همزیستی نیوز - رییس جمهوری با انتقاد از حاشیه هایی که برای برگزاری کنسرت ها بوجود آمده است، گفت: از نظر من هیچ وزیری نباید در برابر هیچ فشاری – که البته فشار زیاد است – کوتاه بیاید و عقب نشینی کند.

به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی روز دوشنبه در مراسم گرامیداشت روز پزشک که با حضور جامعه پزشکان در سالن همایش های ابوریحان دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد، افزود: ما باید از اخلاق، فرهنگ و جامعه حراست کنیم.
وی ادامه داد: یک جا به پزشک و یک جا به هنرمند بی احترامی می شود، یک جا که کنسرتی می خواهد برگزار شود، مجلس قانونگذاری ایجاد می شود.
رییس قوه مجریه تصریح کرد: ما مجلس شورای اسلامی داریم، هر کسی صبح بلند شد و یک تریبونی یافت که نمی تواند قانونگذاری کند. وزیر ما هم نباید تبعیت کند و باید تابع قانون باشد.
روحانی همچنین اظهار داشت: اگر قانونی می خواهد، وضع شود نمایندگان در مجلس شورای اسلامی تصویب می کنند و آن را شورای نگهبان تایید می کند و پس از آن ابلاغ و عملیاتی می شود اما قبل از سیر قانونی، بی قانونی خوب نیست. بی قانونی به نام دین و دلسوزی برای دین بدتر است، ما قانون و مقررات داریم و به آن افتخار می کنیم.
وی با بیان این که این کشور، کشور قانون است، گفت: در کلمات امام خمینی(ره) نگاه کنید، دهها و صدها بار تاکید شده که حکومت اسلامی حکومت قانون است.
رییس جمهوری خاطرنشان کرد: اگر قانون مورد بی احترامی قرار گیرد سنگ روی سنگ بند نمی شود.
روحانی ادامه داد: باید به هنرمندان، پزشکان، اساتید دانشگاه و دیپلمات هایمان احترام بگذاریم، از هر جمله و کلامی در رسانه ها استفاده نکنیم. احترام و اخلاق به نفع ما و جامعه است.
وی همچنین گفت: گاهی از برخی امور در جامعه بسیار متاسف می شوم، ما نقد غیرمنصفانه دولت را کم کم تحمل کردیم و به آن عادت می کنیم و وقتی هم یک روز حرف بد در رسانه های نوشته نمی شود، تعجب می کنیم.
رییس شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: در جامعه بزرگ ما اگر احترام اقشاری که دارای احترام هستند، خدشه دار شد زندگی مردم خدشه دار می شود. مگر می شود در جامعه ای به دیپلمات های دلسوزی که 30 ماه شبانه روز برای کشور تلاش کردند، «آدم همینجور دهانش را باز کند و هر لفظ و لغتی به کار ببرد»، برای کسانی به کار می رود که می دانم چه شب هایی تا صبح بیدار بودند و چه فراز و نشیبی بود تا یک حرف بالا و پایین شود.
روحانی یادآور شد: جامعه ای که قدردان آدم های مخلص، پاک، زحمت کش، بزرگان و عالمان خود نباشد آن جامعه دچار مشکل می شود. چرا کفران نعمت می کنیم؟ آیا از جامعه ای پزشکی، جامعه ای خدوم تر وجود دارد. در کنار تخت بیمار بودن کار آسانی نیست و پیچیدگی های بسیاری دارد.
رییس شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: ما ایرانی هستیم و غیر از فرهنگ اسلام که فرهنگ ادب، اخلاق، مودت و اعتدال است دارای تمدنی بزرگ هستیم.
روحانی در بخش دیگری از سخنان خود به شرایط فضای مجازی اشاره و تاکید کرد فضای مجازی ضمن با همه خوبی هایی که دارد و دولت بیشترین تلاش را در این سه سال انجام داد تا این فضا با آرامش در اختیار مردم باشد و بتوانند برای ارتباطات، پیام رسانی، علم، دانش، اطلاعات و اتصال به جهان استفاده کنند، برخی هنگامی که در فضای مجازی می روند چه می شود، عبارت ها لحن ها، جملات، کلمات و واژه هایی فضای مجازی دیده می شود که آدم کمتر سراغ دارد.

** برجام سلامت مردم را بهتر تضمین کرد
رییس جمهوری در بخش دیگر از سخنان خود طرح تحول سلامت را کار بزرگی توصیف کرد که از سال 93 شروع شد.
روحانی افزود: این طرح دو سال ادامه یافت و اگر سختی هم باشد، ادامه خواهد یافت.
وی با یادآوری این که سال گذشته سال سختی بود و افت شدید قیمت نفت باعث مشکلات مالی کشورهای بزرگ نفت خیز و منطقه شد، گفت: ایران سال گذشته تحریم هم بود و تا برجام اجرایی شود طول کشید و از آخر دی ماه اجرایی شد.
رییس قوه مجریه تصریح کرد: قیمت نفت در شرایط تحریم به کمتر از 30 دلار کاهش یافت، کشورهای مختلف هم دچار مشکلات بسیار شدند که یا رشد اقتصادی آنها بسیار پایین آمد یا منفی شد اما ما در شرایط سخت توانستیم تورم را کاهش دهیم و رشد اقتصادی نیز منفی نشد.
روحانی با بیان این که سه ماهه اول امسال رشد اقتصادی کشور 4.4 درصد بود، خاطرنشان کرد: رشد صنعت 8.8 درصد است، حرکت خوبی شروع شده و پیش بینی ما تا پایان امسال رشد 5 درصد است.
وی ضمن قدردانی از جامعه پزشکان، متخصصان و وزارتخانه ها گفت: این قشر به رغم سختی ها مسیر را ادامه دادند و طرح تحول سلامت اجرایی شد که کار بسیار بزرگی است.
وی تصریح کرد: این طرح با پول و کار دولت پیش نمی رود بلکه همت، تلاش و فدارکاری کادر پزشکی و سلامت آن را جلو می برد.
رییس جمهوری ادامه داد: همه باید دست به دست هم دهیم و ادامه اجرای طرح تحول سلامت را به عنوان یک عبادت بزرگ تلقی کنیم.
روحانی گفت: با اجرای این طرح عزت بیمار تامین شده و این کار بسیار ارزشمند و بزرگ است چرا که رنج بیمار کم شد و عدالت در بخش بهداشت و سلامت در سراسر کشور بوجود آمد.
وی تاکید کرد که بخش خصوصی بهداشت و سلامت باید تقویت شود. در مدت اجرای طرح تحول سلامت حدود 16 میلیون نفر از این طرح استفاده کردند.
رییس جمهوری ادامه داد: شما پزشکان علاوه بر کار درمان سلامت و جامعه در علم و دانش گام بزرگی برداشته و جایگاه ایران را در دنیا ارتقا داده اید و موجب عزت ایران در سراسر جهان شدید.
روحانی با یادآوری گزارش روز گذشته معاون علمی و فناوری رییس جمهوری در جلسه هیات دولت مبنی بر اینکه ایران در حوزه نوآوری 28 پله پیشرفت کرده است، اظهار داشت این کار بسیار مهم و ارزشمند است و معنای آن این است که پیشرفت تنها در یک جهت نبوده است، لحن برخی دقیق نیست، می گویند این دولت فقط به فکر مذاکرات هسته ای بود. بله، به فکر مذاکرات هسته ای هم بود و به آن افتخار می کند.
وی خطاب به جامعه پزشکی تاکید کرد شما می توانید قضاوت کنید که پس از برجام آیا تجهیزات پزشکی یا دارو راحت تر به دست می آید یا سخت تر،آیا ارتباطات دارو سازهای ایرانی با بخش های داروسازی خارجی بهتر شده یا دشوارتر.
رییس قوه مجریه تاکید کرد: حداقل نکته ای که می توان گفت این است که برجام سلامت مردم را بهتر تضمین کرد. علاوه بر این که در بخش های دیگر سبب عزت مردم شد.
روحانی ادامه داد: قطعنامه های سازمان ملل را نمی توان اینجا پاره کرد، اگر می شد من هم آن را پاره می کردم. راه این بود که قطعنامه سازمان ملل باید در شورای امنیت با ابزار حقوقی لغو می شد. کاری که دولت انجام داد گام به گام راه را پیمود تا همه قطعنامه ها لغو شود.
وی ادامه داد: در یک جلسه هفت قطعنامه فصل هفتم منشور سازمان ملل لغو می شود و این تیتر برای ایران «کشوری که صلح و امنیت جهانی را به خطر انداخته است» تبدیل به این می شود که «ایران کشوری است که کشورهای دیگر باید با او همراهی کنند».

** پزشک هنرمند و به معنای واقعی کلمه حکیم است
رییس جمهوری در ادامه سخنان خود خطاب به جامعه پزشکان گفت: شما تامین کننده صحت، سلامت و امنیت روانی جامعه هستید. آنکه شفا می دهد و روح تاثیر گذار، نگاه و کلام شما است.
روحانی اظهار داشت: درست است که بخشی از درمان انسان جسمانی است و باید حل شود اما بخش بزرگی از آن روحی، روانی و معنوی است که بسیار مهم است.
وی یادآور شد: عالم و متخصص بودن، درد را شناختن، از طرق مختلف علل بیماری را یافتن و از بهترین راه به درمان بیمار پرداختن منافاتی با توکل به حق ندارد و اینکه شفای نهایی دست او است.
رییس قوه مجریه خاطرنشان کرد: بنابراین بخشی از شفای بیمار در سایه دارو و بخشی دیگر در سایه تقویت روحی و روانی است که با زبان ، نگاه، القا، بیان و تاکید شما تامین می شود.
روحانی، کار پزشکی را پیچیده و بسیار سخت توصیف و اضافه کرد این کار تنها علم نیست بلکه ایمان هم هست، پزشکی که به کار خود ایمان نداشته باشد، ناموفق است و باید به کار خود مومن باشد.
رییس شورای عالی انقلاب فرهنگی پزشک را یک هنرمند و به معنای واقعی کلمه حکیم دانست و گفت: هیچکس به تنهایی نمی تواند مشکلی را حل کند که این موضوع در بخش پزشکی نیز صادق است. همه باید دست به دست هم دهیم و سلامت را به جامعه بازگردانیم.
روحانی با تاکید بر این که سرمایه اجتماعی، یک سرمایه اساسی برای حرکت صحیح جامعه است، یادآور شد: امروز شرایطی در کشور و دنیا حاکم است که سلامت نمی تواند از مسائل اجتماعی جدا باشد. آسیب های اجتماعی کار شما پزشکان را سخت تر می کند و مشکلات فراوانی را می آفریند، حتی اگر قوانین راهمنمایی و رانندگی هم به خوبی حاکم نباشد مشکلات شما را دو چندان می کند، اگر راه ها استاندارد نباشد برای شما مشکل می آفریند.
وی ادامه داد: اگر سرمایه اجتماعی هم نباشد برای شما پزشکان مشکل ایجاد می شود. سرمایه اجتماعی بین مردم و کلیت نظام ، بین مردم و وزارتخانه ها و تمامی بخش ها. اگر سرمایه اجتماعی و اعتماد نباشد بیمار بهبود نمی یابد. چرا که باید به بیمارستان، پزشک و دارو اعتماد کند. اگر محیط زیست هم درست نباشد کار پزشکان سخت می شود.

 

همزیستی نیوز - یک استاد دانشگاه تهران با تاکید بر اینکه مهمترین کار، کار حزبی است که برای کار سیاسی در کشور کادر می‌سازد، اظهار کرد: خوشبختانه کار حزبی در دولت روحانی رونق پیدا کرده است ولی هنوز به مرحله حزب‌یابی نرسیده‌ایم.

به گزارش ایسنا، حمیدرضا جلایی پور عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در نشستی که با عنوان« پویایی‌ها و ضرورت تداوم ائتلاف اصلاح طلبان، اعتدال‌گرایان و اصول‌گرایان میانه رو از سال 92 تا 96» از سوی سازمان جوانان و دانشجویان حزب اعتدال و توسعه در سالن اندیشگاه فرهنگی کتابخانه ملی برگزار شد، با بیان اینکه «ائتلاف میانه قبل از 92 شروع شد و در انتخابات ریاست جمهوری 92 خودش را نشان داد»، اظهار کرد: انتخابات ریاست جمهوری 92 رخداد مهمی بود که شاید چنان‌که باید دیده نشد؛ عدم تایید صلاحیت هاشمی رفسنجانی یا همان شناسنامه انقلاب، حادثه عجیبی برای فعالان سیاسی به‌شمار می‌آمد. آن ‌موقع کسی فکر نمی‌کرد روحانی رای بیاورد اما این موضوع با ائتلاف تحقق یافت.

جلایی پور با طرح این پرسش که چرا باید ائتلاف حفظ شود، خاطر نشان کرد: از قبل از مشروطه ما با یک مسئله مواجه هستیم که یکی از چالش‌های تاریخ معاصر ماست. آن زمان هم در مشروطه، جامعه ایران دچار فقر، بیماری و اقتصاد به‌هم ریخته بود. مشروطه‌خواهان دنبال سامان‌دادن به این شرایط بودند. در ایرانی که 11 درصد با سواد داشت مجلس تشکیل شد، اما رکود اقتصادی برای یک دوره 15 ساله کشور را در برگرفت.

وی ادامه داد: بعد از دوره تلخ 15 ساله، به راه حل داشتن دولت منظم نوگرا و متمرکز رسیدند که رضا شاه با وجود آن‌که حاصل کودتا بود اما به پشتوانه این خواست و این تفکر به قدرت رسید. کشور به نظم سیاسی مشارکتی قانونی مشروع مردمی نیاز داشت که در زمان رضا شاه به آن نرسید.

جلایی پور در ادامه اظهار کرد: آن نیاز ادامه پیدا کرد و به‌هر صورت تا کنون این مشکل در کشور وجود دارد. این مشکل را به دو شکل سعی داشتند حل کنند. یکی آمرانه و از حاکمیت به مردم و راه دوم به صورت مردمی و مشارکتی و قانون‌مند، اولی جواب نداد و نیاز به دومی، شدت یافت.

استادیار گروه جامعه شناسی دانشگاه تهران گفت: توسعه دستگاه اداری دولت، توسعه اقتصادی و توسعه ارتش از اتفاقات دوره رضا شاه بود. با این وجود مردم از حکومت او رضایت نداشتند و این به دلیل عدم حاکمیت قانون و مشارکت مردمی در جامعه ایران بود. به دلیل همین نارضایتی‌ها بود که انقلاب اسلامی اتفاق افتاد و مطالبات مردم اسقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بود که بر پایه اخلاقیات و انصاف استوار باشد.

جلایی پور در تشریح شرایط سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی گفت: مردم انقلاب کردند ولی شدت بی نظمی در آن شرایط ابتدای انقلاب باعث شد مردم به جان هم افتادند و کار به جایی رسید که مجاهدین خلق به اسلحه دست بردند و سال 60 را می‌توان خشونت‌آمیزترین سال جامعه ایران دانست. اگر امام خمینی نبود و شخصیت کاریزما و نفوذ وی بر دل مردم وجود نداشت انقلاب نجات پیدا نمی‌کرد.

وی افزود: بعد از مشروطه و نهضت ملی و انقلاب اسلامی و سپس جنگ، دولت هاشمی به توسعه و سازندگی پرداخت که لازمه آن روزها بود، به این امید که توسعه سیاسی به دنبال توسعه اقتصادی حادث شود.

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران گفت: بعد از دولت خاتمی کسی توجه نکرده بود که 10 میلیون فقیر در کشور وجود دارد. تمام کاندیداها به فکر خود بودند و اشتباه بزرگی رخ داد.

استادیار گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تهران اظهار کرد: دوره احمدی‌نژاد که به توسعه سیاسی و اقتصادی اعتقادی نداشت و بنابراین دوره او دوره ضد توسعه و ضد شایسته سالاری بود. توسعه را غربی شدن و پول مردم را دور ریختن می‌دانستند.

جلایی پور ادامه داد: همه متفکران در دولت احمدی‌نژاد یک سوال داشتند که چگونه کشور می‌تواند از این وضعیت خارج شود؟

وی افزود: ائتلاف پاسخ این سوال بود و توانست شرایط را به نفع مردم تغییر دهد. اما هنوز کشور به آن حاکمیت مشارکتی با نظم سیاسی مردمی منصفانه نرسیده است.

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، تصریح کرد: هنوز ساماندهی سیاسی از مشروطه تا کنون خواست کشور ماست و باید تا حاکمیت مطلق قانون برای آن تلاش شود و ائتلاف بزرگترین سرمایه ما برای رسیدن به آن خواست است.

جلایی‌پور به شرایط فعلی جامعه در مسیر دموکراسی پرداخت و افزود: بسیاری از کشورها برای حاکمیت قانون تلاش کردند و تا کنون کشورهایی که برای آن تلاش کرده‌اند می‌گویند که یک فرآورده نیست، بلکه یک فرآیند سه مرحله ای است؛ مرحله اول، تمهید دموکراسی و برآورده کردن نیازهای پایه مردم است که افغانستان سالهاست در آن دست و پا میزند. مرحله دوم، گذار به دموکراسی است؛ که ایران سالهاست در این مرحله است و مرحله سوم تحکیم دموکراسی است.

وی ادامه داد: چرا ما دو دهه است چالش‌های گذار را داریم؟ زمانی مشکل حل می‌شود که طرفداران حاکمیت قانون، قدرتمند شوند. با حمایت‌های مردمی، قدرت اجتماعی کسانی که طرفدار قانون هستند باید افزوده شود. در انتخابات سال 92 دموکراسی جان تازه‌ای پیدا کرد. باید برجام ملی اتفاق بیافتد. برجام رخداد بزرگ و شاخصه دولت روحانی است.


جلایی‌پور با بیان اینکه در شرایطی که احتمال رخدادهای سخت و ناگوار برای کشور وجود دارد، باید بسیار پخته‌تر عمل شود و ائتلاف مستحکم‌تر به آینده سیاسی کمک کند، گفت: قرار گرفتن در شرایط بد اقلیمی و شرایط پرتنش خاورمیانه، نیازمند ائتلاف در کشور است که این اوضاع را مدیریت کند. همچنین برای مواجهه با افزایش جرم و جنایت و اعتیاد در کشور، نیازمند توسعه اقتصادی و تولید ثروت هستیم تا به تحکیم دموکراسی برسیم.

وی ادامه داد: مهمترین کار، کار حزبی است که برای کار سیاسی در کشور کادر می‌سازد. خوشبختانه کار حزبی در دولت روحانی رونق پیدا کرده است ولی هنوز به مرحله حزب‌یابی نرسیده‌ایم. ما شرایط ساختاری داریم، اما شرایط کارگزاری را نداریم . باید فعالیت سیاسی‌مان را بیشتر کنیم.

استادیار گروه جامعه‌شناسی دانشگاه تهران گفت: در این شرایط به عمل‌های پخته عاملیتی اعتقاد دارم. عاملیت باید ساختار دهد تا مردم هدایت شوند.

وی در خصوص دولت فعلی و مخالفانش گفت: روحانی اهل تفرق نیست و اهل توسعه است. اما مخالفان روحانی سه کار می‌کنند؛ نخست، در افکار عمومی طوری کار می‌کنند که وضع معیشت را بد جلوه دهند و دولت را تخریب کنند، دوم، اطرافیان روحانی را تحت فشار می‌گذارند، سوم، تلاش می‌کنند که روحانی را مرعوب کنند تا کاندیدا نشود؛ غافل از اینکه روحانی شخصیت مبارزی است و با این‌گونه حرکت‌ها میدان را خالی نخواهد کرد.

همزیستی نیوز - وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح گفت: نوعی خودنمایی و بی‌معرفتی پشت اعلام خبر استفاده روسیه از پایگاه نوژه برای حمله به تروریست‌ها در سوریه وجود داشت.

به گزارش ایسنا، حسین دهقان شامگاه یکشنبه با حضور در گفت‌وگوی ویژه خبری ضمن تبریک هفته دولت گفت: ما در صنایع دفاعی به خصوص در صنعت دفاعی کشور برای ساخت و تولید هواپیما، از انواع مختلف آن اعم از هواپیماهای نظامی و غیرنظامی استفاده می‌کنیم.

وی همچنین توضیحاتی در خصوص نخستین موتور توربو جت ملی هواپیما که صبح روز یکشنبه با حضور رییس جمهور رونمایی شد، ارائه کرد و افزود: ما به این سمت می‌رویم که موتورهای سنگین‌تر توربو جت را تهیه کنیم که زمان‌بندی تهیه و تولید آن برای ما تعریف شده اما به دلیل طی کردن مراحل مختلف آن نمی‌توان زمانی را برای آن مشخص کرد اما در یک برنامه حداکثر سه ساله به موتور جت سنگین نیز دست پیدا خواهیم کرد.

وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح خاطرنشان کرد: مقدمات این کار آماده شده، ظرفیت‌های داخلی در کشور شناسایی شده و برنامه کار بعدی در حال تعریف‌شدن و طراحی است و مقدمات ورود به ساخت با توجه به این ظرفیت‌ها فراهم شده است. دوستان زمان کمتری را به من قول دادند تا تولید انجام گیرد اما ما احتیاط می‌کنیم تا نگویند قول دادیم و نشد.

وی همچنین درباره جنگنده قاهر گفت: کلاس این هواپیما با صاعقه یک و دو فرق می‌کند. یک ایده وجود داشت که بتواند یک هواپیمای سبک و ارزان را تولید کند تا به صورت انبوه قابل تولید و به‌کارگیری باشد و برای ماموریت‌های رزمی در پشتیبانی نزدیک به کار گرفته شود که این ایده در قالب طراحی و تولید قاهر 313 تجلی پیدا کرد. اقداماتی در طراحی آن انجام شده و نمونه‌هایی از آن ساخته شده و پرواز هم کرده است و در حال حاضر نمونه مقیاس یک‌یکم آن نهایی شده و موتور هم روی آن نصب می‌شود تا پرواز را شروع کند البته مشکلی نیز در این رابطه داریم و آن این است که با توجه به اینکه ما هواپیمای صاعقه و T-90  را داریم جای آن در مجموعه سلاح ما تعریف نشده است که دوستان ما در نیروی هوایی سپاه سفارش این هواپیما را داده‌اند و من فکر می‌کنم ما امسال قادر هستیم این هواپیما را آماده پرواز کنیم. البته تولید انبوه آن بستگی به سفارش‌ها دارد و این پروژه بیشتر پروژه‌ای تحقیقاتی بوده است. بر این اساس تجاری‌سازی آن قطعا بر مبنای سفارش‌هایی است که گرفته می‌شود.

وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در رابطه با سامانه موشکی باور 373 نیز اظهار کرد: لازم است ابتدا این توضیح را بدهم که اکنون که بحث پدافند امنیت هوایی کشور مطرح می‌شود، ما به لحاظ مراکز و مناطقی که می‌خواهیم از طریق آن پدافند کنیم و همچنین به لحاظ نوع تهاجم هوایی یا موشکی که از طرف دشمن می‌تواند بر ما تحمیل شود بایستی بتوانیم در سطوح مختلف و در حلقه‌های مختلف پدافندی از سرزمین و مراکز حیاتی کشورمان دفاع کنیم لذا توپخانه و موشک در رنج‌های کوتاه، متوسط و بلند مورد نیاز است، به علاوه یک شبکه راداری گسترده که بتواند تمام جغرافیای کشور را پوشش بدهد و بتواند فراتر از مرزها را ببیند و به مجرد اینکه یک هواپیما یا موشک دشمن به سمت سرزمین ما می‌آید آن را همه‌جوره شناسایی کند و به نزدیک‌ترین مرکز راداری گزارش دهد.

وی ادامه داد: ما برای این کار توپخانه و موشک‌هایی داریم که می‌تواند تا 10 هزار پا را پوشش دهد و بعد سامانه‌های متوسط و برد بلند را در اختیار داریم که بالاترین برد به معنای ارتفاع موشک‌های با برد 27 کیلومتر است که طبیعتا تاکنون جای پدافند ارتفاع بلند خالی بود. زمانی که بحث خرید اس- 300 مطرح شد و روس‌ها قراردادشان را لغو کردند ما نمی‌توانستیم این بخش از دفاع هوایی کشورمان را خالی بگذاریم و سیستمی را طراحی کردیم که بتواند این ماموریت را انجام دهد.

دهقان یادآور شد: طراحی و ساخت سامانه موشکی باور 373 در پاسخ به این نیاز بوده و ما این سیستم پدافندی را در اختیار گرفتیم تا بتواند در هوا با اهدافی که در ارتفاع 27 کیلومتر پرواز می‌کنند درگیر شود و در فاصله دورتر از خود این اهداف را بزند و ماموریت باور 373 در اصل این است. در مورد تولید انبوه آن نیز ان‌شاءالله امسال تست عملیاتی کامل می‌شود و امروز آقای رییس‌جمهور خواسته‌ای را مطرح کردند و آن اینکه اولین تست را با یک موشک بالستیک انجام دهیم چرا که یکی از ماموریت‌های این سیستم مقابله با موشک‌های بالستیک است. ان شاءالله تا پایان سال این کار هم انجام می‌شود و بعد از آن در حد نیاز در خط تولید قرار خواهد گرفت.

وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح تاکید کرد: این سامانه زمین‌پایه است و سیستم روی خودرو سوار است و در اصل قابل قیاس با اس- 300 است.

دهقان همچنین در رابطه با توان موشکی کشور گفت: ما امروز می‌توانیم به ملتمان عرض کنیم که در زمینه موشک‌ها اعم از موشک‌های بالستیک، راکت‌ها و موشک‌های زمین به هوا هیچ محدودیتی نداریم و بر مبنای نیازی که نیروهای عملیاتی طرح می‌کنند قادریم سلاح متناسب را طراحی و تولید کنیم. پیش از این فاصله زمانی از ایده تا تولید بازه زمانی 5 تا 7 سال بود اما اکنون این زمان را در مواردی به 6 ماه تا نهایتا دو سال و نیم رسانده‌ایم و می‌توانیم خیلی سریع طراحی، مهندسی ساخت و تولید را داشته باشیم.

وی گفت: آنچه در این زمینه ما را محدود می‌کند، نیاز عملیاتی ماست؛ یعنی با تحلیلی که از شرایط محیطی خود داریم، تهدید را شناسایی و متناسب با آن تهدید، برد خود را مشخص می‌کنیم. در حال حاضر ما به بردهای بلند نیاز نداریم چون کاربردی برای ما ندارد لذا سیستم‌های مکملی نیز طراحی شده تا دقت اصابت این موشک‌ها نیز بالا برود.

دهقان در ادامه خاطرنشان کرد: قیاسی که بین تولیدات داخلی با نمونه‌های روسی آن انجام می‌گیرد طبیعی است چرا که سلاحی در عرصه نبرد و جنگ صلاحیت‌ها و قابلیت‌های خود را نشان داده و در ذهنیت افراد عملیاتی به نوعی به عنوان سلاح برتر شناخته شده است. چنین سلاحی می‌تواند مطلوب فرماندهان باشد و وقتی سلاحی در داخل ساخته می‌شود می‌گوییم در کلاس فلان و یا در تشابه با فلان سلاح است. بنابراین وقتی گفته می‌شود تانک کرار ما با تانک T-90 قابل مقایسه است، یعنی ویژگی‌های آن را دارد.

وزیر دفاع همچنین در رابطه با واردات سامانه موشکی اس- 300 گفت: ما در بحث پدافند ارتفاع بالا و برد بلند سیستم دیگری نیاز نداریم و وقتی سامانه باور 373 را عملیاتی و تکرار کنیم بی نیاز از خرید اس- 300 خواهیم شد و چون دانش و فناوری آن از خودمان است می‌توانیم اگر نقصی مشاهده کردیم آن را اصلاح کنیم. بنابراین نیازی به خرید سامانه دیگری مشابه اس- 300 و سلاح‌های دیگر که مطرح می‌شود نداریم و به دنبال خرید آن نیز نیستیم.

وی همچنین توضیح داد: زمانی که بحث خرید اس- 300 مطرح بود روس‌ها محدودیتی را مطرح کردند و آن اینکه چون قرارداد اس- 300 را رییس‌جمهور روسیه لغو کرده دیگر قابل احیا نیست لذا پیشنهاد دادند که ما می‌توانیم سیستم موشکی را تحت عنوان اس -400 یا آنتی 2500 از آنها دریافت کنیم که چون سیاست بر این بود که ما جز اس- 300 گزینه دیگری را انتخاب نکنیم بنابراین همین بحث را دنبال کردیم و قرارداد را به اجرا گذاشتیم و اکنون نیز طبق قرارداد پیش می‌رویم. قرار بر این بوده که ابتدا ما دو گردان را منتقل و دو گردان بعدی با یک فاصله زمانی که برای تولید مجدد لازم بود منتقل شود که آن دو گردان نیز تولید شده و بازرسی‌ها و بازبینی‌ها نیز توسط ما انجام گرفته و در حال حمل برای انتقال به ایران است.

دهقان در رابطه با برخی اخبار منتشرشده توسط یکی از اندیشکده‌ها و رسانه‌های آمریکایی مبنی بر اینکه بخشی از سامانه موشکی اس- 300 در نقطه‌ای از شرق تهران مستقر شده اظهار کرد: اولا اینکه چه ربطی به آمریکا دارد که این سیستم کجا مستقر شده؟ سیستم جایی مستقر می‌شود که نیاز به پدافند با چنین سیستمی دارد و تصمیم آن نیز بر عهده فرماندهانی است که مسئولیت امنیت هوایی کشور را بر عهده دارند. من فکر می‌کنم آمریکایی‌ها یک‌سری آدم بیکار دارند به اسم منافقین که اخیرا من اسم آنها را روسپی‌های سیاسی مزدور گذاشته‌ام. آنها یک‌سری خبرها به آمریکا می‌دهند برای اینکه پولی از آنها بگیرند. خیر، اینطور نیست. ما سامانه را جایی مستقر می‌کنیم که نیاز است چنین سیستمی را برای پدافندمان به کار بگیریم و این خبر دروغی است.

سردار دهقان در رابطه با برنامه‌های وزارت دفاع برای سامانه‌های برد کوتاه نیز گفت: ما در بحث برد کوتاه نیاز داریم که کار بیشتری انجام دهیم؛ هم کیفیت کارمان را افزایش دهیم و هم کمیت را. اینطور نیست که اکنون موشک‌های با برد کوتاه نداشته باشیم اما باید در بحث سیستم‌های هدایتی آنها و افزایش بردشان کار کنیم و امید داریم که ان‌شاءالله سیستم‌های موجودمان را طراحی و تقویت کنیم.

وی همچنین در خصوص خرید جنگنده‌های سوخو از روسیه اظهار کرد: قطعا آمریکایی‌ها علاقه‌مند نیستند ما توان نظامی بالایی داشته باشیم اما ما برای تقویت نیروی هوایی خود نیاز به تعمیر جنگنده داریم. جنگنده‌های ما نیز عمری طولانی دارند که برای جنگنده‌های موجودمان اقداماتی همچون عمردهی انجام داده‌ایم یعنی هواپیما کاملا باز و کاستی‌ها برطرف می‌شود و تقریبا تمام سیستم‌های این جنگنده‌های قدیمی به‌روزرسانی شده‌اند.

وی افزود: هواپیمای سوخو 30 نیز یکی از جنگنده‌هایی است که در کلاس جنگنده‌ها هواپیمای مناسبی است و فقط روس‌ها آن را دارند. برای خرید، با روسیه صحبت کرده‌ایم و در حال مذاکره‌ایم. پاسخ منفی از آنها نشنیده‌ایم. در حال مذاکره هستیم تا ببینیم چطور می‌توانیم با توجه به محدودیت‌ها این عملیات را انجام دهیم. ان‌شاءالله به زودی خبرهای خوبی در این رابطه به ملت بدهیم؛ گرچه معذوراتی در این زمینه وجود دارد.

سردار دهقان در ادامه درباره وضعیت زیردریایی فاتح اظهار کرد: نمونه اولیه زیردریایی فاتح ساخته شده است. ما تصمیمی را در دوره جدید در وزارت دفاع گرفتیم که زمانی یک سیستم سلاح را تمام‌شده بدانیم که بتوان آن را به کار گرفت. مثلا سال‌ها بود که گفته می‌شد ناوشکن دماوند آماده است اما من آمدم گفتم ما زمانی می‌توانیم بگوییم تمام شد که این ناوشکن در اختیار نیروی دریایی ارتش قرار گیرد و تا زمانی که این اتفاق نیفتاده به صورت رسمی اعلام نمی‌کنیم.

وی همچنین درباره ویژگی‌های زیردریایی فاتح تصریح کرد: قرار بر این شد تمامی وضعیت‌هایی که ممکن است برای آن پیش بیاید با مشارکت نیروی دریایی ارتش که قرار است کاربر آن باشد، مورد بررسی قرار گیرد و تقریبا عمده مواد آن باید قادر باشد وضعیت فشار را تحمل کند. تقریبا این مراحل پشت سر گذاشته شده است. قرار بر این بود که سوم خرداد سال جاری که گذشت از آن رونمایی شود اما من باز احساس کردم دوستان ما در نیروی دریایی ارتش ابهامات و تردیدهایی دارند که ما به این نتیجه رسیدیم این ابهامات به صفر برسد و بعد نمونه نهایی آن به کار گرفته شود.

وزیر دفاع همچنین تاکید کرد که برای زیردریایی در این کلاس واردات و خریدی نخواهیم داشت اما در کلاس‌های دیگر در صورت نیاز اگر نتوانیم بسازیم خریداری خواهیم کرد.

دهقان همچنین در خصوص اخبار منتشرشده مبنی بر حضور جنگنده‌های روسیه در پایگاه هوایی نوژه همدان توضیح داد: اساسا ورود روس‌ها به سوریه در برخی عملیات‌ها مقابل جریان تروریستی به خواست دولت سوریه انجام می‌گیرد که خواست دولت سوریه در زمینه پشتیبانی عملیات‌هایی هوایی و ماموریت‌های زمینی است. قرار اولیه بر این بود که روس‌ها تعدادی از ناوگان هوایی خود را متناسب با عملیات‌های ارتش سوریه به آنجا منتقل کنند و عملیات‌ها انجام گیرد که تاکنون این اتفاق می‌افتاد.

وی ادامه داد:‌ این ناوگان هوایی در پایگاه‌های لاذقیه مستقر بود و کارش را انجام می‌داد اما اخیرا بعد از ماجراهای به وجود آمده در حلب، آنها خواستند عملیات را در زمین شدت دهند و طبیعتا پشتیبانی عملیات‌های هوایی نیز لازم بود؛ به خصوص اینکه بعد از آتش‌بس محدودی که در سوریه برقرار شد ، آمریکا، عربستان و قطر به شدت نیروهای تروریستی را با سلاح‌های پیشرفته تقویت کردند.

سردار دهقان یادآور شد: در همین راستا قطعا ما با سوریه و روسیه همکاری کرده و می‌کنیم که صحنه‌های عملیات انجام گیرد و روسیه در این بین تصمیم گرفت حجم بیشتری از هواپیما را وارد کند و سرعت و دقت بیشتری در عملیات‌های خود داشته باشد. بر همین اساس نیاز داشتند سوخت‌گیری خود را در منطقه نزدیک‌تری به عملیات انجام دهند، به همین دلیل از پایگاه نوژه استفاده کردند اما ما قطعا به آنها پایگاه نظامی ندادیم و در هیچ شرایطی امکان استقرار به روس‌ها داده نشده است. در عین حال آنها نیامدند که بمانند بلکه برای برهه زمانی کوتاه و مشخصی متناسب با عملیات‌هایی که در زمین و در سوریه انجام می‌گیرد برای پشتیبانی این کمک را از ما خواستند و ما امکان نشست و برخاست به آنها دادیم و هیچ توافق مکتوبی صورت نگرفت بلکه فقط یک همکاری عملیاتی بوده است.

وزیر دفاع همچنین در پاسخ به اینکه چرا این خبر را طرف مقابل اعلام کرد و ما خودمان اول آن را منتشر نکردیم، گفت: طبیعتا روس‌ها علاقه‌مندند نشان دهند که یک ابرقدرت و کشور اثرگذار هستند و در تمامی روندهای امنیتی منطقه و سطح جهان حضور دارند. از طرفی علاقه دارند در  صحنه عملیات در سوریه خود را به عنوان یک عامل موثر مطرح کنند تا بتوانند سهم خود را در آینده و در مقابل آمریکا تامین کنند. البته نوعی خودنمایی و بی‌معرفتی پشت اعلام این خبر بوده است.

دهقان همچنین در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آمریکایی‌ها می‌گویند پرواز روس‌ها از پایگاه هوایی نوژه نوعی نقض قطعنامه 2231 سازمان ملل است، گفت: این موضوع هیچ ربطی به آن قطعنامه ندارد و هیچ فروش تسلیحاتی‌ای انجام نگرفته است. بنا نیست هر کاری انجام می‌شود که برخلاف منافع آنهاست بخواهند آن را غیرقانونی و غیرمنطقی جلوه دهند و قطعا این‌گونه نیست و آنها می‌توانند تحلیل‌های خود را ارائه دهند و ما قرار نیست طبق این تحلیل‌ها عمل کنیم.

وی در ادامه با اشاره به تحولات منطقه‌ای به خصوص در کشور سوریه بیان کرد: آینده روشن است. به میزانی که ملت و دولت سوریه در مواضع سیاسی و عملیاتی خود استقامت و پایمردی داشته باشند، قطعا می‌توانند انتظار پیروزی را داشته باشند اما اگر این انسجام و وحدت مردم به هم بخورد همه می‌دانیم سرنوشت چیست.

دهقان ادامه داد: امروز در سوریه فضای میدانی این‌گونه است که ملت‌، دولتش را قبول دارد و در حمایت از آن در صحنه است. مردم در عین حال همه مشکلات جنگ، اشغال و تجاوز را تحمل می‌کنند که این بزرگ‌ترین سرمایه برای دولت سوریه است. از طرفی ارتش سوریه خود را با امکاناتی که تهیه می‌کند بازیابی خواهد کرد؛ چنانکه امروز ارتش سوریه در صحنه عمل موضع تهاجمی دارد و عمل و اقدام می‌کند و همه اقداماتی که آمریکا، عربستان و قطر و حتی ترکیه انجام می‌دهند با شکست مواجه شده است.

وزیر دفاع خاطرنشان کرد: ما همیشه با آتش‌بس موافق بوده‌ایم به این معنا که جریان‌های تروریستی جدا شوند و مذاکرات سوری - سوری انجام گیرد و توقف عملیات علیه جریان‌های تروریستی نباشد و امکان کمک‌های انسان‌دوستانه را داشته باشیم.

دهقان تاکید کرد: آتش‌بس با این کیفیت انجام نشد و ما همان موقع نیز گفتیم که آمریکا و عربستان قادر نیستند به این تعهدات عمل کنند و تا زمانی که آنها آمادگی ارسال سلاح و پول دارند و حتی برای مبارزه تشویق می‌کنند، نمی‌توانند اتفاق خوبی برای آتش‌بس بیفتد اما نهایتا دولت سوریه آتش‌بس را پذیرفت و اتفاقی که ما پیش‌بینی کردیم افتاد و عناوین تروریستی خود را تغییر دادند و گروهی یکپارچه شدند.

وی همچنین تصریح کرد: در حال حاضر با توجه به حجم عملیات سنگینی که در حومه حلب انجام شد، بسیاری از تجهیزات و امکانات آنها از بین رفته و الان مجددا اعلام می‌کنند که آتش‌بس صورت گیرد. اگر اراده دولت سوریه بر این باشد که به عملیات انهدام و جمع‌آوری آنها ادامه دهد خود به خود فضای کافی و لازم برای حل سیاسی مساله به وجود می‌آید و ملت سوریه می‌تواند بدون مداخله هر قدرت و نیروی بیرونی تکلیف خود را مشخص کند که با توجه به این مسائل ما فاصله زیادی تا انهدام و نابودی داعش در سوریه نمی‌بینیم.

دهقان در خصوص شرایط عراق نیز گفت: در این کشور دولت و ارتش وضعیت نسبتا خوبی پیدا کرده‌اند و قرار است عملیات بزرگی به‌زودی انجام گیرد اما بحثی که باید در این بین به آن توجه کرد این است که دروغگویی آمریکایی‌ها در اراده و عزمشان برای مقابله با تروریسم و داعش اثبات شد. آنها خود داعش را تولید و تجهیز و تقویت کردند و تحت پوشش قرار دادند تا همین وضعیت نابسامان را در منطقه ایجاد کنند اما همین شد بلای جان خودشان و الان ادعای مبارزه با آنها را دارند اما قبول نمی‌کنند خودشان این گروه‌ها را به وجود آورده‌اند و اکنون در فکر انهدام داعش نیستند بلکه فقط می‌خواهند آن را تضعیف کنند. تاکنون نیز اقدام موثری در این رابطه از سوی آمریکایی‌ها انجام نگرفته است و تنها کاری که کردند این بود که شهر رمادی عراق را نابود کردند و تقریبا چیزی از شهر باقی نگذاشتند.

وی درباره موضع ایران در قبال مقاومت گفت: جایگاه ما با میزان دشمنی‌ای که دشمنان ما انجام می‌دهند قابل تعریف است. امروز حوزه نفوذ و تاثیر و محیط امنیتی‌ای که برای خودمان کسب کرده‌ایم جایگاه رفیع و ممتازی دارد که به طور طبیعی آمریکایی‌ها آن را نمی‌پسندند و در عین حال رقبایی نیز در منطقه داریم. البته کشورهای همسایه را دوست خود می‌دانیم و در یک مشارکت جمعی می‌توانیم امنیت منطقه را تامین کنیم. جمهوری اسلامی نیز نشان داده آنچه برایش در منطقه مهم است امنیت بوده و اینکه مردم و دولت‌های قانونی منطقه بتوانند داشته‌های خود را در خدمت توسعه مردمشان قرار دهند تا اینکه بخواهند با یکدیگر بجنگند.

وزیر دفاع در پایان تاکید کرد: سیاست ما و آنچه ما همواره اعلام کرده‌ایم این است که ما به عنوان دولتی که قربانی ترور و تروریسم بوده، از دولت‌هایی که با صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها مقابله می‌کنند و به دنبال استقلال و آزادی خود هستند، حمایت می‌کنیم و اگر از ما کمک بخواهند به آنها کمک خواهیم کرد. به طور طبیعی در اولین گام بحث جبهه مقاومت قرار دارد که امروز مستقیما درگیر با رژیم صهیونیستی و آمریکاست. آنچه ما انجام می‌دهیم متناسب با توانمندی‌هایمان و بر مبنای قواعد بین‌المللی پذیرفته‌شده است و آن اینکه اگر یک دولت قانونی از دولت دیگر درخواست کمک کند آن کشور می‌تواند به او کمک کند. در صحنه نیز ما در مقام مشاوره هستیم. در عین حال در زمینه تامین اقلام و امکانات آنچه داشته باشیم در اختیارشان قرار می‌دهیم.

همزیستی نیوز - نائب رئیس مجلس شورای اسلامی با اشاره به تصویب استفساریه قانون انتخابات مجلس در جلسه علنی صبح روز چهارشنبه گفت که تصویب این قانون قدم بزرگی از سوی مجلس است و می‌تواند در وضعیت مینوخالقی تغییر ایجاد کند.

علی مطهری در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: مصوبه امروز مجلس باعث می‌شود شورای نگهبان بعد از تائید صلاحیت نامزد و  تائید انتخابات امکان بررسی مجدد صلاحیت افراد را نداشته باشد و اگر گزارش جدیدی دریافت کند نیز باید آن را به مجلس ارجاع کند تا این موضوع در جریان بررسی اعتبارنامه ها به بحث گذاشته شود که این نوعی احترام به آرای مردم است.  

وی افزود: البته قانون هم همین می‌گوید و ابهامی نبود اما چون در ماجرای منتخب اصفها ن اختلافی بین وزارت کشور وشورای نگهبان بوجود آمده بود نیاز به این استفسار بود که خوشبختانه مجلس به آن رای داد.

وی در پاسخ به این سوال که آیا شورای نگهبان مصوبه مجلس را تائید می‌کند یا خیر گفت: احتمال تائید این مصوبه وجود دارد؛ زیرا اعضای این شورا اکثرا با این نظر موافق هستند ؛ البته ممکن است که  شوری نگهبان این مصوبه را رد کند اما  در این صورت مجلس به رای خود اعلام می‌کند و موضوع را به مجمع تشخیص مصلحت ارجاع می‌دهد. البته ما امیدواریم شورای نگهبان این استدلال را بپذیرد و مصوبه را رد نکند.

نائب رئیس مجلس شورای اسلامی درباره اظهارات برخی از نمایندگان مبنی بر این‌که این مصوبه مجلس عطف با ماسبق نمی‌شود خاطر نشان کرد: این موضوع می‌تواند وضعیت مینو خالقی تغییر ایجاد کند؛ چرا که استفسارها مربوط به قبل می‌شوند و عطف به ماسبق می‌شوند و این یک قانونگذاری جدید نیست اما برای محکم کاری پیشنهادی را چاپ کردیم که در آن آمده این قانون شامل انتخابات مجلس دهم نیز می‌شود تا ابهامات از بین برود. در این صورت قطعا راه برای ورود ایشان باز می‌شود.

وی درباره اعلام وزارت کشور مبنی بر برگزاری انتخابات میان دوره ای در اصفهان نیز گفت:‌ زمانی که وزارت کشور این موضوع را اعلام کرد، هنوز این استفساریه وجود نداشت اما اگر این مصوبه به نتیجه برسد شرایط عوض می‌شود ضمن این‌که این استفسار به پیشنهاد وزیر کشور مطرح شد. ما در جایی که به ایشان اعتراض کردیم چرا اعتبارنامه خانم خالقی را به مجلس نمی‌دهند گفت که نیاز به طرح این استفساریه وجود دارد.

شیخ اگر در آوردگاه ٩٢ مرد فصل لقب گرفت و از واگرایی جناح‌ها به انجام رسید، در میدان ٩٦ منتج به هم‌گرایی عقلای دو قطب سیاسی کشور خواهد شد تا برای اولین‌ بار مرد وصل باشد در سپهر انتخابات ریاست‌جمهوری در ایران پس از ٥٧.

به گزارش ایسنا، روزنامه «شرق» در ادامه نوشت: «این اما تنها حادثه رخ‌ داده پس از اردیبهشت ٩٦ نخواهد بود. بیش از این را باید انتظار کشید. نزدیکی و اجماع بین عقلای دو جناح حاکم، موجب ریزش از منتهاالیه دو قطب سیاسی فعال شده و همزمان با انزوای جهانی بنیادگرایی، در عرصه داخلی، جنبش میان حالان و طبقه متوسط، نفسی اندوخته و نسبت به بازسازی جایگاه از دست‌ رفته خود، در کاست اجتماعی جامعه ایرانی همت می‌گمارند و این به معنای فرصت تازه‌ای است که دولت دوم شیخ برای نوسازی جامعه مدنی در ایران ١٤٠٠ به دست  می‌دهد و جز او به پشتوانه حضور تاریخی در سایه درخت سیب و کنار کارون و خطبه هفتادوهشتی و اعتماد دستگاه‌های امنیتی، یارای چنین رسالتی نیست. اینجاست که اصلاح‌طلبان با هدف‌گذاری ریاست‌جمهوری ١٤٠٠ و اصولگرایان با امید به مجلس ١٣٩٨ روی شیخ قمار صلح‌جویانه‌ای رقم خواهند زد، تا شاید «از این ستون‌ به‌ ستون‌ شدن»‌ها حاجتی روا دارند.

گو این که از تجربه تلخ و ناگزیرانه ائتلاف حداقلی امید در مجلس دهم نمی‌توان غافل شد؛ آنجا که دوربرگردان لاریجانی سرنوشت دیگری برای ماراتن عارف رقم زد و دولتیان با رهاسازی تنگه اُحد شاید اما به عمد تصویری از مجلس مستقر برآوردند که نه مرهم درد باشد و نه نمک زخم. چاقوهایی که در خاکستر کینه‌های سرنوشت مجلس دهم تیز شده اما از پیچش‌های راه آتی در اردیبهشت ٩٦ محسوب می‌شود. شیخ اما هر چه شطرنج‌باز قهاری باشد، تا حل این دلخوری‌های درون‌جناحی نمی‌تواند تمام‌ و کمال دلبسته یاران اصلاحی خویش باشد؛ هر چند فریادی از درون اردوگاه اصلاحات برخاسته باشد که عبور از شیخ ممکن نیست، لیکن سرنوشت دوگانه سوز مجلس دهم می‌تواند موضع جریان اصلاحی را از حمایتگر به تماشاگر فروکاهد و این همان چیزی است که دغدغه این روزهای شیخ است. شیخ در اندیشه رهیافتی است که هم ضمانت‌بخش اتمام وعده‌ها باشد، هم پایان‌بخش دغدغه‌ها و هم سفره‌های خالی و تنگ ملت را فربه‌تر از پیش و مطابق با انتظارات سوق دهد.

شیخ اما در این سه سال، نه حزبی به پا داشت، نه جریان سیاسی مدعی و سوار بر مطالبات اجتماعی روانه کرد و نه حتی با گروه‌های غیررسمی ‌صاحب‌نفوذ وارد چالش شد. یکی به میخ و دیگری به نعل زد. او به‌ واقع میانه احوال بود. نه بحران ساخت و نه از بحران‌ها باخت. او تصویری مجسم برساخت که نه می‌توان به پایش افتاده و تقدیسش کرد و نه از او عبور کرده و رضایت به ویرانیش داد.

زیرکی شیخ، شیبی آرام از تغییر نوع سیاست‌ورزی در جامعه ایرانی بنا نهاد که نه رفرم است، نه انقلاب و نه محافظه‌کاری. گرچه او دست علاقه‌مندان این رویکردها را در نوازش دولت خود واگشاد و کم ستیزه نشد اما تقویت قابلیت اعتماد به دولتمرد یازدهم، سرمایه اجتماعی قابل اتکایی را از لابه‌لای طبقات زخم‌ خورده این جامعه فراچنگ آورده که او را در کارزار ٩٦، جدا از حمایت عقلا و نافذان سیاسی به کار خواهد آمد.
این همه اما دقیقا همان دلایلی نیست که رأی‌دهندگان ایرانی را متقاعد به انتخاب مجدد شیخ از صندوق‌های رأی ٩٦ خواهد کرد.

اتاق تخریب دولتِ پنهان، اندیشه‌ای دیگر دارد و خرابی‌های به‌ جا مانده، آواربرداری‌های نابخردانه و مچ‌گیری‌های ناجوانمردانه اگر چه جاده همواری را سامان نداده، اما چرا معتقدم که راه شیخ را از ٩٢ هموارتر می‌نماید؟ پاسخ روشن است، در دوره انتقالی، این دولت ائتلافی است که می‌تواند از تاراج سرمایه اجتماعی بکاهد و شیخ بدون مدعای استقرار دولت ملی، با حفظ و نگهداشت سرمایه‌های عقلانی بین‌جناحی و بدون جراحی ساخت انسانی قدرت، راه را برای تعامل ملی گشود و در سایه این آرامش نسبی داخلی بود که دست بالا را در عرصه بین‌المللی گرفت و نهالی که او در جولانگاه بی‌اعتمادی بین‌المللی کاشته بی‌گمان روزی به بار می‌نشیند و این انتخاب ناگزیر دنیاست: اسلام متکی بر رأی مردم یا تلقی کوری که این روزها به نام اسلام گوش‌تاگوش غرب، خواب را از منادیان دموکراسی ستانده است؟

روزهای آتی اما خالی از رویداد و حادثه نیست. به پیش که می‌رانیم، جعبه سیاه ورود آن مرد به عرصه رقابت‌های انتخاباتی به زودی گشوده خواهد شد، فرار رو به‌ جلوی دلواپسان با کاندیداسازی از چهره‌های صالح و مورد احترام نظامی ‌رنگ خواهد باخت، تصویر تیره‌ای که سیاه‌نمایان با استفاده از بنگاه‌های خبرسازی خود از وضعیت اقتصادی امروز کشور می‌نمایند، واقعی‌سازی خواهد شد. به‌ تدریج مجال قیاس گذشته تحقیرآمیز گونی‌های لبریز از نامه و رانت‌های میلیارد دلاری و قاچاق محترمانه و بی‌بازگشت نفت و بستر فراهم کاسبی تحریم، با امروزی که دولتمردان ادب اختیار کرده‌اند، فساد سیستماتیک از هم پاشیده و عذرخواهی در برابر اشتباه رواج‌یافته و خط قرمزهای جسورانه در برابر قانون از بین رفته است، فراهم می‌آید و شاید فرصت انتخابات ٩٦، آخرین میخ بر تابوت افشای افشاگری باشد که هیچ‌گاه لیست پنهان در جیب خود را علنی نکرد.

فرصتی که با حمله گازانبری شیخ، برای همیشه شبح تهدید پوپولیسم از دامن جامعه ایرانی زدوده خواهد شد. این بت باید شکسته شود، هراسی از تندروی نیست. ایرانیان به نیکی تجارب تلخ قانون‌شکنی عده‌ای را بر فراز دیوارهای سفارت انگلیس و عربستان آزموده‌اند و این امتیاز برای شیخ و رفقا باقی خواهد ماند که دست‌کم روی کاغذ و پشت میز مذاکره، منطق ایرانی را بر کرسی نشانده‌اند و این همان چهره‌ای است که ایرانیان مسلمان مدرن مراد گرفته‌اند و بازگشت به ادبیات لولویی و بگم‌بگم را هراسناکند.

حالا اما در آستانه آغاز کورس رقابت‌های نفس‌گیر ریاست‌جمهوری ٩٦، شیخ راهی جز ادامه راه آغاز گشته ندارد. او نه در قامت قهرمانی است که با پشت‌پا زدن به صندوقچه قدرت، نیروی اجتماعی عظیمی ‌را پشتوانه یکی از نزدیکانش گسیل داشته و خود در سایه‌سار قدرت ایرانی، در انتظار معجزه باشد و نه ژنرال شکست‌خورده و مغمومی‌ را ماند که همه راه‌ها را رفته و سهمی ‌از توفیق‌ نیافته و بر زمین فرو افتاده است، تا با کناره‌گیری، پهلوان مرده را عشق باشد. او نه این است و نه آن، شیخ یک کار ناتمام دارد تا مکتب او، نسل او و راه او بر تاریخ ایرانی ثبت، حک و ضبط شود. شیخ ناتمام اما رؤیای بی‌تعبیری است که یحتمل بازی قدرت در جامعه ایرانی را به هرج‌ومرجی کنترل‌نشدنی تبدیل کرده و شرایط کنونی، تاب آن را ندارد.

کار ناتمام شیخ راستی! نه در اردیبهشت ٩٦ که همانا در گرمای تابستان ١٤٠٠ رقم خواهد خورد. شیخ پیش از آن که شوریدگی احمدی‌نژادی داشته باشد، عقلانیت دارد. این روزها او بیش از آن که در تشویش هم‌آورد ٩٦ باشد، رؤیای ١٤٠٠ را در ذهن خود می‌پروراند، او نه برای چهار سال که برای ١٢ سال آینده برنامه دارد، دستی که او در ١٤٠٠ بالا می‌برد، همان کار ناتمام شیخ است، آنچه‌هاش می‌نتوانست، خات می‌نکرد و احمدی‌نژاد نداشت، روحانی می‌تواند، می‌خواهد و دارد.»

همزیستی نیوز - روزنامه آفرینش در شماره سه شنبه 19 مرداد در سرمقاله به قلم حمیدرضا عسگری نوشت: هیچ مفسده و آفتی بالاتر و بزرگتر از بداخلاقی در جامعه نیست، چرا که بد اخلاقی زمانی بروز می کند که افراد از جهات مختلف باید ها و نباید ها را در گفتار و کردار زیر پا بگذارند و برای رسیدن به اهداف مورد نظر خود هیچ ابایی از توهین، افترا، تهمت، دروغ گویی، عوام فریبی، ناحق گویی نسبت به دیگران ندارند.

در ادامه این مطلب آمده است: اما فعلیت این موضوع از سوی کسانی که باید به عنوان الگوهای مردم باشند و تریبون های مختلف را در دست دارند، عمق فاجعه را دوچندان می کند. طی چند ماه اخیر افراد و گروه های مختلف انواع و اقسام توهین ها را به شخص رئیس جمهوری نسبت داده اند.
این در حالیست که حفظ شأنیت ارکان نظام از واجبات سیاسی است، اما برخی سیاسیون به سبب جایگاه و توجیه اهداف سیاسی، خود را از این قاعده مستثنی می دانند و هرآنچه دشمنان نظام قادر به طرح آن نیستند را به طور مستقیم به جایگاه ریاست جمهوری کشور نسبت می دهند.
بودن یا نبودن روحانی برای دور دوم ریاست جمهوری صرفاً با رای نظر مردم خواهد بود و اما حاشیه سازی برای کشور و تخریب وحدت جامعه به منزله پایمال کردن حقوق ملت تلقی می گردد و نمی توان به راحتی از آن گذشت. دراختیار داشتن تریبون های مختلف سیاسی و رسانه ای مسئولیتی را بر دوش صاحبان آن گذاشته تا از طریق آن موجب شفاف سازی افکار عمومی گردد، نه اینکه فضای جامعه را صرفاً به سبب اختلاف سیاسی مسموم و بداخلاقی را در ادبیات نظام ترویج کنند.
مسامحه با قانون گریزان رویه غلطی است که طی سال های گذشته از تریبون های مختلف حتی رسانه ملی به شیوه ای معمول تبدیل شده است که در آن جایگاه افراد فارغ از آن که چه شأنیت حقوقی دارند مورد بی احترامی و تخریب قرار می گیرند. براساس مرقانون توهین به شخصیت ها و ارکان نظام جرم تلقی می شود و پیگرد قانونی دارد. گویا در برخورد با این قانون نام افراد توجیه کننده زیرپا گذاشتن شأن حقوقی آنها می باشد.
این انتظار از جهات مختلف برای جامعه به وجود آمده است که چرا مقامات و نهادهای قضائی برخوردی با این بداخلاقی ها نمی کنند. چرا نهادحقوقی ریاست جمهوری پیگیر بی احترامی ها و دعوی حقوقی نسبت به این مسائل نیستند. آیا دادستان به عنوان مدعی العموم در صیانت از قانون و حفظ جایگاه حقوقی ارکان نظام وظیفه ای ندارد؟!
درحال حاضر بحث حمایت شخص حسن روحانی نیست، چرا که انتقادات فراوانی نسبت به عملکرد دولت ایشان همچون دولت های دیگر وجود دارد. اما حفظ جایگاه ریاست جمهوری به عنوان دومین رکن نظام جمهوری اسلامی از واجبات سیاسی و قانونی کشور می باشد.
آیا واقعا این رویه در راستای اخلاق اسلامی است؟ آیا افرادی که در کسوت روحانی و مبلغان دینی ریش و مویی سفید کرده اند، یا چهره های سیاسی که خود را مقید به اصولگرایی دینی می دانند، حاضرند برای میل قدرت رسالتی را که اسلام و اخلاق انسانی بر دوش آنها گذارده را نادیده بگیرند و دنیای امروز خود را آباد نمایند؟ البته این آبادی همچون سرابی است که در برهوت بداخلاقی به چشم می خورد. وقتی والیان اخلاق که وظیفه هدایت عامه برعهده آنها گذاشته شده بر سلک بداخلاقی حرکت کنند، چگونه می توان انتظارداشت جامعه از گزند بداخلاقی های مختلف درامان باشد.
رعایت انصاف و منطق در هرمقوله ای سفارش موکد بزرگان و دلسوزان نظام است، نباید صرفاً به خاطر اختلاف سلیقه سیاسی ویا مخالفت با موضوعاتی همچون برجام مردم را نسبت به دولت بی اعتماد ساخت و قبه حفظ شأنیت ارکان نظام را از پشت تریبون های عمومی شکست.
باب شدن فحاشی ها و توهین های علنی به جایگاهی همچون ریاست جمهوری، پرده حیای عمومی را خواهد درید و باید به یاد داشت که این بی حرمتی ها به جایگاه و شخصیت افراد و بزرگان نظام ریشه در رفتار افراد و گروه هایی دارد که از ابتدای انقلاب با آن ها برخورد قاطعانه نشده و همچنان با خود محوری به دنبال اهدافشان هستند.

همزیستی نیوز - یک استاد دانشگاه می‌گوید: روحانی هوشمندتر از آن است که در هنگامی که باید سخنی بگوید، سکوت کند. او به‌زودی و در ایام انتخابات صراحت لهجه بیشتری خواهد داشت و روشنگری‌های بیشتری از خود نشان می‌دهد. او به‌زودی با مردم آنچنان که شرایط ایجاب می‌کند، سخن می‌گوید. امروز باید شرایط روحانی را درک کرد و به او حق داد قدم‌به‌قدم و دست‌به‌عصا حرکت کند.

به گزارش ایسنا، روزنامه «شرق» آورده است: قرار است دوازدهمین انتخابات ریاست‌جمهوری اردیبهشت‌ماه سال آینده برگزار شود و هرچه بیشتر به زمان انتخابات نزدیک‌تر می‌شویم، رقابت‌های بین جریان‌های سیاسی برای پیروزی در این میدان جدی‌تر می‌شود و رقبا به مواضع یکدیگر می‌تازند؛ اما در این‌ میان رنگ‌وبوی این انتقادات متفاوت از گذشته شده است و توهین و افترا هم چاشنی رقابت‌های انتخاباتی تندروهای جناح راست شده است.

انتقادات تندی را رقبای حسن روحانی از تریبون‌های بزرگ و کوچکشان نثار رئیس‌جمهوری می‌کنند و به عملکرد او و دولتش بر سر برنامه هسته‌ای کشور نیز نقد وارد می‌کنند. اما در مقابل، دولت روحانی آن‌چنان به این انتقادها بی‌توجه است و سر در لاک امور یومیه‌اش دارد که صدای هوادارنش را درآورده است و به کم‌کاری و بی‌توجهی به پشتوانه مردمی‌اش محکوم می‌شود. در‌این‌باره و اینکه حسن روحانی در هشت‌ ماهی که به برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری باقی‌مانده است، چه باید بکند تا حامیانش را همچنان دلگرم نگه دارد، با محمد کیانوش‌راد، عضو شورای مرکز حزب اتحاد ملت به گفت‌وگو پرداختیم.

او می‌گوید: «در شرایط فعلی جدای هر انتقاد و کاستی‌ای که به دولت وارد است، حمایت از حسن روحانی به‌عنوان فردی که به دنبال حاکمیت قانون و حاکمیت رأی مردم است، وظیفه همه اصلاح‌طلبان، اعتدال‌گرایان و قانون‌گرایان - افراد مستقلی که به جریان‌های سیاسی کشور تعلق ندارند و خواستار اجرای قانون اساسی هستند - است.»

به عقیده این استاد دانشگاه و نماینده مجلس ششم، هتاکان به شخصیت‌ها و مسئولان نظام را نمی‌توان افراطی نامید؛ چراکه در تعریف تندروی و افراطی‌بودن علم سیاسی قرار نمی‌گیرند. او می‌گوید آنها آدم‌هایی هستند که با تمسک بر آیین‌ها، علائم و نمادهای ارزشی ما سعی می‌کنند سکویی برای رشد خودشان دست‌وپا کنند.

رئیس پیشین دانشگاه شهید چمران اهواز در بخش دیگری از مصاحبه نیز بر این باور است که در کشور برخورد جبهه‌ای وجود دارد. در این فضا دو جبهه با هم رقابت می‌کنند، یک جبهه خواستار حاکمیت قانون اساسی و رأی و نظر مردم است و جبهه دیگر به‌هیچ‌وجه حاکمیت و رأی مردم و قانون اساسی را برنمی‌تابد.

مشروح گفت‌وگوی «شرق» با کیانوش‌راد، نماینده دوره ششم مجلس شورای اسلامی و عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت در ادامه می‌آید.

‌مدتی است که برخی گروه‌ها و چهره‌های تندرو جناح راست از عملکرد روحانی به‌ویژه در موضوع برجام انتقاد می‌کنند و به واسطه انتقاداتشان از برجام از تریبون‌های بزرگ و کوچکی که در اختیار دارند با القابی نامناسب به روحانی و دولتمردان توهین می‌کنند؛ اما در مقابل روحانی و تیم رسانه‌ای‌اش نسبت به این تخریب‌ها و توهین‌ها واکنش مشخصی ندارند. به نظرتان دولت باید با این هجمه‌ها در ماه‌های پایانی عمر دولت یازدهم، چه کند؟

در چند روز اخیر متأسفانه سیل حملات بی‌وقفه و ناجوانمردانه علیه رئیس دولت بیشتر از گذشته شده است و این حملات از سوی کسانی شکل می‌گیرد که خود را مدافع نظام می‌دانند. آنها سعی می‌کنند نشان بدهند که دلسوز و مدافع نظام و آرمان‌های انقلاب هستند؛ اما از این اصل غافل شده‌اند که سبک حملاتشان به حسن روحانی نشان‌دهنده لجاجت و کینه آنهاست؛ هرچند که من معتقدم چنین روشی، بیش از اینکه به روحانی آسیبی وارد کند، به شخصیت و جایگاه اجتماعی گویندگانش ضربه می‌زند و در حقیقت صداقت را از تهمت‌زنندگان سلب می‌کند. روحانی مثل هر فرد دیگری آمیزه‌ای از نقاط قوت و ضعف است و می‌شود در کارنامه کاری او نکات مثبت و منفی درخور‌توجهی را برشمرد؛ اما آنچه دراین‌میان قابل‌توجه‌تر است و سبب حیرت و شگفتی مخاطبان می‌شود، این است که این دست توهین‌ها و تهمت‌ها از سوی جمعی در جامعه رواج داده می‌شود که دغدغه حفظ نظام جمهوری اسلامی را دارند و می‌خواهند مروج اسلام و اخلاقیات باشند؛ اما دریغ که چنین مواضعی جز بی‌اعتمادی و روی‌گردانی مردم و نسل جوان برای آنها ثمری نخواهد داشت.

‌فکر می‌کنید این جمع چرا سعی دارند رقبایشان را با توهین و تحقیر از میدان به‌در کنند؟

متأسفانه گروهی در کشور هستند که به نظر خودشان کارشان و دغدغه‌شان دفاع است. آنها خودشان را مدافع دین و اخلاقیات می‌دانند؛ درحالی‌که رفتارهای نادرستی را می‌توان از آنها مشاهده کرد. گروهی که به اعتقاد من حتی نمی‌توان آنها را هتاکان افراطی نامید؛ چراکه در تعریف معنای تندروی و افراطی‌بودن علم سیاسی قرار نمی‌گیرند. آنها افراد بی‌صداقتی هستند که با تمسک بر آیین‌ها و علائم و نمادهای ارزشی ما سعی می‌کنند سکویی برای رشد خودشان دست‌وپا کنند. به عقیده من این دست از افراد را باید از افراطیون و تندروها جدا دانست. رادیکال‌ها اگرچه در جناح‌های مختلف سیاسی با تکیه تند بر اهدافشان شناخته می‌شوند؛ اما رادیکال بودن، هتاکی و فحاشی در کارشان جایی ندارد.

‌خاستگاه این سبک از جدل سیاسی که مدتی است از سوی برخی جریان‌های سیاسی جناح راست روال‌شده کجاست؟

متأسفانه این ادبیات سخیف از سوی کسانی وارد ادبیات سیاسی کشور شده است که در برخی سازمان‌های کشور ریشه دارند. این ادبیات همواره در مبتذل‌ترین بخش‌های اجتماعی هر جامعه‌ای وجود دارد و حالا هم متأسفانه از سوی برخی افراد در مراسم‌های خاص یا برخی رسانه‌های خاص، وارد ادبیات سیاسی کشور شده است؛ من فکر می‌کنم اگر بزرگان جریان‌های سیاسی کشور چه اصلاح‌طلب و چه اصولگرا، تدبیری برای آن اتخاذ نکنند و این مشکل و انحراف اخلاقی - اجتماعی را درمان نکنند، باید به‌زودی برای عرصه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور به سوگواری نشست؛ چراکه مردم با مشاهده چنین رفتارهایی به مسئولان کشور بی‌اعتماد خواهند شد.

‌به نظرتان این هتاکی‌ها تأثیری بر پشتوانه اجتماعی روحانی داشته است؟ فکر می‌کنید پشتوانه مردمی و جایگاه اجتماعی روحانی و دولت امید درباره خرداد ٩٢ چه تغییری کرده است؟ آیا روحانی و تیمش توانسته‌اند این پایگاه اجتماعی را حفظ یا تقویت کنند؟

بدون تردید کسانی که انتقادات غیرواقع‌بینانه به دولت دارند و با هتاکی و فحاشی با دولتمردان برخورد می‌کنند، به خوبی بر بازخورد منفی رفتارشان در جامعه آگاه هستند و آن را بارها و بارها امتحان کرده‌اند. آنها مردم و آرای‌شان را نشانه نگرفته‌اند که روحانی و تیمش بخواهند نگران آن باشند، هتاکی‌های آنها دو هدف را نشانه گرفته است؛ هدف اول آنها این است که دولت را ناچار به انصراف، عقب‌نشینی و کوتاه‌آمدن در مواضعی بکنند که مقبول آنها نیست و هدف دومشان هم این است با این هتاکی‌ها مانع ریزش بیشتر نیروهای حامی خود شوند که از چنین ادبیاتی لذت می‌برند. درواقع هدف آنها دلگرم کردن تندروها و افراطی‌های اصولگراست وگرنه اصولگرایان معتدل و منصف که به‌خوبی به شرایط جهانی و داخلی کشور واقفند، نشان داده‌اند همواره از مواضع تندروهایشان دوری می‌کنند و با آنها فاصله دارند.

‌تحلیلگران سیاسی و جمعی از صاحب‌نظران اصلاح‌طلب، این انتقاد را به روحانی و تیم رسانه‌ای او وارد می‌دانند که آن‌طور که باید و شاید شفاف و صریح درباره موانع موجود با مردم سخن نمی‌گوید؛ آنها روحانی و تیمش را به تغییر رویه در امور رسانه‌ای و ارتباط با مردم تشویق و سفارش می‌کنند، مثلا می‌گویند روحانی باید در مصاحبه اخیرش با مردم شفاف‌تر و قاطعانه‌تر سخن می‌گفت. ارزیابی‌تان از این امر چیست؟

به نظرم روحانی هوشمندتر از آن است که در هنگامی که باید سخنی بگوید، سکوت کند، او به‌زودی و در ایام انتخابات صراحت لهجه بیشتری خواهد داشت و روشنگری‌های بیشتری از خود نشان می‌دهد. او به‌زودی با مردم آنچنان که شرایط ایجاب می‌کند، سخن می‌گوید. امروز باید شرایط روحانی را درک کرد و به او حق داد قدم‌به‌قدم و دست‌به‌عصا حرکت کند. می‌دانیم که کشور نیازمند آرامش است و همراهی همه دستگاه‌های اجرایی را طلب می‌کند.

‌پس روحانی زمان را برای بیان مسائل مناسب نمی‌داند؟

بله، به همین دلیل هم است که من فکر می‌کنم بسیاری از تحلیل‌های سیاسی صاحب‌نظران باید با درنظرگرفتن چارچوب تاریخی این روزهای جامعه ایران مورد اعتنا و ارزیابی قرار گیرد. بدون تردید جامعه سیاسی ایران خوب می‌داند که در کشور برخورد جبهه‌ای وجود دارد؛ در این فضا دو جبهه با هم رقابت می‌کنند، یک جبهه خواستار حاکمیت قانون اساسی و رأی و نظر مردم است و جبهه دیگر ‌به هیچ‌وجه حاکمیت و رأی مردم و قانون اساسی را بر نمی‌تابد.

‌زمان زیادی تا برگزاری دوره بعدی انتخابات ریاست‌جمهوری باقی نمانده است و شنیده می‌شود جمعی از هواداران اصلاحات که رأیشان را به سبد حسن روحانی ریختند و در انتخابات مجلس شورای اسلامی هم با حضورشان جناح راست را غافلگیر کردند، از انفعال حسن روحانی در سیاست داخلی و ناکامی محمدرضا عارف در ریاست مجلس دلسرد شده‌اند و می‌گویند حضورشان پای صندوق‌های رأی سودی برایشان نخواهد داشت، به عقیده شما برگ برنده روحانی برای جذب مجدد آرای این طیف از پشتوانه مردمی‌اش چیست؟

مهم‌ترین برگ برنده روحانی در انتخابات پیش‌روی ریاست‌جمهوری برخورد صادقانه و شفاف و شجاعانه‌اش با مردم است؛ روحانی اگر بیاید و صادقانه، شفاف و شجاعانه با مردم سخن بگوید و برایشان آشکار کند که چه موانعی بر سر راه داشته است، مردم بازهم به او اعتماد خواهند کرد. در این بین اما فعالان سیاسی - اجتماعی وظیفه دشواری دارند؛ باید توجه مردم را به واقعیت‌های موجود جلب کنند. مردم باید به‌خوبی بدانند که الان شرایط ایده‌آل‌ نیست. مردم باید در این شرایط از کسی حمایت کنند که نماینده طیفی باشد که حاکمیت رأی مردم و قانون اساسی جزء اصولش است. ما باید بدانیم که در شرایط خیالی، کاری از پیش نخواهیم برد و در شرایط خیالی نمی‌شود موضوعات سیاسی را به بحث گذاشت.

با این اوصاف فکر می‌کنید روحانی موفق می‌شود برای دوره دوم انتخابات ریاست‌جمهوری‌اش که اردیبهشت‌ماه سال آینده برگزار می‌شود، آرای هواداران و حامیان اصلاح‌طلب را مجدد جذب کند؟

سخن دقیق دراین‌باره نیازمند ارزیابی میدانی است و به تأمل بیشتری نیاز دارد اما من تصور می‌کنم که اگر رأی حسن روحانی بیشتر از دوره اولش نباشد، کمتر هم نخواهد بود. چراکه مردم هشت سال پیش و مدیریت احمدی‌نژاد را خوب به یاد دارند و فراموش نکرده‌اند که محمود احمدی‌نژاد و حلقه مشهور یارانش چه بر سر این کشور آوردند. مردم می‌دانند ریشه بسیاری از کاستی‌هایی که در زندگی روزمره با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند، به دولت روحانی ارتباط ندارد. باید ریشه این عوامل را در جاهای دیگری یافت.

‌و نکاتی که روحانی می‌تواند روی آن برای ارائه کارنامه به مردم تأکید کند، کدامند؟

مردم به‌خوبی درک می‌کنند که کنترل تورم در دولت روحانی در مقابل افزایش قیمت‌های هرروزه پیشرفت محسوب می‌شود هرچند هنوز دولت نتوانسته است موفقیت محسوسی در رونق‌بخشیدن به اقتصاد داشته باشد. به هر حال در حوزه‌های فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی و به‌ویژه در امر سیاست خارجی، عملکردها قابل‌مقایسه با دولت محبوب تندروها نیست. مردم همه اینها را کنار هم قرار می‌دهند و تصمیم می‌گیرند؛ تجربه‌هایی که مردم در دولت‌های قبل به دست آورده‌اند، سبب رویگردانی آنها از تندروی‌ها و افراطی‌گری‌ها شده است. مردم ما واقعا پخته شده‌اند. آنها مردمی هستند که انقلاب کردند، هشت سال جنگیدند، تجربه دولت سازندگی را دارند، دولت اصلاحات را تجربه کردند. آنها آن‌قدر پخته شده‌اند که می‌دانند اگر در انتخاباتی مثل شورای شهر تهران دوم نباشند، نتیجه‌اش می‌شود پیداشدن فردی به اسم احمدی‌نژاد و دردسر‌هایی که به‌خاطر ظهورش هشت سال در کشور به وجود آمد. آنها می‌دانند در این شرایط ویژه و خاصی که کشور قرار دارد، روحانی گزینه مطلوبی است که به حاکمیت رأی آنها و قانون معتقد است

همزیستی نیوز - معاون اول رئیس جمهوری در خصوص سخنان اخیر برخی افراد تندرو و افراطی علیه رئیس جمهوری اظهار داشت: این شیوه تخریب کردن رئیس جمهوری که شخصیتی روحانی است و عضو خبرگان و 24 سال نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی بودند شایسته نیست. حرف های بدی زده می شود که خیلی سخیف است که انسان در خصوص شخصیت دوم کشور این گونه حرف بزند.
به گزارش خبرنگار سیاسی ایرنا، اسحاق جهانگیری عصر شنبه در نشست استانداران سراسر کشور با عنوان 'بررسی راهکارهای تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی و توسعه منطقه ای' در سالن پیامبر اکرم(ص) وزارت کشور افزود: کسانی شرایطی برای کشور درست کرده اند که اینها طلبکار شده اند. یادشان رفته است که چه حجمی از منابع کشور در اختیارشان بوده که به صورت غیر کارشناسی تصمیم گیری کردند و تورم و رکود تورمی بی سابقه ای در کشور ایجاد و چه فضای سیاسی در داخل کشور و چه فضای بین المللی درست کردند. 

معاون اول رئیس جمهوری و رئیس ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی همچنین در این نشست از برگزاری جلسه مشترک استانداران با هیات دولت در آخر این هفته خبر داد.

 

 همزیستی نیوز - هر انسانی نیاز دارد که حس کند کرامت انسانی او حفظ شده و هنگامی سخن از انسانیت است که آزادی و آگاهی در کنار هم قرار گیرند و به انسان انتخاب گر برای انتخاب کمک کنند.

چهاردهم مردادماه، روز حقوق بشر اسلامی است، روز کرامت انسانی؛ مفاهیمی که شاید روز به روز بیشتر از آن ها فاصله می گیریم و بازگشت به سخنان بزرگانی چون شهید بهشتی می تواند راه گشا باشد.

دکتر سید علیرضا بهشتی، مدرس علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس و فرزند آیت الله شهید دکتر بهشتی در گفت و گو با جماران، با اشاره به الگوی انسان مد نظر شهید بهشتی، اظهار کرد: مسایل حقوقی نیز از الگوی انسان که مبنای مباحث شهید بهشتی است، به دست می آید.

وی تصریح کرد: شهید بهشتی انسان را موجودی انتخاب گر می داند که برای این انتخاب گری نیازمند آگاهی و آزادی است و در پی انتخاب هم مسوولیت دارد. مسوولیت پنج گانه ای که برای انسان تعریف شده، مسوولیت در قبال خویشتن خویش، مسوولیت در قبال خالق هستی، مسوولیت در قبال دیگران و جامعه، مسوولیت در قبال محیط زیست و طبیعت و مسوولیت در قبال تاریخ است. طبیعتا این نظام حق التکلیف را برای انسان به بار می آورد که می شود حقوق دیگر را از آن منتج کرد.

این استاد برجسته علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس تاکید کرد: برای این که انسان ها بتوانند انتخاب گر باشند مستلزم داشتن یک سری حقوق هستند یعنی وسیع ترین دایره ممکن برای انتخاب گری آن ها باید فراهم شود؛ طبیعی است که تبعیض ها ضد انتخاب گری خواهد بود یعنی لازمه هر تبعیضی این است که بخشی از انتخاب گری های انسان حذف شود. این مبنای انسان شناختی شهید بهشتی است که همواره گفته ام یک اسلام شناس انسان گرا است.

بهشتی افزود: شهید بهشتی یک مبنای معرفت شناختی نیز دارد؛ مرحوم شهید بهشتی تعریف بسیار جامعی با بهره گیری از ابزارها و تحلیل فلسفی و آن چه که در کتاب آفرینش و به طور مشخص در قرآن آمده مطرح کردند و آن این است که ایشان بین حق و آنچه که باید باشد و حق با آنچه که هست یک رابطه مستقیم برقرار کردند. این چیزی است که در دوران مدرن دچار وقفه شد و درباره معرفت شناختی درباره اش تردیدهای جدی به عمل آمد اما نقدهای پسامدرن نشان داده که این وقفه معلوم نیست تا چه اندازه به لحاظ حتی منطق فلسفی قابل دفاع باشد.

وی ادامه داد: حداقل اکنون خیلی ها در مباحث خود مطرح می کنند که بین حق به معنای آن چه که هست و آن چه که باید باشد یک رابطه مستقیم وجود دارد. این مطلب را مرحوم بهشتی در اوایل دهه 1350 مطرح می کند. به این معنا اگر انسان موجودی است انتخابگر که باید آزادانه و آگاهانه انتخاب کند، انسان تکوینا این طور است، تشریعا هم باید برای او ابزارهای انتخاب فراهم باشد، این به معنای این است که گسترده ترین طیف گزینه های ممکن مشروع به لحاظ اخلاقی برای انسان ها باید فراهم باشد؛ طبیعتا از تو دل این مطلب، حق تفاوت و حق متفاوت زیستن نیز برداشت می شود؛ اصلا به این معنا نیست که افراد همه باید یک گونه زندگی کنند و الگوی زندگی یکسانی داشته باشند؛ هیچ چیز نمی تواند در آیین اسلام به گونه ای تفسیر شود که جلوی این موضوع را بگیرد. این موضوع مبنای دیدگاه مرحوم شهید بهشتی است.

فرزند شهید بهشتی با تاکید بر این که رفتار پدر و مادر با فرزند، رفتار معلم با دانش آموزان، رفتار استاد با دانشجویان، رفتار حکومت با شهروندان و حتی بالاتر، نوع رابطه پیامبر، امامان و پیشوایان دینی با مردم و پیروانشان و نوع رابطه خداوند با بندگانشان نمی تواند خلاف موضوع مورد بحث باشد، گفت: با این اوصاف معنای محکمتری از "لااکراه فی الدین" به دست می آید. افرادی این گونه برداشت کردند که بر اساس "لااکراه فی الدین" انسان تکوینا مجبور به پذیرش دین نیست اما تشریعا هست؛ از دیدگاه شهید بهشتی این تفاوت وجود ندارد، تفاوت بر اساس معرفت شناختی بر اساس قرآن نیست.

وی با اشاره به این که به لحاظ عملی، رویه عملی و رفتارهای شهید بهشتی در حوزه قضائی را بررسی می کنیم و امیدواریم کار به نتیجه برسد، گفت: در جای جای رفتارهای شهید بهشتی که می نگریم، ایشان هنگامی که ریاست دستگاه قضائی را برعهده داشتند، به همین سبک عمل می کنند. البته در فراز همه این ها قانون است منتها قانونی که حقوق انسان ها را محترم بشمارد.

این استاد برجسته علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس، گفت: مرحوم شهید بهشتی هم در مقدمه قانون اساسی و هم در بخش حقوق ملت تلاش زیادی می کند و از جمله مساله مبارزه شدید و مقاوت ایشان در مجلس خبرگان، برای این است که مبادا منع هرگونه شکنجه زیر سوال برود، منع هرگونه سانسور و تفتیش و شنود و امثال این ها زیر سوال برود. شهید بهشتی و برخی فقهای نو اندیش تلاش کردند تا این موارد در قانون اساسی دیده شود.

بهشتی با اشاره به خاطراتی از عملکرد شهید بهشتی در قوه قضاییه، تصریح کرد: وقتی شهید بهشتی شنیدند که هویدا در زندان قصر مورد بازجویی های شدید قرار گرفته ـ بعدا مشخص شد که شکنجه وی توسط یکی از گروه هایی که بعدا از سال 60 به بعد علیه جمهوری اسلامی وارد نظامی شد ـ ایشان بلافاصله دو نفر (آقای حداد عادل و مهندس بنی اسدی) را فرستادند تا مساله را بررسی کنند ببینند که وضعیت رفاهی هویدا متناسب با وضعیت زندانی شدنش است؛ حقوقش رعایت می شود یا خیر. این موارد در سال های اول پس از انقلاب که آشفتگی شدید مدیریت وجود داشت، نقاط برجسته ای است.

وی ادامه داد: از سوی دیگر هنگامی که بنی صدر از ریاست جمهوری عزل شد و به خفا رفت، همسر ایشان را برای این که اهرم فشاری باشد دستگیر کردند؛ آقای بهشتی بسیار ناراحت شد و از اختیارات شخصی خود استفاده کرد و دستور داد که همسر بنی صدر آزاد شود و حقوق او زیر پا نرود.

مدرس علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس درمورد رعایت کرامت انسانی و حقوق بشر اسلامی بر اساس نظریات شهید بهشتی پس از گذشت حدود 40 سال از پیروزی انقلاب، گفت: متاسفانه با دستاویزهای مختلف و بهانه های مختلف ما از آنچه در سال های اول انقلاب و به عنوان آرمان های انقلاب مطرح بود و طراحان و بنیان گذاران و معماران این نظام عنون کردند، فاصله گرفته ایم. خیلی تنزل کردیم؛ امیدوارم هنوز جای بازگشت و ترمیم باشد.

بهشتی تاکید کرد: حتی در برخورد های معمولی که با شهروندان در مراجعاتشان به دولت و سایر قوای حکومت صورت می گیرد، کرامت انسانی آن ها حفظ نمی شود و حس نمی کنند که کرامت آن ها مورد احترام قرار گرفته است. درواقع شهروند ایرانی هنگام مراجعه به پایین ترین دستگاه های اجرایی و انتظامی احساس کرامت نمی کند و احساس بی پناهی می کند؛ این مساله برای نظام جمهوری اسلامی ضعف است و باید به طور اساسی باید فکری برای برخورد با ارباب رجوع کند.

وی در پاسخ به این پرسش که آیا مطالعه سخنان بزرگانی چون امام خمینی و شهید بهشتی می تواند ما را به آرمان های انقلاب نزدیک تر کند، گفت: آنچه که شهید بهشتی، شهید مطهری، شهید طالقانی، امام خمینی و دکتر شریعتی و ... مطرح کردند، سخنانی است که می توان برای پاسخگویی به پرسش های جدید امروزی به کار گرفت به این صورت که مبانی و روش شناختی آن ها را مورد بررسی قرار دهیم. از این جهت بازگشت به مبادی فکری انقلابی از ضروریات فراهم شدن پاسخگویی به نیازهای امروز است.

 

همزیستی نیوز - کشور وقتی می‌تواند به توسعه همه‌جانبه دست پیدا کند که احزاب شکل بگیرند و مجلس و دولت حزبی داشته باشیم. در شرایطی که ما قرار داریم و در همه حوزه‌ها ضعف وجود دارد، مجلس و دولت باید از خودشان شروع کنند و ضعف‌های خود را رفع و زیرساخت‌های توسعه متوازن و پایدار کشور را فراهم کنند.

اینها بخشی از نقطه نظرات مصطفی معین وزیر دولت اصلاحات است که در گفت و گویی مفصل با روزنامه شرق مطرح شده است. مشروح این گفت و گو که توسط مرجان توجیدی تهیه شده است در پی می آید.  

برخی از کسانی که با فهرست «امید» به‌طور ‌ویژه وارد مجلس شدند، فراکسیونی به اسم «اعتدال» تشکیل داده‌اند. سخنگوی آنها دراین‌باره گفته بود که ما نه به جریان پایداری معتقد بودیم و نه می‌توانیم مثل جریان امید یک‌سری خط قرمزها را نادیده بگیریم. به‌خاطر‌ همین مسائل فراکسیون اعتدال را تشکیل دادیم. به نظر شما ما می‌توانیم این‌گونه افراد را اعتدال‌گرا یا اعتدالی بدانیم. معنی و تعریف اعتدال در فضای فعلی چیست؟
ابتدا باید مشخص شود هر واژه‌ای که در ادبیات سیاسی به کار می‌‌رود، چه نوع نگرش و اهدافی را پیگیری می‌کند. به طور کلی اعتدال یعنی پرهیز از افراط و تفریط، یعنی کاری که انجام می‌شود، از یک منطق درست برخوردار باشد، مبتنی بر احساسات صرف نباشد و از منطق عقلانی برخوردار باشد. کاری که براساس کارشناسی تخصصی و علمی انجام گیرد و برای جامعه مفید باشد. چنین کاری را می‌توانیم مبتنی بر اعتدال بنامیم و ما هم مدافع اعتدال هستیم؛ اما اگر از «اعتدال» فقط به‌عنوان یک واژه «بی‌مسمای سیاسی» و یک «حرکت تاکتیکی» استفاده شود، مفهومی نخواهد داشت. اعتدال با محافظه‌کاری متفاوت است. محافظه‌کاری در عرف سیاسی، یعنی حفظ وضع موجود و اینکه طوری حرکت کنیم که بیشتر از تأمین منافع جامعه، منافع گروهی، باندی یا شخصی پیگیری شود. این ضعف می‌تواند متوجه احزاب هم باشد. یک ضعف عمومی احزاب در کشور ما این است که استراتژی یا راهبردی برای خود تدوین نکرده‌اند؛ یعنی اینکه به صورت خیلی سنجیده از خرد جمعی استفاده شود و راهبردهای خود را براساس اهداف عالی خود تدوین کنند؛ سپس براساس آن راهبردها، اولویت‌ها و سیاست‌های خود را تدوین و به سمت برنامه و اجرای آن حرکت کنند. این یک ضعف عمومی و مشترک در احزاب ماست و در مواقع حساس خواه‌ناخواه خود را نشان می‌‌دهد؛ ازجمله در انتخابات مجلس دهم که خود را نشان داد.
اصلاح‌طلبان از خرداد ۹۲ به این سمت ائتلاف‌های مختلفی را شکل داده‌اند و به نظر می‌رسد در همه این ائتلاف‌ها از مواضع و گفتمان اصلاح‌طلبی عدول شده تا اهداف انتخاباتی محقق شود. در انتخابات اخیر، اصلاح‌طلبان چتر خود را تا جایی باز کردند که حتی اصولگرایان معتدل را هم پذیرا شدند؛ ولی به نظر می‌رسد عملا آنچه در این چند ماه اتفاق افتاد، نشان داد که این ائتلاف چندان پایدار نبوده است. نظر شما دراین‌باره چیست؟ این ائتلاف‌ها چقدر می‌توانند قوام داشته باشند؟ آیا باید به صورت تاکتیکی روی آنها حساب کنیم و اصلا نباید برنامه درازمدت درباره این ائتلاف‌ها داشته باشیم؟ می‌توان این توجیه را پذیرفت که اگر فردا در مجلس افرادی که با بلیت ما وارد شدند، برخلاف اهداف و گفتمان سیاسی ائتلاف حرکت کردند، نباید نگران باشیم؛ چون ائتلاف ما تاکتیکی بوده است؟ آیا شما به این قرائت اعتقاد دارید؟
باید توجه کرد که نگاه اصلاح‌طلبانه دارای چه رویکردی است. نگاه اصلاح‌طلبانه باید بر اهداف آرمانی، انسانی، اخلاقی و حتی جهانی استوار باشد. حرکت باید بلندمدت باشد، نه مقطعی و مبتنی‌بر احساسات و افراط و تفریط! باید مبتنی بر عقلانیت، دانش علمی و تخصصی و مستمر و مبتنی بر اهداف و راهبردها باشد؛ اما در انتخابات این ضعف وجود داشت. وقتی راهبردها، آن‌طور که باید روشن، سنجیده، مکتوب و تدوین نشده باشد، آن زمان تاکتیک‌هایی که به کار برده می‌شود، ممکن است راهبردها را مخدوش کند. حفظ هویت اصلاح‌طلبی با آن ویژگی‌هایی که گفتیم، یک اصل است و ملاحظات و تاکتیک‌ها نباید آن را نقض کند. هویت اصلاح‌طلبی نباید به چالش کشیده شود. ائتلافی نباید شکل گیرد که اصل حرکت اصلاح‌طلبی را به چالش بکشد و مردم را دچار سردرگمی کند. ما اجازه بدآموزی نداریم. آموزش‌های سیاسی، اجتماعی و اخلاقی نباید تناقضی با یکدیگر داشته باشند و افراد را دچار سردرگمی کنند؛ به‌طوری که نتوانند شرایط را تشخیص دهند و به یک تحلیل درست سیاسی دست یابند... .
یعنی اتفاقی که در جریان مجلس افتاد که همان شکل‌گیری ائتلاف است، باعث شد که ما از هویت خود عدول کنیم و این بدآموزی داشته است؟
داخل یک جبهه انتخاباتی بهتر است از سلایق مختلف در احزاب و تشکل‌های جبهه اصلاحات استفاده شود و این باعث می‌شود که با انسجام و پایداری بیشتری در انتخابات شرکت کنند و موفق شوند؛ اما اگر به‌عنوان ائتلاف، افرادی را وارد کردید که با دیدگاه اصلاح‌طلبی - براساس سوابق آن افراد و شواهدی که وجود دارد- تعارض جدی وجود داشته باشد، زمانی که در یک فهرست مشترک وارد انتخابات می‌شوید، قاعدتا در مراحل بعدی نباید با آنها رقابت کنید. اینکه اول فهرست مشترک بدهید و بعد با آنها وارد رقابت شوید، از لحاظ منطقی پذیرفتنی نیست. منطقی این است که شما در داخل جبهه یک فهرست انتخاباتی داشته باشید و در یک فضای سالم با رقبای سیاسی خود به رقابت بپردازید. درصورتی‌که مبانی کار جمعی، سیاسی و حزبی براساس اهداف و راهبردها تدوین نشود، این ضعف‌ها خود را نشان خواهد داد و آن ائتلاف هم تضمینی برای تداوم نخواهد داشت.
  فکر می‌‌کنید بهتر بود آن ائتلاف به آن شکل انجام نمی‌شد؟
به نظر من این‌طور بود. اگر به دلایلی این کار انجام شد، در مراحل بعدی نباید آن ائتلاف نقض می‌شد. شما ائتلافی را اعلام می‌کنید، بعد درباره انتخاب ریاست مجلس، به رقابت می‌پردازید. باید اجازه می‌دادید تا در چارچوب یک تفاهم و برنامه مشترک، مسئولیت‌های مجلس تقسیم می‌شد و سعی می‌کردید آن حرکت کلی که براساس ائتلاف امید شکل گرفته است، استمرار پیدا کند، نه اینکه دچار ریزش شود.
به نظر شما نقض عهد از جانب دو طرف اتفاق افتاد؟ چون درحال‌حاضر بیشتر انتقادات به جریان اصولگرایی است که در ائتلاف شرکت داشته است. فکر می‌کنید جریان اصلاح‌طلبی هم که در ائتلاف بود، در جریان همین رقابت‌های درونی مجلس نقض عهد کرده است؟
نقضی چندجانبه است! نقض عهد اصلی وقتی انجام شد که بسیاری امکان حضور پیدا نکردند، آن هم افراد کارآزموده، شناخته‌شده و دارای مقبولیت اجتماعی. دوم، همان‌گونه که قبلا گفتم ضعف مشترک گروه‌های سیاسی ماست که راهبردهای مشخص و روشنی ندارند و براساس حفظ هویت سیاسی- اجتماعی‌شان در مراحل مختلف، حرکت خود را تنظیم نمی‌‌کنند و سوم، ضعف فرهنگ سیاسی یا توسعه‌نیافتگی سیاسی جامعه هم به‌طورکلی مطرح است. با‌این‌حال، آنها مجبور هستند وقتی یک فهرست اعلام می‌شود- با اینکه ممکن است درباره نامزدهای اعلام‌شده آگاهی لازم نداشته باشند- به آنها رأی دهند. اگر یک حافظه قوی تاریخی وجود داشته باشد، خود جامعه ممکن است حرکت سیاسی و حزبی را نقد کند که شما بر چه اساسی با هم توانستید جمع شوید و یک فهرست مشترک اعلام کنید؟ ممکن است جامعه بگوید ما مدارکی داریم که برخی از افراد در گذشته و در مسئولیت‌های خود ضربه‌های اساسی به جنبش اصلاح‌طلبی وارد کرده‌اند! خلاصه اینکه مجموعه ضعف‌های تشکیلاتی گروه‌های سیاسی و ضعف فرهنگی- سیاسی جامعه و ساختار انتخاباتی که برگزار می‌شود، همه می‌تواند از دلایل این نقض عهد باشد. فرایند رسیدن به دموکراسی در جامعه یک دوره کوتاه‌مدت نیست؛ یک روند بلندمدت است که باید مرحله به مرحله طی شود و آهنگی روبه‌رشد داشته باشد. بااین‌حال، فکر می‌‌کنم در ارتباط با این فرایند، در مسیر درستی پیش می‌رویم؛ هر چند این حرکت بطئی و کند است، ولی همین که ادامه دارد، نشانه خوبی است.
 توجیهی که برای این ائتلاف‌ها مطرح شده، همه بر این اساس استوار بوده است که کشور در شرایط طبیعی به سر نمی‌‌برد و برای اینکه بتوانیم کشور را از این شرایط خارج کنیم، باید ائتلاف کنیم. می‌توان این توجیه را پذیرفت؟ و اینکه از سال ۹۲ به این سمت این تحرکات و ائتلاف‌هایی که شکل گرفته‌اند، دستاوردی داشته‌اند؟
مهم‌ترین مبنایی که در دفاع از ائتلاف مطرح شده، موافقت یا مخالفت با برجام است؛ یعنی دورکردن خطر از کشور و از این می‌توان دفاع کرد؛ چون در شرایطی قرار داشتیم که جنگ و خون‌ریزی بر منطقه حاکم بود و تنها جزیره ثبات، یعنی ما، در دولت قبلی در معرض خطر جدی قرار گرفته بود. چندین قطع‌نامه در شورای امنیت علیه ما تدوین کردند و براساس فصل هفت منشور سازمان ملل قدرت‌های سلطه‌گر می‌توانستند دخالت نظامی داشته باشند و به زور متوسل شوند. براین‌اساس، می‌‌توان گفت سال ۹۲ نقطه ‌عطفی بود برای زمینه‌سازی تصمیم‌هایی که برای یک اقدام ملی باید گرفته می‌شد. با این نگاه، بله، آنهایی که مخالف جنگ و ستیز با دنیا بوده و مخالف مخدوش‌شدن امنیت ملی هستند، طبیعی است سعی کنند به هم نزدیک شوند و خطر را دور کنند. این به نظر من پذیرفتنی است و می‌توان از آن و دفاع کرد. خوشبختانه در سال ۹۲ این نگاه به نتیجه رسید و موفق شد به جای شعار جنگ و ستیز، شعار «تدبیر و امید» را با رأی آگاهانه مردم به پیروزی برساند.
فکر می‌کنید مجموع این اتفاقات و انتقادات تا چه حد باعث ریزش نیروها و سرمایه‌های اجتماعی اصلاح‌طلبان شود؟
خسارت دارد و صدمه وارد می‌کند. قرار نبود برجام همه مسائل را حل کند. مسائلی مانند ایجاد اشتغال یا رفع بی‌کاری، تورم و رکود اقتصادی، توسعه‌نیافتگی سیاسی، توسعه‌نیافتگی حزبی و نهادهای مدنی در کشور، آزادی‌ها و حقوق اساسی مردم، اینها مسائلی نیست که قرار باشد در خارج از کشور برای آنها راه‌حل پیدا شود. راه‌حل آنها داخل کشور است. طبیعی است دولت و مجموعه نظام و نیز نخبگان مسئولیت اصلی را دراین‌میان بر عهده دارند تا این مسائل بتوانند به‌تدریج حل شوند، این حرکت تدریجی است. به نظر من دولت با بهره‌گیری از نقاط قوتی که داشت - مثل برجام - موفق شد معضلاتی مثل تورم را تا حدودی کنترل کند. دولت همچنین باید از فضای با‌ثبات نسبی به لحاظ سیاسی، احساس امنیت و امیدهایی که در مردم وجود دارد، بهره‌برداری و به وعده‌های انتخاباتی‌اش ازجمله رفع محدودیت‌های سیاسی عمل کند. همچنین از پتانسیل بزرگ دانشگاهی کشور استفاده بهتری کند. هرچه سریع‌تر ضعف رسانه‌ای خود را برطرف کند و در نشریات و به‌ویژه فضای مجازی حضوری فعال داشته باشد. به نظر من رئیس‌جمهور باید هفتگی و به‌صورت منظم در صداوسیما حضور یابد و مستقیم با مردم گفت‌وگو کند و سطح آگاهی مردم را بالا ببرد. اینها فرصت‌های خیلی مغتنمی است برای یک دولت در دوره هشت‌ساله مسئولیت که در مسیر توسعه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه باید حداکثر استفاده را از آن بکند و پیامد ریزش آرا و دلزدگی مردم را با بهره‌گیری بهتر از فرصت‌ها و نقاط قوت، دور کند و پاسخ‌گوی مسئولیت‌هایش باشد.
 دولت در سه ‌سالی که از عمرش گذشته چقدر توانسته در اهدافش موفق باشد و انتظارات افکار عمومی را برآورده کند؟ نظر می‌رسد بخشی از افکار عمومی درحال‌حاضر ناراضی است. از نتیجه ائتلاف در مجلس گرفته تا موضوع برجام که اثرات آن را در زندگی خود هنوز به‌ طور ملموس ندیده است. فکر می‌کنید دولت در این یک سال باقی‌مانده چگونه می‌تواند به این وضعیت سامان دهد؟
این مسائلی که مطرح کردید، مقداری به خاطر ناشی‌‌گری یا ضعف‌های این طرف بوده است؛ اینها نشانه قوت طرف مقابل نیست. طرف مقابل قوتی ندارد، قوتش در آن هشت سال سیاهی که بر کشور ما تحمیل کرد و صدها ‌میلیارد دلار درآمدی که هیچ نشانی از آن وجود ندارد، مشاهده شد! اما رقیب، از ضعف‌ها و ناشیگری‌های ما استفاده می‌‌کند؛ برای نمونه ناشیگری در انتخابات مجلس این بود؛ به‌جای اینکه روی خود فراکسیون امید سرمایه‌گذاری شود و مسائل اصلی را قانون‌گذاری، نظارت بر کار دولت و تحقیق و تفحص در همه امور کشور بداند یا تلاش کند در کمیسیون‌های مجلس حضور جدی داشته باشد؛ موضوع به سمت ریاست مجلس که یک سمت سیاسی است، تغییر داده شد. درست است که ریاست مجلس به‌عنوان رئیس یکی از قوا مهم است؛ اما به نظر من کار اصلی در خود مجلس و بدنه آن انجام می‌شود و انسجام این فراکسیون (امید) می‌‌تواند نقطه آغازی برای شکل‌گیری و گسترش فرهنگ تحزب در کشور نیز باشد. اگر یک فراکسیون منسجم داشته باشیم، منجر به برکاتی در سطح جامعه خواهد شد، به این معنا که همین نگاه کار جمعی و حزبی ترویج داده می‌شود. به نظر من پررنگ‌کردن این موضوع کار ناشیانه‌ای بود، چراکه به اعتقاد من اگر قرار است در یک فهرست مشترک قرار بگیرید، پس نباید رقابتی میان شما باشد. دوم اینکه باید در ارتباط با میزان رأی‌آوری هم بررسی بیشتر و دقیق‌تری می‌شد و اینکه آیا از اکثریت آرا برخوردار هستید یا نه. در ارزیابی اگر متوجه شدید آرا در حد کافی نیست و تضمین وجود ندارد، از طرفی نیروهایتان هم جدید هستند و ارزیابی دقیقی از آنها ندارید، نباید ریسک می‌کردید.
اصلاح‌طلبان تا چه زمانی قرار است به این ائتلاف‌ها با این تیپ افراد پایبند بمانند. اشتباهات این ائتلاف برای انتخابات آینده که شورای شهر است، به چه شکل جبران خواهد شد، آیا اصلاح‌طلبان همچنان می‌خواهند در این مسیر باقی بمانند یا نه بهتر است این شکل ائتلاف‌ها را تغییر دهیم؟
نفس ائتلاف چیز بدی نیست؛ اما باید مبتنی بر همدلی، اعتماد، همفکری و هم‌گرایی باشد و منظور از آن رسیدن به اهداف مشترک باشد. سؤال این است که آیا خود احزاب و افرادی که می‌خواهند ائتلاف کنند از نظر تشکیلاتی آمادگی ائتلاف را دارند؟! مشکل اصلی ما اینجاست، هنوز حزب به‌معنای واقعی نداریم. مهم‌ترین کار یک گروه سیاسی که می‌خواهد کار حزبی انجام دهد، این است که آموزش دهد هم به کادرهای خود و هم به جامعه و این آموزش استمرار داشته باشد. راهبردها، اهداف، سیاست‌ها و برنامه‌های خود را مشخص و تدوین کند تا اگر قرار است ائتلافی پدید آید، مبتنی بر مبانی درست و آمادگی کافی باشد و یک کار سلیقه‌ای زودگذر و فاقد واقع‌بینی نباشد که با شکست مواجه شود؛ البته این هم یک کاری است که سریع نتیجه نمی‌دهد. برای انتخابات شورا حداقل باید از ضعف‌هایی که در همین یکی، دو سال گذشته وجود داشته، عبرت بگیریم. به نظرم باید انسجام درونی را تقویت کرد، ارتباط تنگاتنگی با نخبگان کشور به وجود بیاید؛ نخبگان مدیریتی یا سیاسی یا علمی و دانشگاهی که ظرفیت بزرگی هستند. باید ارتباطات با نهادهای اجتماعی و مدنی که کم‌وبیش وجود دارد، بیشتر شود و از فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی که معجزه این قرن است، حداکثر استفاده برای اطلاع‌رسانی و ترویج نوع نگاه و دیدگاه‌ها انجام شود. گروه‌های سیاسی می‌کوشند خود را برای انتخابات بعدی آماده کنند و آن تفکیک اولیه جریان‌های سیاسی را از نظر تفکیک آنهایی که موافق ثبات و آرامش جامعه به‌دور از افراطی‌گری هستند با گروهی که کسب‌وکار آن در افراطی‌گری، تنش، جنگ و تحریم است، انجام دهند و درعین‌حال هویت خود را در هر مرحله حفظ کنند. به نظر من امید و امکان تکرار پدیده هفتم اسفند در انتخابات ریاست‌جمهوری ٩٦ و در شوراها وجود دارد.
دکتر عارف به‌تازگی گفته‌اند ما در انتخابات مجلس به‌نوعی از هویت و گفتمان اصلاح‌طلبی خود عدول کردیم. انتخابات مجلس یک انتخابات تقریبا ملی است و همه ترجیح دادند برای دسترسی به منافع ملی از منافع جریانی خود به‌ویژه منافع اصلاح‌طلبی گذر کنند. در انتخابات‌هایی که پیش‌رو داریم به‌ویژه انتخابات شورای شهر به نظر می‌رسد دیگر آن نگاه ملی مطرح نیست، بیشتر نگاه محلی و شهری است و حتی قومی و قبیله‌ای. به نظر می‌رسد اینجا بشود به‌نوعی گفتمان اصلاح‌طلبی را و هویتی را که از آن عدول شده، دوباره تقویت کرد. شاید به نظر برسد که لازم نباشد همچنان بخواهیم فهرست سراسری در قالب ائتلاف‌های بزرگ با گروه‌های مختلف، ارائه بدهیم. یا فهرست‌ها را به‌صورت کامل ارائه ندهیم، فکر می‌کنید این نگاه چقدر درست است؟
آقای دکتر عارف تلاش‌های ارزشمندی در انتخابات اخیر مجلس انجام دادند. البته در یک جامعه توسعه‌یافته، حفظ هویت‌ها و موقعیت‌های حزبی و انجام رقابت سالم انتخاباتی برای تأمین منافع ملی است؛ یعنی احزاب وقتی موقعیت خاص خود را دارند، می‌توانند با هم رقابت کنند و اهداف و برنامه‌های خود را پیگیری کنند. درباره انتخابات شوراها با شما موافق هستم، بیشتر فضای رقابت شهری و منطقه‌ای بر این انتخابات حاکم است؛ بنابراین احزاب می‌توانند نامزدهای خود را به جامعه معرفی کنند و رقابت سالمی با هم داشته باشند.
یعنی جریان اطلاح‌طلب می‌تواند برای ریاست‌جمهوری و شورای شهر دو راهبرد متفاوت داشته باشد؟ برای ریاست‌جمهوری ائتلافی پیش برود و برای شوراها دنبال تقویت هویت و گفتمان خودمان باشد؟ این فرضیه چقدر می‌تواند به حقیقت نزدیک باشد؟
انتخابات مجلس و شوراها استانی و شهری است؛ اما انتخابات ریاست‌جمهوری فرق می‌کند و با آرای کل ملت سروکار دارد؛ بنابراین رویکرد ملی در آن ضروری است.
نقدهای خود را به جریان شکل‌گیری ائتلاف مطرح کردید؟
نقدهایی داشته و گفته‌ام، اما به نظر اکثریت باید احترام گذاشت.
به نظر می‌رسد به دلیل  متغیر‌های ثابتی که در فعالیت‌های سیاسی وجود دارد، اصلاح‌طلبان پله‌پله در حال عقب‌نشینی از هویت و گفتمان اصلاح‌طلبی هستند. در این شرایط چه ابزار و مؤلفه‌ای برای حفظ گفتمان و هویت وجود دارد؟
ببینید، شاید مثلا ١٠ تا ٢٠ درصد مسائل مبتلا به جامعه ما موضوعاتی از نوع مسائل سیاسی است. بیشتر از ٨٠ درصد مسائل از نوع مسائل و مشکلات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، زیست‌محیطی و ... است. بنابراین باید در همه عرصه‌ها فعالیت کرد. اما متأسفانه این ٨٠ درصد فراموش شده. البته آن ٢٠ درصد هم مدتی قبل از انتخابات خود را نشان می‌دهد که البته ارزشی هم ندارد، چراکه نه باعث رشد جامعه می‌شود و نه به توسعه پایدار کشور منجر می‌شود. این موضوع جزء ضعف‌های نگرشی ما است. جامعه ما نیاز به سیاست‌ها و برنامه‌ریزی‌های مناسبی در حوزه اجتماعی دارد، چراکه دچار آسیب‌های بسیار جدی‌ای شده است. این نوع نگرش باعث شده فاصله‌ای بین روشنفکران، دانشجویان و نخبگان علمی و سیاسی و جامعه به وجود‌ آید.
 دولت‌ها به تنهایی نمی‌توانند کاری انجام دهند! ما دچار فقر سرمایه اجتماعی هستیم، همگی به هم سوءظن داریم. اما از کجا باید شروع کرد؟ هرکس باید ابتدا از خودش شروع کند. هرکس که آگاهی و احساس مسئولیت بالاتری دارد، از خودش شروع کند و نگاه مسئولانه‌ای به خود و جامعه خود داشته باشد. بی‌تفاوت و بی‌انگیزه نباشد. انسان مسئول است و مسئول آفریده شده است. انسان اجتماعی است منتها در جامعه ما، نخبگان، چه سیاسی یا علمی یا مدیریتی، احساس مسئولیت کمی نسبت به جامعه دارند. بیشتر درگیر منافع شخصی، خانوادگی و درنهایت قبیله‌ای هستند که قابل قبول نیست. توسعه سیاسی مهم است، ولی فقط در بعد مسائل سیاسی خلاصه نمی‌شود. مطمئن باشید جامعه‌ای که از حداقل زندگی برخوردار باشد، به حقوق خودش آگاه باشد به حقوق خود و دیگران نیز احترام می‌گذارد، به حقوق دیگران تجاوز نمی‌کند و حقوق جمعی خود را مطالبه می‌کند، خواه ناخواه در توسعه سیاسی کشورش نقش و مشارکت داشته و مؤثرتر خواهد بود. ما نمونه این موضوع را در کشورهایی مثل مالزی، اندونزی یا ترکیه داریم، یعنی از توسعه اجتماعی و دولت رفاه به سمت توسعه سیاسی حرکت کرده‌اند، درحالی‌که در کشور ما برخلاف آن عمل می‌شود، فقط به فکر قدرت و سیاست هستند و بعد هم فراموش‌کردن همه قول‌هایی که در انتخابات داده می‌شود و فراموش‌کردن مشکلاتی که جامعه ما دارد! از منظر دیگری فضای جامعه امروز ما، فضای بسیار مساعدی به لحاظ جهانی و ملی و نیز به لحاظ دسترسی به فضای مجازی دارد. تقریبا یک‌سوم جمعیت ما دانش‌آموخته دانشگاهی هستند. در هیچ مقطع تاریخی چنین سرمایه‌ای در اختیار کشور نبوده است. یک‌سوم جمعیت ما، جوانان و میان‌سالانی هستند که از تحصیلات عالی برخوردار هستند و همه دنیا از این خوان یغما بهره‌مند می‌شود به جز خود ما! به نظر من در این شرایط استثنایی، اگر نخبگان از فرصت استفاده کنند، نهادهای مدنی را گسترش دهند و دولت هم پشتیبانی کند، زمینه‌ساز اتفاقات خوبی خواهد بود. اگرچه دولت‌ها معمولا «ان‌جی‌اوها» را رقیب خودشان می‌دانند. البته عملکرد این دولت نسبت به دولت قبلی در این زمینه‌ها اصلا قابل مقایسه نیست. به نظر من باید از این فرصت استفاده کرد و حتما هم جواب خواهد داد.
در این سه‌سالی که از دولت روحانی گذشت فرصت خوبی بود که بشود کادر‌سازی کرد. ژنرال‌های اصلاح‌طلب به هر دلیل اجازه ورود ندارند و برای آنها جایگزینی نیز ساخته نشده است. در این سه سال که امکان فعالیت بیشتر بود، اصلاح‌طلبان برای پرکردن خلأ کادر‌سازی چه‌کار کرده‌اند؟ تشکیلاتی که راه‌اندازی شدند چقدر توانستند دراین‌باره فعالیت کنند؟ اصلاح‌طلبان چه‌کار باید بکنند که در زمان انتخابات گفته نشود ما نیروهای خود را از دست دادیم یا نیرویی نداریم و بعد هم نتوانیم پاسخ افکار عمومی را بدهیم که انتظارات خود را دارند؟
اینها سؤالات مهمی است که دغدغه مشترک ماست. در همه عرصه‌هایی که به حقوق اساسی ملت و آینده کشور مربوط است، کادر‌سازی ضروری است. همین کادرها وقتی که درآستانه انتخابات قرار می‌گیرند، قطعا انگیزه و تحلیل سیاسی واقع‌بینانه‌ای دارند و می‌دانند کار حزبی و تشکیلاتی یک اصل است. براین‌اساس، کار آنها انسجام و تداوم آن، آثار مهمی به دنبال خواهد داشت. به نظرم در این سه سال، دولت با مسئله سیاست خارجی و برجام و زمین سوخته‌ای که تحویل گرفت، درگیر بود. نخبگان هم که از ضعف کم‌توجهی نسبت به مسائل اجتماعی رنج می‌برند و به‌همین‌دلیل از شناخت جامعه خود و راه‌حل‌هایی که باید دراین‌باره ارائه می‌دادند، نتوانستند یا نخواستند بهره‌ای ببرند. دولت نتوانست، ولی نخبگان نخواستند. نخبگان می‌توانستند اما نخواستند. از طرف دیگر، با مجلسی مواجه بودیم که به جای آنکه عصاره فضایل مردم باشند، بداخلاقی می‌کردند. کار آن نمایندگان در دولت جدید فقط کارشکنی بود. آنها در زمان دولت آقای روحانی به پنج الی شش وزیر علوم یا رأی ندادند یا تهدید و توهین و استیضاح کردند و ثباتی وجود نداشت. من شخصا بیشترین امیدم به دوره بعد است. اینکه من گفتم سرمایه‌گذاری اصلی باید در رابطه با فراکسیون امید و درون خود مجلس انجام گیرد، به‌همین‌دلیل است و هنوز هم بر این نظر پایبند هستم. هر نماینده، نماینده کل ملت است. اینها باید به صورت سازمان‌یافته با یکدیگر ارتباط برقرار کنند؛ هم در میان خود و هم با نهادهای بیرون از مجلس و هر کدام از آنها در منطقه و در کل کشور محوری برای ایجاد آگاهی، امید و هم‌بستگی باشند. این نمایندگان می‌توانند مخاطبان خود را در جامعه و به‌ویژه در میان جوانان پیدا کنند و آنها را رشد دهند. من با تنوع احزاب موافق هستم. تنوع سیاسی و احزابی که بتوانند در یک فضای سالم رقابت و از حقوق یکدیگر حمایت کنند. ما هنوز به این مرحله نرسیده‌ایم ولی نقطه شروع آن می‌تواند این مجلس باشد. دو قوه باید با هم همکاری کنند و با تقنین قوانین درست، می‌توانند آینده خیلی بهتری را برای کشور به ارمغان آورند. ما در دولت آقای خاتمی و مجلس ششم همین وضع را داشتیم، ولی عملا استفاده حداکثری از آن نشد.
ولی این برعکس فرمی است که در همه جای دنیا اتفاق می‌افتد! در دنیا هر حزب برای انتخابات جداگانه فعالیت می‌کند و پس از مشخص‌شدن وزن و میزان کرسی‌های هر کدام از احزاب، اگر قرار بر ائتلاف باشد، این کار در مجلس انجام می‌شود. اما در ایران ظاهرا باید برعکس عمل کنیم.
اینها گروه‌هایی سیاسی هستند که مقطعی به وجود می‌آیند و عمل می‌کنند. وقتی انتخابات تمام شد، ارتباطشان هم با کاندیداها خودبه‌‌خود قطع می‌شود. می‌خواهم بگویم که اشکال ما همه‌جانبه است. هم حزب نیست، هم وقتی به‌عنوان نماینده انتخاب می‌شوند، ارتباطشان با همان گروه‌های سیاسی که انتخابشان کردند، قطع می‌شود و به کارهای خرد مشغول می‌شوند. جاده‌کشیدن و ساختن‌ بیمارستان و انتقال یک دانشجو از دانشگاهی به دانشگاه دیگر که وظیفه یک نماینده نیست. شهرها برای خودشان استاندار، شورا و شهردار دارند که می‌توانند این کارها برای آنها انجام دهند. نماینده‌ای که انتخاب می‌شود، باید از حقوق ملت دفاع کند و نگاه او کلان و در سطح ملی باشد. کشور وقتی می‌تواند به توسعه همه‌جانبه دست پیدا کند که احزاب شکل بگیرند و مجلس و دولت حزبی داشته باشیم. در شرایطی که ما قرار داریم و در همه حوزه‌ها ضعف وجود دارد، مجلس و دولت باید از خودشان شروع کنند و ضعف‌های خود را رفع و زیرساخت‌های توسعه متوازن و پایدار کشور را فراهم کنند.
 بعد از انتخابات ۸۴ شما هم قرار بود جبهه‌ای را با عنوان جبهه دموکراسی و حقوق ‌بشر راه‌اندازی کنید. چرا آن تشکل جان نگرفت و ادامه پیدا نکرد؟
قبلا بارها توضیح داده‌ام؛ بیشتر از اینکه موانع بیرونی مانع فعالیت آن بوده باشد، موانع درون جبهه بود. همان احزابی که پشتیبانی می‌کردند و الان نمی‌خواهم اسم بیاورم، در ادامه کار، وقتی به زمان انتخابات مجلس رسیدیم، رأسا برای آن برنامه‌ریزی کردند و درواقع جبهه را دور زدند. یعنی علت توقف فعالیت جبهه دموکراسی و حقوق‌ بشر نه از طرف من بود و نه موانع بیرونی. نشد که همه تفکرات را راضی کنیم، اگرچه من کاندیداتوری احزاب را پذیرفته بودم و معتقد بودم که کشور باید به سمت تحزب حرکت کند.
نمی‌خواهید در این سه سال دوباره آن فعالیت را احیا کنید؟
من بعد از اینکه از دولت آقای خاتمی بیرون آمدم، وارد عرصه دیگری شدم و این یک ورود آگاهانه بود. چراکه ضعف‌های اصلی را در عرصه عمومی و اجتماعی می‌دانستم، به همین دلیل به تأسیس نهادهای مدنی در زمینه‌های اخلاق، توسعه علمی، رشد و توسعه کشور، آسیب‌های اجتماعی، فرهنگ گفت‌وگو و اخیرا تأسیس انجمن تاریخ اجتماعی علم و فناوری اقدام کردم. این فعالیت‌ها را در آینده زمینه‌ساز یک سیاست درست و کارآمد اخلاقی می‌دانم. ولی این به آن معنا نیست که ما به آن جبهه نیاز نداریم. اگر فضای مناسب و حمایت مسئولانه از سوی گروه‌های سیاسی ایجاد شود، باز هم می‌توان این کار را از سر گرفت.
یکی از خروجی‌های حرکتی که تحت عنوان تشکیل نهاد مدنی دنبال می‌کنید، طبیعتا باید تربیت کادرهای جوانی باشد که آموزش‌دیده هستند. این کادرها به نظر شما چه زمانی این قابلیت را دارند که بتوانند وارد عرصه شوند و مثلا در مقاطع انتخابات، بشود از همین کادرها استفاده کرد. این را چه اندازه در دستور کار خود قرار داده‌اید؟
محور حرکتی را که با جمعی از همکاران دانشگاهی آغاز کرده‌ایم، رویکرد علمی و مطالعات پژوهشی بوده است. اما موضوع این است که نگاه دولت و نیز توده مردم، نگاه چندان مثبتی به این‌گونه فعالیت‌ها نیست. از طرفی ان‌جی‌او‌ها معمولا کمبود منابع مالی دارند. مثلا فرض کنید اگر هر استان می‌توانست امکانات موردنیاز کار را برای نهادهای مدنی در نظر بگیرد و به آنها خدمات مشترک بدهد، می‌توانست بسیار راهگشا باشد، ولی دولت‌ها هیچ‌وقت چنین سرمایه‌گذاری‌ای نکردند.

پیشخوان

آخرین اخبار