهترین طراحی صحنه و لباس تعلق گرفت به بهزاد جعفری طادی برای «ماجرای نیمروز»
کامیاب امین عشایری برای یک روز بخصوص، امیرحسین قدسی برای نگار،کیوان مقدم برای تابستان داغ،محسن نصراللهی برای بدون تاریخ، بدون امضاء دیگر نامزدهای این بخش بودند.

 سیمرغ بهترین صدابرداری تعلق گرفت به پرویز آبنار برای «فراری»
عباس رستگارپور برای زیرسقف دودی، داریوش صادقپور و محمود کاشانی برای تابستان داغ، امین میرشکاری برای بدون تاریخ ،بدون امضاء، وحید مقدسی برای نگار از دیگر نامزدهای این بخش بودند.

پرویز آبنار در سخنانی گفت: امشب جایی دعوت بودم که به خاطر سینما نرفتم.

او در عین حال خبر خوش داد که "امشب عروسی مانیا دختر اصغر شاهوردی (صدابردار حادثه دیده سینما) است."

سیمرغ بهترین صداگذاری تعلق گرفت به سیدعلیرضا علویان برای «بدون تاریخ، بدون امضاء»
پرویز آبنار برای فراری، حسین ابوالصدق برای نگار، محمدرضا دلپاک برای زیر سقف دودی، امیرحسین قاسمی برای تابستان داغ از دیگر نامزدهای این بخش بودند.

علویان در هنگام دریافت جایزه اش،سه بار از هیات داوران تشکر کرد.

به دلیل تشکر زیاد این هنرمند؛ تصویر لبخند محمد جواد ظریف روی مونیتور پخش شد.

سیمرغ بهترین موسیقی با تشکر از پیمان یزدانیان برای بدون تاریخ ،بدون امضاء اهدا شد به  کریستف رضاعی برای نگار
حامد ثابت برای تابستان داغ، ستار اورکی برای ویلایی‌ها، یحیی سپهری شکیب برای فراری دیگر نامزدهای این بخش بودند.
 

سیمرغ بهترین تدوین تعلق گرفت به سهراب خسروی برای «تابستان داغ»
خسروی در سخنانی با تشکر از همکارانش و هومن بهمنش ادامه داد:دیگر سیمرغ را فراموش کرده بودم و امیدوارم فیلم در اکران موفق شود.


سپیده عبدالوهاب برای سدمعبر، بهرام دهقان برای نگار،حسن حسندوست برای فراری و احمد مرادپور برای سارا و آیدا از دیگر نامزدهای این بخش بودند.

سیمرغ بهترین فیلمبرداری اهدا شد به هومن بهمنش برای «تابستان داغ»

هومن بهمنش قبل از رفتن روی سن ظریف را در آغوش گرفت که کرمی از محافظان وزیر امور خارجه خواست که کاری نداشته باشند.

بهمنش هم در سخنانی گفت: من مجری طرح این فیلم هم بودم و آقای نوروزبیگی اجازه دادند در کارشان دخالت کنم.

او ادامه داد: به اشنباه در 13 رشته گویا کاندیدا شده‌ایم. من از داوران عدرخواهی می‌کنم که بابت فیلم ما توهین شنیدید و در تلویزیون و از سوی آن نسلی که من از آنها کار یاد گرفتم به شما توهین شد. معذرت می‌خواهم، فیلم ما را دوست داشتید. 

بهمنش گفت: نه ادم انقلابی هستم و نه دوست دارم از این حرف‌ها بزنم اما ممنونم از کسانی که بدون یک ریال از بیت‌المال در ساخت این فیلم کمک کردند. کام من سه، چهار روز است که تلخ شده فقط بخاطر اینکه 13 کاندیدا داشتیم و پارسال که شادمانفر جایزه را گرفت، خوشحال‌تر بودم.


مسعود سلامی برای گشت ۲، پیمان شادمانفر برای بدون تاریخ ،بدون امضاء، بهرام بدخشانی برای نگار،محمد آلادپوش برای سوفی و دیوانه از دیگر نامزدهای این بخش بودند.

سیمرغ بهترین بازیگر مکمل زن به ثریا قاسمی برای «ویلایی‌ها» اهدا شد. این هنرمند در مراسم حاضر نبود و نماینده اش جایزه‌اش را گرفت.
گیتی قاسمی برای سدمعبر و ویلایی‌ها، مینا ساداتی برای تابستان داغ، زکیه بهبهانی برای بدون تاریخ ،بدون امضاء و شبنم مقدمی برای آباجان از دیگر نامزدهای این بخش بودند.

سیمرغ بهترین بازیگر مکمل مرد به نوید محمدزاده برای «بدون تاریخ ،بدون امضاء» تعلق گرفت.

نوید محمدزاده بعد از اینکه جایزه را دریافت کرد، گفت: پارسال حرف نزدم اما امسال حرف می زنم. خیلی خوشحالم و این سومین جایزه‌ای است که از جشنواره میگیرم، اگر از آن پشت فیلم «عصبانی نیستم» را دربیاورند، جایزه آن را هم می‌گیرم.

او ادامه داد: بعد از اعلام اسامی کاندیدا یکسری اسامی را منتشر کردند. این کارها زشت است. مادرم همیشه مطمئن است که من جایزه می‌گیرم اما امروز با من تماس گرفت و گفت، ایراد ندارد که جایزه نمی‌گیری ان شاالله فیلم‌تان اول می‌شود. 

این بازیگر با اشاره به هیات داوران بیان کرد: عقبه سینما اینجا هستند، به آنها احترام بگذارید. ممنون به خاطر جایزه. کمترین کار برای جلیلوند (کارگردان فیلمش) که انسان‌های خوب هستند، همین است. امیر آقایی من با تو رفاقت کردم. حالا حالا ها دوست دارم بالا بیایم. این جایزه مهم است و دیوار این خانه از طلاست.


ساعد سهیلی برای گشت ۲، هادی حجازی‌فر برای ماجرای نیمروز، نادر فلاح برای سدمعبر و انزوا، جواد عزتی برای ماجرای نیمروز از دیگر نامزدهای این بخش بودند.

 

 

 

سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول مرد تعلق گرفت به محسن تنابنده برای «فراری»

محسن تنابنده در اظهارانی مبهم گفت: آخیش جوجه داد. آقای ظریف! دولت به دنبال زیاد کردن آدم است، جوجه داد!

تنابنده هم پیش از آنکه به روی سن بیاید،ظریف را در آغوش گرفت.

امیر آقایی برای بدون تاریخ ،بدون امضاء، مهرداد صدیقیان برای ماجرای نیمروز، علی مصفا برای تابستان داغ و حمید فرخ نژاد برای خوب، بد، جلف از دیگر نامزدهای این بخش بودند.

در ادامه احسان کرمی مجری برنامه از دیگر نامزدها خواست تا بوسیدن ظریف را باب نکنند.

 

 

 

بهترین بازیگر نقش اول زن بطور مشترک اهدا شد به مریلا زارعی برای «زیر سقف دودی» و لیلا حاتمی برای «رگ خواب».

لیلا حاتمی در سخنان کوتاهی گفت: خیلی ممنونم و خوشحالم از این جایزه.
 

مریلا زارعی هم گفت:اعتراف می‌کنم یکی از مهیج‌ترین جشنواره‌های بود که تجربه کردم. خوشحالم که کنار لیلای عزیز و هدیه (تهرانی) که جایش خالی است نامزد بودم. عزیزانی امشب سیمرغ گرفتند که خوشحال شدم. حرف‌هایی هست که نوید (محمدزاده) زد و به همان‌ها رجوع کنید.

او در عین حال از پوران درخشنده کارگردان «زیر سقف دودی» و هیات داوران تشکر کرد و گفت: مفتخرم که سومین سیمرغ را در جشنواره‌ای گرفتم که پوسترش مزین به تصویر شاعر سینمای ایران است و کنار یادگار او (لیلا حاتمی) ایستاده‌ام.

پریناز ایزدیار برای تابستان داغ، غزل شاکری برای سارا و آیدا، سارا بهرامی برای ایتالیا ایتالیا، هدیه تهرانی برای اسرافیل از دیگر نامزدهای این بخش بودند.

 در ادامه جایزه ویژه‌ی استعداد درخشان برای فیلم اول به منیره قیدی برای «ویلایی‌ها» تعلق گرفت.

منیره قیدی در مراسم حاضر نبود.

سیمرغ بهترین فیلمنامه تعلق گرفت به کامبوزیا پرتوی برای «فراری» (کامبوزیا پرتوی در مراسم حاضر نبود)
منیره قیدی و ارسلان امیری برای ویلایی‌ها، پیام کرمی برای تابستان داغ، سعید روستایی برای سدمعبر و وحید جلیلوند و علی زرنگار برای بدون تاریخ، بدون امضاء از دیگر نامزدهای این بخش بودند.

جایزه ویژه هیات داوران جشنواره‌ی فیلم فجر تعلق گرفت به علیرضا داودنژاد کارگردان فیلم «فراری».

داودنژاد در سخنانی گفت:اینجا سوالی وجود دارد که چرا رسانه ملی درباره جشنواره و شور و حالی که جوان‌ها دارند به جای حمایت، جو را متشنج می‌کند؟! این سوال، یک جواب ساده دارد. وقتی رسانه ملی فیلم‌های ما را نمی‌خرد و غرق در فیلمهای هالیوودی است، چطور انتظار دارید که از ما حمایت کند؟! اگر حمایت کند، می‌گویند پس چرا فیلمهایشان را پخش نمی‌کند؟! این را در این شرایط طبیعی بدانید که همین رسانه ملی اگر برنامه‌ای بگذارد، باید توهین و سرکوب سینمای ایران باشد اما امیدوارم این موضع خصمانه به پایان برسد.

 سیمرغ بهترین کارگردانی به وحید جلیلوند برای بدون تاریخ ،بدون امضاء تعلق گرفت.

جلیلوند در سخنانی گفت: من هم مثل سایر رفقایم حرف‌های داشتم.

او ادامه داد: رسانه میلی، هفت، افخمی، فراستی تمام تلاش‌ خود را کردید که ما با هم قهر کنیم! ولی من، مهدویان و ایرج‌زاد (کارگردانان دو فیلم ماجرای نیمروز و تابستان داغ) را دوست دارم.برای درخشنده تا کمر خم می‌شوم. رامبد عاشقتم. ما همه همدیگر را دوست داریم.

ابراهیم ایرج زاد برای تابستان داغ، پوران درخشنده برای زیر سقف دودی، حسین مهدویان برای ماجرای نیمروز،علیرضا داوودنژاد برای فراری و رامبد جوان برای نگار از دیگر نامزدهای این بخش بودند.

 سیمرغ بهترین فیلم هم تعلق گرفت به سیدمحمود رضوی برای «ماجرای نیمروز».

رضوی از تمامی هنرمندان «ماجرای نیمروز»خواست تا روی صحنه حاضر شوند و جایزه‌شان را بگیرند.

جهانگیرکوثری برای فراری، جواد نوروزبیگی برای تابستان داغ، پوران درخشنده برای زیر سقف دودی، علی جلیلوند برای بدون تاریخ، بدون امضاء از دیگر نامزدهای این بخش بودند.

 برای اهدای دو جایزه‌ی آخر جشنواره‌ی فیلم فجر؛ظریف،فریدون،ربیعی،ایوبی،معصومه ابتکار که محمد حیدری دبیر جشنواره‌ی فیلم فجر هم آنها را همراهی می‌کرد،به روی سن حاضر شدند.

احسان کرمی مجری برنامه بدون هماهنگی خاصی از محمد جواد ظریف خواست تا برگزیده این بخش را بخواند.

سیمرغ زرین بهترین فیلم از نگاه ملی به محمود رضوی تهیه‌کننده فیلم «ماجرای نیمروز» اهدا شد.

 سپس از منوچهر شاهسواری مدیرعامل خانه سینما دعوت شد تا جایزه سیمرغ مردمی را اعلام کند.

منوچهر شاهسواری هم پیش از اعلام اسامی گفت: دو نکته را می‌خواستم مطرح کنم اما شوق و ذوق آنچه نوید محمدزاده، هومن بهمنش و دوستان دیگر گفتند موجب شد چیزی نگویم. به یاد داشته باشید جلوه ادب و هنر از سوی نسل جوان ستودنی است.

او ادامه داد: از همه بزرگترها که برخی دوستان یاد کردند، بخواهید اسپند دود کنند تا چشم بد از سینمای ایران دور باشد. امشب باید برای همه دوستان آرزوی چشم بد دور داشته باشیم.

مدیرعامل خانه سینما در بخش دیگری از سخنانش گفت: تا 6 صبح جمع بندی ارای مردمی ادامه داشت و آخرین صندوق ساعت یک نیمه شب به ستاد آورده شد. ما باید به سه فیلم جایزه دهیم که دو فیلم شایسته تقدیر و یک فیلم شایسته دریافت سیمرغ  از نگاه تماشاگران است.

شاهسواری گفت: یقین بدانید دوستان امانت‌دار رای مردمی بودیم و در این انتخابات انواع تهمت‌ها را شنیدیم و هیچ نگفتیم! چون فکر می‌کنیم آن جایی که باید عمل کنیم کار خودمان را انجام دادیم.

او در پایان گفت: هر کدام از دوستان سینما بخواهد به طور محرمانه آرا را برای تحلیل تقدیم آنها می‌کنیم.

دو فیلم «خوب،بد،جلف» و «آباجان» در بخش مردمی فیلم فجر تقدیر شدند و سیمرغ این بخش به «ماجرای نیمروز» به تهیه‌کنندگی محمود رضوی تعلق گرفت.

محسن چگینی و عبدالله اسکندری برای «خوب،بد جلف» دعوت شدند که چگینی در مراسم نبود. اسکندری هم در سخنانی گفت:آرزو می‌کنم،سینمای ما روز به روز پیروزتر باشد.

هاتف علیمردانی نیز بعد از دریافت جایزه بیان کرد: این جایزه را به بانوی بزرگ سینمای ایران، فاطمه معتمد آریا تقدیم می‌کنم. قاعده بازی این است که داورانی وجود دارند و هر کدام سلیقه‌ای دارند. من 7 سال پیاپی به جشنواره فیلم دادم که گاهی دیده شد و گاهی دیده نشد اما آنچه از سینما یاد گرفتم احترام به داوران است. امیدوارم فیلم‌هایی بسازم که مردم بیشتر از آن خوششان بیاید.

او افزود: ای کاش از بزرگانی مثل علی معلم و محمد احسانی بیشتر استفاده کنیم. از آقای ایوبی ممنونم زیرا در دوره او 4 فیلم ساختم. او شرایطی ایجاد کرد که آن را در سال‌های پیش تجربه نکرده بودم.

محمد حسین مهدویان کارگردان «ماجرای نیمروز» نیز بعد از دریافت جایزه گفت: فکر می کنم مهمترین جایزه امشب را ما گرفتیم.

 در حاشیه:

محمد مهدی حیدریان، حبیب ایل بیگی، علیرضا تابش، حجت الله ایوبی هم حضور داشتند.

دکور مراسم با المان‌های خانه‌های سنتی، گلدان‌های شمعدانی به سبک فیلم‌های علی حاتمی طراحی شده است.

مجری این مراسم احسان کرمی بود.

در ابتدای مراسم یک پرفورمنس اجرا شد و در ادامه کلیپی از هنرمندان درگذشته‌ی سینما در سال گذشته به نمایش درآمد که در بین آنها چهره عباس کیارستمی،دنیا فنی‌زاده،نیما طباطبایی،فرج‌الله سلحشور،اصغر بیچاره ... به چشم می‌خورد.

وزیر ارشاد پس از اهدای جایزه بازیگری زن،مراسم را به دلیل سفر به ساری ترک کرد.

احسان کرمی در بخشی از مراسم از حاضران خواست که برای فاطمه معتمدآریا به عنوان یکی از سرمایه‌های سینمای ایران دست بزنند.

این خبر از ساعت آغاز مراسم ساعت 19 تا 21:45 پایان مراسم به روز رسانی شد.

اهمزیستی نیوز - وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: نفوذی های واقعی دشمن کسانی هستند که هرکدام از سرمایه های اجتماعی کشور را به نحوی منزوی می کنند تا هیچ شخصیت قابل اعتمادی در بین مردم باقی نماند.

 به گزارش ایرنا، علی جنتی شامگاه چهارشنبه در نشست نخبگان مبارز انقلاب اسلامی در اصفهان افزود: نفوذی های واقعی با وارد کردن انگ های سیاسی، اقتصادی و اخلاقی به سرمایه های اجتماعی کاری می کنند تا هیچ شخصیت قابل اعتمادی در کشور وجود نداشته باشد.
وی ادامه داد: هدف اصلی کسانی که پشت سر این نفوذگران قرار دارند این است که اگر روزی کشور مورد تهدید خارجی یا بحران داخلی قرار گرفت، کسی نباشد که جامعه را هدایت کند.
وی با تاکید بر اینکه باید با دفاع از ارزش های انقلاب با عناصر نفوذی مقابله کنیم، اظهار کرد: ما با وحدت انقلاب اسلامی را پیروز کردیم و باید این وحدت حفظ شود.
به گفته وی، بسیاری از افرادیکه در زمان انقلاب در یک صف مبارزه می کردند امروز همدیگر را تخریب می کنند و نمی توانند همدیگر را قانع کنند درحالیکه ما امروز به وحدت نیاز داریم.
جنتی تصریح کرد: ما باید با نگاه به سه دهه گذشته انقلاب، نقاط ضعف را بشناسیم تا گذشته، چراغ راه آینده ما باشد.
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: جهانیان هر سال حضور میلیونی مردم را در راهپیمایی 22 بهمن برای دفاع از انقلاب و جمهوری اسلامی می بینند و مردم سالاری و جمهوریت نظام با برگزاری انتخابات مختلف در کشورمان، تامین شده است.
وی همچنین با اشاره به برداشته شدن تحریم های ظالمانه پس از برجام، افزود: آنچه مانع رشد و توسعه کشور بوده در حال برداشته شدن است و کشورمان با مجموعه عظیم سرمایه های انسانی، فیزیکی و مالی می تواند به اهداف ترسیم شده در سند چشم انداز 1404 دست یابد.
جنتی لازمه این کار را مدیریت صحیح منابع، اعمال سیاست های درست خارجی، تامین آزادی های سیاسی، گسترش احزاب سیاسی و مبارزه با فساد اقتصادی خواند و ادامه داد: فقط دولت و قوه قضائیه نمی توانند برای برداشتن نارسایی ها و آسیب های اجتماعی اقدام کنند بلکه نیاز به عزم ملی دارد.
وی همچنین در باره دستور اخیر رئیس جمهوری آمریکا مبنی بر ممنوعیت ورود شهروندان هفت کشور از جمله ایران، گفت: بحث های اخیر ترامپ باعث اعتراض بسیاری از مردم آمریکا شده است.
جنتی با بیان اینکه نسبت تعداد متخصصان ایرانی مقیم آمریکا به کل جمعیت آنها در مقایسه با خود آمریکایی ها، بیشتر است، گفت: تعداد قابل توجهی از شخصیت های علمی و دانشگاهی این کشور، ایرانی هستند.
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی به سند چشم انداز 20 ساله کشور نیز اشاره و اظهار کرد: باید بررسی کنیم که اهداف و چشم اندازهای ترسیم شده در این سند تا کنون تا چه میزان تحقق یافته است.
وی با اشاره به برخی آسیب های اجتماعی مانند حاشیه نشینی، روسپی گری، طلاق و اختلاف های خانوادگی و مسائلی مانند فساد اقتصادی و بیکاری در کشور، افزود: ما برای داشتن جامعه ای رشد یافته از نظر فضائل اخلاقی، اقتصادی و فناوری انقلاب کردیم و نباید اجازه دهیم که چنین آسیب هایی در کشورمان ایجاد شود و رشد کند.
جنتی با اشاره به اینکه در دوره های گذشته با اتخاذ سیاست های غلط خارجی و اقتصادی، کشور خسارت های سنگین دید، تصریح کرد: در این دوره، دولت یازدهم مقداری از این خرابکاری ها را ترمیم کرد هرچند این کار به زمان زیادی نیاز دارد.
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی همچنین با یاد و نکوداشت آیت الله هاشمی رفسنجانی تاکید کرد: بسیاری از مبارزان انقلاب اسلامی در داخل و خارج کشور مدیون کمک های وی هستند.
جنتی با اشاره به اتهام هایی که در یک دهه اخیر به آیت الله رفسنجانی وارد کردند، افزود: ایشان در این زمینه بسیار صبر و تحمل داشت و این خدا بود که از او تجلیل کرد.
تعدادی از نخبگان و مبارزان انقلاب اسلامی در این نشست به بیان خاطره های خود از دوران انقلاب پرداختند.
نشست نخبگان مبارز انقلاب اسلامی با حضور شخصیت های مختلف سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در محل اتاق بازرگانی اصفهان برگزار شد.

همزیستی نیوز - رئیس سازمان سینمایی به اعتراضات سینماگران به نحوه داوری در سی و پنجمین دوره جشنواره فیلم فجر واکنش نشان داد.

به گزارش خبرنگار ایلنا؛ حجت‌الله ایوبی (رئیس سازمان سینمایی) که شامگاه چهارشنبه 20 بهمن ماه در برنامه هفت حاضر شده بود؛ درباره سی و پنجمین دوره جشنواره فیلم فجر گفت: من خودم بیشتر فیلم‌های جشنواره فیلم فجر را دیده‌ام. هیات داوران امسال چهره‌های بنامی هستند و تحت تاثیر قرار نمی‌گیرند و اینکه بگویم هیات داوران تحت تاثیر قرار بگیرند؛ یک نوع توهین است.

وی با انتقاد از برنامه هفت گفت: برنامه هفت مورد علاقه من نیست. تمام پیش‌بینی‌های برنامه هفت برخلاف واقعیت بود. چرا باید این برنامه با رویکرد منفی به جشنواره فیلم فجر وارد شود؟ من نقد به خودم را می‌پذیرم و فقط در جایی وارد می‌شوم که به سینما حمله شود.

وی خطاب به افخمی گفت: من به شما علاقه و ارادت دارم اما رویکرد برنامه‌تان را درباره سینمای ایران نمی‌پسندم و حتی به شوخی می‌خواستم به آقای پورمحمدی بگویم که حقوق شما را ندهند. رسانه ملی حزب  نیست بلکه ملی‌ست. باید آموزش بدهد و توضیح بدهد. باید آموزش بدهد که همگان قواعد داوری را بپذیرند.

ایوبی افزود: هر سال در جشنواره فیلم فجر حدود 700 اسم سینماگر داریم که حدود 100 نفر آنها به بخش مسابقه راه پیدا می‌کنند. طبیعی‌ست که 10 نفر هم معترض باشند. امسال یکی از بهترین دوره‌های جشنواره فیلم فجر بود و داوران بسیار خوبی هم داشتیم. اطمینان می‌دهم داوران همه فیلم‌ها را با دقت دیده‌اند. امسال فیلم‌های خوب زیاد داریم و مردم در سال 96 می‌بینند که اکران خیلی خوبی خواهیم داشت.

وی ادامه داد: ما 6 کارگردان خانم داریم و 12 فیلم اولی. برخی می‌گویند فیلم‌ها تلخ بودند...! فیلم تلخ یعنی چی؟ جشنواره و سینمای ایران در سال اخیر به دغدغه کشور، نظام و مقام معظم رهبری پاسخ مثبت داد. به نظرم باید به سینمای ما جایزه داد. در همین سال که می‌گویند فیلم‌ها تلخ بوده، فلم «فراری» و «تابستان تلخ» به چه زیبایی یک بحران و مسئله اجتماعی را امیدوارانه به تصویر کشیدند. این میزان فیلم دفاع مقدسی خوب داریم....!

ایوبی افزود: شما داوران را متهم کردید که به دلیل دوتابعیتی بودن و ترس از منافقین؛ به فیلمی رای نمی‌دهند. این تهمت را چگونه می‌خواهید جبران کنید؟ شما منافقین این انسان‌های حقیر را چنان بزرگ کردید.... این جمله ترسناک است. دیگران می‌شنوند و این بد است. شما با این جمله، کل سینما را می‌زنید. ما باید مراعات کنیم. چه بسیار کسانی که دوتابعیتی هستند اما دلبستگی به این کشور ندارند.

وی خطاب به افخی افزود: من در فرانسه چندین سال دانشجو بودم و خیلی از بخش‌های انجمن اسلامی فرانسه را تاسیس کردم. واقعا منافقین در مرکزشان که فرانسه است؛ هیچ نیستند. به نظرم شما خیلی ترسو هستید. ما به هیچ وجه داوران دوتابعیتی نداریم.

رئیس سازمان سینمایی با اشاره به کلیپی که برنامه هفت پخش کرد، گفت: اگر قرار بود شبکه العربیه نماهنگی را پخش کند؛ قطعا مانند این کلیپ را پخش می‌کرد.

وی با اشاره به تشکیل کمیته‌ای برای بررسی داوری جشنواره فیلم فجر گفت: اصلا قرار نیست کمیته‌ای تشکیل شود تا در کار داوری‌ها دخالت کند بلکه قرار است کمیته‌ای تشکیل شود تا بعداز جشنواره فیلم فجر، جشنواره را آسیب‌شناسی کند. همچنین من از آقای حیدری خواستم حتما یکی از داوران را به برنامه شما بیاورد تا پاسخگوی سوالات شما باشند.

ایوبی ادامه داد: سینمای امسال و فیلم‌های امسال محصول دوران ماست و این فیلم‌ها نشان از تحقق سینمای امید است و سال آینده مردم درباره فیلم‌های قضاوت می‌کنند. من همه تلاش خودم را کردم تا سینما را از حالت گلخانه‌ای  خارج کنم و فیلمسازی که فیلم می‌سازد؛ نه برای فارابی و نه برای جشنواره کارش را بکند.

وی با اشاره به گله سعید ملکان نیز گفت: آقای ملکان سال قبل جوایز بسیاری را برای فیلم ابد و یک روز کسب کرد و امسال نیز در هفت بخش نامزد شده است. من از او انتظار رفتار دیگری را داشتم نه اینکه گله کند.

وی در پاسخ به سخنان ساره بیات درباره ارسال کارت کاندیداتوری برای وی نیز گفت: درباره کارت دعوت ارسال شده برای خانم بیات، باید بگویم دبیر جشنواره علاوه بر کاندیداها از ۵۰ نفر از هنرمندان دیگر برای مراسم جشن کاندیداها دعوت کرده بود که خانم ساره بیات نیز ازجمله همین مهمانان بود و موضوع پیش‌آمده یک سوءتفاهم بوده است.

وی ادامه داد: من فیلم ماجرای نیمروز را دوبار دیدم و آن را دوست داشتم. فیلم ویلایی‌ها را نیز دوست داشتم. من به همه اهالی سینما اطمینان می‌دهم که با عشق آمده‌ام تا به سینما خدمت کنم.

بهروز افخمی نیز در همین برنامه خطاب به رئیس سازمان سینمایی گفت: آقای ایوبی من دلم می‌خواهد شما تا هر زمان که دوست دارید صحبت کنید تا حرف‌هایتان شفاف شود. البته این به معنای آن نیست که من قبولشان دارم.

وی افزود: شما به گونه‌ای درباره برنامه هفت صحبت می‌کنید که گویی ایدئولوژی دارد و برنامه‌ریزی شده حرف می‌زند. حال اینکه اینطور نیست. ما برنامه به برنامه باتوجه به مشاهدات تغییر رویکرد داده‌ایم. من سال گذشته از شما به خاطر آن جشنواره خوب تشکر کردم و آن را موفقیت‌آمیز خواندم. یک سال و 3 ماه من در کانادا زندگی کردم آنهم با اجازه کار! هیچگاه هم درخواست اقامت نکردم. دقیقا بعد از اتمام کارم از کانداد خارج شدم. الان خیلی‌ها این شایعات را پخش می‌کنند که من اقامت کانادا دارم. اما داورانی که اقامت یا تابعیت کشور دیگری را دارند؛ چگونه می‌تواند بدون ترس داوری کنند؟ مسئله من این نیست که دوتابعیتی هستند یا خیر. مسئله این است که این داوران بسیاری‌شان در آنسوی مرزها خانه و زندگی و اقامت دارند.

افخمی اظهار داشت: بی‌اعتبارتر از داوری این دوره در تمای این 35 سال در جشنواره فیلم فجر نداشته‌ایم. کسی را کاندیدا می‌کنند، کاندیدایی‌اش را پس می‌گیرند. مرحله انتخاب کاندیداها مرحله تخصصی است و ما می‌توانیم با دیدن آن به قضاوت درباره کار داوران بنشینیم.

همزیستی نیوز - معاون وزیر علوم، تحقیقات و فناوری با بیان اینکه دیگر مدرک به درد نمی‌خورد و باید به دنبال افزایش مهارت‌ها در رشته‌های گوناگون بود گفت: درحال حاضر در کشور 50 هزار دانش‌آموخته بیکار با مدرک دکتری داریم.

 به گزارش خبرگزاری فارس از شیراز، محمدحسین امید عصر روز پنجشنبه در نشست هماهنگی، توجیهی مدیران مراکز جامع علمی کاربردی استان فارس، اظهار داشت: زمان آن رسیده است که مردم بدانند که دیگر مدرک به درد نمی‌خورد و باید به دنبال افزایش مهارت‌ها در رشته‌های گوناگون بود که دانشگاه علمی کاربردی باید در این راستا حرکت کند.

وی افزود: امروز 50 هزار دانش‌آموخته بیکار در مقطع دکتری داریم که سالانه 30 هزار نفر نیز به این آمار اضافه می‌شود، درحالی‌که وزارت علوم به‌عنوان دستگاهی که بیشترین جذب را در این زمینه دارد، تنها می‌تواند 2 هزار هیات علمی را در سال به کار گیرد و این نشان می‌دهد که باید به سمت مهارتی کردن رشته‌ها برویم و مردم نیز بدانند که دیگر مدرک تنها به دردشان نخواهد خورد.

رئیس دانشگاه جامع علمی کاربردی کشور در ادامه با اشاره به برنامه‌های جدید این دانشگاه برای جذب دانشجو و توسعه مراکز، تصریح کرد: یکی از برنامه‌های جدید ما سامان‌دهی استادان دانشگاه است که به‌زودی هیات ارزیابی تمام استادان را ازلحاظ علمی و صلاحیت‌های تدریس پایش خواهد کرد و برای آنان نیز کارت صادر خواهد شد تا بتوانند در تمام مراکز تدریس کنند.

این مقام مسؤول جذب استادان هیات علمی را در دانشگاه جامع علمی کاربردی منوط به طی فرایند گزینش ندانست و گفت: استادانی که هیات علمی دانشگاه‌های دولتی و آزاد هستند را می‌توان بدون گزینش جذب کرد و این افراد نیاز به طی مراحل فرایند استخدامی ندارند، افزون‌بر اینکه به‌زودی فراخوانی برای ثبت‌نام استادان در سراسر کشور خواهیم داد تا بهترین‌ها را جذب دانشگاه کنیم.

وی همچنین با اشاره به اینکه تمام مراکز باید دارای شناسنامه حقوقی شوند، اظهار داشت: در شش ماه آینده توسط هیات ارزیابی، تمام واحدها شناسنامه‌دار خواهد شد.

امید در ادامه نیز ظرفیت‌های موجود در دانشگاه جامع علمی کاربردی را برشمرد و گفت: امسال ما 130 هزار دانشجو جذب کردیم درحالی‌که ظرفیت دانشگاه 850 هزار نفر بود، یعنی از هر هفت صندلی، یک صندلی پرشده است که روند کاهش دانشجو در سال‌های آینده نیز ادامه خواهد یافت.

این مقام مسؤول افزود: در حال حاضر در دانشگاه‌های روزانه دولتی به دلیل فشارهای سیاسی و منطقه‌ای ظرفیت پذیرش دانشجو افزایش‌یافته و این امر به‌طور طبیعی از شمار دانشجویان دانشگاه علمی و کاربردی خواهد کاست و ما چاره‌ای نداریم که در این رقابت به سمت رشته‌های مهارتی برویم تا دانشجو را برای بازار کار تربیت کنیم.

وی با اشاره به اینکه حدنصاب داشتن دانشجو در مراکز 500 نفر است، تصریح کرد: برخی مراکز ما در کشور تنها 50 دانشجو دارند که با این وضعیت نمی‌توانند به فعالیت خود ادامه دهند چراکه از پس هزینه‌ها برنمی‌آیند و بهترین راه‌حل برای این مراکز کیفی‌سازی رشته‌ها متناسب با نیازهای بازار اشتغال است.

امید همچنین خاطرنشان کرد: امروز ما در دانشگاه، بحران ظرفیت خالی داریم که باید تا پایان برنامه توسعه ششم 800 هزار دانشجوی مهارتی را تحویل جامعه دهیم که بیشترین سهم مربوط به دانشگاه علمی کاربردی بوده و جالب است که تنها جایی که هم می‌تواند توسعه کیفی داشته باشد و هم کمی، این دانشگاه است و باید از این ظرفیت استفاده کرد.

رئیس دانشگاه جامع علمی کاربردی کشور با انتقاد از وضعیت فعلی مهارت‌آموزی به دانشجویان، خاطرنشان کرد: قرار نیست دانش‌آموختگان ما مانند دانشجویان نظری دستشان در جیب دولت باشد، بنابراین رشته‌های تحصیلی ما باید شغل‌محور بوده و دانشجو را برای بازار کار مهیا کند.

معاون وزیر علوم، تحقیقات و فناوری از نهادینه کردن نظام کنترل کیفیت رشته‌ها در دانشگاه جامع علمی کاربردی خبر داد و گفت: در راستای کیفیت‌بخشی به رشته‌ها و ماهر کردن دانشجویان در رشته‌ها معاونت سنجش را در این دانشگاه ایجاد کردیم که این معاونت با زیرمجموعه‌های خود، تمام فعالیت‌های دانشگاه را به‌دقت ارزیابی خواهد کرد.

وی در ادامه با اشاره به در نظر گرفته شدن 20 میلیون دلار در برنامه توسعه ششم برای خرید تجهیزات دانشگاهی به دانشگاه جامع علمی کاربردی بیان داشت: بدون شک استفاده از این تسهیلات که با بهره چهار درصد خواهد بود به دانشگاه‌هایی تخصیص خواهد یافت که فعالیت بهتری داشته باشند، افزون‌بر اینکه در راستای توانمندسازی مراکز به دنبال بستن قرارداد با یک بانک داخلی نیز هستیم.

همزیستی نیوز - دبیر پانزدهمین دوره جایزه قلم زرین می‌گوید بسیاری از آثار ادبی این روزها خنثی و حتی برخی از آنها ضد ارزش است و طبیعی است که نباید انتظار داشت این آثار جایزه قلم زرین بگیرند.

یوسف قوجق دبیر پانزدهمین دوره جایزه ادبی قلم زرین در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به تصمیم هیئت مدیره انجمن قلم برای انتخاب وی به این سمت عنوان کرد: من چند سال قبل هم با حسن ظن دوستان برای این سمت معرفی شدم اما نپذیرفتم. راستش فکر می‌کردم به قواره من دبیری نمی‌آید. این کار  مسئولیت بالایی دارد و کار سنگینی است. به نوعی باید این کار را مدیریت کلان یک سال تلاش و کوشش نویسندگان کشور دانست و به همین خاطر پذیرفتنش سخت است. جدای از این خودم در آن دوره کتاب داشتم و این کتاب می‌توانست در دایره داوری‌ها قرار بگیرد. در این دوره هیئت مدیره محترم بار دیگر اصرار داشت و از من خواست تا این مسئولیت را بپذیریم و در نهایت بنده نیز پذیرفتم.

وی در ادامه با اشاره به ساختار غیردولتی انجمن قلم ایران گفت: غیردولتی بودن انجمن به معنای مستقل بودنش است و این استقلال برای انجمن همیشه انتخاب‌هایی مستقل را نیز به همراه داشته است. انجمن و جایزه قلم زرین هم بحث محتوا و هم مسائل فنی و ساختاری ادبیات را در کنار هم مورد بررسی قرار می‌دهد و این نتیجه‌اش انتخاب‌هایی می‌شود که متفاوت با سایر جشنواره‌هاست و نباید انتظار داشت که این تشکل و ساختارش نیز مثل خیلی دیگر از جشنواره‌ها عمل کند.

قوجق ادامه داد: اگر یک جریان سالم ادبی بخواهد در کشور به راه بیافتد باید دو مساله را همواره مدنظر داشته باشیم. نخست بحث ساختار فنی اثر ادبی است و دیگری محتوای آن. اثری در انجمن قلم و جریان ادبی حاصل از آن  به عنوان برگزیده به جامعه معرفی می‌شود که نماینده و معرف ارزش‌هایی باشد که به کل جامعه مدنی ایران تعلق دارد و در خدمت آنهاست. من بسیاری از آثار ادبی این روزهای کشور را خنثی می‌بینم و حتی برخی از آنها برای جامعه ما حکم ضد ارزش را ایفا می‌کند، طبیعی است که انتظار نداشته باشیم چنین آثاری در جایزه قلم انتخاب شود.

این نویسنده ادامه داد: به باور من در چهارده دوره گذشته جایزه قلم زرین اتفاقاتی رخ داده که می‌شود به آنها نمره بسیار خوبی داد و جشنواره را قابل قبول دانست البته شاید این انتخاب‌ها در مواردی می‌توانسته بهتر باشد اما مساله این است که داوری جایزه قلم باید بر اساس تمامی آثار منتشر شده در سال قبل باشد و این آثار باید در قالب فهرستی از سوی موسسه خانه کتاب به ما اعلام شود. در مواردی بوده که این فهرست کامل نبوده و یا برخی ناشران در ارسال اثر برای داوری تعلل کرده‌اند. با این همه تا جایی که من خبر دارم اغلب کارهایی که در جایزه انتخاب شده و بالا آمده آثاری بوده که از نظر ساختار و محتوا بسیار ارزشمند بوده‌اند.

دبیر پانزدهمین دوره جایزه قلم زرین در ادامه با اشاره به فرآیند انتخاب داوران این جایزه نیز گفت: من سعی دارم برای انتخاب داوران هم از گروه‌های داوری قبلی این جایزه استفاده کنم و هم تنوع بیشتری را به هیئت داوران بدهم. البته هیئت مدیره انجمن دست من را برای انتخاب باز گذاشته‌اند اما در نهایت آنها باید گزینه‌ها را تایید کنند.  

وی ادامه داد: الزامی برای انتخاب داوران از میان اعضای انجمن وجود ندارد هر چند که اگر اینگونه باشد بهتر است اما سرداوران هر بخش باید حتما از اعضای انجمن باشند.

قوجق در پایان از وزارت ارشاد به ویژه موسسه خانه کتاب تقاضا کرد برای برگزاری این دوره از جایزه قلم زرین همکاری بیشتری در زمینه معرفی آثار منتشر شده در سال ۱۳۹۴ داشته باشند و ارتباط کاری نامطلوب دوره‌های قبل را که دبیران سابق جایزه بر آن تصریح داشته‌اند را اصلاح کنند.

پیشخوان

آخرین اخبار