b_300_300_16777215_00_images_025_aghili1---Copy.jpg

همزیستی: رشاد عقیلی از 19 سالگی سرودن شعر را آغاز کرده  و در طول 22 سال افزون بر شش هزار بیت شعر سروده و سرانجام در سال 1401 همه این اشعارش را در کتابی تحت عنوان دیوان عقیلی به چاپ رسانده است.

سرودن این همه شعر با مضامین متنوع و جمع آوری آنها در طول این مدت طویل، کار بزرگی است و نشانه ای از همت و پیگیر بودن این شاعر جوان جزیره قشم بشمار می رود.

رشاد عقیلی که در یک خانواده اهل شعر و ادب جزیره قشم به دنیا آمده از کودکی به شعر و شاعری علاقه مند بوده و در دوران دبیرستان اشعار « انتقادی، عاشقانه و اجتماعی » می سروده است.

به گفته خودش غالب اشعارش مضامین سیاسی اجتماعی دارند و علت پرداختن به این مسائل را هم علاقه مند بودنش به کنش های مدنی  می داند و معتقد است شاید بتواند با سرایش شعر، سخنش را بهتر به دیگران برساند و مشکلی از مشکلات جامعه را مطرح و حل کند.  

گفت و گوی همزیستی را با رشاد عقیلی شاعر جزیره قشم  و پدیدآورنده کتاب شعر « دیوان عقیلی » که توسط انتشارات پر سرخ قشم با مدیریت ایرج اعتمادی در سال 1401 منتشر شده است را با هم می خوانیم

*********************************

به عنوان پدیدآورنده و سراینده اشعار کتاب « دیوان عقیلی » این کتاب را از نظر محتوا معرفی بفرمایید. این معرفی می تواند شامل مضمون و ویژگی ها و سایر موارد مورد نظر شما باشد. همچنین انگیزه و هدف شما برای سرودن این اشعار و انتشار این اثر چه بوده است؟

اشعار کتاب « دیوان عقیلی » در مضامین دینی، اجتماعی، سیاسی، اقلیمی، گردشگری و عاشقی سروده شده و شامل شش هزار بیت شعر است که در طول 22 سال با تلاش بنده در عرصه ی ادبیات پدید آمده است.

لطفا بفرمایید چگونه وارد عالم شعر و شاعری شدید؟ چه عوامل یا اتفاقاتی باعث شده که تصمیم به سرودن شعر گرفته اید؟ باعث امتنان است مراحل طی شده از زندگی تان از دوران کودکی تاکنون را که منجر به تولید اثر یا آثاری توسط  شما شده به صورت توصیفی بیان نمایید.

از کودکی به شعر و شاعری علاقه مند بودم و در این هنر طبع روانی داشتم، پدرم هم عاشق شعر و ادبیات بود و دیوان اکثر شاعران در خانه ی ما وجود داشت و پدرم هر پرسشی را با شعر جواب می داد. در خانه شعرخوانی داشتیم  و در مجالس شعرخوانی بیرون از خانه هم شرکت می کردم، بسیاری از استادان من اهل شعر و بلاغت سخن بودند و همین مسأله مرا به سمت شعر و شاعری سوق داد.

در دوره ی دبستان اشعار کودکانه می سرودم و در دوره ی راهنمایی کمی مضامین برتر و در دوره ی دبیرستان شعرهای انتقادی، عاشقانه و اجتماعی می سرودم  و بعدها به صورت تخصصی وارد انجمن های شعر فعال در قشم، استان و کشور شدم.

اولین شعرتان را  در چه قالب و با چه مضمونی سرودید؟ عنوان و چند بیت از آن را مرقوم بفرمایید.

اولین اشعارم بیشتر به زبان بومی و در توصیف  سرسبزی مناطق اطراف رمکان بعد از زمستان و بهار جزیره بود.

زمستون چه خشن بارون ابارت

بهار و شوزی همراهش اتارت

کشاورز نجیب شهر رمکون

داخه صحرا ارت گندم اکارت

قالب شعری مورد علاقه شما چیست و علت علاقه تان به این قالب چیست؟

بیشتر اشعار کلاسیک من در قالب مثنوی هستند و علت گرایش من به مثنوی سرایی این است که به سبب فراخی بیان وقایع در آن می توانم با دستی باز سرایش بکنم.

موضوعات ومضامین شعرهای شما کدام است و هدف شما از پرداختن به این موضوعات و مضامین چیست؟

غالب اشعار من مضامین سیاسی اجتماعی دارند و علت پرداختن به این مسائل علاقه مند بودن من به کنش های مدنی هست و اینکه شاید بتوانم با سرایش شعر سخنم را بهتر به دیگران برسانم و مشکلی از مشکلات جامعه مطرح و حل بشود.

به کدام شاعر یا شاعران(ایرانی - خارجی) علاقه مندید و چه اثر یا آثاری از آنها را خوانده و چه نظری درباره آنها دارید؟

به شاعران ایرانی زیادی علاقمند هستم از جمله سعدی، مولانا، حافظ، فردوسی، شاملو و فروغ و از شاعران خارجی نزار قبانی و غاده السمان سوری و شاعر پارسی گوی پاکستانی اقبال لاهوری

آیا در سروده های خود از شاعر یا شاعرانی الگو گرفته یا تاثیری پذیرفته اید؟ لطفا اگر پاسخ تان مثبت است توضیح بدهید

می توانم بگویم از هر شاعری یک نقطه ی قوتی را گرفته ام و تاثیر پذیر از همه ی شاعران بوده ام و ادبیات همین است.

عضو تشکل های شاعران هستید؟ لطفا نام ببرید، نقش این تشکل ها را در توسعه کمی و کیفی آثارشاعران چگونه  می بینید؟

عضو انجمن شعر قشم و انجمن شاعران بندرعباس و انجمن حافظ شیراز هستم.

بیوگرافی: رشاد عقیلی فرزند محمد متولد 1360 متاهل همسرش استاد نقاشی و علاقمند به ادبیات هست، دو کتاب شعر منتشر کرده با عناوین « نهنگ تنهای شعر » و « دیوان عقیلی ».

دو نمونه از اشعار رشاد عقیلی

حال یک لنج خسته را دارد/

داده نعشی به باد بارَش را/

مثلِ یک ناخدا که موجی تند/

بُرده آرامش  و قرارش را/

 

بارِ قاچاق، جزیره غرق مِه/

کفِ لنجش به صخره ها خورده/

ترسِ گشتِ یگانِ دریایی/

خنده را از لبانِ او برده/

 

غربتش یک پرنده در مِه بود/

که گلوله به دیدنش آمد/

مثل باغی که ناگهان یک شب/

تیغ تیزی به چیدنش آمد/

 

تیر گشتِ پلیسِ دریایی/

خورده بر گُرده هایِ یک جاشو/

فکر جشن عروسیش گم شد/

ناخدا نعره میکشد خالو!!/

 

کفِ قایق شده پر از خون و.../

لاشه ی سردِ یک جوان اُفتاد/

آخرین برگ یک درختِ مرگ /

روی یک عرشه ناگهان افتاد/

 

ناخدا نعره می زند خالو...!/

وسط آب، نعره ای جانکاه/

چه بگویم به مادرت خالد/

چه کنم؟ «لا اله الا الله»/

«رشاد عقیلی»

پاییز1396

نعشی: باد شدیدی که در دریاهای جنوب می وزد

 

«سرود قشم»

ای سرزمینِ آفتاب و موج و دریا

ای سرزمین لنج و طوفان و شجاعت

ای سرزمین ماهی و مُشتا و گَرگور

بر صخره هایت حک شده شور و صلابت

 

دریایِ تو عشق و سراسر مهربانی

تندیس هایت نقشه ی باد است و باران

شنزارهایت مثل یک دشت طلایی

خوش می رود در دامنت مردِ شتربان

 

موسیقیت موج و نوای ناخداها

شَروِند و جُفتیِ کویر و رقصِ لیوا

دریا تماشا می کند نوروزهایش

رقصِ عصایِ جاشُوَان  و جشنِ عَزوا

 

چاهکوه و ناز و درّه هایِ پُرستاره

غار نمکدان و صفای سبزِ حرّا

بادگیرهایت یادگارِ صبح تاریخ

دلفین هایت روح آزادیِّ دریا

 

همچون نهنگی در خلیج تا ابد فارس

خوش می درخشی ای شکوهِ بیکرانها

بر باله هایت شادمانی نقش بسته

ای سرزمین شور و شرجی «قشمِ زیبا»

«رشاد عقیلی»

تیرماه 1400

پیوست ها:
فایلحجم فایلدانلود ها
دانلود این فایل (divan.jpg)روی جلد کتاب اشعار دیوان عقیلی42 kB52

نوشتن دیدگاه

نظراتی که حاوی توهین یا افترا می باشند، منتشر نخواهند شد.
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابه دارند، انتشار نمی یابند.


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

پیشخوان

آخرین اخبار