b_300_300_16777215_00_images_9712_for-site643.jpg

همزیستی نیوز -شماره ششصد و چهل و سوم هفته نامه همزیستی ویژه نوروز نود و هشت به تاریخ بیست و شش اسفند ماه نود و هفت  با مطالب متنوع منتشر شد.

مطلب اول این شماره همزیستی به تحلیلی درباره دلایل تداوم مشکلات در کشور اختصاص دارد. در این تحلیل که عنوان آن «سال تمام شد اما مشکلات تمام نشد؟» به قلم تاج محمد کاظمی صاحب امتیاز و مدیر مسئول همزیستی آمده است: سال تمام شد اما گرانی تمام نشد! سال تمام شد اما بیکاری تمام نشد! سال تمام شد اما اعتیاد تمام نشد! سال تمام شد اما زباله گردی تمام نشد! سال تمام شد اما دستفروشی در مترو و اتوبوس تمام نشد! سال تمام شد اما جرم و جنایت تمام نشد! سال تمام شد اما تبعیض تمام نشد! سال تمام شد اما اختلاس تمام نشد! سال تمام شد اما شعارهای توخالی تمام نشد! سال تمام شد اما...»

در بخش دیگر این مطلب نیز می خوانیم: امروز می خواهم به یک سئوال بزرگ بپردازم! این سئوال بزرگ این است: «چرا در طول این دهه های گذشته به جای اینکه مشکلات و سختی ها کم بشود، سال به سال بیشتر و بیشتر شده است؟»

در ادامه این مطلب هم آمده است: بنابراین، وقتی می بینیم که این مشکلات همچنان حل نشده باقی مانده اند، مثل روز روشن است که مسئولان ذیربط اراده و جرات حل این مشکلات را نداشته اند و بطورطبیعی مسئولیت خسارات و پیامدهای ناشی از این مشکلات در جامعه نیز به گردن تمام کسانی است که به نحوی از انحا در عرصه موضوع این مشکلات مسئولیتی را ولو به صورت موقت با اراده خودشان پذیرفته اند و با استفاده از مزایا و رانت های پست و جایگاه آن مسئولیت، بهره های مادی و معنوی را هم برده اند.

این تحلیل این گونه ادامه می یابد: حال این سئوال پیش می آید که چرا به رغم اینکه این مشکلات همچنان حل نشده باقی مانده و یک نمونه آن مثلا بیکاری خسارات و پیامدهای وحشتناکی را هم در ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به دنبال داشته است، کسانی که در طول این مدت طولانی در ایجاد بحران عظیم بیکاری مقصر بوده اند، نه تنها بازخواست نمی شوند بلکه هرکدام با سلام و صلوات در جای دیگر همچنان به خدمت!!!به خدا و خلق خدا مشغولند و تازه طلبکار هم هستند که نگذاشتند آنها کاری کنند کارستان! و اگر موانع نبود آنها نه تنها بحران بیکاری را در ایران که در جهان هم حل می کردند!!

نویسنده این تحلیل می پرسد: یکی نیست از این شیفتگان خدمت بپرسد که شما اگر واقعا عاشق خدمت به این مردم و به عبارت دیگر کشته و مرده این مردم بودید چرا در همان سال اول نه، سال دوم نه، سال سوم نه، سال چهارم که دیگر همه چیز برای شما روشن شده بود و این سه کلیدواژه که متاسفانه شما در آن دوران اصلا  آن را قبول نداشتید، مانع خدمت شما بود، چرا در همان زمان به شدت و حدتی که امروز فریاد می کشید، فریاد نکشیدید؟ چرا وقتی دیدید کاری نمی توانید بکنید و می دانستید که ادامه کار شما جز از دست رفتن فرصت و تحمیل هزینه به مردم، چیز دیگری نیست، مثل مدیران همه جوامع در دنیا استعفا ندادید؟ مگر نه این است که برای شما در آن زمان حفظ و تداوم آن پست و مقام اصل و خدمت به مردم و انجام یک کار اساسی برای حل مشکلات جامعه، فرع بود؟

در ادامه این تحلیل می خوانیم: نگارنده معتقد است که این سناریو توسط یک سناریو دیگربه نام رسانه، آگاهانه یا ناآگاهانه، حمایت و پوشش کامل داده می شود و با توجه به قدرت بی بدیل رسانه، اکثر کاستی ها، ناکارامدی ها، سوء تدبیرها، تخلفات و ضعف های مدیران تحت عنوان دفاع از کلیت نظام، نادیده گرفته می شود و یا با دادن آدرس غلط به مردم، امنیتی آهنین برای مدیران فراهم می شود.

این تحلیل ادامه می یابد: بدیهی است که اگر رسانه در بیرون از حاکمیت، همانطور که درهمه دنیا متداول است، بطور مستقل به وظیفه ذاتی خود یعنی اطلاع رسانی همراه با تحلیل و نقد مسایل و موضوعات جامعه، فارغ ازهرگونه سمت گیری سیاسی، جناحی، گروهی، قومی و قبیله ای عمل کند و با بهره گیری از روزنامه نگاران حرفه ای توانمند به رصد کردن وقایع و عملکردها بپردازد به مثابه ابزاری قوی برای کنترل قدرت حاکمیت خواهد بود.

در ادامه این تحلیل آمده است: در هر صورت، فرصت گران سنگی از دست رفت، رسانه ها اگر از همان اول در جایگاه اصلی خود قرار گرفته بودند، هیچکس در این مملکت جرات نمی کرد قدمی کج بردارد، هیچکس جرات نمی کرد به حقوق مردم چپ نگاه کند، هیچکس جرات نمی کرد به نام مردم جیب مردم را خالی کند، هیچکس جرات نمی کرد به نام مقدسات، مردم را از مقدسات دور کند، هیچکس جرات نمی کرد به نام خودی و غیرخودی بین مردم شکاف بیاندازد و صدها موارد این گونه که در غیاب چشمان بینا رسانه های مستقل، مقتدر و حرفه ای در طول این زمان در این جامعه شکل گرفت و پیش آمد آنچه که نباید پیش می آمد!

نویسنده در انتهای این تحلیل می نویسد: آنچه که به عنوان نتیجه این نوشتار می خواهم بنویسم چیزی نیست جز اینکه بگویم مشکلات، امروز در جامعه ما جاخوش کرده اند، خیال هم ندارند به این زودی ها و به این راحتی ها ما را ترک کنند، به هر دری زدیم و به هر ندا و نوایی و به هر قول و قراری امید بستیم تا بلکه این مشکلات از جامعه ما بیرون بروند، اما راه به جایی نبردیم! برای بیرون راندن این مشکلات ازاین دیار راهی دیگر باقی نمانده است، الا به خود بیاییم و در این واپسین روزهای سال با خود عهد ببندیم که دیگر نه به قول و قرار کسانی که در آزمون های گذشته رفوزه شدند، دل ببندیم و نه چشم امید به آسمان بدوزیم و منتظر بارانی باشیم که ببارد و این مشکلات را بشورد و به دریا بریزد، بلکه به خود، به عقل خود، به شعور خود و به نیروی لایزال اراده خود اتکا کنیم و در تصمیمات خود در همه حال، گذشته را بنگریم که پر بیراه نگفته اند: « گذشته چراغ راه آینده است. »

« بهار و همزیستی» عنوان مطلب دیگر این شماره همزیستی است که به قلم صدیقه جاذبی اولین سردبیر همزیستی نوشته شده است. وی در این مطلب که از ترکیه برای نشریه خودش فرستاده است می نویسد: « ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که زمان بی رحمانه به ما می‌تازد؛ ما محدود  به زمانیم؛ خلاصی از زمان برای ما ممکن نیست. نگاه می‌کنم به خودم، بهار سال 80 بود که در نشریه همزیستی شروع به فعالیت کردم. با پیش شماره‌هایش و بعد شماره شماره چاپ کردیم. گرم و سردش را هم چشیدیم. تا چشم باز می‌کنم می‌بینم 18 سال گذشته است. من گرچه تمام این هیجده سال عضو هیات تحریریه همزیستی نبوده‌ام، اما همزیستی به ‌عنوان عضوی از من هیچ وقت از من جدا نشده است.

در ادامه این مطلب می خوانیم: چطور می‌شود نوزادی که از بدو تولد تا هفت سالگی‌اش شاهد رشدش بودم و چه شب‌ها بر بالینش تا دیروقت بیدار نشستم، فراموش کنم. حالا همین نوزاد هجده ساله می‌شود. بچه‌ای که در هفت سالگی ترکش کردم و حالا که برمی‌گردم و به عقب نگاه می‌کنم می‌بینم دوران طلایی زندگی مطبوعاتی من همان هفت سال در استان گلستان بوده است. دوران چالش‌ها و مبارزه‌ها و مجادله‌ها. مبارزه برای حرفه‌ای بودن و عاشقانه کار کردن.

جاذبی در انتهای مطلبش می نویسد: بهار که آمد به او لبخند بزنیم، در آغوشش بگیریم و حیات را از همین جا آغاز کنیم. از همین جا برای رسیدن به خواسته‌هایمان. برای بهتر کردن اوضاع بدی که به ما تحمیل شده و دائما از آن می‌نالیم. از همین بهار به فکر بهتر کردن اوضاع باشیم پیش از آنکه ذخیره عمرمان تمام شود. زمان حلال مشکلات نیست؛ ما هستیم، همین خود ما. به امید روزهای بهتر سال نو را به همه تبریک می‌گویم.

«برای احسان» عنوان دیگر این شماره همزیستی است که مدیر مسئول همزیستی درباره استعفا احسان مکتبی مدیرکل سیاسی، انتخابات و تقسیمات کشوری سابق استانداری گلستان نوشته است.

در این مطلب می خوانیم: برای من بسیار جالب بود در دولتی که مدیران آن نه براساس شایستگی های تخصصی و تجربی، بلکه براساس معیارهایی انتخاب شده و می شوند که هم من و هم احسان و هم، همه روزنامه نگاران اصیل و حرفه ای در هر فرصتی که به ما دست می دهد از انتقاد نسبت به آنها ابایی نداشته و نداریم، فردی مانند احسان به این پست بالا منصوب می شود. طبیعتا من از این اتفاق خوشحال شدم چون همیشه اعتقاد داشته و دارم که گرچه با یک گل بهار نمی شود اما همان تک گل تاثیرات مثبت خود را در محیط می گذارد( البته منظور گل طبیعی است و گل مصنوعی هیچگونه اثری بر اطرافش نمی گذارد).

در ادامه این مطلب آمده است: و امروز که خبر استعفا و توضیحات احسان را درباره آن خواندم احساس غریبی به من دست داد، از یک طرف دلم برای جامعه  سوخت، نه به این خاطر که یک پستی را که برای اولین بار در استان یک روزنامه نگار گرفته بود، از دست دادیم، بلکه به این خاطر که نیرویی که هم توانمند بود، هم سلامت نفس داشت و هم مردم از خدمات منبعث از این خصایص بهره مند و طبیعتا رضایتمند بودند، خیلی راحت از دست دادیم و آب از آب هم تکان نخورد.

از طرف دیگر خوشحال شدم چون که از لحظه ای نگران بود م که روزی چشمم به چشم احسان بخورد و ببینم او را که در کاروان بخشی از مدیران این جامعه حل شده و در کورس به اصطلاح ارتقاء مقام از دیوارتملق، ریا و دهها خصایص ویژه موردنیازاین ارتقاء بالا می رود!

همچنین در این شماره همزیستی مطالبی با عناوین « انجمن ادبی چهارشنبه داستان، دریچه ای دوستانه به دنیای ادبیات»،    « کوچک شدن سفره هفت سین»، « بانوی آسمان »، « چالش صدا و سیما با آذری جهرمی »، « اتقاقات دفتر وزیر نفت »    » و چندین مطلب متنوع دیگر همراه با خبرهای استان گلستان به چاپ رسیده است.

هفته نامه همزیستی  که صاحب امتیاز و مدیرمسئول آن تاج محمد  کاظمی است از سال 1380 منتشر می شود.

 

 

 

نوشتن دیدگاه

نظراتی که حاوی توهین یا افترا می باشند، منتشر نخواهند شد.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی یابند.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

پیشخوان

آخرین اخبار