افتتاح دفتر نمایندگیقره جه طیار در گنبد کاووس و حضور اتفاقی من در آنجا باعث شد که این مطلب را به نماینده مردم گنبد در مجلس شورای اسلامی اختصاص بدهم. او را نه میشناسم و نه به او رای دادم. نه اینکه خواسته و یا نخواسته باشم، نشد که رای دهم؛ اما وقتی انتخاب شد، خوشحال شدم.
این اولین بار است که به دفتر یک نماینده مجلس به این صورت رفتهام. منظورم در حال ارتباط مردمی. تابه حال ارتباط مردمی نمایندهای را ندیده بودم. بعد از افتتاح دفتر و تشریفات، ارتباط مردمی شروع شد: پیشدبستانیهایی که رسمی نشدند، نهضتیها، زنی که کودکی معلول دارد، جوانی که وامش نمیدانم چه شده و چندین نفر دیگر با طرح مشکلاتی از این دست شروع به ارتباط با نمایندهشان کردند و این نماینده چه صبورانه به حرف تک تک آنها گوش میداد و یادداشت میکرد.
این نوع ارتباط مردمی یک نماینده برای من چندان خوشآیند نبود اما بعد از کمی جستجو متوجه شدم که نمایندههای سابق نیز ارتباط مردمیشان از این دست بوده است.
یک نماینده نه اینکه نباید با مردم در ارتباط مستقیم باشد و من منکر این ارتباط نیستم اما به نظر بنده بهتر است یک نماینده روی مسائل کلانتر وقتش را صرف کند و جزئیات را بسپارد به افرادی که در دفترش کار میکنند. گوش کردن و حل کردن مشکلات فردی نمیتواند زندگی خوبی را برای مردمی که انتخابش کردند رقم بزند. یک نماینده که از پشت یک میز بلند شده و اکنون به بهارستان راه یافته مسلما اطلاعات کافی از قوانین و جریانات داخل مجلس و قوانین مربوط به مشکلات ریز و درشتی که مردم مطرح میکنند، ندارد. البته اکنون هیچ انتظاری هم از وی برای دانستن اینها وجود ندارد. چراکه او در ابتدای راه است و در این راه تا مجهز به دانایی شود، طول خواهد کشید. به نظر من این نماینده در ابتدای این راه نیازی ندارد تا به این صورت در معرض ارتباط مردمی قرار بگیرد، او الان میتواند زمان خود را برای افزایش اطلاعات و دانایی در رابطه با جایگاهی که در اختیارش قرار داده شده صرف و نیز فرصتهای توسعه منطقهاش را بررسی کند. هرچند در مجلس لابیها بیشتر از دانایی پیش برنده امور هستند، اما هیچ کس از دانایی ضرر نخواهد کرد و یک نماینده هرچه قدر به این سلاح مجهزتر باشد خواهد توانست راحت تر امور خود را به پیش ببرد. هرچه قدر به امور مسلط تر و داناتر باشد روانتر حرف خواهد زد و راحتتر برای گرفتن امتیاز دفاع خواهد کرد. مردم نمیدانند که مطالباتشان از یک نماینده مطالبات شخصی نیست و هرچه قدر از میزان مطالبات شخصی کم کرده و مطالبات جمعی خود را افزایش دهند زندگی بهتری خواهند داشت. از مردم انتظاری هم نمیرود؛ اما خود نماینده اگر بتواند این امر را نهادینه کند که او به دنبال مطالبات جمعی مردم منطقهاش است، کمک بزرگی در راستای توسعه منطقه خواهد کرد.
اما در مورد کسانی که دوست دارند مشکلات شخصی و جزئیشان را هم مطرح کنند نظرم این است که وقتی یک نفر آگاه بهعنوان مسوول دفتر در آنجا حضور دارد او میتواند تمام این نوع مشکلات را با گوش جان بشنود، دنبال اطلاعات در مورد هرکدام از این مشکلات برود، قوانین و مجراهای مختلف را بررسی کند، اطلاعات و دادههای مناسب در رابطه با آن را جمع آوری کند و نتیجه این دادهها را در یک جلسه به اطلاع نماینده برساند. دیگر وقت نماینده برای پیگیری این مسائل جزئی تلف نخواهد شد و از آن طرف نتیجه بهتری هم گرفته خواهد شد و هم درصورتی که امکان حل مشکل وجود نداشت راحت تر پاسخگو خواهد بود،درضمن نماینده قرار نیست همه مشکلات ما را رفع کند.
بیشتر کسانی که آمده بودند مشکلاتشان را مطرح کنند زن بودند. ما در جامعهای زندگی میکنیم که همه چیزمان به زنانه و مردانه تقسیم شده است. به خاطر همین یک مشاور زن آگاه و مردمی در کنار رییس دفتر میتواند زنان را به نمایندهشان امیدوارتر و مطمئنتر کند.
من جزو کسانی هستم که از نمایندهام انتظار دارم ماهیگیری یادم دهد، نه اینکه دستم ماهی بگذارد. من شمارش معکوسم را از همین الان برای چهار سال دیگر شروع کردهام؛ ماهیگیری یادمان بده. چهار سال فرصت خوبی است و درعین حال محدود. تا چشم باز کنیم زمان میگذرد.
همزیستی نیوز - برگزاری همایش رسانه ای سوگند به قلم و تاکید رییس سازمان صدا و سیما بر گفتمان واقع گرایی در اطلاع رسانی، نشان از عزم این رسانه ملی برای تبیین واقعیت ها و فرصت سازی های گوناگون به ویژه در حوزه اقتصادی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی برای فعالین اقتصادی داخل و خارج دارد.
عبدالرسول خلیلی، کارشناس ارشد مناطق آزاد با این مقدمه در ایرنا نوشته است: رییس سازمان صداوسیما در این نشست با تاکید بر اینکه واقع گرایی مغایرتی با آرمان گرایی ندارد و در امتداد آن است، فضای رسانه ای کشور را بیش از پیش به این موضوع متوجه دانست. زیرا اگر واقع گرایی نباشد خبرها ذهنیت گرا می شوند. از این رو نباید با نگاهی افراطی به مسائل توجه کرد. چون نگاه افراطی به نقاط ضعف موجب سیاه نمایی و یاس می شود و نگاه افراطی به نقاط قوت نیز رضایت کاذبی بوجود می آورد که هردو اشتباه است. یعنی خبر باید هم نقاط ضعف و هم نقاط مثبت را آنطور که هست پوشش دهدتا سازنده و مفید فایده برای حرکت های ملی از جمله در حوزه جذب سرمایه گذاری ها به خصوص در مناطق آزاد و ویژه اقتصادی باشد. چنین نگاهی البته نگاهی آرمانی است که قابلیت عملیاتی شدن و کارآمد بودن را دارد.از این رو، حاکمیت گفتمان واقع گرایی در رسانه ملی را می توان به فال نیک گرفت، گفتمانی که حامی آرمانگرایی نیز باشد تا نه مخاطب را مأیوس کند و نه رضایت کاذبی به او بدهد، بلکه او را تشویق می کند تا برای دستیابی به واقعیات و فرصت ها به خبرها و تحلیل های رسانه ای اعم از صدا و سیما، خبرگزاری ها و جراید توجه کند. از جمله مهمترین وظایف این رسانه ها ایجاد عزم ملی برای تقویت رویکرد بنگاه های اقتصادی کشور از جمله مناطق آزاد و ویژه اقتصادی کشور است که به طور قطع باید فرصت های اقتصادی زیادی را پیش روی مردم با هدف تمرکز بر فعالیت های صادراتی برای حضور در بازار کشورهای همسایه بوجود آورد. این نگاه به تدریج باعث خواهد شد تا نگاه به بازار داخلی به نگاه بیرونی تغییر یافته و جذب بازارهای هدف منطقه ای پیش روی مدیران این بنگاه ها و سازمان های مناطق آزاد و ویژه اقتصادی قرار گیرد. صدا و سیما نیزدر خدمت به سیاست های رونق اقتصادی کشور با بهره گیری از توان کارشناسی و متخصص از وظیفه مهمی برخوردار است. با این رویکرد امید و شادابی در جامعه ایجاد شده و فضای سیاسی جای خود را به عقلانیت و شفافیت می دهد. این انتظار از مدیریت جدید صدا و سیما می رود تا با تحلیل همه جانبه و با تبیین و تشریح فعالیت ها، منظری سازنده را پیش روی اقتصاد مردم نهاد قرار دهد. هر چند به نظر می رسد باید تحلیل رییس صدا و سیما به مناسبت روز خبر نگار در بین مدیران و تهیه کنندگان برنامه ها به ویژه برنامه های اقتصادی مورد توجه اکید قرار گیرد و در بررسی های کارشناسی اقتصادی بر نامه های صدا و سیما، از جمله برنامه ثریا و پایش و سایر برنامه ها مورد توجه قرار گیرد و نگاه های مثبت و جهت گیری های سازنده مغفول نباشند. توضیح اینکه انتقادات صدا و سیما در برنامه های اخیر آن به مناطق آزاد از حیث به ما هو مناطق آزاد نبود، بلکه از حیث نگاه محرومیت زدایی منطقه ای مورد توجه قرار گرفته، چیزی که در هیچ کدام از بیش از 3000 مناطق آزاد و ویژه ای که در حال حاضر در دنیا بوجود آمده اند، در ابتدای کارمورد نظر نبوده و در ایران این یک بار تحمیل شده به مناطق آزاد است که خود نمی گذارد مناطق آزاد به فعالیت ها و ماموریت های کلیدی خود که همانا رونق تولید و گسترش صادرات است بپردازند، به ویژه آنکه این مناطق منابع درآمدی شان را باید خودشان تامین کنند.از این رو، بررسی نگاه به فعالیت های مناطق آزاد نباید به سیاه نمایی منجر شود، به خصوص وقتی که نگاه ملی بوده و با نگرش کارشناسی توام باشد. صدا و سیما در بارة رویکرد توسعه ای دولت به مناطق آزاد باید همواره نگاهی همه جانبه و مشفقانه داشته باشد. چیزی که متاسفانه کمتر دیده شده است! از نمونه های آن می توان به برنامه های غیر کارشناسی با حب و بغض که نگاه های تهیه کنندگان و مجریان را درزمان اظهار نظرهای مثبت در مورد سازوکار مثبت مناطق آزاد و ویژه، نظر هر بیننده ای را به خود جلب می کرد و تهیه کنندگان برنامه ها میخواهند ناکارآمد بودن رویکرد مناطق آزاد را به بیننده القاء کنند، اشاره کرد. به علاوه حال که یک فوریت ایجاد هفت منطقه آزاد و دوازده منطقه ویژه در مجلس شورای اسلامی به تصویب رسیده است و سعی می شود به مردم نواحی مرزی در استان های کردستان، هرمزگان، بوشهر، ایلام، گلستان، اردبیل و سیستان و بلوچستان (سیستان) بفهمانند که زیاد روی تاسیس مناطق آزاد در شهرهای خود حساب باز نکنند. این در حالی است که این نگاه غیر کارشناسی صدا و سیما در باره تاسیس مناطق آزاد و ویژه اقتصادی در سال 1389 که لایحة آن از جانب دولت دهم احمدی نژاد به مجلس شورای اسلامی داده شده بود و مجلس نیز آن را در 4مهر1389به تصویب رساند، وجود نداشت! در آن قانون مصوب شد که منطقه آزاد ماکو و بیست و سه منطقه ویژه اقتصادی دراستان های سیستان و بلوچستان(سیستان)، کردستان(مریوان)، خراسان جنوبی(بیرجند)، فارس(سه منطقه لامرد، نیریز، و کازرون)، خراسان رضوی(دوغارون)، آذربایجان غربی(سلماس)، اصفهان(کاشان)، چهارمحال و بختیاری( شهر کرد)، تهران(شهر ری)، همدان(جهان آباد)،گلستان(اترک)، بوشهر(منطقه اقتصادی شمال استان بوشهر)،سمنان(دو منطقه دامغان و سمنان)، کرمانشاه( اسلام آباد غرب)، اردبیل( نمین)،خوزستان(بندر امام خمینی)، مازندران( نوشهر)، ایلام( مهران) و کرمان (دو منطقه جزموریان و رفسنجان) که لایحه آن به تصویب هیات دولت پیشین رسیده بود، ایجاد کند. البته تاسیس این مناطق به همین جا در زمان دولت قبل بسنده و ختم نشد و در همان تاریخ، لایحة ایجاد مناطق جدید اقتصادی دیگری که از سوی دولت دهم ارائه شده بود، در استان های هرمزگان(پارسیان و لاوان)، یزد(فولاد اردکان، و صدوق)، مرکزی{کاوه، زرندیه(ایرانیان) و زرندیه ویژه مبلمان و دکوراسیون}، خراسان شمالی(بجنورد)، خراسان رضوی(سبزوار و کاشمر)،لرستان (بروجرد)، گیلان(لاهیجان)،فارس(جهرم)، کرمانشاه(قصر شیرین)، اصفهان ( شهرضا)، سمنان (گرمسار)، کردستان(بانه)، آذربایجان شرقی( سراب و بستان آباد)، سیستان و بلوچستان (میرجاوه – زاهدان)، همدان( ملایر) و خوزستان( شوش) به مجلس شورای اسلامی ارائه شد و مجلس آن را نیز به تصویب رساند. البته چند قانون جدید دیگر هم حسب لایحة دولت دهم در مورد ایجاد منطقه ویژه اقتصادی در استان های آذربایجان شرقی( سهند، مراغه و سهلان) و گیلان ( آستارا) در محدوده ای که به تصویب هیات وزیران وقت رسیده بود و همچنین الحاق جزایر هندورابی، فارور کوچک و بزرگ در همان سال به مجلس ارائه و مجلس شورای اسلامی آن را به تصویب رسانیده بود. در اکثر مصوبات نمایشی دولت های نهم و دهم درسفر های استانی دولت ،ایجاد این مناطق بدون انجام کار کارشناسی جزء برنامههای پیشنهادی دولت وقت بوده است. با انجام یک بررسی، باید گفت سه منطقه آزاد در زمان دولت هاشمی رفسنجانی در سال 1372 حسب تبصره 19 قانون برنامه اول توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، سه منطقه آزاد در دوره خاتمی در سال 1382 حسب قانون مصوب 2 شهریور 1382 مجلس شورای اسلامی و یک منطقه آزاد در دورة احمدی نژاد حسب قانون مصوب 2 مهرماه 1389، تاسیس شدند. هفده منطقه ویژه اقتصادی در دورة هاشمی رفسنجانی، شش منطقه ویژه اقتصادی در دوره خاتمی، جمعا بیست و سه منطقه ویژه و چهل و یک منطقه ویژه اقتصادی در دوره احمدی نژاد پیشنهاد و تاسیس و یا در حال تاسیس اند. سرجمع تاسیس این مناطق از سال 1368در چهار دولت های هاشمی رفسنجانی و خاتمی درشش منطقه آزاد تجاری – صنعتی و 23 منطقه ویژه اقتصادی خلاصه می شود. باقیمانده این مناطق مربوط به دو دولت احمدی نژاد دردوره های نهم و دهم است. منطقه آزاد ماکو نیز که به رغم فاصله کمتر از200 کیلومتری با منطقه آزاد ارس به خاطر اینکه ایشان زمانی فرماندار ماکو بوده و بدون انجام کار کارشناسی و بدون در نظر گرفتن فاصله نزدیک آن با منطقه آزاد جلفا که به ارس تغییر نام داده شد، از جانب دولت وقت احمدی نژاد پیشنهاد و به تصویب مجلس نهم شورای اسلامی رسید. تفاوت 23 از 64 منطقه ویژه اقتصادی یعنی 41 منطقه ویژه از دست گل های دولت احمدی نژاد و نمایندگان همسو با سیاست های او در مجلس هشتم و نهم بوده است که صدا و سیما به لحاظ سیاسی و انتخاباتی در آن زمان مهر به لب داشته است. به قول صائب تبریزی، چو شانه مهر به لب با دو صد زبان زده ام/ که دست در کمر زلف دلستان زده ام. برخی انتقادها به رویکرد انتقادی یک سویانه به سازوکار مناطق آزاد را می توان مزید اطلاع خوانندگان و تنویر افکار عمومی به شرح زیر آورد. 1- طرح مسایلی از زبان کارشناسان مدعو از منظر معماری شهرسازی از خبط های برنامه های انتقادی برای تحلیل مسایل مناطق آزاد و ویژه است. در واقع یکی از اشکالات وارده به اسناد راهبردی و تهیه طرح های جامع کالبدی و طرح های تفصیلی درشهرها و حتی در مناطق آزاد و ویژه اقتصادی، واگذاری طرح های توسعه ای به شرکت های مشاور و اشخاصی است که صرفا از منظر شهر سازی و معماری و بدون نگاه کارشناسی اقتصادی به توسعه شهرها و مناطق آزاد وویژه اقتصادی می نگرند. نگاه های غیرکارشناسی نیز از این نقیصه عظما مصون نبوده و با برخورد های موزاییکی به تحلیل ساده انگارانه از مسایلی از حوزة لمپنیسم اقتصادی به مناطق آزاد نمی تواند مشکل گشای این مسایل باشد. گفتن اینکه از مناطق آزاد قلاده سگ وارد می شود از این جمله است که از سوی برخی غیر کارشناسان و از جمله کارشناسان صرفا شهرساز و معمار به مناطق آزاد ایراد می شود. البته القای مسائل غیر کارشناسی از این منظر و طرح مسایل غیر مرتبط با فهم درست مناطق آزاد نیز مزید بر علت در حضور غیر کارشناس مناطق آزاد نیز جای تعجب دارد! واضح است که عدم اطلاع کارشناسی با نگاهی مهندسی شده و نادانی کارشناسی، وجود نگاه پوپولیستی به مناطق آزادرا از حد می گذراند آن چنانکه با نگاه یک طرفانه عقل افکار عمومی را این نوع جهالت بهیاوگی می کشاند. هست آن سوی خرد صد مرحله/ عقل را یاوه مکن اینجاهله! اذعان بر ورود قلاده سگ از مناطق آزاد چه صیغه ای است که کارشناسان بی اطلاع از آن یاد کرده و یا اینکه گفته می شود که نتوانستیم ساده ترین فعالیت های اقتصادی را سامان دهیم! یا اینکه جزء پنجاه منطقه آزاد دنیا هم نیستیم!نگاه غیر کارشناسی نیز با بی اطلاعی عملکرد مناطق آزاد را در حد فاجعه ذکر می کند! این در صورتی است که ارزش تولیدات مناطق آزاد بیش از سه هزار میلیارد تومان بوده است. هر چند این نقیصه وجود دارد که از مجموع بیش از هفتصدو پنجاه واحد تولیدی فعال در مناطق آزاد بیشتر به بنگاه های خرد و کوچک و تا حدی متوسط پرداخته شده و این رویکرد متناسب با نگاه امروز دنیا باید به تجهیز بنگاه های بزرگ اقتصادی هدایت شود ، چیزی که کمک جدی دولت را می طلبد. نگاه مدیران ارشد اقتصادی کشور باید به تقویت این شرکت ها در مناطق آزاد جلب شده و سرمایه گذاران داخلی و خارجی را به این مناطق رهسپار کنند. عزم رییس جمهور در این باره از طریق اخذ اطلاعات کارشناسی بسیار راهگشا خواهد بود. به ویژه آنکه در حال حاضر رویکرد اقتصادی دنیا از مساله کوچک زیباست به مساله تجمیع واحدهای خرد،کوچک و حتی متوسط رهنمون شده و بنگاه های اقتصادی با شکل صادرات محوری شکل تخصصی تری به خود گرفته اند. 2- برخی گفته اند که در چین ، فقط بیست منطقه ویژه وجود دارد! در جواب باید گفت با آغازسیاست اصلاحات و درهای باز اقتصاد چین که از دسامبر سال 1978 میلادی آغاز شد، سیاست اقتصادی این کشورتا کنون 180 منطقه آزاد و ویژه تاسیس کرده که آخرین آن راه اندازی منطقه آزاد تجاریشانگهای در 29 سپتامبر سال 2013، به عنوان یک نمونه آزمایشی برای بازتر کردن فضای مالی و توسعه صنعت خدماتی آن بوده است.و این مغایر با این صحبت است که بگوینددر چین فقط 20 منطقه ویژه وجود دارد!این در حالی است که بسیاری از کارشناسان اقتصادی بر این باورند که یکی از دلایل رشد و توسعه سریع اقتصاد چین، که هم اکنون این کشور را در رده دوم اقتصاد برتر جهان قرار داده، برنامه ریزی ویژه پکن در حوزه بنادر و مناطق آزاد است. دولت پکن در راستای بسط و توسعه اقتصادی و ادامه روند رو به رشد خود، با تصویب طرح راه اندازی سه منطقه تجارت آزاد جدید در استان های گواندونگ (جنوب چین)، فوجیان (جنوب شرق) و شانگهای (شرق چین) ، راه اندازی مناطق جدید را نتیجه رضایت دولت از روند مثبت حاصل از برنامه ریزی های مرتبط با منطقه آزاد تجاری در شانگهای دانسته است. به طوری که مناطق آزاد تجاری در چین باید از این پس به عنوان بخشی از یک نظام جدید اقتصادی باز با نوآوری و اتکا بر همکاری های اقتصادی منطقه ای با هدف ترویج کسب و کار و تجارت قانونی به فعالیت بپردازند، یعنی چیزی که در لایحة پیشنهادی اخیر دولت به مجلس شورای اسلامی که یک فوریت آن در اواخر تیرماه 1395 پیشنهاد شده، آمده و همانا تمرکز بر ارتباط تجاری با همسایگان و جذب بازارهای هدف در کشورهای منطقه است. هدف از راه اندازی مناطق جدید، ایجاد فرصت مناسب سرمایه گذاری برای شرکت های داخلی و خارجی و فراهم شدن زمینه مناسب برای رقابت سالم در عرصه اقتصاد بین الملل است. این مناطق بر خلاف اظهارات غیر کارشناسی در بارة توسعه و گسترش مناطق آزاد در کشور، نقش مهمی در ارتقا و توسعه اقتصادی و نیز رونق تجارت ایران با کشورهای منطقه دارند.هرچند باید تمهیدات لازم برای برنامه های گسترده ای به منظور ایجاد و توسعه زیرساخت های این مناطقمد نظر قرار گیرد. به علاوه در کنار حضور شرکت های تجاری بزرگ داخلی و خارجی به همراه بانک های آف شور برون مرزی که اخیرا شورای پول و اعتبار با بازنگری در حداقل سرمایه مورد نیاز برای تاسیس بانک های برون مرزی در مناطق آزاد تجاری- صنعتی را از رقم 25 به 150 میلیون یورو افزایش داده است، باید به اهمیت بین المللی کردن مناطق آزاد توجه اکید داشت. ضمن آنکه بانک های داخلی باید با مجهز شدن به آخرین فناوری ها بر تعداد شعبات خود در مناطق آزاد جدید بیفزایند تا قدرت رقابت با بانک های خارجی را داشته باشند. این رویکرد نقش ایران را به منزلة یکی از بازیگران اصلی در اقتصاد منطقه ای برای توسعه همکاری های اقتصادی با دیگر کشورها ی منطقه افزایش می دهد و عملا راه را برای عضویت ایران در WTO هموار می کند. چندی پیش خانم فدریکا موگرینی، با صدور بیانیه ای از الحاق ایران به سازمان جهانی تجارت حمایت کرد. این اقدام مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، پس از آن انجام شده بود که هیأت اقتصادی و گمرکی این اتحادیه پس از سفر به تهران و دیدار و گفت وگو با برخی از مسئولان اقتصادی کشورمان، به اروپا بازگشته بود. بیانیه حمایتی اتحادیه اروپا برای الحاق ایران در سازمان جهانی تجارت، در حالی صادر شده که ایران از حدود ٢٠ سال پیش متقاضی عضویت در این سازمان بوده و اتحادیه اروپا نیز اغلب از همراهان آمریکا در مخالفت صریح با این عضویت بوده است. هیأت اقتصادی و گمرکی اتحادیه اروپا که برای بررسی راه های توسعه همکاری های اقتصادی و آغاز همکاری های گمرکی به ایران سفر کرده بود، به سرپرستی اریک مامر، مدیر اداره رقابت پذیری اتحادیه اروپا و ٩ نفر از مدیران اقتصادی این اتحادیه، ازجمله خوزه لوئیس فرناندز رانز، مدیر گمرک و مالیات اتحادیه اروپا (TAXUD)، با مسئولان سازمان توسعه تجارت، سازمان سرمایه گذاری، بانک مرکزی و گمرک ایران ملاقات کرده است. 3- گفته می شود که منطقه آزاد نسخة قدیمی است، اگر این را بپذیریم؛ نسخة جدید اقتصاد که همانا عضویت در WTOاست،در صورت عضویت ایران که در 5 خرداد 84 به عنوان ناظر پذیرفته شده را چگونه باید ارزیابی کرد؟ و یااین که عضویت در این سازمان و پذیرش اصول آن به واقع می تواند اقتصاد ایران را نجات دهد؟ می دانیم که جدیدا موافقت موگرینی برای عضویت ایران در WTO با صدور حمایتی اتحادیه اروپا اعلام شده و در پی آن بود که باعث شد تا هیات اقتصادی و گمرکی اتحادیه اروپا برای بررسی راه های توسعه همکاری های اقتصادی و آغاز همکاری های گمرکی به ایران سفر کنند و با مسئولان سازمان توسعه تجارت، سازمان سرمایه گذاری و کمک های فنی و اقتصادی ایران ، بانک مرکزی و گمرک ایران ملاقات کنند. سازمان تجارت جهانی هم اصولی دارد که از جملة این اصول می توان به پذیرش اصل عدم تبعیض و اصل دولت کاملــــــه الوداد ، تعمیم اصل هرگونه امتیاز بازرگانی یا تعرفه ای به تمام شرکای تجاری عضو، ممنوعیت دراستفاده از محدودیتهای کمی در تجارت همچون سهمیه بندی و صدور پروانه واردات ، تعرفه های گمرکی شفاف برای حمایت از صنایع داخلی ،کاهش تدریجی وتثبیتتعرفههای گمرکی وحذفموانعتجاری وغیر تعرفه ای، ممنوعیت هرگونه رفتار با کالای وارداتی که متفاوت با رفتار با کالاهای ساخت داخل باشد ، ممنوعیت دامپینگ که جنبه فروش زیر قیمت تمام شده داشته باشد ، اشاره کرد. حال که نمی توانیم چند منطقه آزاد را بپذیریم ، آن هم با هدف تمرکز تجاری برای جذب بازارهای هدف منطقه ای ،آن موقع چه خواهیم کرد!بازارهایی که در مقاطع مختلف از جمله فروپاشی اتحاد شوروی، و گشایش بازارهای کشورهای آسیای میانه و حوزه قفقاز ، تحولات افغانستان و غیرو برای کشور پیش آمده و به لحاظ تنگ نظری آرا و نظریات کلی، آن فرصت ها و بازارهای آن ها را از دست داده و کشورهای دیگر از جمله ترکیه از آن استفاده کرده اند. 4- تاکید روی واردات و قاچاق کالا از طریق مناطق آزاد از آن اتهام های نخ نما شده ای است که معمولا از زبان برخی رسانه ها و از جمله صدا و سیما در برخی برنامه ها و حتی برخی مسئولینبه طور هماهنگ گفته می شود. جوابیه این اتهام بارها داده شده ولی انگاربه گفتة سعدی شیرازبا سیه دل چه سود گفتن وعظ/نرود میخ آهنین در سنگ!به رغم آنکه متولی خروج کالا از مناطق آزاد گمرک است. بارها گفته شده که از میزان کالاهای تجاری وارداتی از مناطق آزاد که حداکثرسه میلیارد دلار بوده و در سال گذشته نیز با عدم استقبال وارد کنندگان، تمام آن جذب نشده و به دو و نیم میلیارد دلار کاهش یافته، به جای سایر گمرکات کشور تمهیداتی انجام شده تا با مشوقی معادل 15 درصد سود بازرگانی، وارد کنندگان این قبیل کالاهای تجاری را به جای سایر گمرکات کشور از گمرک مناطق آزاد هفت گانة ترخیص کنند. نکته مهم اینکه این میزان سه میلیارد دلاری قبلا یک و نیم میلیارد دلار بوده که در زمان دولت اصلاحات به لحاظ کمک به منابع درآمدی مناطق آزاد با توجه به حذف پنج قلم کالاهای حجیم مسافری مقرر شد که در زمان احمدی نژاد به سه میلیارد دلار افزایش پیدا کرده است. در مورد کالاهای مسافری نیز بر اساس ماده 17 قانون مقررات صادرات و واردات کشور و 31 آیین نامه اجرایی آن، مسافرین مناطق ورودی مناطق آزاد همانند مسافرین خارج کشور، بر اساس اقلامی که وزارت صمت هر ساله اعلام می کند، می توانند به میزان هر نفر (80) دلار کالای همراه مسافر منهای پنج قلم کالای حجیم از مناطق آزاد هفت گانه که عموما هم در مناطق محروم مستقر اند وجمع آن در سال به 400 میلیون دلارهم نمی رسد، به داخل کشور ترخیص کنند. در آمد این فعل و انفعالات در مناطق آزاد بیش از سه برابر آن صرف هزینه های عمرانی و زیر بناهای مناطق آزادی می شود، که منابع درآمدی هنگفت آن باید به صورت خودگردان تامین شود. حالا این را با زیر ساخت های آماده مناطق آزاد موفق دنیا قبل از تاسیس مقایسه کنید! و یا حتا با فرافکنی برخی مسئولین در سازمان های مربوط با پدیدة مذموم قاچاق مقایسه کنید. از این رو، با هدف جذب بازارهای کشورهای همسایه، با کاربری های ساماندهی به مساله قاچاق کالا در نواحی مرزی کشور، ایجاد تحرکات اقتصادی با هدف تولید و صادرات کالا به اقلیم کردستان عراق و رشد گردشگری، هاب انرژی منطقه برای صادرات نفت و گاز و تولید صنایع سنگین اعم از فولاد و آلومینیوم، ایجاد شهرک صنعتی مشترک بین ایران و چین، پروژه های جهاد کشاورزی و انتقال مرکز صیادی کل کشورو استفاده از پتانسیل های تجاری آب های آزاد، ایجاد مرکزی برای پردازش وصادرات کالا، فعال کردن ظرفیت های توسعه استان های غربی در حوزه زیرساخت ها، تجارت و تولید، استفاد از ظرفیت های غنی استان اردبیل در زمینه های کشاورزی و گردشگری و اهمیت آن به عنوان دروازه حوزة قفقاز وآسیای میانه، وایجاد قطب بزرگ صنعتی، معدنی و تجاری با هدف تحول در مراودات منطقه ای و بین المللی، استفاده موثر از هم همجواری با سه استان خراسان جنوبی، کرمان و هرمزگان، کشور افغانستان، مرز بین المللی میلک و بندر چابهار با هدف ایجاد حلقه ارتباطی سرمایه گذاران خارجی با بازار افغانستان، دولت یازدهم 7 منطقه آزاد را در مناطق مرزی استان های کشور مانند کردستان، هرمزگان، بوشهر، ایلام، گلستان، اردبیل و سیستان و بلوچستان به مجلس شورای اسلامی پیشنهاد داده است. این مناطق یکی از ابزارهای لازم برایتشویق صادرات و ایجاد اشتغال در این استان ها به شمار می روند تا با کاهش موانع قانونی امکان آن میسر شود. بر اساس سیاست های اقتصادی دولت یازدهم و شناسایی مشکلات و امکان سنجی به عمل آمده با هدف نفوذ در بازارهای کشورهای همسایه در نواحی مختلف کشور در حال حاضر، پتانسیل های بالقوه منطقه ای برای ارتقای توان بالفعل اقتصادی و رقابتی این مناطق آزاد جدید در نظر گرفته شده است. این مناطق یکی از ابزارهای لازم برای افزایش صادرات و ایجاد اشتغال در این استان ها به شمار می روند.همچنین شناسایی مشکلات و امکان سنجی به عمل آمده با هدف نفوذ در بازارهای کشورهای همسایه در نواحی مختلف کشور برای ارتقای توان بالفعل اقتصادی و رقابتی این مناطق آزاد جدید ضرورت احیای اقتصاد منطقه ای این مناطق کشور در خدمت به مردم طراحی شده است. بنابراین باید گفت رویکردهای انتقادی به مناطق آزاد باید بیش از پیشسازنده و ملی بوده نشان از موضع سیاسی و جناحینداشته باشد. چنانکه صدا و سیما در دو دولت قبل در این باره موضعی خنثا داشته و اکنون موضع آنباید از منظر آگاهی و کارشناسی بوده و طبق نظر رییس سازمان صدا و سیما نباید با نگاهی افراطی به مسایل توجه کرد.چون که نگاه افراطی به نقاط ضعف موجب سیانمایی و یاس می شود و نگاه افراطی به نقاط قوت نیز رضایت کاذب بوجود می آورد. باید گفت برنامه ها اگر با ناآگاهی و غرضتوام است پایان خوبی نخواهد داشت و اثرات ضد تبلیغ خود را خواهد گذاشت.هرچندتاکید بر نگاه مدیریت جهادیرا باید به فال نیک گرفت و می تواند روح کار مخلصانه را همچون ابتدای انقلاب اسلامی در خلل و فرج فعالیت ها از جمله فعالیت های اقتصادی مناطق آزاد و ویژه اقتصادی جاری و ساری ساخت، چیزی که باید مورد توجه مدیران مناطق آزاد قرار هم گیرد. 5- در بارة اهم کارهای استحداثی و زیربناهاییکه در مناطق آزاد کشور ایجاد شده اند ،می توان در مناطق آزاد هفت گانه به ترتیب در ماکو، ایجاد و توسعه فرودگاه ماکو شامل کلیه بناهای لازم و عوامل پروازی، تعریض راه های دسترسی به مرز بازرگان و چهار بانده کردن ورودی و خروجی و انجام اقدام مشابه در مرز ساری سو، احداث نمایشگاه بین المللی، احداث بوستان امام خمینی، و ایجاد و دردست اجرا بودن پایانه های جدید صادراتی (12 هکتاری، 50 هکتاری و80 هکتاری) برای مدیریت مرز و جلوگیری از تشکیل صف های طویل و کامیون های خروجی؛ در منطقه آزاد ارس می توان به توسعه مناطق صنعتی در فاز یک و دو پیکره صنعتی، احداث تصفیه خانه فاضلاب شهرک صنعتی، اجرای عملیات تکمیلی در چهار بانده کردن بزرگراه جلفا- مرند به طول 65 کیلومتر، احداث پارک ساحلی، احداث پایانه صادراتی برای صدور محصولات کشاورزی و گل، و بازسازی اماکن و جاذبه های گردشگری منطقه آزاد ارس؛ در منطقه آزاد اروند می توان به احداث بندر خشک شلمچه با تکمیل زیرساخت ها، انبارها، برقراری ارتباط ریلی از خرمشهر به شلمچه برای توسعه تجارت با کشور عراق به عنوان یکی از مهم ترین پایانه های صادراتی کشور، آماده سازی سایت 13 هکتاری توسعه بارانداز شلمچه، توسعه مناطق صنعتی در شمال شهرهای آبادان و خرمشهر، حصار کشی منطقه آزاد به طول 54 کیلومتر، توسعه ترمینال مسافری فرودگاه بین المللی آبادان و شروع بررسی مطالعات جابجایی فرودگاه، ساماندهی معابر روستایی منطقه و بازسازی جاذبه های گردشگری جزیره مینو؛ در منطقه آزاد انزلی می توان به احداث ساختمان های دیده بانی و امور دریایی بندر کاسپین، در دست تکمیل بودن موج شکن های شرقی و غربی بندر کاسپین، در دست احداث بودن 4 پست اسکله چند منظوره بندری کاسپین، افتتاح تقاطع غیر همسطح شهید نامجو در ورودی محوطه بندر کاسپین، احداث نمایشگاه بین المللی و سالن همایش ها، پی گیری خط ارتباط ریلی از ایستگاه پیر بازار به بندر کاسپین به طول 13 کیلومتر با خرید بخشی از اراضی( باند 200 متری در 5 کیلومتر از مسیر)، احداث پلاژ بانوان و آقایان به صورت مجزا و تکمیل عملیات بلوار ساحلی؛ در منطقه آزاد قشم می توان به شبکه جامع مواصلاتی خلیج فارس (اجرای بخش عمده عملیات ساخت 6 عدد کیسون(صندوقه های بتونی به ابعاد 12/35/45)، اجرای عملیات تکمیلی بزرگراه خلیج فارس، احداث سنگ ریز حفاظتی در طرح توسعه بندر کاوه)، احداث و توسعه منطقه صنعتی کاوه، در دست احداث بودن تاسیسات صنایع دریایی و سوخت رسانی به شناورها، توسعه اسکله ها و لایروبی حوضچه بندر بهمن، سکوسازی دریایی برای صنعت نفت، ساخت انواع لنج ها، بارج ها و صنایع هندی کرافت، آماده سازی 35 هکتار سایت انبارها در جنوب درگهان، در دست احداث بودن برج های دوقلو سازمان منطقه آزاد، در دست احداث بودن ساختمان ترمینال جدید فرودگاه قشم، بازسازی خطوط آبرسانی به شهر و روستاهای جزیره قشم، احداث واحدهای تولید آب شیرین از دریا، آماده سازی 180 هکتار اراضی برای فعالیت های سرمایه گذاری، و در دست تکمیل و اقدام بودن 4 بانده کردن بزرگراه ارتباطی قشم- درگهان، لافت و بلوار جنوبی فرودگاه قشم ؛ در منطقه آزاد کیش می توان به در دست تکمیل بودن اسکله کانتینری 35 هزار تنی در بندر گاه تجاری، احداث ترمینال جدید بین المللی کیش، احداث انبارکانتینری و عملیات اجرایی ساختمان های اداره گمرک و محوطه سازی و دیوار پیرامون بندرگاه تجاری، احداث ترمینال ورودی در بندر گاه کیش، مرکزیت پشتیبانی سکوهای حفاری در کیش و لجستیک نیازهای سکوهای پارس جنوبی و سکوهای نفتیو تعمیرات آن ها، احداث نیروگاه تولید آب و برق همزمان(مپنا)، احداث ایستگاه های پمپاژ و بالابر فاضلاب، در دست احداث بودن ساختمان موزه و اتمام عملیات اجرایی المان شهری کیش، در دست احداث بودن ساختمان فرهنگ سرا و مصلای بزرگ کیش، تکمیل عملیات اجرایی تصفیه خانه فاضلاب اصلی جزیره، در دست تکمیل بودن ترمینال بین المللی فرودگاه به مساحت 40 هزار کیلومتر مربع با ظرفیت 4 میلیون مسافر در سال، تکمیل عملیات تاسیساتی خدمات رسانی به شناورها (اعلام واطفای حریق، آب و برق رسانی به شناورها و تجهیزات کنترلی و الکترومکانیکال ایستگاه پمپاژ و مخازن ذخیره و متعادل ساز) در بندرگاه تجاری، احداث موج شکن تدارکاتی و مسافربری، مرکزیت حفاری دریایی کیش با 210 صنعت وابسته، احداث وتکمیل ترمینال مسافری و عوامل پروازی فرودگاه هندورابی، احداث موج شکن بندر تدارکاتی و مسافربری هندورابی، طراحی و ساخت هتل حزیره هندورابی اشاره کرد. همچنین در منطقه آزاد چابهار می توان به در دست تکمیل بودن زیرساخت های طرح توسعه پتروشیمی مکران، توسعه بندر شهید بهشتی برای افزایش ظرفیت 85 میلیون تنی ، در دست احداث بودن خط لوله گاز رسانی از ایران شهر به بندر چابهار برای تامین خوراک شرکت های پتروشیمی در منطقه آزاد، پروژه در دست احداث ارتباط ریلی چابهار- زاهدان به مسافت 340 کیلومتر، تکمیل احداث نمایشگاهی بین المللی، سالن همایش و کنفرانس در منطقه آزاد( برای برگزاری کنفرانس آیورا با حضور نمایندگان مناطق آزاد کشورهای حاشیه اقیانوس هند، بر گزاری اجلاس سه جانبه کشورهای ایران، هند و افغانستان برای توسعه ترانزیت کالا و مشارکت هندوستان در تکمیل طرح توسعه بندر شهید بهشتی) و احداث فرودگاه غیر نظامی جدید چابهار اشاره کرد. باید خاطر نشان کرد مناطق آزاد و ویژه اقتصادی ایران از مهم ترین مراکز جذب سرمایهگذاری کشور هستندو رسانه های تصویری از جمله صدا و سیما و خبرگزاری ها و جراید باید به عنوان یک عزم ملی با توجه به مزیتهای رقابتی و امکانات فراوانی که کشور برای تقویت بخش اقتصادی در حوزههای مناطق آزاد و ویژه ایجاد شده است، سازوکارهای مناسب تبلیغاتی را برای جذب سرمایهگذاریهای خارجی و سرمایه ایرانیان خارج از کشور متناسب با رویکرد جدید اقتصادی کشور در عرصه بینالمللی در دوره پسا تحریم وجود دارد، بوجود آورند و این البته توان کارشناسی و دانایی لازم را می طلبد.رسانه باید با آگاهی و اشراف کامل با استفاده از ظرفیتهای مناطق آزادو ویژه برای بهبود فضای کسب وکار به خصوص در سطح بینالمللی اقدام کنند تا از این طریق بتوان عاملی برای بهبود معیشت مردم از طریق ارتقای رشد تولید ملی، افزایش GDP به عنوان شاخص توسعه، افزایش درآمد خانوارها و در نهایت ایجاد اشتغال و فرصت های شغلی برایجوانان این مرز و بوم بوجود آورند.به ویژه آن که بهبود فضای کسب وکار که از سیاست های عمده دولت تدبیر و امید است، و رسیدن تا مرز هفتاد چهانی هدف گذاری شده با ظرفیتسازی و جهت دهی به سرمایههای سرگردان داخلی و خارجی در سطح بین المللی زمینه ایجاد فرصت های مولد و تنظیم بازار کار و کالا برای حضور فعال در بازارهای جهانی و منطقه ای را بیش از پیش فراهم می کند. مناطق آزاد و ویژه اقتصادی با ایجاد این بستر بزرگ سرمایه گذاری قادر خواهند بود تا با حمایت های قانونی تشویق و حمایت از سرمایهگذاری داخلی و خارجی که از جامعترین قوانین حمایت از سرمایهگذاری خارجی در سطح منطقه برای جذب سرمایهگذاران است ، موضوع حمایت از سرمایهها و سرمایهگذاری برای گسترش تولید و توسعه صادرات را که از سیاست های اقتصاد مقاومتی برای رشد صادرات، صادرات مجدد و ایجاد مراکز و انتقال فناوری است پیشرفته است رادر اولویت خود قرار دهد. جذب سرمایهگذاری داخلی و خارجی امروزه می تواند رویکرد توسعه مناطق آزاد را بر اساس اقتصاد بین المللی به مثابه ضرورت تقویت بازار سرمایه مطرح کند. از این رو، با جذب سرمایهگذاریهای داخلی و خارجی میتوان نسبت به احداث زیرساختها و امکانات پیشرفته مورد نیاز از طریق روشهای رایج سرمایهگذاری خارجی اقدام کرد و فعالیت های اقتصادیرا ازطریق پیوند با اقتصاد و بازار منطقه ای و جهانی شکل داد و توانمندیهای اقتصادی کشور را برای گشایش بازارهای هدفمتجلی ساخت. بر این اساس باید فرآیند توسعه را در مناطق آزاد ایرانی با حضور در بازار منطقه ای و جهانی بسترسازی کرده و تولید و صادرات را گسترش داد. انجام این کار به درستی میتواند زمینههای لازم را برای ایجاد زیرساختهای لازم برای حرکت جهشوار فراهم کند. آنچنان که در بند 11 اقتصاد مقاومتی به توسعه حوزه عمل مناطق آزاد و ویژه اقتصادی کشور به منظور انتقال فناوریهای پیشرفته، گسترش و تسهیل تولید، صادرات کالا و خدمات و تامین نیازهای ضروری و منابع مالی از خارج کشور اشاره شده است. صدا و سیما و رسانه های گروهی بازوی تبلیغات اقتصادی برای جذب سرمایه گذاری در مناطق آزاد باید باشند نه اینکه هزینه های مصرفی تبلیغاتی سازمان های مناطق آزاد را برای جذب سرمایه گذاری با نگاه ساده انگارانه خود به نابودی کشانند. امید که چنین نباشد.
همزیستی نیوز - حرفه خبرنگاری در دنیا سابقه ای دیرینه دارد، اما هنوز ما خبرنگاران ایرانی نمی دانیم وظیفه ما انتشار اخبار حاکمیتی بی هیچ چون و چراست یا رفتن سراغ مردم و بیان مشکلات آنها. اگر یک رسانه بخواهد صرفا بیان کننده مشکلات مردم باشد با او در کشور ما چگونه برخورد خواهد شد؟ اگر رسانه ای وظیفه خود را در انتشار اخبار مسئولان و به به و چه چه کردن دستاوردها بداند، آیا او وظیفه خبرنگاری و اطلاع رسانی خود را به خوبی انجام داده است؟
سجاد انتظاری در پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران با این مقدمه نوشته است: استرس و خطر کردن یکی از بخش های لاینفک حرفه خبرنگاری است و این را در فعالیت خبرنگارانی که در سوریه و عراق و سایر نقاط پرالتهاب جهان خبر تهیه می کنند، می توان به خوبی دید، خبرنگاران وطنی ای که هم اکنون در کشور خودمان خبر تهیه می کنند، لااقل از امنیت نسبی در مقایسه با سایر کشورهای خاورمیانه بهره مندند و این جای خوشبختی بسیار دارد. هر چند این قشر طبقه پایین جامعه، با مصائب و مشکلاتی از سنخ دیگر و ناامنی های دیگری در کشور مواجه اند که می تواند نباشد، نقدناپذیری برخی مقامات و دست به شکایت خوب بعضی نهادها و مسئولان، عرصه را بر خبرنگاران وطنی در برخی حوزه ها تنگ کرده است.
به یاد دارم خبری از سوی روابط عمومی یک نهاد حکومتی تهیه و به خبرگزاری ها ارسال شده بود و آن خبرگزاری ها هم لاجرم باید آن خبر را عینا استفاده می کردند اما روابط عمومی آن نهاد، پا را از این هم جلوتر گذاشته و می خواست حتی فراتر از آن متن تحمیلی ، تیتر را هم به خبرگزاری ها تحمیل کند.
خبرگزاری اسوشیتدپرس می گوید که تنها در طی سال گذشته میلادی (2015) 69 خبرنگار در حین کار کشته شده اند. بر اساس این گزارش کشورهای یمن، لیبی، عراق و سوریه خطرناک ترین محل ها برای کار خبرنگاران اعلام شده است.
خبرنگاری، کار شبانه روزی است آنها روزهایی می گذرانند که شب تا صبح مجبورند به خاطر تهیه گزارش حتی پلک بر هم نگذارند و صبح فردایش به دنبال گزارش های دیگر می دوند. تمام این مشکلات وقتی قابل تحمل و حتی تبدیل به یک جذابیت می شود که خبرنگار متوجه مسئولیت اصلی خود باشد. اگر خبرنگار به جای تهیه گزارش و انعکاس اخبار واقعی و ارزشمند برای مردم تبدیل به تریبونی برای حاکمان و یا میرزا بنویس مسئولان شود، به نظر من باید نامی به غیر از خبرنگاری روی کار خود بگذارد.
آن قلمی که خداوند در قرآن به آن قسم می خورد، روزمرگی های برخی خبرنگاران در انعکاس سخنرانی های مسئولان و خبرهای آنها نیست. وقتی یک خبرنگار به عنوان مثال در پیاده روی خیابان انقلاب تهران راه می رود، اگر متوجه انواع و اقسام مشکلات از دست فروشی و تکدی گری گرفته و تا موارد دیگر نشود و آنها را نبیند و در مورد آنها ننویسد، به نظر من رسالت و مسئولیت خود را انجام نداده؛ و اگر منعکس کننده درد جامعه به مسئولان نباشد نمی تواند به اینکه یک خبرنگار است افتخار کند.
انتخابات های مجلس دهم شورای اسلامی و پنجمین دوره مجلس خبرگان رهبری و افتتاحیه آنها از جمله خبرهای مهم سیاسی یک سال گذشته بود. اما معلم خبرنگاری به من یاد داد که این منعکس کردن اخبار سیاسی نیست که خبرنگار را خاص می کند و یک خبرنگار باید سوژه های خود را از کف خیابان جمع کند. سوژه هایی که هرگز انعکاس اخبار سیاسی و سیاسی کاری نیست و بلکه دردهای جامعه و سوژه های اجتماعی است. به این ترتیب خبرنگاری که صرفا تریبون مسئولین و سیاسیون باشد و درد جامعه خود را نبیند نمی تواند نام خبرنگار بر خود بگذارد.
اما وقتی که خبرنگاری درد و یا معضلی از جامعه را انعکاس می دهد و بازخوردهای آن را چند روز بعد در عکس العمل ها و اقدامات مسئولین می بیند می تواند خوشحال باشد که رسالت خبرنگاری خود را انجام داده است. در غیر این صورت باید پیش و بیش از همه پاسخگوی وجدان خود باشد که از فرصتی که در اختیارش بوده تا در راستای خدمت به جامعه خود گامی بردارد استفاده نکرده است و این مصیبت زمانی سنگین تر می شود که از این فرصت در راستای کار سیاسی و اغراض شخصی استفاده کند.
همزیستی نیوز - چندی پیش، مصوبه انتزاع پنج روستای شهرستان گاوبندی(پارسیان) با اعتراض مردم این شهرستان و سایر نقاط استان هرمزگان مواجه شده و با پیگیریهای نمایندگان مردم هرمزگان در مجلس و مسئولین استانداری هرمزگان که با حرکت اعتراضی مردم همراه شدند، منتفی گشت.
سید مصیب دریانورد عضو هیات علمی دانشگاه هرمزگان با این مقدمه در سایت تابناک نوشته است: در این مجال قصد بررسی و تحلیل چرایی تصویب این مصوبه در دولت گذشته و یا دلایل اصرار مسئولین استان فارس بر اجرای آن در دولت کنونی را نداریم. لیکن مطلبی که یکی از نمایندگان مجلس استان هرمزگان در همایش نه به انتزاع گاوبندی مطرح نمودند نگارنده را بر آن داشت تا از زاویه ای دیگر به مقوله انتزاع بپردازد.
در این همایش آقای دکتر آشوری نماینده مردم بندرعباس، قشم و حاجی آباد و عضو هیات رییسه مجلس شورای اسلامی با اتخاذ مواضعی مستحکم و قابل تحسین اظهارداشتند که هیچ استدلال منطقی پشت موضوع انتزاع نیست لذا دردفاع از حقوق مردم گاوبندی و هرمزگان هرگز عقب نخواهند نشست و حتی فراتر از آن در تقابل با مصوبه انتزاع، نوید ایجاد منطقه آزاد و منطقه ویژه اقتصادی در گاوبندی را به عنوان فرصتی برای رشد، توسعه و شکوفایی این منطقه از دل مشکلات اخیر به مردم هرمزگان اعلام نمودند(خبرگزاری فارس ۹۵/۳/۲۸).
ارائه این راه حل و بدست گرفتن ابتکار عمل از سوی نمایندگان مجلس و همراهی با مردم در جای خود قابل توجه و تقدیر است، لیکن ایجاد منطقه آزاد گاوبندی در حالی به عنوان راه حل برون رفت از معضل انتزاع گاوبندی و الحاق آن به استان فارس مطرح شده که سیستم کنونی حاکم بر اداره مناطق آزاد در عمل نوعی انتزاع اداری-اقتصادی از بافت استان واقع در آن و الحاق به پایتخت را برای مناطق آزاد بخصوص در استان هرمزگان بهمراه داشته است.
ذکر این نکته ضروری است که انتزاع الزاماً فیزیکی نبوده و تضعیف نقش و اراده نهادهای محلی و ارتباطات استانی هر منطقه می تواند مترادف و معادل با آن باشد.
امری که در مناطق آزادی همچون قشم و کیش بوضوح قابل لمس و رویت است تا جایی که استاندار هرمزگان در حاشیه بازدید از جزیره قشم ضمن اذعان به وجود معضل دوگانگی مدیریتی پیش آمده در مناطق آزاد، برای رفع این مشکل بر این نکته تاکید نمودند که استاندار باید عضو هیات مدیره سازمان منطقه آزاد باشد که این مسئله تاکنون در قانون قید نشده و برای رفع آن به دنبال اصلاح قانون هستند (خبرگزاری فارس ۱۷/۳/۹۳).
وعده ایجاد و افزایش تعداد مناطق آزاد در حالی داده می شود که بعداز گذشت سالها از تشکیل مناطق آزاد در ایران، این مناطق نه تنها در تحقق اهداف خود موفق عمل نکرده اند بلکه برخلاف اهداف ترسیمی در بهترین حالت اگر نگوییم به «دروازه قاچاق» که به «بارانداز واردات» کشور مبدل شده و در برخی مناطق من جمله منطقه آزاد قشم متاسفانه زمینه بروز مفاسد اقتصادی را (بویژه در دولت گذشته) در کشور نیز فراهم کردهاند.
اشاره و ابراز تاسف اسحاق جهانگیری معاون اول محترم رئیس جمهور به عدم برآورده شدن انتظارات و عدم تحقق اهداف موردنظر از ایجاد سه منطقه آزادقشم، کیش و چابهار در جهت توسعه نیز موید این مطلب است (خبرگزاری مهر 19/3/94).
از سویی علی رغم تمامی تلاشها، ایجاد تاسیسات زیربنایی و ارائه خدمات روبنایی علی الخصوص در دولت تدبیر و امید،نگاهی اجمالی به شاخص های توسعه اجتماعی مانند بهداشت،آموزش، حمل و نقل عمومی و... در مناطق آزاد و بصورت ویژه در جزیره قشم نشانگر این مسئله است که پس از گذر بیش از بیست سال از تاسیس سازمان منطقه آزاد نقایص و نارسایی های این انتزاع پنهان برای مردم و اهالی ساکن در این مناطق عملاً بیش از دستاوردها بوده است.
از دیگر سو افزایش هزینه های زندگی در مناطق آزاد ناشی از تورم کاذب نام و عنوان تجاری- اقتصادی منطقه ی آزاد و البته مهمتر از آن قطع رابطه بودجه ای مناطق آزاد با مرکز استان واقع در آنرا نیز می توان از منظر تضعیف ارتباط آن منطقه با بافت همجوار خود در استان و الحاق اداری-اقتصادی سازمان منطقه آزاد به پایتخت نگریست. ارتباط قطع شده ای که نه تنها موجبات کمتر برخوردار بودن ساکنین، ادارات و دوایر دولتی از بودجه ها و اعتبارات ملی و استانی را فراهم ساخته بلکه موجب سردرگمی و ابهام در حیطه اختیارات مسئولین سازمان منطقه آزاد نیز گشته است.
شاهدی بر این مدعا اظهارات اخیر معاون فرهنگی،اجتماعی و گردشگری سازمان منطقه آزادقشم در ارتباط با قطع اعتبارات استانی جزایر هنگام و هرمز از دو سال قبل به دلیل تصویب الحاق این دو جزیره به سازمان منطقه آزاد قشم در مجلس نهم است که اکنون و پس از گذشت دوسال از این الحاق، از عدم امکان تخصیص اعتبارات از سوی سازمان منطقه آزاد برای این دو جزیره بدلیل عدم ابلاغ رسمی در این خصوص برای واگذاری اختیارات این دوجزیره به سازمان منطقه آزادقشم خبر داده و حتی برخی از مشکلات موجود را ناشی از ورود و دخالت استان هرمزگان درمسائل این دو جزیره دانسته است (شبکه اطلاع رسانی مانا 22/4/95).
افزون بر این، با تایید مصوبه شتابزده ی روزهای پایانی مجلس نهم در بررسی ماده الحاقی ۶۰ تنظیم لایحه قوانین برنامه پنج ساله توسعه در باب افزایش اختیارات مدیران عامل مناطق آزاد که در تبصره ۲ این ماده مقرر شده اختیارات فرماندار در مورد مصوبات شوراهای اسلامی شهر و روستا در مناطق آزاد به مدیر سازمان منطقه آزاد واگذار گردد، رخداد پیامدهایی همچون تضعیف نقش نهاد حاکمیتی فرمانداری و نهاد محلی شهرداری و همچنین تضعیف نقش اراده ساکنین این مناطق از طریق تضعیف شوراهای اسلامی در فرآیند توسعه محلی، دور از انتظار نیست که خود موجب بیگانگی ساختاری بیش از پیش مناطق آزاد با ساکنین این مناطق چه در اخذ نظر آنان و چه مشارکت دادن آنها در فرآیندهای تصمیم سازی و تصمیم گیری ها گشته و این خود نیز یکی از مظاهر انتراع پنهان و الحاق این مناطق به پایتخت است.
با تمامی این تفاسیر و آنچه تاکنون بر مناطق آزاد و نحوه اداره آنها گذشته، بنظر می رسد شایسته است مسئولین امر چه در دولت و چه در مجلس شورای اسلامی پیش از ارائه هرگونه لایحه و یا تایید مصوبه جدیدی در ارتباط با حدود و اختیارات مناطق آزاد به این پرسشها پاسخ دهند که آیا واگذاری و تفویض امور و خدمات عمومی از سوی ادارات دولتی و استانی به سازمان منطقه آزاد که ماهیتاً یک«شرکت» دولتی است، با کارکردهای اقتصادی و فلسفه سودآفرینی این سازمان همخوان است؟
آیا ارائه خدمات عمومی از سوی سازمان منطقه آزاد که ملزم به رعایت اصل بازگشت سرمایه و سود دهی است با خدمات نهادهای دولتی که سود آن اجتماعی و مبتنی بر اصل حقوق عمومی و تکالیف دولت هاست، در تضاد و تناقض نیست؟
و آیا ارائه خدمات عمومی برای ساکنین مناطق آزاد به محل درآمدزایی سازمان منطقه آزاد تبدیل نخواهد شد؟ و اگر چنین است این در تناقض با اصل عدالت اجتماعی بعنوان یکی از اصول قانون اساسی نیست؟ و سوال آخر اینکه آیا هیچ استدلال منطقی پشت این انتزاع پنهان وجود دارد ؟
همزیستی نیوز - چرا تشكيل پارلمان بخش خصوصي (اتاق بازرگاني، صنايع، معادن و كشاورزي) در شهرستانهاي هرمزگان فرصتي تاريخي براي شكوفايي و بالندگي هرمزگان بيدار است؟
عباس براهیمی قلعه قاضی* با این مقدمه می نویسد: چرا بايد ظرفيتهاي قانوني خاموش در هرمزگان را براي شتاب توسعه و جبران عقب ماندگي روشن و پر فروغ برافرازيم؟
وی پاسخ این پرسش ها را در چهار بند به شرح ذیل می دهد:
1- پارلمان بخش خصوصي با سوابق تاريخي بيش از يكصد سال يكي از مردمي ترين و فراگير ترين تشكل هاي مردم نهاد ايراني است، منابع درامدي از محل يك و سه درهزار فعاليت هاي بازرگاني و حق عضويت قانوني و ساير منابع درآمد هاي داخلي باعث استقلال و تداوم و تقويت جايگاه ملي و بين المللي آن شده است. به طوري كه در برنامه توسعه ششم كمك به ساماندهي و هدايت و حمايت از تشكل هاي صنفي و مردمي و يكپارچگي آن در پوشش انجمن و اتحاديه و تعديل و حذف موازي كاري هاي بازدارنده آنان به پارلمان بخش خصوصي محول گرديد
2- براي تأسيس و راه اندازي پارلمان بخش مردمي و خصوصي در هر شهرستان ٢٥٠ عضو از بخش هاي مرتبط با بازرگاني، صنايع، معادن و كشاورزي و فعاليت هاي خدماتي و صنفي و عضويت نخبگان و كارآفرينان و صاحب نظران محلي لازم است، ولي مهم ترين بخش كار اخذ مجوزهاي قانوني از مركز است كه لطف و پيگيری و مساعدت مجمع محترم نمايندگان و استاندار بزرگوار هرمزگان را مي طلبد، كما اينكه تعدادي از شهرستان هاي خوزستان داراي اتاق بازرگاني و صنايع و معادن و كشاورزي مستقل هستند، البته پيشكسوتان اتاق هرمزگان با وسعت نظر و افتخار و حسب اختيار دفاتر نمايندگي پارلمان بخش خصوصي فعال را حسب درخواست مردمي در صورت مطالبه و مشاركت فعالان اقتصادي در شهرستان های هرمزگان راه اندازي خواهند نمود، به گمان برخي ها، ورود به عرصه هاي مختلف پارلمان بخش خصوصي تنها ويژه بازرگانان و دارندگان كارت بازرگاني است، در صورتي كه با عضويت عادي هم مي توان با راي و نظر فعالان عرصه هاي چهار گانه و ساير اعضا در بالاترين سطوح پارلمان خدمت رساني و نقش آفريني كرد.
3-پارلمان بخش خصوصي ده ها كميسيون تخصصي و كارگروه هاي كارشناسي و اتاق فكر و مركز آموزشي علمي و پژوهشي پيشرفته دارد و پل ارتباطي و مشاوره به سران و قواي مختلف نظام است در استان ها به نمايندگي از بخش هاي مختلف أعم از تعاوني و مشاغل آزاد و فعالان بخش خصوصي و مردمي در شوراي گفتگوي دولت و بخش خصوصي رييس اتاق به عنوان دبير و در غياب استاندار به عنوان جانشين در حل و فصل مشكلات فعالان اقتصادي و ارائه راهكارهاي برون رفت از تنگناهاي كسب و كار به اتفاق مدیران ارشد اهتمام مي ورزند و اتاق مدافع حقوق و منافع فعالان و كارآفرينان اقتصادي است، دولت و مجلس و حتي قوه قضائيه در بخش بزرگي از تصميمات و مصوبات قانوني خود از ظرفيت كارشناسي و راهنمايي و تصميم سازي هاي پارلمان بخش خصوصي مدد مي گيرند، قدرت و ظرفيت قانوني و تأثيرگذاري اين تشكل فراگير و مردم نهاد در پي گيري مطالبات اقتصادي مردم و پيشنهاد اصلاح فرايند انجام كارها و بخشنامه هاي باز دارنده و اعتراض به خود تحريمي هاي اداري و فرصت سوزي هاي داخلي و شناسايي بازارهاي هدف و پل ارتباطي با جهان اقتصاد و تجارت كه از وظايف عمده اتاق است، براي خيلي ها ناشناخته است. پارلمان بخش خصوصي براي تسهيل صادرات و واردات و هماهنگي و همسويي با اهداف و برنامه و منافع فعالان اقتصادي هرمزگان و كمك به اقتصاد مقاومتي مي تواند در اتاق هاي بازرگاني مشترك تمام كشورهاي هدف رسما عضو و تبادل و انتقال تجربه و تفاهم نامه داشته باشد و با سرمايه گذاران خارجي و رايزنان اقتصادي سفارت خانه ها براي شناسايي توانمندي و ظرفيت هاي سرمايه گذاري هرمزگان به مذاكره و مراوده بپردازد.
4 - وسعت پراكندگي و گستردگي و موقعيت استراتژيك هرمزگان پايتخت ترانزيت بين المللي و دريايي اقتصادي ايران و مجموعه توان و پتانسيل هاي گردشگري دريايي و اقتصادي و كشاورزي و معدني و انرژي ديارمان ضرورت و اولويت تأسيس پارلمان بخش خصوصي مقتدر و كارآمد را در شهرستان هاي لنگه، گاوبندي، ميناب، رودان، حاجي آباد و جاسك را دوچندان مي کند.
نمايندگان عزيز تلاش و پيگيري مضاعف و مديران بزرگوار مرتبط حمايت و همراهي تان را مي طلبيم و صاحب نظران دريا دل و نخبگان و صاحب نظران و خوبان شهر آفتاب و شرجي و مهر ورزي و خونگرمي خواهشا و بالاغيرتا پشتيباني و مطالبه خواهي فرمائيد.
*رئيس شوراي مشورتي و مشاور عالي برنامه ريزي زنان بازرگان و فعالان اقتصادي اتاق ايران
همزیستی نیوز - شغل روزنامه نگاری (البته اگر شغل حساب شود!) هم مانند بسیاری از مشاغل، شیرینی ها و تلخی های خاص خودش را دارد. با تلخی هایش کاری ندارم، (هرچند زیاد باشد(اما یکی از شیرینی های کار روزنامه نگاری خاطرات آن است و صد البته خاطرات هم می تواند تلخ باشد که باید عرض کنم باز هم با تلخی هایش کاری ندارم ) .چرا که کار ما بیشتر شیرین کاری است!)
راشد انصاری در نشریه طنز و کاریکاتور خط خطی با این مقدمه نوشته است:از آن جایی که بنده از اوایل دهه ی هفتاد خورشیدی وارد عرصه ی مطبوعات شده ام و قابل ذکر است که صاحب این قلم شاید عکس بیشتر اصحاب رسانه استان ابتدا از مطبوعات کثیر الانتشار و به اصطلاح کشوری کارش را به عنوان عضو راه دور تحریریه و طنز نویس آغاز کرده و در ادامه به نشریات محلی پیوست!
طی این سال های طولانی، خاطرات فراوان و ریز و درشتی دارم که ای کاش می شد همه ی آنها را منتشر کرد. از ممنوعه ها و غیر قابل چاپش می گذرم و درست مثل بچه ی آدم به مجازهایش می پردازم. آن را «دسته گل ها و یا گاف های مطبوعاتی» نام گذاری کرده ام. البته همان گونه که از عنوانش پیداست بیشتر این دسته گل به آب دادن ها و گاف ها! مربوط به اشتباهات تایپی و چاپی و چاپخانه ای آن هم در بحث تیتر و عکس است که اتفاق می افتاد و کماکان نیز در حال افتادن است! دوستان مطبوعاتی و یحتمل خواننده های حرفه ای نشریات استحضار دارند که آن اوایل صفحه آرایی به صورت امروزی نبود، چسب اتو، قیچی و کاغذ و چسباندن مطالب و بعد هم لوله کردن شبیه “آر. پی. جی۷″ و بردن به فرودگاه با موتورسیکلت!
به خاطر دارم که در یکی از شماره ها عکس مدیر کل عزیزی را که تازه به این سمت منصوب شده بود با یکی از شهروندان که به رحمت ایزدی پیوسته بود، در چاپخانه جابجا چاپ کردیم! یعنی به این صورت که ذیل تصویر آگهی تبریک مدیر کل تیتر زده بودیم: «انا لله و انا الیه راجعون…» و پایین عکس آگهی تسلیت آن عزیز از دست رفته نوشته بودیم: «انتخاب شایسته حضرت عالی را به سمت …. تبریک و ….» جالب است که مدیر کل یاد شده پس از انتشار روزنامه اولین کسی بود که با دفتر نشریه تماس گرفت و در معرفی خود اظهار داشت: «بنده فلانی ام. از آن دنیا تماس می گیرم!» خب، تصور بفرمایید مدیر کل و خانواده آن مدیر در لحظه دیدن روزنامه چه حال و روزی را داشته اند! خدایا از سر تقصیرات ما بگذر! از این نوع دسته گل به آب دادن ها را زیاد به یاد می آورم .
یک بار هم بالای یک آگهی تسلیت نوشته بودیم: «از شمار دو چشم یک تن کم، از شمار خرد هزاران بیش» متاسفانه در هنگام تایپ “دال” خِرَد را فراموش کرده بودیم!
یک بار هم که نرخ پیاز در یکی از شهرستان های استان بالا رفته بود و ما گزارش مفصلی را در این خصوص منتشر کرده بودیم، باز هم متاسفانه تصویر یک عدد پیاز چاق و چله با عکس رئیس اداره ای فرهنگی در چاپخانه جابجا چاپ شده بود. به این صورت که زیر تصویر پیاز درشت نوشته بود: «فلانی گفت: در استان هرمزگان این تعداد…. کتابخانه وجود دارد» و اما پایین عکس مدیر یاد شده نوشته بود: «نرخ پیاز در شهرستان.... از مرز هر کیلو …. تومان گذشت …» باز هم خدا را شکر که ننوشته بودیم پیازی را که در تصویر مشاهده می فرمایید!
راستی داشت فراموشم می شد که یک بار هم نوشته بودیم: «تعدادی از کارکنان شرکت …. با مشورت فلان مدیر استان در اعتراض به عدم پرداخت حقوق و مزایا از سوی رئیس شرکت مذکور، در مقابل استانداری تحصن کردند» خب، می فرمایید کجای این خاطره خنده دار بود؟ الساعه عرض می کنم، “م”مشورت متاسفانه در هنگام تایپ افتاده بود!
همزیستی نیوز - ماجرای افشای فیش های حقوق نجومی هرچند در ابتدا به گفته بسیاری از صاحبنظران با هدف تخریب دولت یازدهم انجام شد، ولی روند قضایا و اقداماتی که دولت برای برخورد با این پدیده انجام داد، گویای این واقعیت است که این ماجرا فرجامی نیک برای دولت حسن روحانی به ارمغان می آورد.
تاج محمد شیری گنبد*در ستون نگاه ایرنا با این مقدمه نوشته است: از نخستین روزهای افشای دریافتی کلان برخی از کارگزاران دولت که البته با استفاده از مفرهای قانونی که میراث دولت گذشته محسوب می شوند، انجام شده است و با فرمان رئیس جمهوری به معاون اول خود، اصلاح این روند و قطع کامل مجاری چنین سوء استفاده هایی در دستور کار دولت قرار گرفت و در چند روز اخیر آثار مبارک آن با برخورد قاطع دولت با متخلفان در این زمینه هویدا شده است. اقدامات دولت در این زمینه گویای این مطلب است که برخلاف رئیس دولت پیشین که برخورد با برخی از نزدیکان خود در دولت را خط قرمز خود عنوان کرده بود، نه تنها هیچ مماشاتی با متخلفین صورت نخواهد گرفت، بلکه با قاطعیت، خود اقدام به عزل مدیران متخلف کرده تا ثابت کند که دریافتی های کلان هرچند قانونی بوده باشد ولی برخلاف عدالت اجتماعی است که دولت در نظر دارد آن را در جامعه پیاده کند. با صدور دستور برکناری مدیران متخلف در اخذ حقوق های نجومی از سوی رئیس جمهوری و با تغییر مدیران عامل چهار بانک در چند روز اخیر، در حقیقت برخورد عملی دولت با پدیده دریافت حقوق های غیرمتعارف آغاز شده و بی شک این اقدام و تداوم آن در آینده ، می تواند فرجام نیکی را برای پروژه ای که با قصد تخریب دولت یازدهم آغاز شده بود، برای این دولت رقم بزند. آنگونه که از برخی خبرهای منتشره بر می آید، عزم دولت برای عزل مدیران متخلف جدی است و برخی منابع خبری از عزل تدریجی 307 مدیر که حقوق بالای 40 میلیون تومان دریافت می کرده اند، خبر داده است. اقدام دیگر دولت در این زمینه قطع وام قرض الحسنه مدیران بانکی است که وزیر امور اقتصادی و دارایی در توضیح آن گفت: در گذشته وام به صورت قرض الحسنه پرداخت می شد و برای اعداد آن هم سقفی وجود نداشت و همین باعث شده بود که یکسری پرداخت های نامتعارف وجود داشته باشد . علی طیب نیا خاطر نشان کرد: دولت اکنون مصوبه ای گذرانده است که به موجب آن امکان اعطای تسهیلات از محل منابع قرض الحسنه به مدیران و مسئولان سیستم بانکی و شرکت های دولتی وجود نداشته باشد و کمیته ای مسئول تعیین سقف تسهیلات و نرخ سود است که قاعدتا از محل قرض الحسنه نخواهد بود. صدور بخشنامه معاون اول رئیس جمهوری مبنی بر ممنوعیت انتخاب مدیران ستادی به عنوان هیات مدیره شرکت ها، بانک ها و واحدهای خارج از کشور نیز که با هدف برقرای انضباط مالی و ایجاد شفافیت بیشتر صادر شده است، از تازه ترین اقدامات دولت تدبیر و امید برای بستن هرگونه منفذ سوء استفاده برای دریافتی های کلان است. اقدامات دولت در این زمینه که هنوز هم تداوم دارد و در صدور بخشنامه ها، احکام و مقررات مختلف تجلی می یابد، گویای آن است که دولت در این مسیر عزم خود را جزم کرده تا به این موضوع یک بار برای همیشه پایان دهد و به نظر می رسد که این اقدامات میمون و مبارک در حال تبدیل شدن به یک موج در بین سایر قوا و نهادها نیز است. برگزاری نشست رئیس دیوان محاسبات، رئیس مرکز پژوهش های مجلس و رئیس کمیسیون اصل نود با علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی که در آن گزارشی از اقدامات و پیگیری های انجام شده در موضوع پرداخت حقوق های غیر متعارف ارائه و راهکارهای جلوگیری از این موضوع مورد بررسی قرار گرفت و نیز تهیه طرح یک فوریتی 'استرداد حقوق های نجومی و ساماندهی نظام پرداخت' از سوی نمایندگان مجلس که از سوی عزت الله یوسفیان ملا عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی اعلام شد، نمونه هایی از موج به راه افتاده برای برخورد با ریشه های دریافتی های کلان است. علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی شامگاه یکشنبه در ضیافت افطاری دولت، با تحسین اقدام دولت یازدهم درخصوص ناهنجاری های به وجود آمده درخصوص انتشار فیش های حقوقی نجومی، تأکید کرد: حتماً باید برخورد قاطعی با این افراد انجام شود. حجت الاسلام و المسلمین غلامحسین محسنی اژه ای سخنگوی قوه قضائیه هم در نشست خبری خود گفت: براساس گزارش قاضی سراج رئیس سازمان بازرسی کل کشور، چهار نفر از اعضای صندوق توسعه ملی یک میلیارد تومان از پول هایی که قبلا گرفته بودند را بازگرداندند. وی گفت: در دو سه هفته اخیر دریافت حقوق های غیرمتعارف مطرح شده و هر سه قوه مصمم هستند با این موضوع برخورد مناسب داشته باشند، مجلس به طور جدی دنبال آن است که قوانین را شفاف کند یا قانون را اصلاح کند تا این موضوع ادامه نیابد. سخنگوی دستگاه قضا گفت: همچنین دولت نیز مصمم است مقررات آن را اصلاح یا مقررات جدید ایجاد کند و در واقع دولت و قوه قضائیه مصمم هستند کسانی که این حقوق های غیرمتعارف و پاداش های آنچنانی گرفته اند باید اول آنها را برگردانند. وی خاطرنشان کرد: اگر چنانچه در راستای دریافت این حقوق های غیرمتعارف جرمی را مرتکب شده باشند دستگاه های مربوطه از جمله سازمان بازرسی در این زمینه برخورد خواهند کرد و دستگاه قضائی مصمم است با اختصاص شعبات ویژه به صورت فوق العاده این مسائل را مورد بررسی قرار دهد. بی شک پاسخ رهبری معظم انقلاب به نامه معاون اول رئیس جمهوری که در آن تمامی دستگاه ها را موظف به برخورد قاطعانه با موارد تخلف در موضوع حقوق های نامتعارف کرده اند، راهگشای تمامی دست اندرکاران امر برای ریشه کنی موضوعی است که تنها مربوط به این دولت نبوده و ریشه در گذشته، کاستی های قانونی و ضعف نظارتی دارد. تمامی این تحولات گویای این نکته است که با اقداماتی که از سوی دولت برای برخورد با پدیده دریافت حقوق های نامتعارف آغاز شده و به سایر قوا نیز تسری پیدا کرده است، دامن این دولت و دولت های آینده و سایر دستگاه هایی که از بودجه های دولتی استفاده می کنند از موضوع دریافتی های کلان پاک خواهد شد و این اقدامی بس مبارک است که به نام دولت تدبیر و امید در تاریخ ثبت خواهد شد. بررسی اقدامات انجام شده از سوی دولت، موضع گیری های عالی رتبگان نظام از همه قوا و نیز فضای ایجاد شده در کشور در این زمینه، گویای این موضوع است که مساله دریافتی های کلان از سوی برخی از مدیران، یکبار برای همیشه در حال حل شدن است و بر دولت یازدهم فرض است که با تداوم اقدامات قاطع خود در این زمینه تا رفع تمامی کاستی های قانونی و بستن مفرهای احتمالی برای دریافت های کلان، یادگاری نیک از خود برجای گذارد. بی شک به ثمر رساندن این اقدام و نهادینه کردن آن می تواند، پروژه ای را که برای تخریب رقم خورده بود به فرصتی برای ایجاد عدالت اجتماعی تبدیل نموده و فرجامی نیک و میمون برای دولت روحانی به همراه داشته باشد.
همزیستی نیوز - يك سال آينده، سال مهمي براي دولت حسن روحاني خواهد بود. اگر سه سال دولت يازدهم را در يك طرف و يك سال باقيمانده را در طرف ديگر قرار دهيم شايد سخني به اغراق نگفته باشيم.
صادق زیباکلام با این مقدمه در روزنامه اعتماد نوشته است: اين اهميت زماني است كه فرض بگيريم حسن روحاني ميخواهد براي دور دوم رياستجمهوري هم در انتخابات شركت كند. به همين خاطر است كه يك سال آينده براي ايشان بسيار مهم و سرنوشتساز خواهد بود، چراکه آنچه بيشتر به بحث اقبال ايشان كمك ميكند يا بالعكس كمك ميكند كه مردم براي رأی دادن به او به پاي صندوقهاي رأی نيايند، نهچندان آنچه در اين سه سال گذشته، بلكه اين يك سال پيش روي خواهد بود، چراکه جهتگيريهاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي و... در اين يك سال است كه در ذهن رأیدهندگان بسيار اثرگذار خواهد بود و تعيين تكليف ميكند كه آنها بازهم به روحاني در انتخابات ۹۶رأی بدهند يا نه؟
درعینحال از اين نكته هم نميتوان غافل شد كه هرقدر كه در يازده ماه آينده به جلو ميرويم و هرچقدر كه به خرداد ٩٦ نزديكتر ميشويم، مخالفت، حمله، انتقاد و رويارويي با دولت روحاني بيشتر و بيشتر ميشود. همچنان كه در خصوص مسئله فيشهاي حقوقي شاهد هستيم كه چگونه مخالفان ايشان عملاً خيلي برایشان نه اخلاق مهم است و نه صورتمسئله كه موضوع واقعاً چه بوده، بلكه خود را به آبوآتش ميزنند و تلاش ميكنند تا آقاي روحاني و دولت ايشان را يكتنه و يكپارچه در داستان فيشهاي حقوقي مقصر جلوه دهند. ظرف يازده ماه آينده ميتوانيم مطمئن باشيم كه هر اتفاق ديگري بيفتد و هر مشكل و بحراني كه در كشور به وجود بيايد مخالفان آقاي روحاني بهخصوص اصولگرايان تندرو سعي خواهند كرد كه آن را به پاي دولت آقاي روحاني بنويسند. درعینحال از واقعيت هم نميتوان صرفنظر كرد و آنها را ناديده گرفت. ازجمله اينكه وضعيت اقتصادي و معيشتي مردم خيلي دچار تغيير و تحول نشده. اين درست است كه دولت با تلاش زياد توانسته تورم را مهار كند و اين هم درست است كه حداقل اگر دولت نتوانسته جلوي فساد را بگيرد، دستكم خود بر فسادهاي جديدي نيفزوده، اما اینها كافي نيست. ما به يك روايت بالاي ٧ ميليون و به روايتي ديگر بالاي ٤ ميليون بيكار در كشور داريم.
در خانه كمتر خانوادهاي را ميتوان اين روزها در شهرهاي بزرگ باز كرد و حداقل با يك يا دو فارغالتحصيل بيكار مواجه نشد. سايه ركود همچنان بر كشور سنگيني ميكند و همچنان صنايع را گرفتار و اسير نگهداشته است. كم نيستند صنايعي كه يا تعطیلشدهاند يا در شرف تعطيلي قرار دارند، يا بهزحمت و بهواسطه نبود نقدينگي نوك بيني خود را بالاي آب نگهداشتهاند. بنابراين در اين شرايط خيلي مهم است كه دولت روحاني بتواند به كساني كه رأیدهندگان بالقوهاش هستند نشان دهد كه تلاشهايش چه ميزان در خصوص اقتصاد موفقیتآمیز و چقدر ناموفق بوده است. نكته مهم ديگر اينكه دولت روحاني بتواند به رأیدهندگان بالقوهاش نشان دهد كه بخش عمدهاي از مشكلات و معضلات اقتصادي، ساختاري بوده و به اقتصاد دولتي ناكارآمد ايران بازمیگردد و در اين حالت چه روحاني رييسجمهور باشد و چه فرد ديگري مادام كه اقتصاد ايران دولتي باقي بماند اين مشكلات و مصائب هم همچنان باقي خواهد ماند. روحاني بايد با رأیدهندگان صادقانه و صميمانه سخن بگويد. بايد به مردم بگويد كه ظرف پنج سال گذشته درنتیجه سياست غلط و نابخردانه پرداخت يارانه فلهاي مقدار زيادي يعني چيزي بالاي دويست ميليارد تومان يارانه پرداخت شده درحالیکه كل بودجه عمراني كشور براي يك سال گذشته به نصف اين مقدار هم نميرسد. واقعيتهاي كلان اقتصادي كشور را روحاني بايد صادقانه و صميمانه با مردم در ميان بگذارد. به مردم بگويد كه چرا بايد يارانه را متوقف كرد. به مردم بگويد كه چرا بايد همچنان كمربندهاي رياضتي را از اين هم سفتتر ببنديم. اگرچه اصولگرايان تندرو جوسازي زيادي خواهند كرد و صادقانه و صميمانه صحبت كردن روحاني را نقطهضعف او خواهند گرفت اما آنچه مسلم است اينكه تعداد قابلتوجهی از اقشار و لايههاي تحصیلکرده ميفهمند و درك خواهند كرد وقتي روحاني صادقانه با آنان سخن بگويد. بنابراين جداي از اينكه دولت روحاني در يازده ماه آينده چه دستاوردهايي در حوزه سياست و اقتصاد داشته باشد اين مسئله تعيين تكليف خواهد كرد كه او چقدر خواهد توانست صميمانه با مردم صحبت كند؛ امري كه متأسفانه در اين سه سال گذشته از آن همواره غفلت ورزيده است.
محمود صدری - حرکت مبارکی که از سه سال پیش با تدبیر رئیسجمهور، پایمردی معاون اول رئیسجمهور و حمایت و راهنمایی مقام معظم رهبری برای برخورد با مفاسد اقتصادی آغاز شد، این روزها به گردنههای صعبالعبور رسیده است.
مبارزه با فساد از شناسایی عوامل بنیادی فسادساز مانند تصدیگریهای غیرضروری دولت، مقررات دستوپاگیر، عدمشفافیت، عدول سیاستمداران از قانون و نظایر اینها شروع شد و اندکاندک به مصادیق رسید. در مرحله نخست مصداقشناسی، از جابهجاییهای غیرقانونی اموال عمومی که همه آنها لزوما ذیل عنوان مجرمانه اختلاس قرار نمیگیرند تا کجدستیهای آشکار که حتما مصداق اختلاس و خیانت در امانت بودند، شناسایی و به محاکم قضایی ارجاع داده شد.
اما در هفتههای اخیر موضوع جدیدی موسوم به فیشهای حقوقی به این بحث افزوده شد و حرارت آن چنان همه جا را گرفت که اصل داستان مبارزه با فساد در حاشیه قرار گرفت. توجه فراگیر و عمومی به این پدیده جدید، واکنشی طبیعی است؛ زیرا جامعه حق دارد دولتمردان و مدیرانی را که همواره از زهد و فداکاری و انجام تکلیف سخن گفتهاند، اما خود از اموال عمومی که به امانت نزد ایشان بوده، دریافتهای نامتعارف کردهاند، مواخذه کند.
اما کارشناسان و دیوانیان نیک میدانند که این دریافتهای نامتعارف، با همه ناپسندیشان، تنها یکی از نتایج فساد است و تمرکز کنونی بر آن، بعضا آدرس غلط دادن و رد گمکردن و گروکشی سیاسی از دولتی است که مبارزه با فساد از اولویتهای کاری آن است.
اینکه قانونگذاران و مدیران اجرایی و دستگاه قضا میدانند فرآیندی را که طی بیش از سه دهه در نظام اداری ایران و از جمله نظام پرداخت حقوق و دستمزد و پاداش شکلگرفته و ریشه دوانده و در دهه گذشته با ساروج بذل و بخششهای بیحساب، متصلب شده، چیزی نیست که بشود با هیاهو و نسقکشی از رقیبان سیاسی چارهاش کرد. فساد فرآیندی، ضدفساد فرآیندی میخواهد و این ضدفساد چیزی نیست مگر همان که اخیرا معاون اول رئیسجمهور اذن انجام آن را از مقام معظم رهبری گرفت و از حمایت کریمانه ایشان بهرهمند شد. غیر از این باشد نوشداروی درمان فساد به شوکران هلاک و گسترش بیاعتمادی به ارکان نظام سیاسی تبدیل خواهد شد. چنین مباد. منبع : روزنامه دنیای اقتصاد
همزیستی نیوز - افشای فیش های حقوقی برخی از مدیران ارشد که بیشتر مربوط به موسساتی با ماهیتی دولتی و عمومی اما با ظاهر خصوصی است هر چند دستمایه پاره ای تسویه یا تصفیه حساب ها و بهره برداری های سیاسی شده (و انتظار می رود رییس جمهوری با اقدام مؤثر و عزل متخلفان این حربه را از کمین کنندگان انتخابات آتی بگیرد) اما جنبه نمادین این فیش ها را نباید نادیده انگاشت.
مهرداد خدیر در سایت تحلیلی خبری عصر ایران با آوردن این مقدمه نوشته است:
زیرا این دریافتی ها از ظهور یک «طبقه ممتازه» جدید خبر می دهد که شکل گیری آن مربوط به امروز و دیروز نیست و سابقه ای 25 ساله دارد.
با پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 طبقه ممتازه شکل گرفته در دهه 50 خورشیدی شامل ژنرال های ارتش شاهنشاهی، صاحبان صنایع و صاحب منصبان و مرتبطان دربار پهلوی فروپاشید.
ژنرال هایی که زمین های 10 هکتاری در شمال گرفته بودند، صاحبان صنایع که اموال آنان مصادره شد و در اختیار سازمان صنایع ملی ایران قرار گرفت و دولت مردانی که گرفتار نشدن به تیغ شیخ صادق خلخالی برای آنان کفایت می کرد تا پی گیری دارایی های باقی مانده.
این اشاره از آن روست تا یادآور شویم طبقه ممتازه جدید نمی تواند ریشه در پیش از انقلاب 57 داشته باشد.
در دهه 60 هم ریشه ندارد چون در آن دوران نیز اکثر قریب به اتفاق مدیران حقوق متعارف دریافت می کردند و اساسا پول چندانی در کار نبود و این اواخر نهایت آرزوی یک مدیر تبدیل اتومبیل رنو 5 خود به پاترول بود و به همین خاطر موارد معدود در بدنه دستگاه بوروکراسی و موضوعاتی مانند بنیاد نبوت یا شرکت دخانیات خیلی سر و صدا کرد.
به یاد دارم یکی از بستگان که در سال 61 تازه از آمریکا بازگشته و با مدرک مهندسی به استخدام وزارت صنایع سنگین درآمده بود پس از 6 ماه استعفا کرد و بیرون آمد.
وقتی از او دلیل این تصمیم را در یک میهمانی خانوادگی پرسیدند پاسخی داد که پس از 34 سال کلمه به کلمه آن در ذهن این نویسنده مانده است.
او می گفت : « حقوق من 6 هزار تومان تعیین شده است. در حالی که معاون وزیر 6هزار و 500 تومان و خود وزیر (بهزاد نبوی) هم هفت هزار تومان می گیرد و احساس می کنم جای پیشرفت مادی ندارم زیرا من که نمی توان معاون وزیر شوم و تازه به فرض که چنین شود مگر حقوق او با کارشناس چقدر تفاوت دارد؟ 500 تومان در حالی که در بازار حداقل 10 هزار تومان درمی آورم.»
در دهه 60 فاصله حقوق کارشناس ارشد و وزیر در همین حد بود. یعنی 15 درصد و نه مثل حالا 10 تا 20 برابر و حتی بیشتر.
با پایان جنگ هشت ساله و تغییر فضای سیاسی کشور و شعارها یا اهداف توسعه ای و با توجیه جذب متخصصان از دهه 70 اندک اندک روندی شکل گرفت که اکنون به شکل گیری طبقه ممتازه ای انجامیده و هر چند در دولت اصلاحات، اصلاحاتی صورت پذیرفت اما در هشت سال احمدی نژاد این تلقی در برخی مدیران تازه درگرفت که به حق خود نرسیده اند و به مناصب و مقام هایی که ناباورانه فراچنگ آورده بودند به چشم غنیمت نگریستند و قبح فساد مالی هم با بی انضباطی های مالی دولت ریخت.
اما چرا این اتفاق افتاد و این طبقه ممتازه چگونه به اینجا رسید؟
شاید بتوان در پاسخ به این پرسش 10 دلیل اقامه کرد:
1- هر چه جامعه از ارزش های خود فاصله گرفت پول مطلوبیت بیشتری پیدا کرد. اگر در دهه 60 بازیکن تیم پرسپولیس صبح ها با وانت خود کار می کرد (عباس کارگر) یا در آژانس کرایه اتومبیل اشتغال داشت ( وحید قلیچ) یا اگر مانند بازیکن استقلال (بهتاش فریبا) کارگاه تولید لباس داشت به مرور بازیکنان قراردادهای میلیونی و چند ده میلیونی و حالا میلیاردی بستند و می بندند چون این تصور غالب شد که مشکل در پرداخت هاست نه زیر ساخت ها. پرداخت ها هنگفت شد اما اصل قضیه چندان تفاوت پیدا نکرد. وقتی بازی با توپ واجد چنین قیمتی شد کسانی که با خود پول سر و کار داشتند هم طالب حقوق های کلان شدند و این تصور درگرفت که با پول می شود هر مشکلی را حل کرد و اقتصاد آزاد راهکار است. حال آن که در اقتصاد آزاد باشگاه دولتی و مدیر دولتی اقتصاد نداریم!
2- آن گونه که حجت الاسلام منتجب نیا در گفت و گو با خبرگزاری ایلنا اشاره کرده در مجلس سوم قانون نظام هماهنگ پرداخت ها تصویب شد تا فاصله ها کم شود اما عملا «سرکنگبین، صفرا فزود» و در مواردی نقض غرض شد و مدیرانی سوء استفاده کردند و از این نمد برای خود کلاهی دوختند. قانون نظام هماهنگ برای این بود که کارمندان دولت در این وزارتخانه چند برابر کارمند همین دولت در وزارتخانه ای دیگر نگیرند نه این که فاصله دریافتی مدیران و کارکنان بیشتر شود!
3- هر چه زمان گذشت توجه به ظواهر فزونی گرفت. انگار صرف ظاهر مذهبی که متاسفانه در مواردی جنبه ریا گرفت بر اصل موضوع غلبه کرد. یادداشت اخیر حجت الاسلام زایری در این زمینه بسیار گویاست و پُر نکته که به لباس یقه آهاری یا یقه آخوندی یک مدیر عامل توجه نشان داده و آرزو کرده این افراد این گونه لباس نمی پوشیدند و روحانیون هم سکوت نمی کردند.
4- در دهه 60 همه بانک ها تجاری نبودند و برخی بانک ها کار تخصصی انجام می دادند. از دهه 70 اما بانک های تخصصی به فعالیت تجاری روی آوردند و بعضا مانند همین بانک رفاه کارگران نام اختصاصی خود را تغییر دادند . بانک رفاه کارگران شد بانک رفاه و اگر چه سال ها بعد دوباره کلمه «کارگران» دوباره اضافه شد اما بانک ها ترجیح دادند تجاری باشند تا تخصصی.
نمی توان بانک تخصصی را تجاری کرد و به تبعات آن بی توجه بود یا شکل خصوصی به خود بگیرد و انتظار دولتی داشت. بخشی از مشکل در این وضعیت ریشه دارد که خود بانک هم نمی داند دولتی است یا خصوصی. اگر خصوصی است چگونه اختیار تعیین ساعت کار و نرخ سود سپرده خود را هم ندارد؟
5- اصلاح برخی از این رویه ها نیازمند تصویب قانون در مجلس بود و شاید تعلل ها و کوتاهی ها به این خاطر بود که برخی نمایندگان که علاقه داشتند خود پس از اتمام دوران نمایندگی سر از یکی یا چند فقره از این هیات مدیره ها درآورند علاقه و اشتیاقی برای اصلاح نشان ندادند.
6- وزیر اطلاعات از رسانه ها به خاطر افشای فیش ها سپاس گزاری کرده است. به یاد آوریم 14 فروردین 84 را که یک خبرنگار پارلمانی را به خاطر افشای فیش حقوق یکی ازنمایندگان اخراج کردند و نایب رییس وقت مجلس این کار را مصداق دزدی دانست. شاید اگر رسانه ها محدود نمی شدند کار به اینجا نمی کشید و این زخم، ناسور نمی شد.
7- در زبان عربی ضرب المثلی هست با این مضمون که « من له الغنم، فعیله الغرم»؛ آن که غنیمت (منفعت) را میبرد، غرامت (زیان) را هم باید تحمل کند.
این مدیران که از مواهب و غنایم برخوردار بوده اند در این سال ها گمان می بردند که این جاده تنها یک طرفه است. حال آن که یک سوی آن غنیمت و جانب دیگر غرامت است. برخی 25 سال از موهبت برخوردار بوده اند و حالا شاید وقت پرداخت غرامت فرا رسیده باشد.
8- در یک مورد خاص که خیلی سر و صدا کرده سهام دار اصلی سازمان تأمین اجتماعی است. دولتی بودن این سازمان اما اگرچه امری عادی و پذیرفته شده به حساب می آید در واقع باید شگفت آور به نظر رسد. زیرا پول این سازمان را در وهله اول کارفرمایان و در مرتبه بعد کارگران می دهند. با این نگاه جای تاسف بسیار است که از سهام این سازمان بیش از کارفرما و کارگر مدیران بهره برند!
9-ارتباط برخی از این مدیران با سیاسیون برای تأمین مالی در موسم انتخابات موجب مماشات هایی شده است. اتفاقات اخیر را می توان ناشی ازاین مماشات ها دانست.
10- شماری از مدیران چون نمی توانند در ایران زندگی دلخواه متناسب با حقوق های افسانه ای را به خاطر ملاحظات سامان دهند زن و فرزند را به خارج از کشور فرستاده اند. با دلار 3500 تومانی اگر آن زندگی تنها 8 هزار دلار خرج داشته باشند 25 تا 30 میلیون تومان در ماه باید پول بفرستند. بخشی از این عطش پول درآوردن و حقوق کلان گرفتن به رغم برخورداری از امکانات جانبی نیاز به این حجم از دلار است.
با این همه به نظر نمی رسد شمار این مدیران چنان باشد که از کنترل خارج شده باشند و هنوز برای اصلاح دیر نیست. چه در دولت و چه در نهاهای عمومی.