

همزیستی نیوز - ویدئوهای مسئولان بعد از مبتلا شدن به کرونا بحث داغ افکارعمومی شده است. مردم میپرسند از کی تا به حال، ابتلا به کرونا افتخار شده و کلاس دارد؟ فلسفه خنده مسئولان بعد از ابتلا به ویروس کرونا چیست؟ مثلا با این لبخند قرار است فضای ترسناک را در جامعه تعدیل کنند یا میخواهند چه بگویند؟
برخی میگویند شاید مسئولان میخواهند با این واکنشها میخواهند مردمی بودن خود را به رخ بکشند و بگویند: «ببینید ما هم که مسئولیم کرونا میگیریم، یک وقت فکر نکنید این مصیبت فقط برای شماست. این هم سهم ما از کرونا.» تو گویی قرار بوده آنها مبتلا نشوند. این نگاه از کجا نشأت میگیرد؟ چرا کرونا گرفتن برای مردم گریه دارد و برای مسئولان خندهآور است؟
از سوی دیگر، واکنش مردم به ابتلای مسئولان به ویروس کرونا در نوع خود قابل توجه است. با گشت و گذاری در فضای مجازی و بخش نظرات سایتها و پایگاههای خبری مختلف میتوان دریافت که واکنش مردم به ابتلای مسئولان به کرونا، عمدتا لبخند همراه با تمسخر است. انگار برخی ته دلشان از این اینکه فلان مسئول هم گرفتار شده خوشحال هستند و به طعنه میگویند این ویروس عدالت را رعایت میکند؛ واکنشی که این پرسش را به ذهن میآورد که چرا ما از گرفتار شدن همدیگر در این وضعیت خوشحال میشویم؛ فرقی نمیکند چه مردم و چه مسئولان؛ منشأ این واکنشها چیست؟
چند روز پیش علیرضا زالی، رئیس دانشگاه علوم پزشکی و فرمانده عملیات مدیریت کرونا در تهران در یک برنامه تلویزیونی در صحبتهای خود درباره انتشار ویدئو و اعلام مثبت شدن تست کرونا توسط برخی مسئولان گفت: قطعا این افتخار نیست که مسئولی اعلام کند این ویروس را گرفته؛ چراکه موارد و الزامات مقابله با ویروس را رعایت نکرده و این موجب انتشار فرهنگ عدم محافظت در برابر ویروس میشود.
نمیدانند که با این کار دارند حرص مردم را درمیآورند
در ارتباط با این موضوع امیرمحمود حریرچی، جامعهشناس و استاد دانشگاه به ایرناپلاس میگوید: در میان همه ویدئوهایی که منتشر شده در روزهای اخیر و در این مسئله که شما اشاره کردید، اول از همه یک استثنا در این قضیه وجود داشت و آن هم شخص آقای دکتر ایرج حریرچی هستند. چون از نزدیک با ایشان ارتباط داشتم. میدانم انسان بسیار پرکاری هستند و همیشه هم در خدمت مردم بوده اند.
در این ویدئویی که منتشر کردند قطعا میخواستند به مردم آرامش بدهند و هیچ شوآفی در آن نبود. اما بعد از او برخی کسانی که انجام دادند بیشتر شبیه مانور تبلیغاتی بود برای نشان دادن اعتماد به نفس کاذبی که همیشه داشتهاند. مانوری که در شرایط دیگر هم شاهد آن بودهایم. مسئولان با این کارها میخواهند بگویند اعتماد بنفس بالایی دارند و آنها هم جدا از مردم نیستند در حالی که نمیدانند با این کار بعضا حرص مردم را درمیآورند.
حریرچی ادامه میدهد: مردم سؤال میپرسند که چرا باید آنها تست شوند ولی مردم عادی نشوند، مگر خون آنها رنگینتر است؟ ژن خوب اینجا هم جواب میدهد. برخی مسئولان هجوم آوردند که تست شوند در حالی که اساسا مشخص شده تا علائم نداشته باشی نیازی نیست، اما به مسئولان که میرسد معلوم میشود برای آنها کیت و امکانات تست و تشخیص هست. این تفکرات قالبی را خودشان در ذهن مردم درست میکنند. ما مبتلا شدیم اما از کنار قضیه اینطوری میگذریم در حالی که از آن طرف همه امکانات برای آنها همیشه مهیاست و به پشتوانه این امکانات لبخند میزنند.
کرونای مسئولان بدون علائم، زود و به موقع تشخیص داده میشود
این جامعهشناس میافزاید: اینکه پرسیدید کرونای مردم با کرونای مسئولان چه فرقی دارد، پاسخ روشن است. کرونای مسئولان بدون علائم، زود و به موقع تشخیص داده میشود و تمام امکانات برای آنها فراهم است.اما کرونای مردم باید به تب بالای ۴۰ درجه برسد. آن هم اگر کسی باشد آنها را معاینه کند و اگر جایی باشد که بستری شوند. تفاوت این است. البته امروز نمیشود چیزی را پنهان کرد. مردم کاملا متوجه هستند که چه تبعیضی در این زمینه وجود دارد؛ وقتی به راحتی از آنها تست گرفته میشود و پک به آنها هدیه دهند اما گاهی حتی یک ماسک هم گیر مردم عادی نمیآید. میخواهند بگویند ما تافتههای جدابافته نیستیم درحالی که بعضا نشان دادهاند که متفاوت از مردم هستند.
این استاد دانشگاه توضیح میدهد: در جوامعی که مسئولانش کنار مردم هستند، پابهپای مردم دارند زندگی میکنند، بالاترین مقاماتش با مترو و تاکسی رفت و آمد میکنند؛ میشود به آنها گفت مسئولان مردمی. اما برخی مسئولان ما همیشه ایزوله بودهاند.
حریرچی در پایان میگوید: همه این خبر را شنیدهایم و خواندیم که نرجس خانعلیزاده، پرستار بیمارستان میلاد لاهیجان با علائمی شبیه به کرونا جان باخت اما تست کرونا و نتیجه آن یک هفته بعد اعلام شد. اما برخی مسئولان صبح ساعت ۸ تب میکنند، ساعت ۱۰ تستشان مثبت میشود، ظهر قرنطینه و شب هم خبر سلامتی خود را توییت میکنند.
وقت نمایش نیست
به گفته این جامعهشناس، در شرایطی قرار گرفتهایم که مردم فکر میکنند کرونا برای آنها مساوی با مرگ است اما برای مسئولان نه. مسئولان باید بدانند مردم به اندازه کافی گرفتار زندگی و معیشت هستند، به اندازه کافی در این روزهای اخیر درگیر هراس، ترس و استرس شدهاند. بنابراین مسئولان باید این شرایط را درک و حال مردم را رعایت کنند و دست از این نمایشها و مانورها بردارند. مسئولان باید بدانند الان وقت نمایش و مانور دادن نیست؛ ازنگاه برخی این کار آنها پوزخند به مردم است.
خودبزرگبینی را کنار بگذاریم
البته به نظر میرسد توجه مخاطبان به این گونه اخبار مسوولین، به ویژه در فضای مجازی، در این موضوع بی تاثیر نبوده است. البته شب گذشته وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی هم در توییتی به این موضوع تذکر داد و نوشت: چند خبر منتشر امروز از مراکز واشخاص مسوول: ۱.تعداد ... از نمایندگان مجلس کرونا گرفتند. ۲. رئیس مرکز... کرونا گرفته است. ۳. نماینده شهرستان... :کرونای من کنترل شده است. او سپس خطاب به مسئولانی که مدام اخباری در مورد وضعیت سلامت خود در مواجهه با ویروس کرونا منتشر میکنند، نوشت: عزیزان: دغدغه مردم، کروناگرفتکی من و شما نیست. خودبزرگبینی را کنار بگذاریم.

همزیستی نیوز- رییس دانشگاه آزاد اسلامی، در بخشنامه تشکیل ستاد آموزش غیرحضوری دانشجویان اعلام کرد: کلاس های غیرحضوری و برخط برای دانشجویان این دانشگاه از روز شنبه ۱۷ اسفند ماه آغاز می شود.
به گزارش روز سه شنبه دانشگاه آزاد، محمدمهدی طهرانچی بخشنامه تشکیل ستاد آموزش غیرحضوری در استان ها و واحدهای دانشگاهی را به روسای استان ها، واحدها و مراکز آموزشی، معاونت آموزش های عمومی و مهارتی دانشگاه آزاد اسلامی ابلاغ کرد.
وی در این بخشنامه تاکید کرده است: با توجه به شرایط خاص ایجاد شده ناشی از شیوع ویروس کرونا در کشور و نبود امکان برگزاری فعالیت های دانشگاه به صورت حضوری و لزوم استفاده از راهکارهای جایگزین آموزشی در کنار شیوه های متدوال و جاری برای جبران زمان از دست رفته برای ارائه آموزش های دانشگاهی در دروس نظری در همه مقاطع، این بخشنامه ابلاغ می شود.
بر اساس این بخشنامه، اجرای کلاس های آموزشی در تمام سطوح دانشگاه آزاد اسلامی برای ارائه مطلوب آموزش به صورت غیرحضوری و برخط خواهد بود.
همچنین بر اساس بندهای این بخشنامه در هر استان و در واحدهای ویژه و سطح یک، ستادی به عنوان ستاد آموزش غیرحضوری تشکیل تا مدیریت آموزش های غیرحضوری را مدیریت و نظارت کند. اعضای ستاد در استان ها شامل روسای استانی به عنوان رئیس ستاد، رئیس شورای آموزش استان به عنوان نائب رئیس، مدیر مرکز فناوری اطلاعات استان به عنوان دبیر و دو نفر از اساتید هیات علمی آشنا به آموزش مجازی به انتخاب رییس استان است.
همچنین اعضای ستاد در واحدها شامل رئیس واحد به عنوان رییس ستاد، معاون آموزشی واحد به عنوان نائب رییس مسئول فناوری اطلاعات به عنوان دبیر و دو نفر از اساتید آشنا به آموزش غیرحضوری به انتخاب رییس واحد است.
از سوی دیگر در این بخشنامه تاکیده شده است: در هر واحد یکی از اعضای هیات علمی به عنوان مدیر آموزش غیرحضوری از سوی رییس واحد منصوب می شود.
همچنین کمیته پشتیبانی تحت نظر مدیر آموزش غیرحضوری تشکیل و هدایت و کمک به اعضای هیات علمی و دانشجویان را در ارائه مطلوب دروس عهده دار است.
بر اساس بندهای این بخشنامه واحد آموزش الکترونیک دانشگاه وظیفه پشتیبانی نرم افزاری واحدهای دانشگاه و پشتیبانی فنی کمیته های پشتیبانی را عهده دار است.
دروس معارف اسلامی مطابق بخش ارسالی از سوی دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها از سوی نهاد ارائه می شود و دانشجویان ملزم به رجوع به سایت نهاد هستند.
در این بخشنامه آمده است: مدیریت ارائه دروس در واحدهای سطح دو و سه در هر استان با ستاد استانی است. در خصوص آن دسته از دروسی که امکان ارائه درس به صورت غیرحضوری بر خط وجود ندارد، میهمانی دانشجو به واحد آموزش الکترونیکی و در اولویت دوم ارائه و سپس توسط واحدهای دیگر استانی توصیه می شود.
همچنین آموزش های مکمل برای اساتید و کمیته های پشتیبانی از سوی ستاد مرکزی ارائه خواهد شد.
مرکز فناوری اطلاعات و شبکه علمی دانشگاه پشتیبانی سخت افزاری را عهده دار هستند. رییس مرکز فناوری اطلاعات و شبکه علمی به عنوان دبیر ستاد مرکز آموزشی غیرحضوری مسئولیت هماهنگی و نظارت را برعهده دارد./ایرنا

روزنامهنگاران آزاد برای اینکه بتوانند در دنیای پرازدحام و رقابتی رسانههای امروز، سردبیران را به انتشار مطالب تولیدی خود قانع کنند باید از اصولی آگاهی داشته باشند که احتمال موفقیت آنها را افزایش میدهد.
کار روزنامهنگاری آزاد بسیار طاقت فرساست. ساعتها را صرف یافتن سوژههای مهم میکنید، سرنخهای اختصاصی و هوشیارانه را مییابید و مصاحبههایی را دنبال میکنید. اما این کارها را انجام نمیدهید تا مطالب و دیدگاههایتان در سیاهچاله صندوق پستی سردبیران ناپدید شود و امکان دریافت بازخوردها درباره آن، حالا چه مثبت و چه منفی، وجود نداشته باشد.
به نظر میرسد صندوق پستی سردبیران پر از مطالب ارسالی است و چنین مطالبی در حالی در این صندوق ها محبوس میشوند که از اهمیت خبری سوژه شما کاسته میشود و شما دیگر شانس زیادی برای کسب درآمد ندارید. بدتر از همه، همیشه این تردید وجود دارد که سوژهای که شما پیشنهاد کردهاید، توسط کارمندان رسانه مربوطه کار شود.
با وجود اینکه یافتن مشتری برای مطالب تهیهشده توسط یک روزنامهنگار آزاد دشوار است اما میتوانید با استفاده از چند راهکار شانس موفقیت خود را افزایش دهید. برخی از اصول کلی را در ادامه میآیند:
۱- مطالب رسانهای را که قصد دارید مطالب خود را برای آن ارسال کنید، مطالعه کنید. شاید فکر کنید که معلوم است باید مطالب خوانده شوند اما در کمال تعجب باید گفت که اغلب روزنامهنگاران آزاد این کار را نمیکنند.
۲- ببینید چه موضوعهایی مورد علاقه آن رسانه است و چه خللهایی وجود دارد. درباره بهترین قالبی که میتوانید کار کنید اعم از خبر، وبلاگ، دیدگاه، گزارش یا هر چیز دیگری فکر کنید. یک بخش ویژه را شناسایی و بررسی کنید چه کسی آن بخش را دبیری یا سردبیری میکند و بعد سعی کنید بهطور مستقیم مطالب خود را برای او بفرستید و از ارسال مطالب به یک ایمیل سازمانی خودداری کنید.
۳- به یاد داشته باشید که سردبیران تحت فشارهای حرفهای قرار دارند. آنها احتمالا مطالب بیشتری برای رسیدگی دارند از جمله مطالب ارسالی از سوی روابطعمومیها، تماس از سوی منابع علمی، کارکنان خود آنها، رسانههای رقیب و دیگر روزنامهنگاران آزاد. برای اینکه توجه سردبیران را جلب کنید باید مطالب خود را درست تهیه و ارسال کنید.
۴- شاید استفاده از ایمیل راهکار نخست باشد. یک لید دقیق و غیرمبهم که شامل خلاصهای از مطلب باشد تهیه کنید. اگر مطلب شما خبر است این، لید خبر شما را تشکیل میدهد. یک متن و سابقه متشکل از ۱۰۰ کلمه بنویسید. این متن باید شامل اطلاعاتی در تایید لید شما باشد و کمک کند تا درباره اهمیت موضوع توضیح دهید. بعد بهطور خلاصه شرحی از سابقه همکاری قبلی خود با رسانهها ارائه دهید. این امر به سردبیر کمک میکند تا اعتبار نوشتههای شما را احساس کند.
۵- یکی دیگر از روشهایی که میتوانید مهارت نویسندگی خود را نشان دهید ارسال متن کامل مطلب تهیه شده است. از این طریق سردبیر میتواند دقیقا آنچه را که دریافت کرده رؤیت کند و میزان نیاز آن به ویرایشهای احتمالی را بررسی کند.
۶- اما گام بعدی چیست؟ منتظر نمانید رسانهای که مطالب خود را برای آن ارسال کردهاید، به شما پاسخ دهد. مصر باشید. کمی صبر کنید بعد تماس بگیرید تا از رسیدن مطلب خود مطمئن شوید. به احتمال زیاد این امر سردبیر را وادار خواهد کرد تا مطلب شما را بخواند و بهترتیب به آن پاسخ دهد. رعایت ادب و رفتار جذاب بهترین روش برای گرفتن نتیجه مطلوب است.
۷- برای جلوگیری از به سرقت رفتن ایدههای خود چه بکنیم؟ در واقع همیشه این احتمال رخ نمیدهد اما اگر ایده بسیار جالبی دارید، سعی کنید به اندازهای اطلاعات درباره آن ارائه دهید که توجه سردبیر را جلب کند. اطلاعات شما باید به میزانی باشد که بهراحتی امکان دنبالکردن آن وجود نداشته باشد. وقتی که خوب توجهات را جلب کردید میتوانید اطلاعات بیشتری را در اختیار نهید.
پس در یک جمع بندی:
- یک بخش خاص را در یک رسانه مورد نظر هدف قرار دهید و مطلب خود را برای سردبیر مسئول آن بخش ارسال کنید.
- مهمترین بخش موضوع خود را با زبانی شفاف و دقیق بیان کنید.
- خلاصهای از سابقه خود ارائه دهید.
این کارها را هرگز انجام ندهید:
- بدون اینکه ابتدا مطالب یک نشریه یا روزنامه را بخوانید مطلبی برای آن نفرستید.
- منتظر نمانید تا پاسخی را از طرف رسانه مربوطه دریافت کنید.
- اگر سوژه شما جدید و بسیار مهم است اطلاعات زیادی درباره آن ندهید.
منبع: گاردین

بامداد لاجوردی: دیگر دوستی موثر هم یک ایده است، و هم سبکی از زندگی که در حال رواج در سراسر دنیاست. کاهش دادن رنج، چه در انسان و چه در حیوانات، مطلوب است، حتی اگر از بین بردن برخی از آنها فعلا ممکن نباشد
در نگاهی دمدستی نسبت به اثر تازه پیتر سینگر ممکن است تصور شود که او در کتابش همانند بسیاری از دیگر معلمان اخلاق انسانها را به دیگر دوستی و مشارکت در امور خیریه دعوت میکند و نسبت به چگونگی و کیفیت این دعوت به عمل دگردوستانه ساکت مانده است. اما از منظری عمیقتر سینگر برای مقصود خود در دعوت مردم جهان به عمل خیرخواهانه موضعی متفاوت، خلاقانه و امروزیتری میگیرد. در حقیقت این فیلسوف اخلاق مترصد آن است که موضعی عقلانی برای جلب مشارکت افراد در امور خیریه و دیگر دوستانه داشته باشد. او در اثر خود مخاطب را در معرض سوالات و چالشها و آزمایشهای متعددی قرار میدهد که پاسخ به آنها میتواند افقهای جدیدی را برای خواننده کتاب بگشاید.
سینگر در این کتاب نشان میدهد چطور صرف بخش قابل توجهی از مال، وقت و حتی عضوی از بدن برای بهبود و رضایتمندی زندگی دیگران میتواند عقلانی باشد و به راحتی با عقل امروزی قابل اثبات و درک باشد؛ به طوریکه اگر بشنوید کسی کلیهاش را بابت رضایتمندی و لذت دیگری از زندگی اهدا کرده است، تعجب نخواهید کرد. این موضع سینگر او را از کسان بسیاری که در اینگونه موارد بیشتر به دنبال تهییج عواطف و ترغیب احساسی مخاطبان خود هستند متمایز میکند و نشان میدهد اعمال خیرخواهانه عقلانی هستند.
این فیلسوف اهل استرالیا در اثر خود اصولی عقلانی برای مشارکت در فعالیتهای خیرخواهانه ترسیم میکند. وی در بخشی از کتابش این ایده را به چالش میکشد که «انسانها بیشتر تمایل دارند در فعالیتهای مشارکت خیرخواهانه داشته باشند که در مجاورت آنها قرار دارد و با چشم خود آن را میبینند!» سینگر با زیرکی آزمایشی را طراحی میکند و نشان میدهد این روش انتخاب ما چقدر غیرعقلانی و حتی غیراخلاقی است. وی با طراحی آزمایشی میپرسد: تصور کنید در پارکی در حال قدم زدن هستید و ناگهان متوجه کودکی میشوید که در حال غرق شدن در استخر کوچک پارک است. سینگر در ادامه یادآور میشود که تنها مشقت نجات کودک برای شما از بین رفتن کفش گران قیمت شماست. وی با اطمینان میگوید که شما حاضر خواهید بود برای نجات کودک کفش یا لباس گران قیمت خود را فدا کنید. او سپس با زیرکی میپرسد پس چرا حاضر نیستید از خرید کفش و لباس گران قیمت صرف نظر کنید و در عوض برای دهها کودک در آفریقا یا جاهای دورتر واکسن تهیه کنید و جان آنها را نجات دهید؟ خیلی از ما البته در پاسخ به این سوال تنها مجاورت مکانی و درگیری عاطفی را بهانه میآوریم اما این در حالیست که این نوع قضاوت تا حد زیادی غیرعقلانی است.
پیتر سینگر علاوه بر رویکردهای بالا به مخاطب خود نشان میدهد چقدر مصرف گرایی و لوکس گرایی در دنیای کنونی غیرعقلانی و غیراخلاقی است. او به همین ترتیب عنوان میکند، اگر روحیه دگردوستی در جامعه وجود داشته باشد، انسانها از مصرف بسیاری از کالاهای غیرضرور و تجملاتی دست خواهند کشید.
این فیلسوف اخلاقی به نحو چالش برانگیزی رویکردهای عاطفی و احساسی نسبت به فعالیتهای خیرخواهانه را به نقد میکشد. او میگوید فرد خیرخواه یا همان دگردوست باید اصول و چارچوبی را برای عمل دگردوستانهاش رعایت کند و نمیتواند بیگدار به آب بزند. وی نشان میدهد اینکه فرد متمولی تبدیل به دستگاه پولسازی برای عمل خیرخواهانه شود و به تعبیری «ابزار» عمل خیر باشد، رویکردی غیرعقلانی است و در عوض وی توصیه میکند که عمل خیر باید «هدف» باشد و نه ابزار.
پیتر سینگر در این کتاب تلاش میکند تا درکی نو از اصلاح الگوهای مصرف و مشارکت در امور خیریه به خوانندگان خود عرضه دارد. وی در کتاب خود عملا بسیاری از تصورات غالبی دوران کنونی را به چالش میکشد و نشان میدهد انسان امروزی چگونه میتواند با دوری از مصرف زدگی به شکل موثری در امور خیر و نوع دوستی مشارکت داشته باشد.
مصطفی ملکیان و محمدرضا جلاییپور نیز بر این کتاب مقدمه نوشتهاند. مقدمه ملکیان بر این کتاب میتوان شاهدی از وزن رویکردهای اخلاقی سینگر در اثرش هست؛ مصطفی ملکیان در مقدمه فشرده خود به همان سبک نوشتاری خودش، ایدههای محوری پیتر سینگر را به طور خلاصه و موردی در شانزده بند دستهبندی کرده و آنها را مورد به مورد بیان میکند؛ به طوریکه مخاطب با مطالعه آن تا حدی قابل قبولی از مواضع اخلاقی سینگر اطلاع پیدا میکند.
در این کتاب پس از مقدمه مصطفی ملکیان، مقدمه دیگری به قلم محمدرضا جلاییپور آمده است. جلاییپور با مقدمه خود تلاش کرده تا اهمیت رویکرد پیتر سینگر در خیریههای در دنیای کنونی را تشریح کند و خواننده را مجاب کند که مواجهه با این رویکرد جدید ارزشمند است و به همین ترتیب این اطمینان را به مخاطبان کتاب بدهد که با صرف وقت نسبت به این کتاب نه تنها چیزی را از دست نخواهند داد بلکه افقهای جدیدی نیز در برابر آنها گشوده خواهد شد.
کتاب « دیگر دوستی موثر؛ رساندن بیشترین خیر چگونه فهم ما را از زندگی اخلاقی تغییر میدهد؟» نوشته پیتر سینگر فیلسوف اخلاق در عصر کنونی است که اخیرا به فارسی توسط آرمین نیاکان ترجمه و توسط نشر نی نیز منتشر شده است.