همزیستی نیوز - ذوالفقار امیرشاهی رئیس نمایندگی وزارت امورخارجه در استان گلستان در جمع خبرنگاران ایسنا-منطقه گلستان اظهار کرد: دفتر وزارت امور خارجه در استان گلستان، ۲۳ سال پیش تأسیس ‌شد و در سال ۱۳۹۸ این دفتر به نمایندگی وزارت امورخارجه ارتقاء پیدا کرده است. این کار با هدف انجام مأموریت‌های مهم در بخش کنسولی، حقوقی، تأیید اسناد و ساماندهی مهاجرین از کشورهای همسایه و دوست و همچنین مهاجرین از استان به‌سوی سایر کشورهای جهان انجام گرفته است.

وی خاطرنشان کرد: موضوع گسترش مناسبات تجاری، به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های مهم برای توسعه تجاری و اقتصادی استان هدف‌گذاری شده است و در این راستا طی سه ماهه گذشته ارتباط بسیار خوبی با کشورهای مختلف برقرار کردیم.

رئیس نمایندگی وزارت امورخارجه در گلستان گفت: در ابتدا با هماهنگی نمایندگی وزارت خارجه در استان گلستان، هیئت تقریبا ۱۲ نفره از منطقه ساتارف روسیه به استان سفر کردند و دیدار با استاندار، اتاق بازرگانی، فعالان اقتصادی و برگزاری سمینار و نشست در زمینه‌های مختلف اقتصادی با این هیئت انجام شد. در این سفر مقرر شد، تفاهم‌نامه‌ای همه‌جانبه در زمینه‌های صنعتی، کشاورزی، علمی، آموزشی و تبادل دانشجو و استاد بین طرفین منعقد شود.

امیرشاهی خاطرنشان کرد: به مناسبت برگزاری سیزدهمین جشنواره بین‌المللی فرهنگ اقوام ایران زمین، حضور بیش از ۱۰ سفیر، کاردار و نمایندگان سفارت‌های خارجی به‌ویژه سفیران کشورهای قزاقستان، ترکمنستان، چین و بنگلادش را در استان داشتیم.

وی در ادامه بیان کرد: خط ریلی که کشور چین را به قزاقستان و بعد از آن به ترکمنستان و در ادامه به استان گلستان متصل می کند، پل ارتباطی بسیار مهم اقتصادی است که می‌توان با تمرکز بر آن، راه ابریشم گذشته که چین در پی احیای آن بود را جان و رمق بخشید. تجار ما می توانند با استفاده از این مسیر ریلی، با کمترین هزینه و امکانات بیشتر، با کشور مختلف جهان ازجمله اتحادیه اوراسیا مناسبات داشته باشند.

رئیس نمایندگی وزارت امورخارجه در گلستان در خصوص راه‌اندازی خط پروازی گرگان-آکتائو، گفت: در این زمینه آیت‌الله نورمفیدی، نماینده ولی‌فقیه در استان و دکتر حق‌شناس استاندار گلستان تأکید فراوانی داشتند و با تلاش مدیران این مهم محقق شود.

امیرشاهی در ادامه به مأموریت دیگر نمایندگی وزارت امور خارجه در استان اشاره کرد و گفت: مردم استان برای تأیید اسناد، مجبور بودند راه طولانی را به استان‌های مجاور طی کنند. برای حل این مشکل، با وجود اینکه با کمبود نیروی انسانی مواجه هستیم، از نیمه دوم مهرماه امسال بخش تأیید اسناد را در نمایندگی وزارت امور خارجه در استان تأسیس کردیم.

وی خاطرنشان کرد: امروز شاهد حضور قابل‌توجهی از تجار، دانشجویان، مهاجرین و سایر افرادی که با انگیزه‌های مختلف قصد مهاجرت از کشور را دارند، در نمایندگی وزارت امورخارجه در استان جهت تأیید اسناد هستیم.

رئیس نمایندگی وزارت امورخارجه در گلستان در پایان با اشاره به اهمیت انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی، تصریح کرد: بدخواهان جمهوری اسلامی مدام ما را متهم می‌کنند که در جمهوری اسلامی دموکراسی وجود ندارد؛ در حالی که در طول چهل سال انقلاب اسلامی، هر دو سال در کشور انتخابات برگزار کردیم.

امیرشاهی تأکید کرد: در شرایط حساس کشور و توطئه دشمنان با استفاده از ابزارهای مختلف ازجمله تحریم‌های ظالمانه علیه ملت و دولت جمهوری اسلامی ایران، باید افرادی وارد مجلس شورای اسلامی شوند که شرایط لازم را برای تغییر و تحولات اقتصادی در جهت پیشرفت، توسعه و آبادانی و نیز تقویت اقتصاد مقاومتی داشته باشند و توطئه دشمنان را خنثی کنند.

همزیستی نیوز - ترجیح می‌دهم موسیقی نواحی به شکل عامیانه به میان مردم بیاید و مردم، این سبک موسیقی را گوش دهند و سالن‌های اجرایش را پر کنند تا آنکه موسیقی‌های بی‌هویت در ذهن مردم رسوخ کند.

دوازدهمین جشنواره موسیقی نواحی ایران در گستره ملی به‌صورت غیر رقابتی از تاریخ ۱۶ تا ۱۹ آبان ۱۳۹۸ در شهر کرمان برگزار شد. اتفاق ویژه جشنواره امسال حضور بانوان و اجرای برنامه در قالب گروه‌های موسیقی از مناطق و استان‌های مختلف بوده است. پیش از این، زنان کمتر در جشنواره موسیقی نواحی جایی داشتند، اما در سال‌های اخیر توانسته‌اند با حضور خود کم‌کم به این جشنواره رنگی تازه ببخشند.

امسال ۲۰ نوازنده زن به میزبانی استان کرمان روی صحنه رفتند که برخی از آنها در قالب همنوازی با مردها و برخی دیگر در قالب گروه‌های مستقل برنامه اجرا کردند.

به بهانه دوازدهمین جشنواره موسیقی نواحی ایران به سراغ هانا کامکار، خواننده و نوازنده گروه «کامکارها» رفتیم. او ۳۸ ساله و فرزند بیژن کامکار است و علاوه بر حضور در گروه موسیقی کامکارها، بازیگری در تئاتر را هم تجربه کرده است. او همچنین موسیقی نمایش‌ها را می‌نویسد و در کنار اینها عکاسی و فیلم‌سازی هم می‌کند.

گفت‌وگوی خبرنگار ایرناپلاس را با هانا کامکار بخوانید؛

با اتفاقات تازه و تحولاتی که به‌وجود آمده، آیا در حال حاضر امکان آموزش موسیقی برای دخترها مانند پسرها مهیاست؟

بر اساس چیزی که در آموزشگاه‌هایی که با آنها در تماس هستم، می‌بینیم، بله! ما تعداد زیادی مدرس موسیقی زن داریم که اساتید بسیار خوبی هستند. در تهران آموزشگاه‌های موسیقی به تعداد بالا وجود دارد، تا جایی که می‌توان گفت در هر محله می‌توان به آموزشگاه موسیقی دسترسی پیدا کرد که مدرس زن در آن فعال است. مگر اینکه خود خانواده دارای مسائل ویژه‌ای باشند و نتوانند کودک یا نوجوان خود را به آموزشگاه بفرستند. اگر مشکلی نباشد، از نظر کمی و کیفی برای آموزش زنان مشکلی نداریم. البته در اجرای کنسرت می‌دانم که شرایط برابر نیست. در خیلی از شهرستان‌ها امکان اینکه زنان روی صحنه بروند وجود ندارد. البته باز هم شرایط  نسبت به گذشته بهتر شده است.

در موسیقی نواحی، عموما هنر موسیقی از پدر به فرزندان منتقل می‌شود، آیا این انتقال برای دخترها هم مانند پسرها اتفاق می‌افتد؟

بانوان جوانی می‌شناسم که پدرانشان از اهالی موسیقی هستند و کارشان بسیار عالی و خوب است، مانند دیانا دختر محسن شریفیان. به نظرم باید شادباش عظیمی به محسن شریفیان گفت که این‌گونه دخترش را حمایت می‌کند، اما در رشته‌های دیگر خیلی آگاه نیستم که آیا همه پدرها اجازه می‌دهند دخترانشان موسیقی بیاموزند یا محسن شریفیان به دلیل شخصیت دنیادیده‌اش چنین رفتاری را با دختر خود داشته است؟ امیدوارم که این اتفاق افتاده باشد. امیدوارم باقی اساتید موسیقی نواحی -که حافظان موسیقی ارزنده‌ای هستند- دخترانشان را هم تشویق کنند تا آنها هم با موسیقی که از پدرانشان به ارث گذاشته شده است، این راه را ادامه دهند.

موسیقی نواحی به صورت تخصصی به مناطق و شهرهای خاصی از کشورمان تعلق دارد و هر منطقه و هر قوم و نژاد برای خودش موسیقی اختصاصی دارد. در سال‌های اخیر شاهد بازآفرینی، پاپ شدن  یا الکترونیکی شدن برخی نواهای محلی بوده‌ایم؛ شاید به این خاطر که مخاطبان بیشتری داشته باشد، در صورتی که ممکن است این کار موجب تضعیف و فراموشی موسیقی اصیل نواحی شود. به نظر شما برای جلوگیری از خطر نابودی و فراموش شدن موسیقی اصیل نواحی، در برابر موسیقی پاپ چه می‌توان کرد؟

من از رویکردی با این تغییرات موافقم، زیرا این باعث می‌شود عامه مردم با موسیقی نواحی آشنا شوند. می‌بینیم که کامکارها سال‌ها در حوزه موسیقی نواحی کار کرده‌اند، نتایج فعالیت این گروه همیشه برای عوام نبوده، اما برای عوام قابل فهم بوده است و معمولا شاهد استقبال خوبی از سوی تماشاگران غیر هنری بودیم. به شخصه شاهدم که موسیقی کردی در بخشی از کره زمین پخش شد، تعداد زیادی موزیسین در نواحی مختلف فعال شدند و به کار خود ادامه دادند. من خیلی از عامیانه شدن موسیقی نواحی نمی‌ترسم، زیرا این را در خانواده خود دیده‌ام. موسیقی کردی و لباس کردی و ... توسط این خانواده و به بهانه موسیقی به تعداد زیادی از کشورها منتقل شده است.

اگر عامیانه کردن موسیقی نواحی، تا جایی باشد که از چارچوب این سبک بیرون نرود، اتفاق خوبی است. یعنی از سازهای همان منطقه استفاده شود و مثلا به سمت سازهای الکترونیک کشیده نشود که سنخیتی با موسیقی نواحی ندارند. مثلا در ۱۰ سال گذشته با گروه رستاک روبه‌رو شدیم. این گروه خیلی از کامکارها الهام گرفته‌ است. رستاک کاری کرد که موسیقی نواحی به میان مردم آورده شود تا مردم بنشینند و موسیقی لرستان، بلوچستان و شمال خراسان را گوش کنند. قبلا این سبک از موسیقی چیزی نبود که مردم عادی به راحتی گوش بدهند.

آیا موسیقی نواحی بدون این تغییرات و پیدا کردن حالت عامیانه می‌توانست تا این اندازه بین مردم گسترده شود؟

هیچ وقت نمی‌توانست تا این اندازه گسترده شود. من موافق فعالیت گروه‌هایی مانند رستاک و گروه فرج علی‌پور که با موسیقی لرستان چنین کاری کرده است، هستم. خیلی از اساتید هستند که موسیقی نواحی را با حفظ اصالت‌ها میان مردم آورده‌اند. تا زمانی که اصالت‌ها زیرپای گذاشته نشود، با این رویکرد مخالف نیستم. البته برخی از کارها هم غیرقابل شنیدن است، زیرا آنقدر به سمت فضای عامه‌پسند رفته‌اند که از اصالت خود دور شده‌اند. برخی اصوات دلنشین نیست و خواسته‌اند تکنیک‌های دیگری وارد آواز ایرانی کنند. امیدوارم مردم ایران و باقی کشورها موسیقی نواحی ما را بشناسند، زیرا ایران یکی از کشورهایی است که موسیقی نواحی را با قوم‌ها و نژادهای گوناگون دارد که واقعا زیباست. ایران رنگین‌کمانی از فرهنگ‌های گوناگون است. موسیقی هر گوشه‌ای از این کشور انسان را دیوانه می‌کند. مثلا عاشق‌های آذربایجان، موسیقی بلوچستان، کردستان، لرستان، چهارمحال و آوازهای بختیاری، شیراز، گیلان و مازندران را داریم. دست روی هر جایی بگذاریم موسیقی داریم و چه خوب است که به میان مردم آورده شود تا همه بشنوند.

موسیقی پاپ که این روزها می‌شنویم، موسیقی بدون هویت و با اشعاری ضعیف است. موسیقی بی‌هویتی که از آمریکا، ترکیه و کشورهای عربی تقلید می‌کند. این موسیقی را به بی‌هویت‌ترین شکل ممکن به خورد مردم می‌دهند و سالن‌های کنسرت آنها پر می‌شود، در نتیجه فرهنگ ایران به سوی نابودی می‌برند. ترجیح می‌دهم موسیقی نواحی به شکل عامیانه به میان مردم بیاید و مردم این سبک موسیقی را گوش دهند و سالن‌ها اجرایش را پر کنند تا آنکه موسیقی‌های بی‌هویت در ذهن مردم رسوخ کند.

گفت‌وگو از آیدین پورخامنه

همزیستی نیوز - نخستین تئاتری که بانوان ترکمن شهرستان «راز و جرگلان» از توابع استان خراسان شمالی بازیگر آن بودند روز پنجشنبه 16 ابان 98 در پلاتوی مجموعه فرهنگی هنری گلشن بجنورد به روی صحنه رفت و با استقبال علاقه‌مندان به این رشته روبه رو شد.

تهیه کننده این تئاتر به خبرنگار ایرنا اظهار داشت: تئاتر «زنان بی حضور آقایان» نخستین حضور بانوان ترکمن در صحنه است و امیدواریم ادامه داشته باشد.

رضا غلامی مطلق با بیان این که کارگران این تئاتر آزاده حیدرزاده و یکی دیگر از تهیه کنندگان نیز فرهاد سلیمانی است اظهار داشت: هر سه بازیگر این تئاتر بانوان شهرستان راز و جرگلان هستند که به بیان مشکلات بانوان ترکمن با زبان تئاتر می پردازند.  

وی افزود: اگر چه این بازیگران آماتور هستند اما توانسته اند به خوبی طرح مشکل کنند و امیدواریم این تئاتر پس از این اجرا، بازهم به روی صحنه رود.

یک اجرای خاص و متفاوت در تئاتر خراسان شمالی

 همچنین پایگاه خبری عصر اترک این اجرا را یک  اجرای خاص و متفاوت خواند و نوشت: امروز در سالن گلشن بجنورد یک نمایش خاص و متفاوت توسط دختران ترکمن اجرا شد.

به گزارش عصر اترک، این نمایش هنری به کارگردانی آزاده حیدرزاده و به تهیه کنندگی رضا غلامی مطلق و فرهاد سلیمانی با نام "زنان بی حضور آقایان"  به نویسندگی محمود ناظری است.

 در این تئاتر برای اولین بار سه خانم ترکمن از منطقه رازوجرگلان از جمله صاحب جمال رحیمی خبرنگار عصر اترک نقش آفرینی می کنند که برای اولین بار در استان خراسان شمالی صورت گرفته است.

صداوسیما پس از انتقاد مقام معظم رهبری، کمیته‌ای برای حفظ، ترویج و پاسداشت زبان فارسی تشکیل داد اما این کمیته از ۳۱ اردیبهشت تاامروز دستاورد قابل‌توجهی در این امر جز پایش مجریان نداشته است.

به گزارش ایرنا مدت‌ها بود صداوسیما به عنوان یک رسانه پرمخاطب برنامه‌هایی را تولید و پخش می‌کرد که نه فقط کمکی به ترویج، حفظ و نگهداری زبان و ادب فارسی نمی‌کرد؛ بلکه به زبان فارسی آسیب هم می‌زد. گاه سریال‌هایی تولید می‌شد و شخصیت‌های اصلی کلمات و جملاتی را استفاده می‌کرد که به هیچ‌وجه با زبان فارسی معیار سنخیتی نداشت و این موضوع در سریال‌های طنز بیشتر مشهود بود. این کلمات و جمله‌ها گرچه از زبان فارسی درست و فصیح دور بود و حتی به زبان کشور آسیب وارد می‌کرد؛  خیلی زود جای خود را میان افراد مختلف جامعه باز می‌کرد و وارد زبان روزمره می‌شد. یکی از آثار نمایشی در این زمینه سریالستایش ۳ بود که تا هفته پیش از شبکه سه سیما پخش می‌شد و یکی از نقش‌های اصلی از کلماتی بسیار سخیفی چون دکی، زکی برای جلب توجه مخاطبان استفاده می‌کرد.

مجریان و مهمانانی که فارسی نمی‌دانستند

مجریان صداوسیما نیز در یک دوره بسیار از کلمات خارجی استفاده می‌کردند و این ضربه دیگری بود که صداوسیما به زبان فارسی زد. کارشناسان تخصصی  و مهمانانی که در شبکه‌های مختلف سیما حضور پیدا می‌کردند و مقابل دوربین می‌نشستند، نیز توجهی به پاسداشت زبان فارسی نداشتند بلکه حتی احساس می‌کردند هر چقدر بیشتر از کلمات انگلیسی در بیان استفاده کنند درجه علمی خود را بالاتر می‌برند.

آگهی‌هایی که زبان بیگانه را تبلیغ کرد

یکی دیگر از مشکلات در این عرصه تبلیغات تلویزیونی بود. تبلیغاتی که پر بود از کلمات انگلیسی، این رخداد پس از چند سال باعث شد بیشتر تولید کنندگان برای اینکه محصولات خود را بهتر و بین‌المللی تر نشان دهند نام خارجی روی آن بگذارند.  همین مساله دلیل خوبی بود که کلمات خارجی برای کودکان و نوجوانان آشنا شود و به جای استفاده از واژه معادل فارسی، از این واژه‌ها استفاده کنند. به چشم نوجوانان که هنوز نمی‌توانند این آسیب‌ها را تحلیل کنند واژه‌هایی چون کوکی، لاکچری، پنیر پیتزا، سس مایونز و کچاب جذاب تر به نظر می‌رسید.

بودجه‌ای که خرج زبان فارسی نشد

صداوسیما به عنوان سازمانی با بودجه دولتی،  در یک دوره زمانی طولانی هیچ قدمی برای زبان فارسی برنداشت. برای پاسداشت زبان فارسی برنامه‌ای نساخت و حتی پای شعرخوانی و مشاعره را نیز از شبکه‌های تلویزیون برید. همه این مسائل باعث شد منتقدان، ادیبان و متخصصان زبان فارسی شروع به اعتراض کنند.

انتقاد رهبر انقلاب از صداوسیما و ترویج زبان بیهویت

رهبر معظم انقلاب اسلامی ۳۱ اردیبهشت سال جاری (همزمان با شانزدهم ماه مبارک رمضان) در دیدار با جمعی از استادان زبان و ادب پارسی و شاعران جوان و پیشکسوت به انتقاد از صداوسیما پرداخته و فرمودند: راجع به زبان فارسی بنده در حقیقت نگرانم. من از صدا و سیما گله ‌مندم. به جای اینکه زبان صحیح و معیار و صیقل‌ خورده‌ کاملا درست را ترویج کند،  زبان بی هویت را ترویج می‌کند. زبان بی هویتی که گاهی غلط و بدتر از همه پر از تعبیرات فرنگی و خارجی است. وقتی یک مجری یک تعبیر فرنگی از یک مترجم یا نویسنده را در صدا و سیما تکرار می‌کند، موجب عمومی شدن آن لغت و آلوده شدن زبان می‌شود. ما داریم مفت زبان خودمان را به زوائد مضر آلوده می‌کنیم.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره برخی ترانه‌های سخیف که از صداوسیما و پایان‌بندی سریال‌ها پخش می‌شود، گفتند: زبان فارسی قرن‌های متمادی است که عمدتا به‌ وسیله شاعران بزرگ حفظ شده و این‌گونه سالم و فصیح به دست ما رسیده است، بنابراین ما باید حرمت زبان را حفظ کنیم و اجازه نداریم با بی‌مبالاتی آن را به دست فلان ترانه ‌سرای بی‌هنر بدهیم که الفاظ را خراب کند و بعد نیز با پول بیت ‌المال در صداوسیما و دستگاه ‌های دولتی و غیردولتی پخش شود.

کمیته ترویج و حفظ زبان و ادبیات فارسی

پس از تاکید و انتقاد مقام معظم رهبری به عملکرد صداوسیما، این رسانه به فکر ترویج و پاسداشت زبان فارسی افتاد و در این راستا ستادی به نام ستاد ترویج و حفظ زبان و ادبیات فارسی نیز در صداوسیما تشکیل شد و مسعود احمدی افزایی مدیر وقت شبکه آموزش نیز به عنوان دبیر این ستاد مسئول پیگیری این امر مهم شد.

این ستاد تاکنون دو جلسه هم‌اندیشی با ادیبان و ویراستاران و زبان شناسان کشور برگزار و برنامه‌هایی در این عرصه تولید و روانه آنتن کرده است. به گفته احمدی‌افزایی، مجریان صداوسیما در این حوزه پایش شده و تقدیر می‌شوند یا اخطار می‌گیرند.  

ادیبان، زبان‌شناسان و ویراستاران اما معتقدند بهتر است صداوسیما دست از برگزاری این هم‌اندیشی‌ها بردارد و بیشتر تمرکز خود را روی حل مشکلات در این حیطه بگذارد. چون این جلسه‌ها باعث می‌شود دیرتر در این حوزه قدمی برداشته شود و زمان از دست می‌رود. این منتقدان باور دارند صداوسیما باید از ساخت برنامه‌های تخصصی در این حوزه منصرف شود چون مردم عادی بیننده این برنامه‌ها نیستند و در مقابل سعی کند در سریال‌ها یا برنامه‌های پربیننده زبان و ادبیات فارسی را ترویج دهد.

با بررسی‌های موجود صداو سیما از ۳۱ اردیبهشت سال جاری به صورت حرفه‌ای به جز پایش مجریان کاری دراین حیطه انجام نداده است.

فقط پایش مجریان به زبان فارسی کمک نمی‌کند

قائم مقام انجمن زبان‌شناسی ایران با تاکید بر نقش زبان به عنوان ابزار اصلی رسانه درباره نحوه عملکرد صداوسیما در حیطه حفظ زبان فارسی به خبرنگار فرهنگی ایرنا گفت: قطعا اگر برنامه‌ریزی دقیقی در سازمان صداوسیما اتفاق بیفتد کمک بزرگی به متخصصان زبان و ادبیات فارسی می‌شود؛  افرادی که در این عرصه علم دارند و تحقیق کرده‌اند.

فاطمه عظیمی اظهار داشت: اگر صداوسیما و رسانه‌ها خوب روی این موضوع متمرکز شوند، دست در دست همدیگر می‌توانیم، قدم‌های خوبی در این حوزه برداریم. درست است که مرحله اول پایش و آموزش مجریان تلویزیون است؛ اما باید روی همه برنامه‌های صداوسیما دقیق شد و مشکلات منجر به ترویج زبان بیگانه را حل کرد.

۳۱ سال پیش و نخستین نشست زبان فارسی در صداوسیما

وی خاطر نشان کرد: سال آینده فرهنگستان سوم (فرهنگستان فعلی) سی ساله می‌شود؛ یعنی ۳۰ سال است که در حیطه تخصصی در کنار واژه‌های عمومی واژه سازی می‌کند. چقدر به عنوان یک فارسی زبان با کلمات ساخته شده توسط این فرهنگستان آشنا هستیم. امروز چقدر رسانه‌ها از جمله صداو سیما همراه با واژه‌های فرهنگستان پیش رفته اند. زمانی که رسانه‌ها از این واژه‌ها استفاده نکنند؛ مردم نیز با این واژه‌ها آشنا نمی‌شوند و از آنها استفاده نمی‌کنند.

عظیمی‌فرد با تاکید بر نقش رسانه به عنوان بازوی اجرایی فرهنگستان برای ترویج و حفظ زبان فارسی،  گفت: رسانه اگر خوب عمل کند می‌تواند در سیاست گذاری زبان، فقط مجری نباشد بلکه سیاست‌گذاری کند. صداوسیما و رسانه‌های مکتوب مدت زیادی غفلت کردند. نمی‌خواهم دلیل این غفلت را باز کنم.  از دهه ۶۰ خورشیدی توجه به زبان اول، زبان معیار در سازمان صداوسیما شروع و اولین نشست تخصصی زبان رسانه سال ۶۷ برگزار شده است؛ یعنی دقیقا از ۳۱ سال پیش. سال ۷۰ شورای عالی ویرایش سازمان صداوسیما تشکیل شد،  سال ۷۱ دومین نشست تخصصی زبان رسانه برگزار و بزرگان ادب فارسی به این نشست رفت و آمد داشتند.

گسترش شبکه‌ها یکی از دلایل غفلت صداو سیما بود

عظیمی فرد با اشاره به اینکه دلایل غفلت صداوسیما و دیگر رسانه‌ها در استفاده از زبان فارسی به طور تخصصی باید پیگیری و حل شود گفت: یکی از دلایل این بود که شبکه‌ها زیاد شد و این گستردگی منجر به فراموشی برخی موضوعات؛  آن هم دقیقا موضوعاتی که باید بیشتر به آنها توجه می‌کردیم و برنامه‌ریزی‌های خاصی برایش تدارک می‌دیدم.  از ماه رمضان امسال اتفاقی افتاد و رهبری مشخصا از سازمان صداو سیما خواست نسبت به برخی مسائل متمرکز شود،  من به عنوان یک زبان‌شناس خیلی خوشحال هستم از این موضوع و از فرصتی که پیش آمده است.

قائم مقام انجمن زبان‌شناسی در پایان عنوان کرد: برخی از اتفاق ها در سازمان صداوسیما افتاد که دستاورد خوبی برای زبان و ادبیات فارسی داشت. شاید این اطلاعات را کمتر کسی داشته باشد اما هر فردی که بخواهد کارمند رسمی صداو سیما باشد حتما باید در آزمون زبان فارسی شرکت کند و نمره خوبی بگیرد. یکی از دستاوردهای اولین نشست تخصصی زبان فارسی در دهه ۶۰ این بود: افرادی می‌توانند دراین سازمان کار کنند که زبان و ادبیات فارسی را به‌خوبی بشناسند، از کارمند اداری تا نویسنده. به هر حال امروز خوشحالم که قرار است به صورت جدی روی این موضوع کار کنیم و امیدواریم به دستاوردهای خوبی در این راستا برسیم.

روز دوشنبه، ۴ نوامبر "بنیاد جایزه دستاورد علمی" (Breakthrough Prize) اعلام کرد: جایزه بزرگ ریاضیات موسوم به "مرزهای نوین" (New Frontiers Prize) به افتخار ریاضیدان فقید "مریم میرزاخانی" نام‌گذاری شده است.

به گزارش ایسنا و به نقل از سایت بنیاد جایزه دستاورد علمی، دو سال پس از فوت مریم میرزاخانی اولین زن و اولین ایرانی برنده جایزه فیلدز و استاد تمام دانشگاه استنفورد، بنیاد جایزه دستاورد علمی، جایزه بزرگ ریاضیات موسوم به "مرزهای نوین" که برای زنان ریاضیدان جوان درنظر گرفته را به افتخار میرزاخانی به نام وی نامگذاری کرده است.

این بنیاد جایزه ۵۰ هزار دلاری مذکور را به زنان ریاضیدان جوانی که در دو سال منتهی به زمان اعلام جایزه، دکترای خود را در زمینه ریاضیات دریافت کرده باشند، اهدا می‌کند. این جایزه ممکن است به دو یا چند نفر اهدا شود. این بنیاد خبر مذکور را طی مراسمی که یکشنبه ۳ نوامبر برگزار کرده بود، اعلام کرد و خبر را دوشنبه بر روی سایت خود قرار داد.

در این مراسم افراد مشهوری چون "مارک زاکربرگ" (Mark Elliot Zuckerberg)، مؤسس فیسبوک نیز حضور داشتند.

جایزه موفقیت‌های علمی یا جایزه دستاورد علمی (Breakthrough Prize) مجموعه جوایزی بین‌المللی هستند که از سوی هیات مدیره این جایزه به پاس پیشرفت‌های علمی در سه شاخه علوم زیستی، فیزیک بنیادی و ریاضیات اعطا می‌شود.

این جوایز را "سرگئی برین" و "ان ویسیکی"، "مارک زاکربرگ" و "پریسیلا چان"، "یوری میلنر" و "جولیا میلنر" و "جک ما" و " ما هواتنگ " بنیاد نهادند.  برندگان هر یک از این سه شاخه مذکور، سه میلیون دلار جایزه می‌گیرند.

"ریچارد تیلور" (Richard Taylor)، رئیس کمیته انتخاب بنیاد جایزه دستاورد علمی ریاضیات، گفت: ما امیدواریم که جایزه مرزهای نوین که به نام "مریم میرزاخانی" نامگذاری شده، الهام‌بخش زنان جوان مشتاق به علم ریاضی باشد تا این علم را دنبال کنند. شناسایی زنان الهام‌بخش در رشته ریاضیات، ادای دینی به ذهن زیبا و درخشان مریم میرزاخانی خواهد بود.

طی این مراسم علاوه بر نامگذاری جایزه‌ای به نام این دانشمند ایرانی، بنیاد جایزه دستاورد علمی این جایزه را به همکار قدیمی و همیشگی دکتر میرزاخانی ، "الکس اسکین" (Alex Eskin) استاد دانشگاه شیکاگو بخاطر اکتشافات انقلابی وی و مریم میرزاخانی در زمینه "پویایی در فضاهای ماژول" (dynamics on moduli spaces) از جمله اثبات "قاعده گرز جادویی" (magic wand theorem) " جایزه دستاورد علمی ریاضیات ۲۰۲۰" (۲۰۲۰ Breakthrough Prize in Mathematics) اهدا کرد.

تحقیق اصلی اسکین و میرزاخانی که در سال ۲۰۱۳ منتشر شد، مجر به اتفاقات و نتیجه‌گیری‌های بسیاری در ریاضیات از جمله "مساله روشنایی" (Illumination problem) شد.

طی این مساله این سؤال مطرح می‌شود که آیا یک پرتو نور حاصل از یک منبع در داخل یک اتاق آینه هر یک از نقاط آن اتاق را روشن می‌کند یا اینکه بعضی از نقاط برای همیشه تاریک باقی می‌مانند. اسکین و میرزاخانی پس از مطالعه در سطوح انتزاعی چند بعدی به این نتیجه رسیدند که در اتاق‌های چند ضلعی با چند زاویه، فقط تعداد محدودی از نقاط  آن اتاق، تاریک می‌مانند.

مریم میرزاخانی

مریم میرزاخانی، نابغه ریاضیات و برنده جایزه فیلدز (مدال بین‌المللی اکتشافات برجسته در ریاضی) در ۲۲ اردیبهشت ۱۳۵۶ در تهران به دنیا آمد. تحصیلات متوسطه را در دبیرستان فرزانگان تهران گذراند و طی سال‌های ۱۳۷۳ و ۱۳۷۴ توانست دو بار مدال طلای المپیاد کشوری را از آن خود کند. پس از آن نیز در المپیاد جهانی ریاضی در هنگ‌کنگ (۱۹۹۴) و کانادا (۱۹۹۵) رتبه نخست جهانی را با نمره کامل به دست آورد.

وی پس از این سال‌ها و دریافت مدرک کارشناسی ریاضی از دانشگاه شریف، تحصیلات خود را در دانشگاه هاروارد ادامه داد. میرزاخانی پیش از این توانسته بود اثبات ساده‌ای برای یک قضیه ریاضی را در ماهنامه انجمن ریاضی آمریکا به چاپ برساند. او تا مقطع دکتری به تحصیل در هاروارد ادامه داد، پس از آن به پرینستون رفت و پس از اخذ درجه استادتمامی در این دانشگاه، از سپتامبر ۲۰۰۸ به تدریس در دانشگاه استنفورد مشغول شد. میرزاخانی درحقیقت در تلاش بود تا معمای ابعاد گوناگون فرم‌های غیرطبیعی هندسی را حل کند. ظاهر نافرم این اشکال انتزاعی، محاسبه حجم آن‌ها را به معمایی جدی برای ریاضیدانان مبدل کرده ‌است. میرزاخانی با یافتن راهی جدید دست به یک ابتکار عمل بزرگ زد و با ترسیم یک‌سری از حلقه‌ها بر روی سطح این گونه اشکال پیچیده، به محاسبه حجم آن‌ها پرداخت. کاربردهای عملی اندکی برای پژوهش او وجود دارد، اما اگر مشخص شود که جهان توسط هندسه هذلولی اداره می‌شود، کار او می‌تواند به تعریف دقیق شکل و حجم آن کمک کند.

از او افتخارات زیادی به جا مانده، از قرار گرفتن در فهرست ۱۰ نفره نشریه پاپیولر ساینس به عنوان افرادی که افق‌های تازه‌ای در مرزهای جهان گشوده‌اند تا دریافت جایزه فیلدز که بالاترین نشان افتخار در رشته ریاضی است؛ اما آنچه بیش از همه‌چیز جلب نظر می‌کند، شخصیت والای علمی او و شیوه‌ای است که در کلام برترین دانشمندان جهان به تصویر درآمده است. مدال فیلدز هر چهار سال یک بار در "کنگره بین‌المللی ریاضی" به ریاضیدان‌های برجسته زیر ۴۰ سالی اعطا می‌شود که دستاورد قابل‌توجهی در علم ریاضیات داشته‌اند. در حال حاضر نیز میرزاخانی، تنها زن در فهرست ۵۶ برنده این مدال است.

مریم میرزاخانی، بینش جدیدی را نسبت به ریاضیات به ما نشان داد. نبوغ، این بار خود را در قالب یک زن ایرانی به جهان نشان داد که روی برگه‌های نامحدود، نظریاتی را ارائه می‌داد.

بخشی از متنی که این دانشمند بزرگ در هنگام دریافت جایزه فیلدز قرائت کرد، به شرح زیر است:

"بدون علاقه داشتن به ریاضی ممکن است آن را سرد و بیهوده بیابید. اما زیبایی ریاضیات خود را تنها به شاگردان صبور نشان می‌دهد. پُرارزش‌ترین بخش مطالعه ریاضی، لحظه‌ای است که می‌گویی آها! ذوق کشف و لذت فهمیدن چیزی جدید. احساس ایستادن بالای یک بلندی و رسیدن به دیدی شفاف و واضح."

بدون شک مریم میرزاخانی خود شاگرد صبوری بود که لذت حقیقی کشف علمی را چشیده و هر لحظه از زندگی پربارش را بی‌دریغ وقف تلاش علمی خود کرد.

مریم میرزاخانی، ریاضیدان ایرانی، سال ۹۶ در اثر سرطان از دنیا رفت. روزنامه "ایندیپندنت" در پی درگذشت نابغه ریاضی ایران و جهان گزارش جامعی را به وی اختصاص داد.

"ایندیپندنت" در این باره نوشت: مریم میرزاخانی که در سن ۴۰ سالگی به دلیل ابتلا به سرطان سینه درگذشت، یک ریاضیدان کارکشته و اولین زنی بود که مدال «فیلدز» معروف به نوبل ریاضی را به دست آورد. مدال فیلدز بالاترین جایزه در رشته ریاضیات و معادل جایزه نوبل است. "مارک تسیر لاوین" رئیس دانشگاه استنفورد، در ادای احترام به مریم میرزاخانی گفت: «مریم یک نظریه‌پرداز درخشان ریاضی و همچنین یک فرد فروتن بود که جوایز خود را تنها به این امید که دیگر زنان را به ادامه دادن مسیر خود تشویق کند، دریافت می‌کرد. سهم او به عنوان یک دانشمند و نقش اساسی وی مهم و پایدار است و جای او در این‌جا، دانشگاه "استنفورد" و در سراسر دنیا، عزیز و خالی خواهد بود.»

 
 

همزیستی نیوز - محمد پارسانسب که از مؤلفان کتاب‌های درسی است با بیان این‌که در جریان کامل حذف متون کتاب‌های درسی نیست، می‌گوید: هر بلایی می‌خواهند سر کتاب‌های درسی می‌آورند و برای‌شان مهم نیست.

 این استاد دانشگاه و مؤلف کتاب‌های درسی زبان و ادبیات فارسی در گفت‌وگو با ایسنا، در پی انتشار فهرستی با عنوان «حذفیات کتاب‌های درسی ادبیات فارسی» که در فضای مجازی دست‌ به دست می‌شود و از حذف شعر و داستان‌هایی از ادبیات کلاسیک و معاصر و جایگزینی متن‌ها و نام‌هایی دیگر حکایت دارد، با بیان این‌که به صورت کامل در جریان نیست و با مطالبی که در فضای مجازی منتشر شده مطلع شده است، اظهار کرد: ما آن زمان فقط کتاب را تألیف کرده‌ایم و دیگر ارتباطی با سازمان پژوهش‌ و برنامه‌ریزی آموزشی نداریم. به تعبیر خودشان کتاب را خریده‌اند  و هر بلایی که دل‌شان می‌خواهد سر آن می‌آورند. آن‌ها به صورت صفحه‌ای برای تألیف کتاب قرارداد می‌بستند و بعد رابطه مولف با سازمان پژوهش قطع می‌شد. خودمان چندین‌بار به آن‌ها گفته‌ایم این شیوه غلط است.

او در ادامه متذکر شد: درست است که کتاب‌ها به اصلاح و بازنگری نیاز دارند، اما بهترین کسی که می‌تواند کتاب‌ها را اصلاح کند، مؤلف آن است، که این اتفاق نیفتاده است. کتاب‌ها را دست یک‌سری افراد که به عنوان کارشناس هستند، داده‌اند و آن‌ها هم هرکاری دل‌شان خواسته با کتاب‌ها کرده‌اند. اخیرا حتی عنوان کتاب‌ها را هم عوض کرده‌ و کتاب دیگری ساخته‌اند. ما مؤلفان در جریانش نیستیم؛ البته من به سهم خودم در جریانش نیستم، زیرا هیچ ارتباطی با سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی ندارم، نه از ما می‌پرسند و نه نظرخواهی می‌کنند و نه اطلاع می‌دهند.

پارسانسب درباره آسیب‌های حذف این شعرها و داستان‌های ادبیات کلاسیک و معاصر بیان کرد: کتاب درسی مجموعه‌ای منسجم است که با هدف خاصی نوشته می‌شود؛ ابتدا اهداف تعریف و جهت‌ها مشخص می‌شود و بر اساس این اهداف، متون انتخاب و درس‌ها چیده می‌شود. تنظیم متون کتاب درسی از یک نظم صوری و درونی پیروی می‌کند. طبیعتا زمانی که درس‌ها را جابه‌جا یا حذف می‌کنند قائل به این نظم و نظام نیستند و هر اتفاقی بیفتد فرقی نمی‌کند و بالاخره وقت دانش‌آموز به نحوی پُر می‌شود.

او خاطرنشان کرد: زمانی که کتاب درسی را می‌نوشتیم برای تنظیم فصل‌ها قاعدتا به مجموعه تاریخ ادبیات و سیر تاریخ ادبیات توجه داشتیم. زمانی که این موضوع حذف می‌شود معلوم نیست چه بلایی سر کتاب می‌آید. اگر خود مؤلفان حذف کنند باز این نظم را درنظر دارند و جایگزینی برای آن می‌یابند، اما زمانی که این نباشد می‌شود شیر بی‌یال و دم و اشکم. حدف ادبیات کلاسیکش یک جور است و حذف ادبیات معاصر هم جور دیگری است. این همه متن زیبا را به یک بهانه سست حذف کرده‌اند؛ این‌که اسم این آدم نباشد یا فلان متن شایسته نیست. این‌ها استدلال‌های قوی‌ای نیست.

این استاد دانشگاه و مؤلف کتاب درسی در پایان تأکید کرد: متن‌هایی را برایم ارسال کرده بودند که چه چیزهایی حدف شده است. واقعا دقیق در جریان نیستم و نمی‌دانم. باید کتاب‌های‌مان به‌روز شود، اما این به‌روز بودن به معنای بی‌نظمی، شلختگی و پریشانی نیست. به‌روز بودن یعنی اقتضائات زمانه را درنظر گرفتن، اما مثلا شعر و ادبیات کلاسیک  را نمی‌توان کنار گذاشت. باید متن‌هایی تولید شود. وقتی متن‌های جایگزین را دیدم موجه شدم به کسانی متعلق است که هنوز تمرین نوشتن می‌کنند و کتابی ننوشته‌اند و متن‌های‌شان در کتاب‌ها آمده که این متن‌ها جالب نیست. ما باید فرهنگ و پیشینه فرهنگی خودمان را به بچه‌ها منتقل کنیم. اما نمی‌دانم راهش کجاست و بچه‌ها کجا باید سراغش بروند و با آن آشنا شوند.

همزیستی نیوز - معاون آموزشی سابق دانشگاه تهران و عضو هیات علمی این دانشگاه، دلیل افزایش فارغ التحصیلان بیکار در مقطع دکتری را فراهم نکردن شغل برای فارغ التحصیلان کارشناسی و ارشد دانست و گفت: برای این تعداد از فارغ التحصیل دکتری " شغل تخصصی" وجود ندارد، از سوی دیگر بیکاری از مقاطع قبل به مقطع دکتری سرایت می‌کند.

دکتر سید مهدی قمصری معاون آموزشی سابق دانشگاه تهران در گفتگو با ایسنا، با اشاره به اینکه تعداد زیادی از فارغ‌التحصیلان مقطع ارشد، پشت خط ورود به دوره دکتری قرار می‌گیرند، اظهار کرد: ورود حجم زیادی از فارغ‌التحصیلان ارشد با هر شیوه جذبی مشکلات زیادی از جمله بیکاری را ایجاد خواهد کرد.

دکتر قمصری تشریح کرد: در کشورهای مطرح فقط کسانی داوطلب ورود به مقطع دکترا می‌شوند که قصد دارند در حوزه‌های تحقیقاتی فعالیت کنند و مسائل را آکادمیک دنبال کنند، افرادی که به دنبال کار هستند بعد از تحصیل، جذب بازار کار می‌شوند و دوره دکتری را صرفاً به عنوان یک ضرورت برای ادامه تحصیل در نظر نمی‌گیرند.

این استاد دانشگاه تهران با بیان اینکه بیکاری از مقاطع قبل به مقطع دکتری سرایت می‌کند، گفت: وقتی نمی‌توانیم برای دانشجویان کارشناسی و ارشد شغل فراهم کنیم، ادامه تحصیل در مقطع دکتری دردی را دوا نمی‌کند. زیرا هر گرایشی در مقطع بالاتر، تخصصی‌تر خواهد شد. مثلاً دانشجوی کارشناسی می‌تواند در بسیاری از مشاغل مشغول فعالیت شود، ولی همین دانشجو با ورود به مقطع دکتری بر یک موضوع متمرکز می‌شود و در نتیجه شغل مرتبط با رشته‌اش خیلی محدود تر خواهد شد.

وی افزود: طبیعتاً برای این حجم از فارغ‌التحصیلان دکتری "شغل تخصصی" وجود ندارد که دولت بخواهد آن را فراهم کند، مگر اینکه این فارغ التحصیلان شغلی را انتخاب کنند که مرتبط با مدرکشان نباشد.

عضو هیات علمی دانشگاه تهران با اشاره به اینکه فردی که در یک رشته تخصص می‌گیرد عمر و وقتش را صرف می‌کند، گفت: اینکه دانشجویان بعد فارغ‌التحصیلی، بخواهند وارد شغلی شوند که ربطی به تخصص آنها ندارد، نمونه بارز هدر دادن سرمایه است.

دکتر قمصری با بیان اینکه اگر این سرمایه‌های هدر رفته را در تعداد این افراد ضرب کنیم عدد بسیار بزرگی می‌شود و خسارت اقتصادی بسیاری در پیش دارد، ادامه داد: اگر فعالیت واحدهای کم کیفیت را متوقف کنیم و مجموعه‌های قوی‌تری با کیفیت بهتری ایجاد کنیم، انگیزه‌ی بیشتری برای دانش آموزان و دانشجویان آینده فراهم می‌شود تا با جدیت در مقاطع آموزشی پایه و تحصیلات تکمیلی درس بخوانند.

وی افزود: در حال حاضر دانشجویان در مقطع کارشناسی با جدیت گذشته درس نمی‌خوانند، حتی در خیلی از کلاس‌ها شرکت نمی‌کنند این مسئله در حال سرایت به دکتری است.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه بسیاری از صاحبان سرمایه و شغل، دنبال نیروهای کیفی حتی با مدرک پایین‌تر هستند، گفت: در مقطع دکتری علاوه بر بخش آموزشی، یک بخش مهم‌تر به نام پژوهش وجود دارد که در کشور ما به جز عده اندکی که با تلاش فردی برای پژوهش‌های خود کیفیت ایجاد می‌کنند، عموم پژوهش‌ها با کمترین کیفیت انجام می‌شوند، به همین دلیل بسیاری از فارغ‌التحصیلان مقطع دکتری شغل مناسبی پیدا نمی‌کنند.

دکتر قمصری معتقد است: وزارت علوم از هم‌اکنون باید برای حل مشکل بیکاری در مقطع دکتری، اقدام کند و اجازه ندهد این روند غیر منطقی ادامه پیدا کند و تبدیل به مشکلی اجتماعی شود.

وی افزود: بهترین راه برای جلوگیری از گسترش پدیده بیکاری دانشجویان دکتری، روی آوردن به استانداردهای قابل قبول بین‌المللی است، اگرچه در بعضی مراکز آموزشی ظرفیت‌هایی ایجاد شده است که قابل تغییر نیستند ولی حداقل باید پذیرش دانشجو مطابق فرمول‌های بین‌المللی و منطق صحیح انجام شود.

به گفته این استاد دانشگاه، اگر دانشگاهی با حداقل تعداد هیئت علمی تأسیس شد باید بپذیرد که فقط در مقطع کارشناس دانشجو تربیت کند. همچنین اگر دانشگاهی سال‌ها شرایط آموزش یک رشته را داشته، اما اکنون اعضا هیئت علمی آن کاهش پیدا کرده است باید فعالیت این رشته را متوقف کند، زیرا لزومی ندارد به هر قیمتی ادامه دهد.

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، در ادامه تصریح کرد: تاوان اینکه اعضا هیئت علمی دانشگاه‌های تازه تأسیس برای ارتقای شغلی و حرفه‌ای مستلزم داشتن دانشجوی ارشد و دکتری هستند را نباید جوانان دهند. همچنین به دلیل اینکه تمایل ورود به مقطع کارشناسی در خیلی از رشته‌ها کم شده است، دانشگاه‌ها نباید برای حفظ چرخه اقتصاد مقطع کارشناسی ارشد و دکتری را با هر استانداردی راه اندازی کنند.

دکتر قمصری با اشاره به اینکه این گستردگی عجب و غریب مراکز آموزش عالی در هیچ جای دنیا وجود ندارد، گفت: در کشورهای مطرح، مراکز آموزش عالی با استانداردهای مشخصی تشکیل می‌شوند و امکانات رفاهی متناسب با شأن کسی که قرار است دانشجو خطاب شود فراهم می‌شود، ضمن اینکه آموزش عالی با آموزش دوره‌های قبل از دانشگاه متفاوت است و دولت‌ها هیچ الزامی ندارند که برای همه افراد شرایط تحصیلات تکمیلی را فراهم کنند.

وی افزود: وظیفه دستگاه‌های نظارتی است که با جدیت بیشتری بر این موضوع نظارت کنند؛ زیرا این دانشجوها سرمایه کشور هستند که در صورت عدم نظارت صحیح این سرمایه‌ها تلف می‌شوند، با ورود به مقطع دکتری توقعات اجتماعی دانشجویان مانند یافتن اشتغال مناسب و در نتیجه دست یافتن به زندگی لوکس افزایش پیدا می‌کند، در حالی در واقعیت این توقعات ایجاد شده پاسخ داده نمی‌شود.

عضو هیات علمی دانشگاه تهران، با اشاره به اینکه رویدادهای اجتماعی مستقیماً بر آموزش عالی تأثیر دارند، گفت: در زمینه اصلاحات آموزش عالی مخالفت‌ها و مقاومت‌های زیادی از سوی برخی مقامات وجود دارد، افراد به دلایل مختلف با این مخالفت انگیزه‌های متفاوتی را دنبال می‌کنند. برای مثال هر زمانی سیستم آموزش عالی قصد دارد گام جدی برای اصلاحات بردارد، این اتفاق با یکی از انتخابات هم زمان می‌شود و طبیعتاً هیچ کاندیدا یا نماینده‌ای علاقه مند نیست، مراکز آموزش عالی شهرش دستخوش تغییراتی شوند.

به عقیده دکتر قمصری، قبل از اینکه کشور وارد بحران‌های جدی سیاسی و اقتصادی شود باید برنامه‌ریزی‌های بلند مدت انجام شود.

وی در پایان از مسئولان وزرات علوم خواست تا جایی که در توان است با جدیت بیشتر این مسائل را پیگیری کنند و بر کیفیت آموزش عالی نظارت داشته باشند تا وضعیت اشتغال فارغ‌التحصیلان بهبود پیدا کند.

همزیستی نیوز - برخی اوقات ادای دین به دیگران می‌تواند تحقیرآمیز باشد؛ جامعه به ما آموخته به چه کسانی و چگونه احترام بگذاریم و بالعکس؛ واقعیت این است که در جوامع امروزی احترام به شکل نابرابری ادا می‌شود؛ این‌ها دلایل جامعه‌شناختی دارد که «ریچارد سنت» به آن پرداخته است.

کتاب «احترام: تکوین منش در جهان نابرابری‌ها» در سال ۲۰۰۳ به همت ریچارد سِنِت، جامعه‌شناس آمریکایی نوشته شد؛ این کتاب  ۴ بخش و ده فصل دارد. طرح مسئله کتاب در بخش اول با عنوان «کمبود احترام» صورت می‌گیرد. در بخش دوم سِنِت جزئیات «تحقیقی درباره احترام» را شرح می‌دهد. سپس در بخش سوم «بحثی در مورد خدمات اجتماعی» ارائه می‌کند و در نهایت در بخش آخر به رابطه میان «منش و ساختار اجتماعی» می‌پردازد.  

سِنِت در بخش اول این کتاب با عزیمت از تجربه زیسته خود از کودکی تا بزرگسالی، مسئله «کمبود احترام» را در جوامعی که شاهد انواع گسترده‌ و شدیدی از نابرابری‌ها هستند، مطالعه کند. سنت در طرح این مسئله همزمان تحت تاثیر دو سنت در مطالعات جامعه‌شناسی انتقادی است. نخست سنتی که متاثر از جریان‌های مارکسیستی، مسئله نابرابری اقتصادی را در کانون توجه خود قرار می‌دهد و دوم سنتی که با الهام‌گیری از جریانات مطالعات فرهنگی، مسئله به رسمیت‌شناسی در حوزه فرهنگ را در مد نظر قرار می‌دهد. در این مطالعه سِنِت ابعاد متضادی از احترام را که در پدیده‌های واحد به وجود می‌آید مطالعه کرده است. پیامدهایی که با نیت رفتار همسو نیستند، برای سِنِت، اهمیت زیادی دارد. پیچیدگی ابعاد پدیده‌ها و تبعات ناخواسته آنها، مدام در این کتاب تحلیل شده است.      

 سوال سنت در این پژوهش آن است که «چگونه می‌توان با احترام مشترک از مرزهای نابرابری عبور کرد؟»(سنت، ۱۳۹۸ : ۳۷) سنت در آغاز کتاب مسئله خود را اینگونه طرح می‌کند که چرا علیرغم اینکه در عرضه احترام در جامعه بر خلاف منابع اقتصادی، محدودیت و هزینه‌ای وجود ندارد، جامعه اقلیتی از جامعه را انتخاب کرده و به رسمیت می‌شناسد و بقیه را دچار کمبود حس احترام و به رسمیت‌شناسی می‌کند؟     

برای مطالعه این مسئله سنت از تجربه زندگی شخصی خود آغاز می‌کند: سفیدپوستی متعلق به طبقه پایین و متولد شیکاگو. دوران کودکی او در ایامی سپری شد که دولت رفاه در آمریکا قدرتمند بود. سنت خود یادآور می‌شود «من در نظام رفاه اجتماعی بزرگ شدم، سپس به کمک استعدادهایم از آنجا گریختم» (همان : ۱۴)

تجربه وی در هم‌زیستی سیاهپوستان و سفیدپوستان در محله کابرینی شیکاگو، دشواری‌های فراوانی را در مسئله احترام نشان می‌دهد. «نابرابری‌های مربوط به طبقه و نژاد به روشنی رفتار احترام آمیز مردم با یکدیگر را دچار مشکل می‌سازد» (سنت، ۱۳۹۸ : ۶۷)  گاه حفظ عزت نفس احترام در برابر احترام گروهی قرار می‌گیرد. «عدم تناسب بین اعتماد به نفس و توجه به دیگران» (همان : ۶۷) تبدیل به مسئله می‌شود. از سوی سفیدپوستان «هر پاسخی که نشان از ترحم به سیاه پوستان فقیر داشت، متکبرانه به حساب می‌آمد. سفیدپوستان بین تعهد و ترس از اهانت گرفتار بودند» (سنت، ۱۳۹۸ : ۳۷)

ریچارد سنت؛ جامعه شناس

چگونه خیرخواهی می‌تواند به ضدخود تبدیل شود؟

در فضای نابرابر حتی اعمال خیرخواهانه به ضد خود تبدیل می‌شوند. «نیکوکاری خود قدرت زخم زدن دارد، ترحم می‌تواند تحقیر ایجاد کند و شفقت می‌تواند با نابرابری ارتباط نزدیکی داشته باشد» (سنت، ۱۳۹۸ : ۳۵)

سِنِت معتقد است سه‌ نوع منش در جامعه موجب کسب احترام می‌شود: «رشد توانایی‌ها و مهارت‌ها»، «خودکفاشدن» و «ادای دین به دیگران». در عین حال هر سه اینها می‌توانند در شرایط نابرابر به ضد خود بدل شوند. خودکفایی و رشد توانایی‌ها و مهارت‌ها می‌توانند به عاملی برای نادیده‌گرفتن حقیقت نابرابری‌های اجتماعی بدل شوند. حتی استعدادهای نابرابر انسان‌ها خود به عاملی جهت کاهش احترام نسبت به کسانی که استعداد کمتری دارند می‌شوند. سِنِت با ارجاع به نقل قولی از روسو می‌نویسد «کسی که از همه بهتر می‌رقصد یا آواز می‌خواند، کسی که از همه خوش‌روتر، قدرتمندتر و چیره‌دست‌تر است، از همه بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد و این اولین گام به سوی نابرابری و همزمان اولین گام به سوی فساد است» (همان : ۱۱۷) 

 ادای دین به دیگران نیز می‌تواند به ترحم و تحقیر تبدیل شود. در برابر کثرت مواجهه با رنج و درد می‌تواند به «فرسایش ترحم» و بی‌تفاوتی انسان‌ها بدل شود. سِنِت با ارجاع به آرای مارسل موس، انسان‌شناس فرانسوی و پژوهش‌های او پیرامون «هدیه»، متقابل بودن احترام را شرط ممکن شدن آن می‌داند. یعنی وجود رابطه‌ای دوطرفه. در حالی که در بسیاری از اشکال خدمت‌رسانی اجتماعی، خدمت‌رسان‌ها هیچ نیازی به خدمت‌گیرندگان ندارند و بر آنها اعمال سلطه می‌کنند. به همین دلیل رابطه میان خدمت‌رسان و خدمت‌گیرنده نابرابر است و فاقد احترام متقابل.

 جامعه به چه کسانی احترام می‌گذارد؟

از نظر سنت «شرم از وابستگی» یکی از دلایل مهم ممکن شدن احترام متقابل است. جامعه به کسانی احترام می‌گذارد که مستقل بوده و به دیگران وابستگی نداشته باشند. همانطور که کانت تاکید کرده است بلوغ در برابر صغارت قرار می‌گیرد. این مسئله تاثیر زیادی بر نحوه اعمال سیاست‌های رفاهی دارد. جایی که سیاست رفاهی و به طور کلی کمک به دیگران با گونه‌ای «طفل‌سازی» همراه است، احترام به وجود نمی‌آید بلکه «سرسپردگی داوطلبانه» تقویت می‌شود. در چنین چارچوبی سیاست‌های رفاهی به این سمت سوق پیدا کردند که میان فقیر مولد و کاری با فقیر اعانه‌بگیر و ناتوان از کار تمایز قائل شوند. فقیر کاری احترام کسب می‌کرد و فقیر اعانه‌بگیر تحقیر می‌شد. اما همین مسئله موجب پیدایش پدیده شرم از درخواست کمک نیز می‌شد. چون درخواست‌کننده کمک، صغیر و ناتوان پنداشته شده و تحقیر می‌شد. سِنِت اینجا نیز به پیچیدگی واقعیت اجتماعی اشاره دارد.  

یکی از ‌مهم‌ترین راه‌حل‌ها برای از بین بردن حس رابطه نابرابر و تحقیر، حذف ترحم از خدمات اجتماعی بوده است. اجرای این سیاست به خصوص در دوران دولت رفاه به اوج خود رسید. به این شکل که دولت خدمات واحدی نظیر هزینه‌ای ثابت برای بهداشت و آموزش را به همه جامعه ارائه کند. اما چنین شکلی از خدمت‌رسانی نه فقط برای ایجاد همبستگی اجتماعی در جامعه کافی نیست، بلکه به احساس بی‌تفاوتی افراد نسبت به یکدیگر دامن می‌زند. از بین بردن روابط شخصی، دامن‌زدن به بی‌تفاوتی، به رسمیت‌شناخته نشدن افراد و تبدیل دولت به یک نهاد دیوانسالار ارائه دهنده خدمات اجتماعی در دوره دولت‌های رفاه، باعث حمله روشنفکرانی مانند میشل فوکو(در کتاب مراقبت و تنبیه) و اروینگ گافمن(در کتاب بیمارستان‌های روانی) به دیوانسالاری مراقبت شد. این حمله در دهه ۸۰ میلادی به ابزاری در دست دولت‌های وقت برای کاهش مداخله دولت در امور اجتماعی و نهادزدایی از خدمات اجتماعی بدل شد. با محدودشدن ساختارهای نهادی خدمت‌رسانی اجتماعی، جای آنها را شرکت‌های انعطاف‌پذیر ارائه خدمات اجتماعی گرفتند. شرکت‌هایی که به جای خدمات اجتماعی دائم، خدمات اجتماعی موقت و کوتاه‌مدت ارائه می‌کردند. معنای این امر تغییر از «فراهم سازی مزایا برای همه شهروندان به عنوان یک حق به سیاستی دو ملتی است که در آن امتیازهایی با تامین مالی خود، برای افراد مرفه و صدقه‌ای ننگ‌آور و انضباطی برای افراد نامرفه وجود دارد» (همان : ۲۳۱) قیمت رهایی از سلطه نهادهای دیوانسالار سلطه‌گر، کوچک‌سازی دولت، خصوصی‌سازی خدمات اجتماعی و از بین رفتن بخش مهمی از ساختارهای ایجادکننده رفاه اجتماعی بود. به گفته سِنِت جوامع «با وجود آزادی‌های این جهان دگرگون‌شده، چیزی را در آن از دست داده بودند. آنان روشی برای ساختار بخشیدن به احترام متقابل را از دست داده بودند» (همان : ۲۲۲)

اما سوال اصلی برای خدمت‌رسانی بهتر به خدمات‌گیرندگان همچنان باقی ماند که «چه نوع نهادی می‌تواند آنان را قادر سازد تا در موقعیت وابستگی خود مشارکت کنند؟ آنها چگونه می‌توانند هم حمایت و هم خودمختاری را تجربه کنند؟»(سنت، ۱۳۹۸ : ۲۱۶) این معمایی است که سِنِت اقرار می‌کند هنوز راه حلی برای آن پیدا نکرده است.     

تصویر روی جلد کتاب «احترام»

سیاست احترام

با وجود این در فصل آخر کتاب با عنوان «سیاست احترام» سنت سرخط‌های کلی‌ای را برای بازیابی احترام اجتماعی بیان می‌کند. سه قاعده مدرن احترام از نظر او عبارتند از: به جایی برس، مواظب خودت باش، به دیگران کمک کن. در عین حال نابرابری‌هایی در جامعه وجود دارند که این سه قاعده را گاه ناممکن می‌کنند. در مواجهه با این نابرابری‌ها سِنِت راهکارهایی را پیشنهاد می‌کند: «احترام گذاشتن به دستاوردهای عملی متفاوت به جای امتیاز بخشیدن به استعداد بالقوه، تصدیق ادعاهای بر حق در مورد وابستگی بزرگسالان،  اجازه دادن به مردم در مشارکت فعالانه‌تر در شرایط مراقبت از خود» (سِنِت، ۱۳۹۸ : ۳۱۶) از نظر سِنِت، مبارزه با نابرابری برای ایجاد احترام متقابل کافی نیست. احترام گذاشتن شخصی که مقدر است قوی‌تر بماند به شخص ضعیف‌تر، مسئله‌ای غامض برای جامع باقی خواهد ماند.     

درباره کتاب

کتاب «احترام: تکوین منش در جهان نابرابری‌ها» در سال ۲۰۰۳ به همت ریچارد سِنِت، جامعه‌شناس آمریکایی نوشته شد. بهنام ذوقی رودسری در سال ۱۳۹۸، آن را به فارسی ترجمه و نشر شیرازه کتاب را روانه بازار نشر نمود. ریچارد سِنِت، از شاگردان دیوید ریزمن و اریک اریکسون در جامعه‌شناسی و روانشناسی است. او در حال حاضر در دانشگاه نیویورک و مدرسه اقتصاد لندن مدرس جامعه‌شناسی است. حوزه‌های علائق او مسائل شهر، کار و فرهنگ است. پیشتر، از همین نویسنده کتاب «اقتدار» به همت باقر پرهام به فارسی ترجمه شده است.

منبع: ایرنا

همزیستی نیوز - عضو پژوهشکده مطالعات فناوری ریاست جمهوری با بیان اینکه ۴۸ درصد کنکوری ها امسال انتخاب رشته نکردند، گفت: تا زمانی که تقاضا برای آموزش عالی زیاد است حذف کنکور امکانپذیر نیست و شاید نگاه درستی هم نباشد.

به گزارش ایسنا، دکتر محمد خادمی در نشست تخصصی کنکور؛ چالش ها و راهبردها که عصر امروز در محل دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی برگزار شد، با بیان اینکه نظام سنجش و پذیرش در کنکور نداریم و کلمه نظام شایسته به کار بردن در این زمینه نیست، گفت: واقعیت این است که جدایی سنجش از پذیرش به معنای نداشتن نظام است.
وی در ادامه با انتقاد از عدم به کارگیری گزینش در نظام سنجش و پذیرش با طرح چند سوال اظهار کرد: گزینش در کدام قسمت نظام سنجش و پذیرش است که عنوان نظام سنجش، گزینش و پذیرش را بر آن بگذاریم؟ نقش آموزش و پرورش کجاست؟ سیستمی که 12 سال یک دانش آموز را در خود جای می دهد در کدام قسمت نظام سنجش و پذیرش جای دارد؟

خادمی همچنین با بیان اینکه در پذیرش و گزینش با بازار تقاضای اجتماعی برای آموزش عالی و بازار عرضه مواجه هستیم افزود: تا زمانی که تقاضا برای آموزش عالی زیاد است حذف کنکور امکانپذیر نیست و شاید نگاه درستی هم نباشد.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: وقتی توازنی بین عرضه و تقاضا برای آموزش عالی نباشد کنکور بهترین راهکار است. تغییر باید در بازار تقاضا صورت بگیرد؛ به عنوان مثال، در آلمان 49 درصد دانش آموختگان مدارس به سمت دانشگاه می روند و 51 درصد دانشگاه را انتخاب نمی کنند.

عضو پژوهشکده فناوری ریاست جمهوری گفت: در نظام آموزش عالی ایران 95 درصد دانش آموزان به سمت کنکور می آیند و تغییرات باید در این ناحیه اعمال شود.

وی با بیان اینکه در کنکور امسال 48 درصد کنکوری ها انتخاب رشته نکردند ادامه داد: تمام داوطلبان به دنبال اشتغال هستند اما چرا همین داوطلبان پشت رشته های پزشکی مانده‌اند؟ چون در پزشکی شغل تامین است.  
خادمی بر شفافیت نظام اطلاعاتی کنکور تاکید کرد و گفت: سازمان سنجش آموزش کشور باید اطلاعاتی در مورد انتخاب رشته در اختیار داوطلبان قرار دهد. به عنوان مثال، آیا داوطلبی با معدل 9 می تواند صاحب رتبه 100 شود؟ همین مسئله را یک کارشناس موسسه کنکوری در صدا و سیما به داوطلبان اعلام و تاکید کرد که آنها با معدل 9 می توانند رتبه 100 کنکور را به دست بیاورند که این مسئله ناشی از عدم آگاهی خانواده ها و داوطلبان و نبود شفایت در خصوص انتخاب رشته و نحوه ورود به دانشگاه است.
عضو پژوهشکده فناوری ریاست جمهوری تاکید کرد: بدون آزمون شدن 85 درصد پذیرش ها در رشته ها افتخار نیست چرا که حتی یک رشته پزشکی هم در این پذیرش ها حضور نداشت.
به گفته خادمی، 650 هزار نفر پشت کنکور تجربی هستند اما حتی یک رشته از تجربی در پذیرش بدون آزمون نیست؛ این وضعیت حتی در علوم ریاضی هم بدتر است. بنابراین وقتی نظام حقوق و دستمزد مشخص نیست داوطلبان کنکور به این سمت حرکت می کنند.
وی با ذکر مثالی دیگر اظهار داشت: داوطلبی سال 86 با رتبه سه هزار فیزیک دانشگاه شیراز قبول نمی شد اما در سال 96 با رتبه 68 هزار فیزیک قبول می شود؛ چون اقبال به این رشته ها کاهش یافته است.
خادمی خاطرنشان کرد: در آزمون های ایران، هنجار به جای ملاک اهمیت دارد و با مقایسه تراز داوطلبان کنکورهای 85 و 96 به این نتیجه می رسیم که افراد در کنکور 96 حتی با نمره منفی هم پذیرفته شده‌اند.
عضو پژوهشکده فناوری ریاست جمهوری با بیان اینکه کنکور عدالت نیست، تاکید کرد: وقتی فرد 12 سال درس می خواند اما سرنوشتش در چهار ساعت رقم می خورد چه عدالتی در کنکور وجود دارد؟ آزمونی که بازشناسی کند عدالت نیست.
وی آزمون را یک ابزار دانست و گفت: مسئله ای به نام سوابق تحصیلی و پذیرش بر اساس معدل را عَلَم کرده ایم که معیار قبولی را تنها معدل می داند و ضرایب دروس در زیر گروه ها مهم نیست، در حالی که دانش آموزی با نمره 19 در ریاضی معدل 12 دارد.
خادمی این نکته را هم یادآور شد که برخی مولفه ها مانند اشتغال تاثیر مستقیمی روی پذیرش و گزینش متقاضیان ورود به دانشگاه دارد.

پیشخوان

آخرین اخبار